پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى بيايى...

جاده‏ها خود را آماده مى‏كنند، براى قدم‏هاى استوار تو و فرشى از زيارت «السلام عليك يااباصالح‏» را برخود مى‏گسترند. تو كه مى‏آيى، سنگ‏ها غزل مى‏خوانند و نگاهشان معنا مى‏گيرد. تو كه مى‏آيى، برآسمان تاريك دل‏ها مى‏تابى و به آن‏ها فانوس‏هايى از ستاره هديه مى‏دهى. تو سرشارى از غزل‏هاى سبز. تو كه مى‏آيى، طوفان با دريا آشتى مى‏كند و نور در رگ‏هاى زمين جارى مى‏شود. آرى، تو كه مى‏آيى، روشنى را به شب‏هاى تاريك هديه مى‏كنى و دل‏هاى شكسته را با مهربانى و لبخند پيوند مى‏زنى و پشت پنجره، نشستن و زيبا ديدن را براى چشم‏ها معنا مى‏كنى. تو كه بيايى، كوير معنا ندارد. همه جا سبز است، چون متن بهار! تو كه بيايى...

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 6
کاربر: 0
در این صفحه: 3

مدينه فاضله اسلامى ، مدينه رفاه و آسايش همگانى است . رفاه و تنعم بدان سان كه ديگر نيازمند و صاحب حاجتى در سطح جامعه يافت نمى توان كرد. يك دليل مهم بر اين امر، توزيع عادلانه ثروتها و منابع است . در شهر عدالت ، كه حقوق انسانها محور توجه و برنامه ريزى است ، بالطبع بذر اين توجه ، محصولى چون رفاه و برخوردارى همگانى از مواهب الهى در پى خواهد داشت . هم در تعاليم دينى و هم در آموزه هاى علمى و تجربى بشر، به روشنى ، به اين واقعيت راه برده ايم كه در صورتى جامعه از غنا و تجربى بشر، به روشنى ، به اين واقعيت راه برده ايم كه در صورتى جامعه از غنا و بهره مند عمومى سرشار خواهد گشت كه پيشاپيش از عدالت سيراب گرديده باشد و مشكل كشورها در حال حاضر و در قرون و اعصار متمادى ، كمبود منابع و مواهب طبيعى بر گستره خاك نبوده ، بلكه توزيع نا عادلانه آنها بوده است .
آنچه در روايات ظهور، در اين خصوص آمده است ، نشان مى دهد كه خواستها و آرزوهاى مادى انسان ، در جدول توجهات آرمان شهر اسلامى ، نه تنها از ياد برده نشده ، بلكه حتى در صدر توجه و عنايت قرار گرفته است و انسانها، به دليل داشتن چنين خواستهايى ، نه تنها مورد نكوهش قرار نگرفته اند، بلكه بر توجه خداوند در پاسخ به اين خواهشها تاءكيد فراوان رفته است :
پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد:
در امت من ، مهدى قيام كند....و در زمان او، مردم به چنان نعمت و برخوردارى و رفاه دست يابند كه در هيچ زمانى دست نيافته باشند. (و اين رفاه شامل تمامى انسانها خواهد بود چه ) نيكوكار و چه بدكار. آسمان مكرر بر آنان ببارد (كنايه از وفور مواهب طبيعى ) و زمين چيزى از روييدنيهاى خود را پنهان نسازد.
در روايات ديگر سخن از كثرت مال ، وفور نعمتها، بارانهاى پى در پى ، سبكبارى و رهايى از بارهاى سنگين زندگى ، آسودگى از رنج طلب كردن و نيافتن ، سخنى از اداى قرض تمام مقروضين و اداى دين تمام صاحبان دين است ، سخن از بى نيازى تمام انسانهاست و سخن از بذل و بخشش امام عليه السلام بر همگان است ، به طورى كه از طلب مال و بخشش ديگران بى نياز گردند.  در آنجا سخن از عمران و آبادى تمامى عرصه خاك است ، به گونه اى كه چون آن حضرت قيام كند، همه خرابيها را آباد كند، تمامى سطح زمين را از سرسبزى و نشاط و طراوت بپوشاند، گنجها و معادن زمين ، همگانى مورد استخراج قرار گيرند و زمين آنچه را كه در درون مخفى داشته ، براى رفاه و آسايش ‍ انسانها به دست او خواهد سپرد