پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

آخر الزمان

شكى نيست كه هر آغازى را انجام و هر شروعى را پايانى است، جز ذات بى پايان خداوندى كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نيز مانند تمام مخلوقات الهى چنين خواهدبود. روزگارى بر دنيا سپرى شده كه ديباچه‏ى زندگى دنيايى به شمار مى‏آيد و زمانى نيز خواهد گذشت كه پايان اين كتاب خواهد بود. برگه‏هاى پايان كتاب زندگى انسان در زمين «آخرالزمان‏» خوانده مى‏شود. اين اصطلاح كه در اغلب اديان بزرگ به چشم مى‏خورد، در اديان ابراهيمى و به‏ويژه در دين اسلام، بسيار مورد توجه قرار گرفته است. اين اصطلاح، معمولا به روزگار پايانى دنيا و رويدادهايى كه ممكن است در اين بخش از زندگى دنيايى به وقوع بپيوندد، گفته مى‏شود و در روايات فراوان مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله اتفاقات بسيار مهم اين دوران مى‏توان به قيام جهانى حضرت مهدى ( عليه السلام) اشاره كرد.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 1
پیام ها و نقد شبهات روز

 

 

آيت الله بحرالعلوم ميردامادي(دام ظله) تصريح كردند:

عدم بروز حقايق توسط امثال باباشنوده به دليل فشار دولتهاي استعماري است

آيت الله سيدمحمود بحرالعلوم ميردامادي (دام ظله) با اشاره به درگذشت بابا شنوده سوم' رهبر قبطی ها مصر در سخناني اظهار داشتند: آن طور كه  در احوالات وي گفته اند، ايشان فردي منصف بودند، بابا شنوده و امثال ايشان اگر نام نيكي براي خودشان باقي گذاشتند به دليل رسيدن به حقايق بوده است، ولي شايد به دليل فشار حكومتها نتوانسته اند آن حقايق را بروز دهند و اين مساله باعث مي شود فرد دچار برخي كم كاريها و اشتباهات اجتماعي و سياسي  شود.

ايشان در ادامه با بيان اينكه ما با مسيحيت اشتراكاتي در موضوعات متعدد داريم ابراز داشتند: از جمله اشتراك اسلام و مسيحيت اعتقاد به وجود خدا است، اشتراك دوم در قبول انبياء تا حضرت عيسي عليه السلام  است كه اين مسائل ايجاب مي كند كه ما با يكديگر گفتگو كنيم.

معظم له با تاكيد بر اينكه ما خواهان برقراري عدالت در كل عالم هستيم افزود: در انجيل نسبت به بعثت پيامبر اكرم صلي الله و عليه و آله وسلم بشاراتي وجود دارد ولي متاسفانه در دين مسيحيت افرادي وارد شدند و آن را وارونه جلوه داده و انجيل را  تحريف كردند.

ايشان افزودند: در دين يهود نيز اين مساله صورت گرفت و در اصل مي توان گفت اين سياست يهود بود كه در جامعه مسيحيت نيز نفوذ كرد و متاسفانه بين ما و مسيحيت را جدايي بزرگي انداخت.

معظم له در ادامه به تشريح انحرافاتي كه در مسيحيت بوجود آمد پرداخت و اظهار داشتند: تحريف اول از بين بردن يكتا پرستي و ايجاد تثليث بود و مسيحيتي كه موحد بود، به واسطه تثليث قدم در وادي شرك گذاشت و انحراف بزرگي را در اين دين الهي بوجود آورد.

ايشان افزودند: دومين مساله تحقير حضرت عيسي عليه السلام بود و آنها با نسبت دادن مسائل نادرست و غير واقع اين پيامبر آسماني را تحقير نمودند، تحريف ديگري كه در انجيل صورت گرفت حذف نشاني هاي پيامبر اكرم صلي الله و عليه و آله وسلم بود كه اين مساله سر آغاز جدايي مسيحيت و اسلام بود.

معظم له با بيان اينكه مير سيد احمد جبل عاملي صاحب كتاب نفيس"مصقل صفا"  دانشمندي است كه از تورات و انجيل اصلي آياتي را بر حقانيت پيامبر اكرم صلي الله و عليه و آله و سلم و خاندان مطهرش تا امام زمان عليه السلام را استخراج كرده است افزودند: اين حقايق ممكن است بر امثال باباشنوده عيان شده باشد، ولي به دليل فشار دولتها نتوانسته باشند آن را بروز دهند.

ايشان گفتند: ما با مشتركاتي كه با مسيحيت داريم، مي توانيم در كل دنيا باهم كنار بياييم، اما حكومتهاي استعمارگر نمي گذارند موحدين با هم متحد شوند و همواره به دنبال ايجاد تفرقه و دشمني بين آنها هستند.

معظم له با تاكيد بر اينكه ما در مساله منجي نيز داراي اشتراكاتي هستيم بيان داشتند: ما مي توانيم مشتركاتمان را در كنفرانس ها مطرح كنيم و در خصوص مسائلي همچون توحيد، نبوت حضرت عيسي عليه السلام و اثبات پيامبري حضرت محمد صلي الله و عليه و آله وسلم با يكديگر گفتگو كنيم.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به فروش كليساها در غرب به تشريح علل دين گريزي در جوامع غربي پرداخت و اظهار داشتند: با پيشرفت علم و تكنولوژي، عقل و علم مردم نيز بالا رفته است و مردم نسبت به خرافات بي توجه هستند و از آن دوري مي كنند.

ايشان ادامه دادند: برخي از مردم اروپا مي دانند كه در تورات و انجيل مسائلي وجود دارد كه با عقل منافات دارد و كليساها نيز كه بايد مبلغ دين باشند، به محلي براي امضاي اعمال مستكبران تبديل شده اند و در اين ميان مردمي كه طعم ظلم اين كليساها را چشيده اند و از اعمال روحانيت يهودي و مسيحي ناراحت هستند، از استبداد كليسا بري شده و از آن گريزان مي شوند.

معظم له  گفتند: در سفرهايي كه به اروپا داشته ام از برخي كليساها بازديد نمودم و در انجا جز تعداد اندكي افراد پير و سالخورده كسي را نديدم و در واقع مي توان گفت، نسل تحصيل كرده و جوان از كليسا گريزان هستند و به واسطه اين بي ميلي و عدم استقبال مردم، كليساها به فروش مي رسد.

ايشان افزودند: بر خلاف غرب، در جوامع اسلامي جوانان با شور و نشاط قابل توجهي در مساجد، مراسم ديني و مذهبي شركت مي كنند و بسياري از مجالس و برنامه هاي ديني توسط جوانان تحصيل كرده و متعهد به مباني اسلام و مكتب اهل بيت عليهم السلام اداره مي شود.

معظم له با بيان اينكه مكتب تشيع،  مخالف با استبداد و ظلم است و آموزه هاي اصيلي همچون عاشورا و انتظار را در خود دارد، گفتند: ما در مكتبمان نكات جالب و جذابي براي جوانان داريم ولي بايد دقت كنيم كه مبادا با اخلاق، منش و رفتارمان احساسات پاك جوانان را خدشه دار كنيم و در واقع همه ما بايد آبروي اسلام باشيم.

 




بزرگترين بي خدا تسليم خدا شد؛
بازگشت ريچارد داوكينز مهر تاييد بر پوشالي بودن ماترياليسم

دكتر كيلينتون ريچارد داوکینز استاد سابق دانشگاه آكسفورد و نويسنده کتاب پندار خدا است كه در نوامبر سال ۲۰۰۷ فروش این کتاب تنها در زبان انگلیسی به یک و نیم میلیون نسخه رسید.وي در اين كتاب عنوان مي كند   كه خالق ماوراطبیعه به احتمال قریب به یقین وجود ندارد و ایمان دینی یک پندار [توهم] غلط جا افتاده‌است. وي آشکارا خداناباور است و از منتقدان بنام مذهب بشمار می‌آید. برخی او را بی خدایی ستیزه جو مي دانند. داوکینز خداناباوریش را نتیجه منطقی درک خود از نظریه فرگشت و درک این که دین و علم ناسازگارند می‌داند.
به نظر داوکینز ایمان یکی از بزرگترین آفت‌های جهان است. ایمان به معنی اعتقادی است که بر پایه شواهد نیست . او ایمان را مانند آبله می‌داند بااین تفاوت که ریشه کنی ایمان بسیار دشوارتر است.
اما  اینک؛ داوکینز در جدیدترین مناظره تلویزیونی اش سخنانی را به زبان راند که صدها دانشجوی حاضر در مناظره انتظار شنیدن اش را نداشتند...
او در مناظره تلویزیون اش، زمانی که به ریشه خلقت رسید، دیگر تمام مبارزه اش را با خداپرستان به فراموشی سپرد و ناچار به اعتراف شد که نمی تواند وجود خدا را نفی کند...
آيت الله سيد محمود بحرالعلوم ميردامادي (دام ظله) در اين راستا در سخناني به تشريح تفكرات منكرين وجود خداوند پرداخت و اظهار داشتند: كساني مانند آقاي ريچارد داوكينز كه وجود خدا را انكار مي كنند، در واقع منكر خدا نيستند، بلكه منكر تفكرات ذهني خودشان هستند، تا جايي كه مي توان گفت در تمام عالم منكر خدا وجود ندارد و خود منكرين نيز مي دانند كه عقيدشان دروغ است.
معظم له با بيان اينكه هيچ انساني نمي تواند بگويد كه نظم و نظام موجود در آفرينش به صورت اتفاقي و بدون وجود خالق شكل گرفته است، افزودند: تمام هستي، از ذره تا كهكشان همه فرياد مي زنند كه بدون هدف و بدون خالق نيستند و حال اگر دانشمندي بيايد و منكر وجود خالق شود عملي بعيد انجام داده كه فقط از بي خردان سر مي زند.
وي با بيان شعري ازفقيه متكلم مرحوم ميرداماد با اين مضمون كه اگر كسي منكر خدا شود منكر خود شده است، به تبيين دلائل گرايش مردم به بي خدايي پرداخته و گفتند:بعد از اينكه كليسا در قرون وسطي به محل ديكتاتوري روحانيت مسيحي تبديل شد و آنها با بهانه خدا پرستي اقدام به ظلم و بي عدالتي بر مردم كردند، موجبات نارضايتي و دلزدگي مردم از مذهب فراهم شد و در نتيجه مردم به سمت مكتب الحاد و ماترياليسم گرايش پيدا كردند.
ايشان افزودند: بعد از مدتها هنگامي كه خشم و عصبانيت مردم فروكش كرد، كساني كه ملحد بودند و خدا را قبول نداشتند به سمت خداپرستي گرايش پيدا كرده و خداجو شدند و بر اين اساس در طول تاريخ ماترياليسم هاي پشيمان زياد بوده است.
معظم له در ادامه با بيان اينكه اگر حكومتهاي فاسد و استعمارگر كنار روند و مردم را در پذيرش حقيقت آزاد گذارند يك نفر ماترياليسم در دنيا باقي نمي ماند، افزودند: ما اين بازگشت را به آقاي ريچارد داوكينز تبريك گفته و منتظريم تا ديگران نيز به اين مسير كه تنها مسير سعادت و كمال بشريت است بازگردند.
ايشان با اشاره به آيه شريفه ي " "ادخلوا فى السّلم كافّة "  مبني بر اينكه مكتب خداشناسي مكتب سلم  است، گفتند: خداشناسي عين سلامت است، ماتريالسم ها علامت سوال دارند ولي موحدين تسليم اند و علامت سوالي ندارند و دليل آن هم اين است كه خداشناسي مطابق با خرد و علم طبيعي است و تمام انچه را كه دين مي پذيرد با خرد و منطق نيز سازگار است.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به تاثير تبليغات در بازگشت افراد به سمت خداپرستي تصريح كردند: فطرت انسان بر اساس خداشناسي سرشته شده و مساله خداپرستي و نياز به معبود در وجود همه انسانها نهفته است، تبليغات اين فطرت را زنده مي كند و بسياري از موانع را كنار مي زند و اگر جو ديكتاتوري نباشد و شرايط براي مبلغين فراهم باشد افرادي مانند آقاي ريچارد داوكينز به صورت روزافزون به سمت توحيد و يكتا پرستي مي آيند.
معظم له با بيان اينكه بايد به وسيله تبليغات صحيح  اين افراد را با مكتب انسان ساز اسلام و مكتب اهل بيت عليهم السلام آشنا سازيم، ادامه دادند: گرايش اين افراد به اسلام و مكتب تشيع و ايجاد روحيه منجي باوري در آنها به صورت معجزه نمي شود و بايد حوزه هاي علميه، تحت اشراف مراجع عاليقدر با تبليغ و ترويج آموزه هاي اصيل اسلامي با زبان سلم و سلامت اين افراد را جذب به اسلام و تشيع نمايند و هر چه ترويج معارف ديني و مهدوي ما بيشتر باشد اثر آن نيز بيشتر خواهد بود و مكتب ولايت  امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف با دلها بر اساس فطرتشان كار دارد و اگر از تبليغ دين در دايره مسجد و محراب كشورمان خارج شويم و گستره آن را جهاني كنيم قطعاً  برنده اين موضوع خواهيم بود.

 

 

 

 

ماترياليسم نما چه گفته است؟


بسمه تعالي

بعضي از دانشجويان از بنده خواسته اند ، به اظهارات پروفسور استفان هاوکینگ ( (Professor Stephen Hawking

كه اخيرا بر خلاف علم و منطق سخن گفته و آب به آسياب ماترياليسم ها و حكومت هاي مستكبر ريخته مطالبي را بيان كنم.

بنده به حول الله و قوته و با تكيه به عنايات حضرت صاحب الامر (ارواحنا فداه) مطالبي را بيان مي كنم.

1- مگر بشر چه مقدار از جهان فیزيك اطلاع دارد كه بتواند به نفي جهان متا فيزيك بپردازد او كه هنوز اندر خم يك كوچه است و قرن ها زمان و تلاش علمي لازم دارد كه تا پنج درصد اطلاعات فعليش رشد و ترقي نمايد آنوقت تازه هنوز اندر خم يك كوچه است.

2- جهان فیزيك در اين مورد پاسخ گوست و اطلاعات بشر از عالم آفرينش پاسخ مي دهد كه عالم آفرينش و جهان فیزيك بدون بنّا و معمار نمي تواند باشد، يعني اثبات صانع و اقرار به بنّا و معمار براي جهان فيزيك از مقررات خود فيزيك و دانستني هاي مادي گرفته شده است و مربوط به جاي ديگر نيست.

3- انسان جزئي از فيزيك است و از هر نظر، از ديگر مخلوقات مادي برتر است. اين انسان با اين برتري اقرار دارد كه هر ساختمان، محتاج معماري خبير و سازنده اي داناست، پس مسئله اثبات خدا، مربوط به پيامبران نيست بلكه مربوط به فكر بشري است كه جزء فيزيك است. البته جهان حيوانات ، نباتات ، جمادات و كل جهان فيزيك هم، با زبان بي زباني همين مطلب را مي گويند، كه مصنوع و پديده، بدون پديد آورنده نمي شود.

برگ درختان سبز در نظر هوشيار                                   هر ورقش دفتري است معرفت كردگار

4- مطالعه ي علل گرايش به ماترياليسم Materialism)) ، به ما مي گويد كه برخي ماترياليسم ها عمل مدعيان دين داري را ملاك حق بودن مكتب خداپرستي قرار داده اند و چون از بعضي از آنان صداقت و عدالت نديده اند، به اصل مكتب بد بين شده، به انكار خدا قيام كرده اند. در حالي كه در مقابل، گروهي از خدا پرستان و در رأس آنان پيامبران و جانشينان حقيقي آنان راست كردار و عادل بوده و براي برپايي عدالت رنج فراوان كشيده اند.

5- علت گرايش بعضي به مادي گري و انكار خدا اين است كه، اينها مي بينند دين براي شهوتراني ، بي بندباري ، بي عدالتي و خلاصه خلافكاري ترمز است و اين عده مي خواهند افسار گسيخته باشند و به نام آزادي به حريم ناموس، مال و زندگي ديگران تجاوز كنند. لذا مي گويند ما وجود خدا را منكريم، يعني انكارشان بر مبناي شهوتراني و افسار گسيختگي است و جنبه عقلي و علمي ندارد.

6- حكومت هاي ظالم، چگونه با مقصد انبياء و جانشينان واقعي آنها خودشان را وفق بدهند. روحيه ستم گري اينان با مكتب انبياء كه بشارت عدالت صد در صد، در دولت کریمه را مي دهد و براي رسيدن به مدينه فاضله Utopia))، مردم را به پاكي و عدالت دعوت مي كند، نمي سازد. لذا انديشه ماترياليسمي و الحاد را ترويج مي كنند تا مانعي به نام دين، سر راه ستمگري آنان نباشد.

7- مطالعه ی علت هاي گرايش به ماترياليسم و انكار خدا، به ما مي گويد كه اين مسئله گاهي جنبه علم زده گي و شهرت طلبي دارد، مثلا چون شخص خيلي خود را دانشمند مي داند و نيز شهرت طلبي دارد، بر خلاف فطرت و عقل يك حرفي مي زند تا رسانه ها و روزنامه ها بگويند و بنويسند و او از اين تبليغ عقده گشايي كند و شهرتي كسب نمايد.

8- همانطور كه گفتيم چون مادي گري و انكار خداي متعال به سود حكومت های ظالم است، لذا دانشمند تحت نظارت حكومت، در اثر قدرت زده گي بايد در برابر اين نظريه ی خلاف علم، تسليم باشد و بنا بر مصالح سياسي حكومت، جبر را عليه خدا پرستي تخریب نماید و با تلقين مطالب ظاهراً علمي و روشنفكري، منكر متافيزيك (Metaphysics) و جهان ماوراء طبيعت (Beyond nature)  گردد و اين كار بویژه از قدرت هاي صهيونيستي (Zionism) و دانشمندان آنان كه آخر كار جبراً ديوانه مي شوند و خود رابايد به تخدیر بزنند، اصلاً بعيد نيست.

9- رجوع به متخصص از مطالبي است، كه در دنياي دانش، معروف و مشهور است. يعني هر رشته اي استاد خبیر خودش را مي طلبد. آيا اين دليل نمي شود كه براي شناخت بنّا و معمار فيزيك(1) كه فوق فيزيك و ماوراء طبيعت است، به كساني رجوع كنيم كه مدعي اند با ماوراء فيزيك ارتباط دارند و ادعايشان با معجزه و كارهاي خارق العاده و مافوق فيزيك، همراه است (اصل نبوت).

10- مكتب انبياء و قوانين آنان مطابق با قوانين فيزيك، خاصه مطابق با خلقت روحي و جسمي انسان است و اين مطلب جيزي نيست كه از نظر دانشمندان بزرگ دور باشد.

11- در جهان فيزيك هر چيزي جاي خود و در مسير تأيين شده ي خود حركت مي كند ولي انسان كه از آزادي برخوردار است، خلاف مسير معيّن، سعي و تلاش دارد. لذا انبياء به موعظه انسان پرداخته و او را از سوء استفاده از آزادي خدا دادي منع مي كنند.

12- مطلوبيت عدالت در جهان فيزيك كه هر چيزي كار خودش را بايد بكند و در مسير تأيين شده خودش حركت نمايد، مثل مطلوبيت علم و آگاهي، قبول كننده ی تغيير نمي باشد و جريان تز thesis)) و آنتي تز ( (Antithesis بر آن حكومت ندارد.

13- در جهان فيزيك هر چيزي در جايگاه خودش بايد باشد و هر شيئی كار خودش را بايد بكند. آيا اين همان معناي عدالت نيست، كه پيامبران در جوامع بشری خواهان آن بوده اند؟

14- خالق فيزيك كه عدالت را بر عالم آفرينش و جهان فيزيك حاكم كرده، روزي كه عقل و دانش بشر ارتقاء يابد، به فرماندهي يك انسان كامل، عدالت را در زندگي بشر، حاكم مي گرداند و انسان در كنار موجودات ديگر، لذّت عدالت را مي چشد (اصل مهدويت).

15- هيچ انساني نمي تواند بنّا و سازنده جهان را منكر شود. هركه ادعاي انكار كند، منكر بنّا و سازنده جهان نشده بلكه تصور ذهني خويش را منكر شده است.


در خاتمه مي گويم، آقاي دكتر استفان هاوکینگ ( (stephen hawking و امثال او اگر دانشمند به بندكشيده ي حكومت هاي ستمگر نيستند، بيايند اسلام را با دو اصل قرآن و عترت عليهم السلام، مطالعه نمایند. آن وقت از انكار خدا خجالت مي كشند و از نام او، امر و نهي او، عبادت و نيايش با او، لذت مي برند. بهرحال ما آماده ي مباحثه در موارد فوق هستيم.


والسلام عليكم ورحمة الله و برکاته

سید محمود بحرالعلوم میردامادی

نجف اشرف

 

(1)    براي اصل اعتقاد به خدا يعتي اثبات صانع عقل كفايت مي كند اما براي شناخت خدا و اعتقاد به توحيد علم و عقل مي گويد بايد به پيامبران رجوع نمود.