پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

صفات ياران امام زمان (عليه السلام)

براى تحقق ظهور امام زمان (عليه السلام) وجود انسان‏هاى صالح، انگيزه‏هاى قوى، ايمان‏هاى راسخ، گام‏هاى استوار و دل‏هاى روشن نيز لازم و ضرورى است. امام زمان (عليه السلام(، كسانى را لازم دارد كه در مقابل پديده‏هاى تلخ و دشوار، مردد و متزلزل نشوند و عقب ننشينند تا بتواند با اين ها وارد كار عظيمى بشود كه قرار است دنيا را متحول كند. ايشان بايد در مقابل همه ي مشكلات بايستند، يك سيستم قوى لازم است كه افراد آن غير متزلزل باشند. بصيرت نافذ و راسخ داشته باشند كه هيچ مشكلى آنان را مردد نكند. امام زمان(عليه السلام) افرادى را لازم دارد آگاه، بصير، خبير، متوكل به خداى متعال، توجه كننده به جزييات و آن‏گاه فداكار، كاردان در اداره ي جامعه و رزم جو با دشمن. تقوا، تواضع، فروتنى و گذشت در برابر ضعفا و مقاومت در برابر زورمندان و ستمگران از صفات ديگر سربازان امام عصر (عليه السلام) مى‏باشد.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 3
کاربر: 0
در این صفحه: 1

ختم نبوت بدون نصب امام معصوم , خلاف حكمت الهى است و كامل بودن دين جهانى و جاودانى اسلام , منوط به اين است كه بعد از پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) جانشينان شايسته اى براى او تعيين گردند بگونه اى كه بجز مقام نبوت و رسالت , داراى همه مناصب الهى وى باشند.
اين مطلب را مى توان از آيات كريمه قرآن و روايات فراوانى كه شيعه و سنى در تفسير آنها نقل كرده اند استفاده كرد :
از جمله در آيه سوم از سوره مائده مى فرمايد : (( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً))
اين آيه كه به اتفاق مفسرين در حجة الوداع و تنها چند ماه قبل از رحلت پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) نازل شد بعد از اشاره به نا اميدى كفار از آسيب پذيرى اسلام ((اليوم يئس الذين كفر وامن دينكم ...)) تاكيد مي كند كه امروز دين شما را كامل , و نعمتم را بر شما تمام كرده .
و با توجه به روايات فراوانى كه در شان نزول اين آيه ها وارد شده كاملاً روشن مى شود كه اين (( اكمال و اتمام )) كه توام با نوميد شدن كفار از آسيب پذيرى اسلام بوده با نصب جانشين براى پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) از طرف خداى متعال , تحقق يافته است . زيرا دشمنان اسلام , انتظار داشتند كه بعد از وفات رسول خدا ( صلي الله عليه و آله  ) ـ مخصوصاً با توجه به اينكه فرزند ذكورى نداشتند ـ اسلام بدون سرپرست بماند و در معرض ضعف و زوال قرار گيرد , ولى با نصب جانشين براى ايشان دين اسلام به نصاب كمال , و نعمت الهى به سرحد تمام رسيد و اميد كافران بر باد رفت . ( 1 )
و كيفيت آن , چنين بود كه پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) هنگام بازگشت از حجة الوداع همه حجاج را در محل (( غدير خم )) جمع كردند و ضمن ايراد خطبه مفصلى از ايشان سوئال كردند : (( الست اولى بكم من انفسكم؟ )) ( 2 ) آيا من از طرف خدا متعال بر شما ولايت ندارم؟ همگى يكصدا جواب مثبت دادند , آنگاه زير بغل على ( عليه السلام  ) را گرفته او را در برابر مردم بلند كردند و فرمودند : (( من كنت مولاه فعلى مولاه )) و بدين ترتيب , ولايت الهى را براى آن حضرت , اعلام فرمودند .
سپس همه حضار با آن حضرت بيعت كردند و از جمله , خليفه دوم ضمن بيعت با امير موئمنان على ( عليه السلام  ) بعنوان تهنيت گفت : (( بخ بخ لك يا على , اصحبت مولاى و مولى كل مومن و مومنة)) ( 3 )
و در اين روز بود كه اين آيه شريفه , نازل شد : (( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً )) و پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) تكبير گفتند و فرمودند : (( تمام نبوتى و تمام دين الله ولاية على بعدى ((
و در روايتى كه بعضى از بزرگان اهل سنت ( حموينى ) نيز نقل كرده اند آمده است كه ابوبكر و عمر از جابر خاستند و از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله  ) پرسيدند كه آيا اين ولايت , مخصوص على است؟ حضرت فرمود :
مخصوص على و اوصيائ من تا روز قيامت است . پرسيدند : اوصيائ شما چه كسانى هستند؟ فرمودند :
(( على اخى و وزيرى و وارثى و وصيى و خليفتى فى امتى و ولى كل مومن من بعدى , ثم ابنى الحسن , ثم ابنى الحسين , ثم تسعة من ولد ابنى الحسين واحداً بعد واحد , القرآن معهم و هم مع القرآن , لايفارقونه و لا يفارفهم حتى يردوا على الحوض )) (4)
بر حسب آنچه از روايات متعدد , استفاده مى شود پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) قبلاً مامور شده بودند كه امامت امير موئمنان ( عليه السلام  ) را رسماً اعلام كنند ولى بيم داشتند كه مبادا مردم , اين كار را حمل بر نظر شخصى آن حضرت كنند و از پذيرفتن آن , سرباز زنند . از اين روى , در پى فرصت مناسبى بودند كه زمينه اين كار فراهم شود تا اينكه اين آيه شريفه نازل شد :
(( يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس )) ( 5 ) و ضمن تاكيد بر لزوم تبليغ اين پيام الهى ـ كه همسنگ با همه پيام هاى ديگر است و نرساندن آن بمنزله ترك تبليغ كل رسالت الهى مى باشد ـ به آن حضرت مژده داد كه خداى متعال تو را از پيامدهاى آن , مصون خواهد داشت . با نزول اين آيه , پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) دريافتند كه زمان مناسب , فرا رسيده و تاخير بيش از اين , روا نيست . از اين روى , در غدير خم به انجام اين وظيفه , مبادرت ورزيدند . ( 6 )
البته آنچه اختصاص به اين روز داشت اعلام رسمى و گرفتن بيعت از مردم بود وگرنه رسول خدا ( صلي الله عليه و آله  ) در طول دوران رسالتشان بارها و به صورت هاى گوناگون , جانشينى اميرموئمنان على ( عليه السلام  ) را گوشزد كرده بودند و در همان سال هاى آغازين بعثت , هنگامى كه آيه (( و انذر عشيرتك الاقربين )) ( 7 ) نازل شد در حضور همه خويشاوندان فرمودند : نخستين كسى كه دعوت مرا بپذيرد جانشين من خواهد بود و به اتفاق فريقين , نخستين كسى كه پاسخ مثبت داد على بن ابى طالب ( عليه السلام  ) بود .( 8 )
و نيز هنگامى كه آيه (( يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامرمنكم )) ( 9 ) نازل شد و اطاعت كسانى كه بعنوان (( اولواالامر))بطور مطلق , واجب كرد و اطاعت ايشان را همسنگ اطاعت پيغمبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ( قرار داد جابربن عبدالله انصارى از آن حضرت پرسيد :
اين (( اولواالامر )) كه اطاعتشان مقرون به اطاعت شما شده چه كسانى هستند؟ فرمود :
(( هم خلفائى يا جابر و ائمة المسلمين من بعدى . اولهم على بن ابى طالب , ثم الحسن , ثم الحسين , ثم على بن الحسين , ثم محمد بن على المعروف فى التوارة بالباقر ـ ستدر كه يا جابر , فاذا القيته فاقراه منى السلام ـ ثم الصادق جعفر بن محمد , ثم موسى بن جعفر , ثم على بن موسى , ثم محمد بن على , ثم على بن محمد , ثم الحسن بن على , ثم سميى و كنيى حجة الله فى ارضه و بقيته فى عباده ابن الحسن بن على ...)) ( 10 ) و طبق پيشگويى پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) جابر تا زمان امامت حضرت باقر ( عليه السلام  ) زنده ماند و سلام رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) را به ايشان ابلاغ كرد .
در حديث ديگرى از ابوبصير نقل شده كه گفت : درباره آيه اولواالامر از امام صادق ( عليه السلام  ) سوال كردم . فرمود :
در شان على بن ابى طالب و حسن و حسين نازل شده است . عرض كردم : مردم مى گويند چرا قرآن كريم , على و اهل بيتش ( عليه السلام  ) را بنام , معرفى نكرده است؟ فرمود :
به ايشان بگوى : آيه نماز كه نازل شد اسمى ازسه ركعت و چهار ركعت نبرد , و اين رسول خدا ( صلي الله عليه و آله  ) بود كه آن را براى مردم تفسير كرد. همچنين آيات زكات و حج و ... اين آيه را هم مى بايست پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله ) براى مردم تفسير كند و او چنين فرمود : (( من كنت مولاه فعلى مولاه )) و نيز فرمود :
(( اوصيكم بكتاب الله و اهل بيتى , فانى سالت الله عزوجل ان لايفرق بينهما حتى يورد هما على الحوض فاعطانى ذلك )) ( يعنى شما را سفارش مى كنم به (( ملازمت )) كتاب خدا و اهل بيتم , همانا از خداى عزوجل درخواست كردم كه ميان قرآن و اهل بيتم , جدايى نيندازد تا در حوض كوثر ايشان را بر من وارد سازد , و خداى متعال درخواست مرا اجابت كرد .) و نيز فرمود : (( لا تعلموهم فانهم اعلم منكم . انهم لن يخرجوكم و من باب هدى و لن يدخلوكم فى باب ضلالة)) (11)
))يعنى : در مقام تعليم ايشان برنياييد كه ايشان از شما داناترند . همانا هرگز شما را از باب هدايت , خارج نمى كنند و درباب ضلالت , وارد نمى سازند((
و همچنين بارها ـ و از جمله در آخرين روزهاى حياتش ـ فرمود :
)) انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و اهل بيتى انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض )) (12) و نيز فرمود : (( الا ان مثل اهل بيتى فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق )) (13) و نيز بارها خطاب به على بن ابى طالب ( عليه السلام  ) فرمود : (( انت ولى كل مومن بعدى )) (14) و نيز ده ها حديث ديگرى كه مجال اشاره به آنها نيست . (15)
 

پي نوشت:


1- براى توضيح بيشتر پيرامون دلالت اين آيه , به تفسير الميزان مراجعه كنيد .
2- اشاره به آيه (6) از سوره احزاب (( النبى ائولى بالموئمنين من ائنفسهم ))
3- براى اثبات قطعى بودن سند و دلالت اين حديث , رجوع كنيد به عبقات الانوار و الغدير /
4- ر . ك . غاية المرام , باب 58, حديث 4, بنقل از فرائد حموينى .
5- سوره مائده , آيه 67. براى توضيح بيشتر پيرامون دلالت اين آيه , به تفسير الميزان مراجعه كنيد /
6- اين موضوع را بزرگان اهل سنت از هفت نفر از اصحاب رسول خدا ( صلي الله عليه و آله  ) نقل كرده اند : زيد بن ارقم , ابوسعيد خدرى , ابن عباس , جابرين عبدالله انصارى , برائ بن عازب , ابوهريره و ابن مسعود . ر . ك : الغدير : ج /1
7- سوره شعرائ / آيه /214
8- ر . ك : عبقات الانوار , الغدير , المراجعات ( مراجعه 20)
9- ر . ك .: سوره نسائ , آيه /59
10- غاية المرام ( ط قديم ) ص 267, ج 10, و اثبات الهداة: ج 3, ص 123 و ينابيع v المودة: ص /494
11- ر . ك : غاية المرام ( ط قديم ) ص 265, ج /3
12- اين حديث نيز از روايات متواتر است كه بزرگان اهل سنت از جمله ترمذى و نسائى و صاحب مستدرك به طرق متعدد از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله  ) نقل كرده اند .
13- ر . ك : مستدرك حاكم , ج 3, ص /151
14- ر . ك : مستدرك حاكم : ج 3, ص 134, و ص 111, صواعق ابن حجر , ص 103, مسند ابن حنبل , ج 1, ص 331, و ج 4, ص 438
15- ر . ك : كمال الدين و تمام النعمه از مرحوم صدوق و بحارالانوار مجلسى .