پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

سهم انتظار

انتظار، سهم چشمانى است كه رو به آفتاب زيسته‏اند؛ سهم دستانى است كه شبگاهان، در وسعت نيايش، به جانب آسمان ريشه دوانيده‏اند، سهم دل هايى كه چون كبوتران خونين بال، در بى نهايتى سرخ جاودانه تپيده‏اند؛ منتظران، مجنون زادگان ليلاى وجودند؛ عاشقانى دل سوخته كه لب به زمزمه‏ تر كرده‏اند؛ آنان، با تمام وجود، روى خود را به آسمان دوخته، دستان را به دعا بلند کرده و ظهور هادى امت را به انتظار مى‏نشينند و در دل، شور و شوق و اميد پرورانده‏اند و پاى افزارى از صبر و شكيب ستانده‏اند تاخستگى راه، مجال‏شان ندهدكه0به «ماندن‏» بينديشند كه بايد «رفت‏» تا به «راه‏» پيوست؛ چرا كه «رفتن‏»، به راه مى‏پيوندد و «ماندن‏»، به ركود. آرى، حركت، ره آورد طبيعى انتظار است. آنان كه يافته‏اند حركت و تلاش به هدايت مى‏انجامد، و چه شيرين، جرعه جرعه از هدايت‏هاى مستمر حق بهره‏مند مى‏شوند.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 1
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > پژوهشکده مهدویت > آرمان شهر، مدينه فاضله > حضرت مهدى (ع) و دولت رفاه

استفاده از همه اموال (اموال عمومى، خصوصى)

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home

امام مهدى (ع) براى پيشبرد اهداف انقلاب - طبق تعبير برخى از احاديث - از همه اموال خصوصى و عمومى بهره مى‏گيرد.

در احاديثى آمده است كه همه اموال دنيا نزد امام مهدى (ع) گرد مى‏آيد، و امام آنها را ميان مردمان طبق قانون عدل و بر اساس نياز و رسيدن به رفاه و بى‏نيازى تقسيم مى‏كند:

امام باقر (ع)

... و تجمع اليه (القائم) اموال‏الدنيا من بطن‏الارض و ظهرها، فيقول للناس: تعالوا الى ما قطعتم فيه‏الارحام و سفكتم فيه‏الدماءالح-رام، و ركبتم فيه ما حرم‏الله - عزوجل - ... (28)

د مهدى (ع) گرد آيد، آنچه در دل زمين است و آنچه بر روى زمين، آنگاه مهدى به مردمان بگويد: «بياييد! و اين اموال را بگيريد! اينها همان چيزهايى است كه براى به دست آوردن آنها قطع رحم كرديد و خويشان خود را رنجانديد، خونهاى بناحق ريختيد، و مرتكب گناهان شديد، بياييد و بگيريد!. (29)

در اين حديث كه نمونه‏هاى ديگرى نيز دارد، اموال به طور مطلق آمده است و اين اموال عمومى، چون انفال و ثروتهاى طبيعى و مالياتهاى اسلامى و بيت‏المال را شامل مى‏شود و با اطلاق و كليتى كه دارد ممكن است اموال شخصى و فردى بر اساس مالكيتهاى خصوصى را نيز در بر گيرد، يعنى همه اموال از هر كس و هر راه باشد نزد حضرت گرد مى‏آيد و از آن مركز، عادلانه و برادرانه ميان همه افراد انسانى توزيع مى‏شود. شايد اينگونه تعاليم به اصلى نظر دارد كه در تعاليم ما رسيده است كه امام مالك همه اموال است و مالكان خصوصى امانتدارانى بيش نيستند. «... مناسب است كه نظريه كوبنده‏اى را در اموال در اينجا بياوريم كه هر نوع مالكيتى را رد مى‏كند چه رسد به مالكيتهاى كلان. شيخ بزرگوار ثقة‏الاسلام محمد بن يعقوب كلينى، صاحب «كافى‏» مالكيت‏شخصى را از هر كسى نفى مى‏كند در هر چيز ... و اين راى در كافى جلد 1/407 و 538، آمده است...» (30) در مورد مالكيت زمين احاديث زيادى رسيده است كه زمين ملك امام است.

امام صادق (ع):

... كان اميرالمؤمنين (ع) يقول: من احيى ارضا من‏المؤمنين فهى له و عليه طسقها يؤديه الى الامام فى حال‏الهدنة فاذا ظهرالقائم فليوطن نفسه على ان توخذ منه. (31)

- ... امير مؤمنان چنين گفت: هر كس زمينى را آباد كند آن زمين مال اوست و بايد مالياتى را به امام بدهد در دوران صلح (و آرامش پيش از ظهور)، و آنگاه كه رستاخيز قائم بيآغازد مطمئن باشد كه زمين از او گرفته مى‏شود.

اينها نمونه‏اى از تعاليم ما درباره مالكيت زمين در دوران پيش از ظهور و پس از ظهور بود كه نظريه مالكيت امام (32) را تثبيت مى‏كند. در تعاليم ديگرى از مالكيت اموال - بويژه دريرى بيشترى سخن رفته است:

امام باقر (ع):

- فى قوله تعالى: فلما احسوا باسنا اذاهم منها يركضون لا تركضوا و ارجعوا الى ما اترفتم فيه...» (33) يعنى الكنوزالتى كنتم تكنزون. (34)

- درباره اين آيه قرآن: «چون عذاب ما را حس مى‏كردند به ناگاه از آنجا مى‏گريختند. مگريزيد. به ناز و كاموريهاى خود و .. . بازگرديد...»

منظور گنجهايى است كه ذخيره كردند.

اين آيه در حديث امام باقر «ع‏»، به ويژگيهاى دوران ظهور تفسير شده است.

امام صادق (ع):

موسع على شيعتنا ان ينفقوا مما فى ايديهم بالمعروف، فاذا قام قائمنا حرم على كل ذى كنز كنزه حتى ياتيه فيستعين به على عدوه و ذلك قول‏الله: «الذين يكنزون‏الذهب والفضة ولا ينفقونها فى سبيل‏الله فبشرهم بعذاب اليم (35) » (36)

- شيعيان ما اجازه دارند از اموالشان در راه كار نيك انفاق كنند، ليكن هر گاه قائم ما قيام كند هر كس مالى گنج و ذخيره كرده است‏بر او حرام مى‏گردد، تا اموالش را به امام قائم دهد، و امام آنها را در راه سركوب دشمنان (دين حق) بكار برد. و اين معناى قول خداست: «كسانى را كه زر و سيم مى‏اندوزند و در راه خدا انفاق نمى‏كنند، به عذابى دردآور بشارت ده.»

مساله «كنز» در قرآن مطرح گشته و با لحنى قاطع و كوبنده ممنوع اعلام شده است، (37) ليكن در اثر بدآموزى و نفوذ اشرافيگرى در حوزه اسلام، اين اصل مورد توجه و عملكرد قرار نگرفته است. در رستاخيز ظهور كه دوران عرضه اسلام ناب و خالص و بى‏پيرايه است اين اصل اجرا مى‏شود، و همه اموال كنز شده جامعه، خود از جمله بودجه و سرمايه انقلاب جهانى مهدوى مى‏گردد، و امام از آنها براى ساختن جامعه آرمانى اسلامى و ايجاد رفاه و بى‏نيازى عمومى و سركوب دشمنان دين خدا - طبق تعبير حديث - بهره مى‏گيرد.