پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

آخر الزمان

شكى نيست كه هر آغازى را انجام و هر شروعى را پايانى است، جز ذات بى پايان خداوندى كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نيز مانند تمام مخلوقات الهى چنين خواهدبود. روزگارى بر دنيا سپرى شده كه ديباچه‏ى زندگى دنيايى به شمار مى‏آيد و زمانى نيز خواهد گذشت كه پايان اين كتاب خواهد بود. برگه‏هاى پايان كتاب زندگى انسان در زمين «آخرالزمان‏» خوانده مى‏شود. اين اصطلاح كه در اغلب اديان بزرگ به چشم مى‏خورد، در اديان ابراهيمى و به‏ويژه در دين اسلام، بسيار مورد توجه قرار گرفته است. اين اصطلاح، معمولا به روزگار پايانى دنيا و رويدادهايى كه ممكن است در اين بخش از زندگى دنيايى به وقوع بپيوندد، گفته مى‏شود و در روايات فراوان مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله اتفاقات بسيار مهم اين دوران مى‏توان به قيام جهانى حضرت مهدى ( عليه السلام) اشاره كرد.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   

مهدویت و جهانی‌شدن

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home

اکنون در آغاز عصر اطلاعات و جهانی‌شدن هستیم، زمان طولانی را از این دو پشت سر نگذاشته‌ایم. اگر بخواهیم می‌توانیم آن را به دست آوریم، اما اگر تعلل کنیم دوباره بسیار عقب خواهیم افتاد.


ما مسلمانان باید یک‌پارچه و متحد شوند و از خطر بزرگی بترسند که در دنیای بدون مرز با آن مواجهند و شکاف‌های بین خود و میان کشورهای اسلامی را کم نمایند و گروهی به تحصیل علوم و مهارت‌های ضروری عصر اطلاعات بپردازند، به گونه‌ای که به سطح پیشرفت‌های دشمنان و مخالفان در این زمینه دست یابند.


از دید بعضی افراد «روند جهانی‌شدن یک انتخاب نیست بلکه یک واقعیت است». به این معنا که امروزه چه بخواهیم و چه نخواهیم، مجبوریم جهانی شویم. در وضعیت فعلی جهان، کشورهایی که بخواهند مطلقاً در برابر جهانی‌شدن مقاومت کنند، به دلایل فشار کشورهای قدرت‌مند شمال، منزوی خواهند شد.


در این وضعیت یا جهان باید دوباره به سمت دوقطبی شدن حرکت کند و کشورهای جنوب با قبول انزوا و در نتیجه عقب ماندن از قافله سیاست و تجارت جهانی، جهانی‌شدن را نپذیرند و یا با قبول فرآیند جهانی‌شدن، به این بازی بر طبق قوانینی گردن بنهند که از طرف کشورهای شمال دیکته می‌شود، در این وضعیت شکی نیست که کشورهای جنوب در فرهنگ و اقتصاد کشورهای شمال استحاله شده، به کشورهایی فقیر و مصرف‌کننده تبدیل خواهند شد.


البته شاید راه‌حل سومی هم وجود داشته باشد که در آن کشورهای جنوب، با ترک خصومت‌های قومی که به طرز مشکوکی در میان آنها بالاست و هر روزه بدانها دامن زده می‌شود، با یک‌دیگر متحد شوند و با استفاده از انحصار منابع طبیعی که بیشتر مواد خام از این کشورها استخراج می‌شود، فشارهایی را در جهت تعدیل قوانین بازی به کشورهای شمال اعمال کنند.


از آن جا که سیاست کشورهای شمال مشخص است (جهانی کردن جهانی‌شدن)، جهان در آینده به سمت کدام‌یک از این انتخاب‌ها پیش خواهد رفت؟

 

تاریخچه جهانی‌شدن

در مورد این‌که روند جهانی‌شدن از چه تاریخی آغاز شده، اختلاف نظر بسیاری وجود دارد. شروع آن را به سه هزار سال قبل و دورانی نسبت می‌دهند که فراعنه مصر و اسکندر مقدونی ادعای جهانی کردن حکومت خود را داشتند، اما شروع جهانی‌شدن به این معنای مدرن را به سال 1970 نسبت می‌دهیم که آقای دکتر کلاوس شواب، عده‌ای از مدیران اجرایی رده بالای اروپایی را در دهکده‌ای در سوئیس به ضیافتی غیررسمی دعوت کرد. در این جلسه دکتر شواب که رشته تحصیلی‌اش مدیریت بازرگانی بود، برای مدیران طراز اول اروپا، از گسترش صنعت و تجارت در سطح جهان صحبت کرد و افق‌های جدیدی در بازاریابی را به آنان نشان داد.

 

مزایای جهانی‌شدن

جهانی‌شدن فقط شامل جنبه‌های اقتصادی نیست. جهانی‌شدن ممکن است از دید سیاسی یا فرهنگی نیز بررسی شود. سازمان‌های عامل غیردولتی مانند سازمان ملل‌متحد، امروزه بدون توجه به محدودیت‌های مرزی، در امور مختلف سیاسی دخالت می‌نمایند و یا شبکه‌های پستی، مخابراتی و شبکه‌های تلفن، بدون توجه به این‌که در کدام کشور کار می‌کنند، خود را با شبکه‌های پستی و مخابراتی بخش‌های دیگر جهان هم‌آهنگ می‌سازند.


در عین حال شبکه‌های جهانی دیگری نیز وجود دارند که به ایده جهانی‌شدن کامل، نزدیک‌تر شده‌اند، مانند اتحادیه اروپا و یا اتحادیه نفتی اوپک. این اتحادیه‌های فراملی با شعار این‌که هدف، مهم‌تر از مرزهای سیاسی و سنتی است، در عرصه کاری خود تغییرات عمده و مؤثری ایجاد کرده‌اند.

 

تعریف جهانی‌شدن

آنتونی گیدنز جامعه‌شناس، جهانی‌شدن را این‌گونه تعریف می‌کند:

جهانی‌شدن به معنای گسترش روابط اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان است. در یک نظام جهانی، جنبه‌های متعددی از زندگی مردم از سازمان‌ها و شبکه‌های اجتماعی تأثیر می‌پذیرند که هزاران کیلومتر از آنها دورتر هستند. در این وضعیت جهان را باید به عنوان یک نظام واحد قلمداد کرد.

 

معایب جهانی‌شدن

معترضان به روند جهانی‌شدن، به جنبه‌های مختلفی از آن اعتراض دارند. آنها در جنبه اقتصادی معتقدند که جهانی‌سازی، صنایع کوچک را قدرت‌مندانه پایمال می‌کنند. از جنبه سیاسی، معترضان جهانی‌سازی استدلال می‌نمایند که سرمایه‌داران بزرگ جهان به خصوص امریکا، از طریق گسترش دموکراسی نوع امریکایی، می‌کوشند تا آزادی را در دیگر کشورها تبلیغ کنند، اما این آزادی، با عدالت تفاوت دارد و به معنای آزادی واردات و صادرات، آزادی سرمایه‌گذاری و آزادی تبلیغات است.


در این نوع از آزادی، حق دارید به حزبی که بهتر می‌شناسید، رأی بدهید. اما سرمایه‌داران هم حق دارند ایستگاه‌های خبری تأسیس کنند و تبلیغات پرهزینه‌ای برای جهت‌ دادن به افکار عمومی و جذب آرا راه بیندازند. افراد آزادند در هر کجای دنیا، هر نوع کالایی را که می‌خواهند تولید کنند و به قیمت دل‌خواه بفروشند، فقط به شرط این‌که سرمایه کافی داشته باشند. در نهایت در این نوع از آزادی، مشتری آزاد است تا نوع کالا را برای خرید، انتخاب کند، به شرطی که پول کافی برای قیمتی که فروشنده طلب می‌کند، داشته باشد.


انتقاد دیگر به جنبه‌های فرهنگی و رسانه‌ای جهانی‌سازی این است که منتقدان مدعی هستند که انحصار بنگاه‌های خبرپراکنی در اختیار غربی‌هاست و این بنگاه‌ها به هر نوعی که بخواهند افکار عمومی را جهت می‌دهند؛ چون اگر معنای جهانی‌شدن این باشد که توزیع ثروت، قدرت، آگاهی و حرکت و احترام در تمام جهان، یک‌سان باشد، جهانی‌شدنی که کشورهای سلطه‌گر می‌طلبند، به معنای امریکایی شدن است؛ جهانی‌شدن از نوعی که سرمایه‌داران امریکایی در رأس آن حکومت می‌کنند و بقیه بشر قاعده آن هرم هستند.


اما تفکر جهانی‌شدن از آن نوع که لیبرال ـ سرمایه‌داری می‌گوید و می‌خواهد، در واقع عین محافظه‌کاری است. لذا این در مقیاس جهانی، با اصول‌گرایی، با مدینه فاضله‌سازی، با ایدئولوژی و با حاکمیت ارزش‌ها مخالفند و می‌گویند که ارزش‌ها اصولاً مفاهیم غیرعلمی و مقولات غیرعقلانی‌اند.


جهانی‌شدن غربی توجیه ستم غربی در جهان است. غرب با جهانی‌شدن مهدوی مخالفت دارد و به جهانی‌شدن سرمایه‌داری امریکا فرا می‌خواند. اگر جهانی‌شدن، عبارت باشد از جهانی کردن ایالات متحده و منافع سرمایه‌داری حاکم بر امریکا، صهیونیزم و انگلیس، این جهانی‌شدن فقط به نفع خود آنهاست و همان را ترویج می‌کنند. این جهانی‌شدن همه فرهنگ‌ها و ایدئولوژی‌های مقاومت را می‌بلعد و هضم می‌کند. ما جهانی‌شدن را قبول داریم اما نه با معیارهای سرمایه‌داری یهود، بلکه با معیارهای امام مهدی(عج)؛ چون آن حضرت امنیت را برای همه می‌خواهد نه فقط برای سرمایه‌دارهای غرب.


بر اساس روایات، در زمان حکومت جهانی امام مهدی(عج) امنیت بدان حد بر جهان، حاکم می‌شود که یک زن جوان بدون کمترین توهین و تهدید، به تنهایی از این سوی عالم به آن سوی خواهد رفت. طبق روایات ما، جهانی‌شدن مهدوی یعنی امنیت برای همه.

 

حکومت جهانی اسلام

حکومت جهانی اسلام بر مبنای نگرش جهان‌شمولی تعالیم اسلامی استوار است، یعنی اسلام دینی عالم‌گیر به شمار می‌آید که در جهت رفاه دنیوی و سعادت عموم ابنای بشر، برنامه‌های خود را مطرح می‌نماید. هدف اسلام در واقع، همان هدف بعثت نبی خاتم و فلسفه نبوت است که در بلندمدت، غایت آن را کمال و سعادت بشری تشکیل می‌دهد، اما برای رسیدن به این هدف نهایی، اسلام از بسط ارزش‌های دینی و به ویژه عدالت اجتماعی از حوزه خاص، آغاز می‌کند و تا مرز عدالت‌گستری در سطح جهان امتداد می‌یابد.


بنابراین تقسیم مکارم اخلاق و بسط عدالت اجتماعی و قیام جامعه به قسط و عدالت، از مهم‌ترین اهداف رسالت نبی خاتم است. در این زمینه، اسلام سازوکار اجرایی نیل به این اهداف را تحت عنوان تشکیل حکومت دینی مطرح می‌نماید که گستره حاکمیت خود را در ورای مرزهای ملی و در سطح جهان جست‌وجو می‌کند.


حاکمیت جهانی از دیگر ویژگی‌های حکومت جهانی اسلام است؛ حاکمیت به مفهوم اعمال نظریه حکومت جهانی و تحقق عینی آن در مدیریت و سامان‌دهی جوامع بشری. حکومت جهانی اسلام صرفاً پدیده‌ای نظری نیست، بلکه در فرآیند تاریخی خود، از طریق حاکمیت تعالیم و آموزه‌های دینی بر جوامع بشری، تحقق عینی می‌یابد. بنابراین همه حاکمیت‌های ملی در پرتو حاکمیت جهانی اسلام، رنگ می‌بازند و مرزهای تصنعی از میان برداشته می‌شوند.


پیامبر اکرم(ص) در این زمینه می‌فرمایند:ان خلفائی و اوصیائی و حجج الله علی الخلق بعدی الاثنی‌عشر اولهم علی و آخرهم ولدی المهدی ... و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب؛

جانشینان پس از من دوازده نفرند که اولشان علی و آخرشان مهدی است... وی (مهدی) زمین را با نور الهی روشن خواهد کرد و حکومت او در تمام شرق و غرب زمین گسترش خواهد یافت.


در واقع حاکمیت جهانی اسلام که در قرآن کریم و روایات رهبران دینی با عنوان برتری اسلام نسبت به دیگر ادیان و عالم‌گیرشدن این دین آسمانی، با مفاهیم و عبارات گوناگون بیان شده است، در پرتو حکومت جهانی امام عصر(عج) تحقق می‌یابد. جمعی از مفسران در تفسیر آیاتی که به عالم‌گیرشدن اسلام ناظر است مانند آیه «لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» گفته‌اند: تحقق این امر با استقرار حکومت جهانی اسلام در عصر ظهور صورت می‌گیرد. بنابراین حکومت جهانی اسلام با حاکمیت تعالیم اسلام در سراسر جهان همراه است.


امام باقر(ع) فرمودند:قائم به سبب ترس و رعب به وجود آمده در دل دشمنان، پیروز می‌گردد و با یاری خداوند تأیید می‌گردد و گنج‌های زمینی برایش آشکار می‌گردد و حکومت وی شرق و غرب جهان را فرا می‌گیرد و خداوند دین خود را به وسیله او بر تمام مکاتب جهان پیروز می‌گرداند، هرچند مشرکان ناخشنود و مخالف باشند؛ ویرانی‌های زمین آباد می‌گردد و عیسی روح الله(ع) به زمین فرود می‌آید و پشت سر آن حضرت نماز می‌گزارد.


این ویژگی‌های حکومت جهانی اسلام، به نحوی در فرآیند جهانی‌شدن نیز به چشم می‌خورند. اما در این میان، چند نقطه تمایز جدی وجود دارد این نقاط از جهاتی نیز بیان‌گر ناتوانی جهانی‌شدن در عالم‌گیر نمودن فرهنگ لیبرالسیم غرب هستند. مقایسه اجمالی این محورها، از دیدگاه دو روی‌‌کرد اسلام و جهانی‌شدن، ممکن است بازگوکننده توان‌مندی و پویایی اندیشه حکومت جهانی اسلام و کاستی‌های جهانی‌شدن نیز باشد:


الف) توسعه علم و فن‌آوری

رشد چشم‌گیر علم تجربی و فن‌آوری بشری در فرآیند جهانی‌شدن در حال شکل‌گیری است، اما آیا در پرتو این ترقی و توسعه عقلانیت، اخلاق نیز توسعه یافته است؟ این پرسش احتمالاً مهم‌ترین تمایز عصر جهانی‌شدن با عصر ظهور به شمار می‌آید؛ زیرا ویژگی عصر ظهور، توسعه علم و فن‌آوری، اعم از علوم طبیعی و عقلی است و در واقع بشر نیز در این عصر عقول و اخلاق، به توسعه و کمال می‌رسد و همین نکته زمینه‌ساز پذیرش حاکمیت جهانی اسلام است.


روایاتی که در این زمینه آمده‌اند، به وضوح این نکته را یادآور می‌شوند که در عصر ظهور، عقول بشری به کمال می‌رسند و روابط سالم، عادلانه و انسانی در پرتو چنین عقلانیتی شکل می‌گیرند؛ از جمله وَضعَ الله یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و کَمَلت به اَخلاقَهم؛ در جامعه عصر ظهور، عقول آدمیان تمرکز می‌یابد و اخلاق به کمال می‌رسد. نتیجه این امر در روابط اجتماعی دوستانه و به دور از کینه‌ورزی و حسادت که از ریشه‌های اساسی تعارض محسوب می‌شوند، بازتاب می‌یابد.


ب) جهانی‌شدن و عدالت

تشدید شکاف فقیر و غنی از مهم‌ترین چالش‌های جهانی‌شدن به شمار می‌آید، به گونه‌ای که برخی از صاحب‌نظران معتقدند، جهانی‌شدن روندی است که به نفع نظام سرمایه‌داری و در جهت خواست‌ها و منافع ثروت‌مندان حرکت می‌کند. در فرآیند جهانی‌شدن، بشر دوره درخشان توسعه و رفاه اقتصادی و اوج پیشرفت اقتصادی را نظاره‌گر خواهد بود، اما همه این دست‌آوردها در اختیار معدودی از جوامع خواهند بود.


بنابراین، عصر جهانی‌شدن، دوره شکوفایی اقتصادی و تجارت همراه با تشدید فقر و محرومیت در جوامع حاشیه‌ای خواهد بود. نابرابری شگفت‌انگیز اقتصادی در عصر جهانی‌شدن، همه مواهب اقتصادی و رفاهی را در اختیار تنها 20% از جوامع بشری می‌گذارد و برخورداری چشم‌گیر اینان را به بهای محرومیت بی‌شماری از انسان‌ها جست‌وجو می‌کند.


اما در عصر حکومت جهانی اسلام، آن‌گونه که روایات دینی توصیف می‌کنند، جوامع همراه با برخورداری‌های مادی، از عدالت و برابری بی‌سابقه‌ای نیز برخوردار خواهند بود. در این جامعه، نه‌تنها حقی از کسی ضایع نمی‌گردد، بلکه امکانات و موهبت‌های معنوی و مادی، به صورت برابر در اختیار همگان قرار می‌گیرند. منطق استدلالی این گزاره نیز با عقلانیت و کمال بشری و وفور امتیازات مادی به انجام می‌رسد. اگر همه ابنای بشر در جامعه‌ای برخوردار از مواهب مادی و همراه با وفور اقتصادی زندگی کنند و براساس عقلانیت کامل به تعامل بپردازند، دیگر انگیزه‌ای برای تعدی به حقوق دیگران وجود نخواهد داشت.


ج) حاکمیت جهانی و مهدویت

حاکمیت جهانی اسلام با توجه به ماهیت انسانی و فطری خود، از زمینه‌های ذهنی و عینی قوی برای پذیرش برخوردار است. پذیرش حاکمیت جهانی اسلام از یک‌سو، از سازگاری تعالیم اسلامی با خواست‌های درونی و فطری بشر و از سوی دیگر، از یأس و سرخوردگی جوامع بشری، از مکاتب و نظام‌های موجود سرچشمه می‌گیرد. یأس و سرخوردگی ناشی از تعارض فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در جامعه لیبرالیسم، زمینه‌های پذیرش آموزه‌های اسلامی را بیش از پیش مهیا می‌سازد.


احتمالاً به همین دلیل است که روایات دینی ما بر این نکته اذعان می‌کنند که در عصر ظهور، تمام جوامع بشری، اسلامی می‌گردند و صدای اسلام در اکناف عالم می‌پیچد. در برخی از روایات اسلامی این مضمون چنین آمده است که هیچ چیزی در روی کره زمین نمی‌ماند، جز این که مطیع حکومت حضرت می‌شود. این بیان نه‌تنها گستره جغرافیای حاکمیت جهانی اسلام، بلکه استیلای قوانین اسلامی بر سراسر نظام هستی را مطرح می‌کند.


بنابراین در حالی که جهانی‌شدن، به مفهوم یک‌سان‌سازی فرهنگی و تحمیل ایده لیبرالیسم، با مقاومت‌ها و نارضایتی بیشتر جوامع دیگر به ویژه جوامع شرقی و مسلمان، روبه‌روست، حاکمیت جهانی اسلام با اقبال و رضایت عمومی بشر روبه‌رو خواهد بود.


در واقع از این منظر، حاکمیت فراگیر و جهانی یکی از ویژگی‌های حکومت جهانی اسلام است که یرضی بها السموات و الارض (تمام ساکنان زمین به آن اعلام رضایت و پذیرش می‌نمایند). حکومتی است که جوامع بشری آن را دوست دارند و از سر رضایت آن را می‌پذیرند.


در جمع‌بندی مقدماتی، می‌توان به این نتیجه رسید که اگر در روایات و منابع دینی، دولت امام عصر(عج) را دولت کریمه یاد کرده‌اند، به حاکمیت قوانین اسلام و شریعت وحیانی اشاره دارند که از مصادیق بارز دولت کریمه به شمار می‌آید. عدالت‌گستری این دولت و رفع تعدی‌ها و نابرابری‌های تبعیض‌آلود، از دیگر جنبه‌های ماهیت کریمانه این دولت است و در نهایت، وفور اقتصادی و بهره‌مندی‌های چشم‌گیر بشر از موهیت‌های الهی و ذخایر طبیعی و الهی، بیان‌گر بعد دیگری از کریمانه بودن دولت امام عصر هستند که با حاکمیت جهانی اسلام تحقق می‌یابند.


اکنون به پاره‌ای از داده‌های آماری در کتب مهدی‌شناسی توجه می‌کنیم. آمار کتب مهدی‌شناسی بر حسب طبقه‌بندی موضوعی عبارتند از:

1. اثبات وجود حضرت، یازده عنوان؛

2. انتظار، ده عنوان؛

3. بشارات ادیان، ده عنوان؛

4. تسمیه(جواز و عدم جواز ذکر نام شریف حضرت)، هشت عنوان؛

5. توقیت(تعیین وقت ظهور حضرت وحکم فقهی آن)، چهار عنوان؛

6. تشرفات(موارد شرف‌یابی موالیان به محضر مقدس قطب عالم امکان)، 32 عنوان؛

7. جواب منکران مهدویت، سی عنوان؛

8. دولت کریمه و حکومت جهانی حضرت، یازده عنوان؛

9. دعا و امام مهدی، هشت عنوان؛

10. رجعت، 45 عنوان؛

11. انکار مهدویت، هفت عنوان؛

12. زیارت‌نامه‌های حضرت، سه عنوان؛

13. سیره حضرت، پنج عنوان؛

14. سیمای حضرت، ده عنوان؛

15. توقیعات حضرت، 23 عنوان؛

16. طول عمر حضرت، نه عنوان؛

17. عدالت‌گستری حضرت، چهار عنوان؛

18. عصر ظهور، دوازده عنوان؛

19. علایم ظهور، 36 عنوان؛

20. عنایات حضرت، دوازده عنوان؛

21. غیبت (به شکل عام)، هشت عنوان؛

22. غیبت صغرا، دو عنوان؛

23. غیبت کبرا، سه عنوان؛

24. فلسفه مهدویت، هشت عنوان؛

25. کتاب‌نامه امام مهدی و مهدویت، هفت عنوان؛

26. مادر گرامی حضرت، نه عنوان؛

27. ملاحم و فتن(آشوب‌ها و کشتارهای آخرالزمان)، هفت عنوان؛

28. مناقب حضرت، پنج عنوان؛

29. متمهدیان(مدعیان مهدویت)، هفت عنوان؛

30. مهدی در قرآن، بیست عنوان؛

31. مهدی در آینه حدیث، چهل عنوان؛

32. میلاد امام (اثبات تولد حضرت)، دوازده عنوان؛

33. نزول عیسی(ع) و کمک به حضرت، چهارده عنوان؛

34. نقش امام در جهان هستی (نقش تکوینی وجود حضرت)، هفت عنوان؛

35. نواب اربعه و وکلای حضرت، هفت عنوان؛

36. وظایف منتظران، سیزده عنوان.


اهمیت این مطلب هنگامی بهتر دریافت می‌شود که بدانیم بر اساس آمار اعلام شده از طرف برخی محققان در جهان اسلام، تقریباً در برابر هر 250 نفر، تنها یک کتاب در مورد امام مهدی در دست است. بگذریم از این که شماری از همین تعداد کتاب موجود هم پایه و مایه علمی لازم و اتقان مطلوب را ندارند.


ایجاد منظومه معرفتی جامع و غنی منجی‌شناسی برای موعودباوران اساسی‌ترین وظیفه کارشناسان دینی است. در این زمینه، آشنایی با کتاب‌ها، مقالات و منابع از نیازهای مهم جامعه دینی ما به شمار می‌آید که بتواند پاسخ‌گوی سؤالات و ابهامات امت اسلامی باشد. بر این اساس، تأمین راه‌های اطلاع‌رسانی جهت تسهیل امر منبع‌شناسی امری لازم و ضروری است. در میراث فرهنگی اسلامی، گنجینه کتب مبحث مهدویت، غنی‌ترین بخش‌های مکاتب دینی ما را تشکیل می‌دهد که متأسفانه حجم وسیعی از قشرهای جامعه اسلامی، از این سرمایه عظیم معنوی خویش بی‌اطلاعند. از این رو، بجاست که برخی از اطلاعات کتاب‌شناختی را در اختیار خوانندگان مشتاق و متتبع قرار دهیم.