پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى بيايى...

جاده‏ها خود را آماده مى‏كنند، براى قدم‏هاى استوار تو و فرشى از زيارت «السلام عليك يااباصالح‏» را برخود مى‏گسترند. تو كه مى‏آيى، سنگ‏ها غزل مى‏خوانند و نگاهشان معنا مى‏گيرد. تو كه مى‏آيى، برآسمان تاريك دل‏ها مى‏تابى و به آن‏ها فانوس‏هايى از ستاره هديه مى‏دهى. تو سرشارى از غزل‏هاى سبز. تو كه مى‏آيى، طوفان با دريا آشتى مى‏كند و نور در رگ‏هاى زمين جارى مى‏شود. آرى، تو كه مى‏آيى، روشنى را به شب‏هاى تاريك هديه مى‏كنى و دل‏هاى شكسته را با مهربانى و لبخند پيوند مى‏زنى و پشت پنجره، نشستن و زيبا ديدن را براى چشم‏ها معنا مى‏كنى. تو كه بيايى، كوير معنا ندارد. همه جا سبز است، چون متن بهار! تو كه بيايى...

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 6
کاربر: 0
در این صفحه: 5
   صفحه اصلی > پژوهشکده مهدویت > موعود باوري > اديان ابراهيمي > يهوديت

بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب «زكرياى نبى»

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home

در كتاب زكرياى نبى ـ كه يكى از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل و از انبياى پيرو تورات است، بشارت ظهور آن يگانه منجى عالم چنين آمده است:

«اينك روز خداوند مى آيد و غنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد. و جميع اُمّتها را به ضدّ اورشليم براى جنگ جمع خواهم كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بى عصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسيرى خواهند رفت، و بقيّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.

و خداوند بيرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پايهاى او بر كوه زيتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشليم است خواهد ايستاد . . . و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود . . . و يَهْوه (خدا) بر تمامى زمين پادشاه خواهد بود. و در آن روز يَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد».

در اينجا لازم است اين نكته را توضيح دهيم كه در كتب عهدين (يعنى تورات و انجيل) كلمه «خداوند» بيشتر در مورد حضرت عيسى(عليه السلام) به كار مى رود، كه در اينجا نيز چنين شده است. و جالب اين كه در اين فراز بشارت كه از تورات نقل كرديم، محل فرود آمدن حضرت عيسى و يوم الله بودن آن روز و جهانى شدن اسلام و سقوط رژيم اشغالگر قدس دقيقاً با روايات اسلامى مطابقت دارد.

البته بايد توجّه داشت كه طبق آيات كريمه قرآن مجيد، مضمون اين پيشگوييها يكبار در دوران گذشته در زمان بخت النصر انجام گرفته و يكبار ديگر طبق وعده هاى صريح قرآن كريم و نويدهاى ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه السلام) در «يوم الله ظهور»، انجام خواهد گرفت، و نخستين قبله مسلمانان براى هميشه از اشغال يهوديان رهايى خواهد يافت و در تمامى جهان خداى يكتا را پرستش خواهد نمود، و در تمامى نقاط زمين نداى دلنواز وحدت به گوش خواهد رسيد.

به هر حال، آنچه در اين فراز در مورد سرنوشت يهوديان مغرور آمده است دقيقاً با روايات اسلامى منطبق است; زيرا از احاديث چنين استفاده مى شود كه ملّت يهود به علّت طغيان و سركشى و فسادى كه در زمين ايجاد مى كنند سرانجام تار و مار خواهند شد به گونه اى كه حتّى يك نفر يهودى هم در فلسطين باقى نخواهد ماند.

اينك براى آن كه به سرنوشت شوم و ذلّت بارى كه طبق وعده الهى در انتظار قوم يهود و غدّه سرطانى اسرائيل غاصب است واقف شويم به برخى از رواياتى كه در زمينه طغيان و سركشى قوم يهود، و هلاكت و نابودى آنها در «بيت المقدس» وارد شده، اشاره مى كنيم:
 سرنوشت يهوديان مغرور

ابن كثير دمشقى در كتاب «البداية و النهاية» در باره درگيرى مسلمانان با يهود و اين كه اين درگيرى هر روز شديد و شديدتر خواهد شد تا جايى كه به پيروزى مسلمين و نابودى يهود منجر شود، در حديثى از پيغمبر اكرم نقل كرده است كه فرمود:

«لا تقوم السّاعة حتّى يقاتل المسلمون اليهود، فيقتلهم المسلمون حتّى يختبئ اليهودي من وراء الحجر و الشجر فيقول الحجر ـ أو الشجر ـ : يا مسلم ! يا عبدالله! هذا اليهودي من خلفي، فتعال فاقتله، إلاّ الغرقد، فإنّه شجر اليهود».

«قيامت بر پا نمى شود تا اين كه مسلمانان با يهود به مبارزه برخيزند و آنها را بكشند تا جايى كه اگر يك نفر يهودى در پشت سنگ يا درختى پنهان شود، آن سنگ يا درخت ـ به قدرت خداى تعالى به زبان آمده ـ بگويد: اى مسلمان ! اى بنده خدا ! اين كه خود را پنهان كرده است يهودى است، بيا او را به قتل برسان. مگر درخت «غرقد» كه درخت يهود است و از معرفى يهودى خوددارى مى كند».
اخراج يهود از سرزمينهاى اسلامى

علاّمه مجلسى ـ اعلى الله مقامه ـ در كتاب نفيس «بحار الانوار» در باب رجعت، در اين مورد كه يهود و نصارى از سرزمينهاى اسلامى اخراج خواهند شد در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام)چنين نقل كرده است:

«عن عباية الأسدى قال: سمعت أميرالمؤمنين(عليه السلام) و هو متّكِئ و أنا قائم عليه: لأبنين بمصر منبراً منيراً، و لأنقضنّ دمشق حجراً حجراً، و لأخرجنّ اليهود و النّصارى من كلّ كور العرب، و لأسوقنّ العرب بعصاي هذه.

قال: قلت له: يا أمير المؤمنين! كأنّك تخبر أنّك تحيى بعد ما تموت!

فقال: هيهات يا عباية ! ذهبت في غير مذهب، يفعله رجل منّي».

«عبايه اسدى گويد: اميرالمؤمنين(عليه السلام) تكيه داده بود و من بالاى سر آن حضرت ايستاده بودم، در اين هنگام شنيدم كه فرمود: من در آينده در مصر منبرى روشنى بخش بنيان خواهم نمود، و دمشق را ويران خواهم نمود، و يهود و نصارى را از سرزمينهاى عرب بيرون خواهم راند، و عرب را با اين عصاى خود ـ به طرف حق ـ سوق خواهم داد.

عبايه مى گويد: من عرض كردم: يا امير المؤمنين! گويى شما خبر مى دهيد كه بعد از مردن بار ديگر زنده مى شويد و اين كارها را انجام مى دهيد!

فرمود: هيهات اى عباية ! مقصود من از اين سخنان آن گونه كه تو خيال كردى نيست; مردى از دودمان من اينها را انجام خواهد داد».

از جمله آخر اين حديث كه حضرت فرموده است:

«اين كارها را مردى از دودمان من انجام خواهد داد»

، استفاده مى شود كه مقصود از او شخص امام قائم و حجّت منتظر(عليه السلام) است