پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى آقا بيايد... !

همه‏ى شعرهاى ناگفته‏ى شاعران در مقدمش مى‏شكفند و پنجره‏هاى خاموش، در تجلى شال سبز او ستاره باران خواهند شد.... به تمام جاده‏ها حس رسيدن مى‏بخشد. به تمام انديشه‏ها پرواز مى‏دهد و به جوانه‏ها اذن قيام و به ابرها شوق گريستن مى‏بخشد. وقتى او بيايد، دنيا جاى بهترى براى زندگى مى‏شود. قفس‏ها باز مى‏شوند، بال‏هاى بسته از جرأت پرواز سرشار، آيينه‏ها زنگار مى‏شويند و چشم‏ها در عطر حضور تطهير مى‏شوند.... با طلوع خويش، از كوچه پس كوچه‏هاى افسرده‏ى دل‏هاى بى قرار منتظران خواهد گذشت و تمام فصل‏هاى پاييزى قلب‏هاى ماتم زده را بهار خواهد دميد.... نفحات نفسش، اثرات نگاهش، جذبات وجودش و فضاى پرجاذبه‏ى حضورش انفجارى است، درهزار توى وجودمان، انقلابى به سوى حيات طيبه.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 1
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   

طلیعه سازان دولت مهدوی

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home


اميد به آينده

«انتظار»، پنجره‌اي به روي ما مي‌گشايد، تا نه گرفتار يأس و نوميدي شويم،‌ و نه از زندگي سرخورده. سالهاست كه غم هجر آن محبوب را در سينه داريم و حسرت ديدار جمالش و فيض حضورش را در دل مي‌پرورانيم. در اين شبهاي ظلماني اميد داريم و چشم به دروازة سحر دوخته‌ايم،‌ تا روزي اين انتظار به سر آيد و آن خورشيد پنهان از افق غيبت برآيد.

او عدالت موعود و آرمان مجسّم است و همواره چلچراغ نام و يادش روشنگر زمين و زمان. امروز شيعه، خود را با آينده‌اي فروزان از حضور آن تجلّي الهي پيوند مي‌زند و هر صبح و شام،‌ او را مي‌خواند و آمدنش را مي‌خواهد.

اين، ارمغان تفكّر شيعي به جهان امروز و تاريخ فردا و فرداي تاريخ است. اينكه مردي از سلالة احمد صلی الله علیه وآله، از فرزند فاطمه علیها السلام، يادگار امامان علیهم السلام و دادخواه زمانه خواهد آمد، تا همان گونه كه در بشارات معصومين علیهم السلام آمده است،‌ جهان را از «قسط و عدل» پر كند. اگر آن روز كه اين موعود پا به عرصة گيتي نهاد،‌ طاغوت بني عباس به وحشت افتاد،‌ امروز هم خودكامگان مستكبر،‌ از باور و عقيده‌اي كه در دل شيعه نسبت به آينده است،‌ هراس دارند.

امامت مستضعفان و وراثت صالحان كه وعدة خداي رحيم و نويد قرآن كريم است، مؤمنان ستمديده را به آينده اميدوار ساخته، استكبار جهاني را بيمناك مي‌سازد.

انتظار، اميد به آينده است،‌ تا هيچ مظلومي سيطرة كفر و ظلم جهاني را ابدي نبيند و هيمنة طواغيت را «شكست‌ناپذير» نشناسد. و اين، وعدة حتمي و تخلّف‌ناپذير خداوند است.

 

بشارت قرآن

مژده‌ها و بشارتهايي را كه رسول خدا صلی الله علیه وآله و امامان معصوم علیهم السلام، بر آمدن مصلح جهاني داده‌اند،‌ برگرفته از وعدة الهي در قرآن كريم است.

همين اميد و آرزو و دستماية «اميد به زندگي» و چشم دوختن به آيندة آرماني بشريت است. آيات قرآن دربارة عدالت موعود و وراثت صالحان چنين نويد داده است كه: «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ »؛ (1) «ما در زبور، پس از ذكر (تورات) نوشته‌ايم كه سرانجام، زمين را بندگان شايسته و صالح ما به ميراث مي‌برند و صاحب مي‌شوند».

دربارة اينكه «عباد صالح» كيانند، حضرت باقر علیه السلام مي‌فرمايد: «اين بندگان شايسته كه وارثان زمين مي‌شوند، اصحاب مهدي علیه السلام در آخر الزمان‌اند.» مفسّر بزرگ، مرحوم طبرسي پس از نقل اين سخن مي‌افزايد:

«احاديث فراواني بر فرمودة امام باقر علیه السلام دلالت دارد؛ احاديثي كه شيعه و اهل سنّت آنها را نقل كرده‌اند. از جمله اينكه: «اگر از عمر دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد،‌ خداوند آن روز را آن‌قدر طولاني مي‌كند تا مرد صالحي از اهل بيت علیهم السلام مرا برانگيزد، تا او جهان را همان‌سان كه از جور و ستم لبريز شده،‌ از دادگري و عدالت لبريز سازد.» (2)

اين لطف الهي است كه چنين ذخيره‌اي را براي آيندة بشريت قرار داده و آن روز كه اين «ذخيرۀ الله» چهره بنمايد و نقاب غيبت از سيماي خورشيد گونش برافكند، زيباترين روز هستي است.

آن كه چون آيد برون از پردۀ غيبت به عالم

مي‌كند ثابت كه او مصداق قرآن مبين است


موضوع آينده جهان و ظهور منجي در آيات ديگري نيز آمده است؛ از جمله آنجا كه خداوند ارادة حتمي خويش را چنين بيان مي‌كند:

«وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ »؛ (3) «ارادة ما بر‌ آن است كه بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را «پيشوايان زمان» و «وارثين زمين» قرار دهيم و به قدرتهاي خودكامة جهان (همچون فرعون و هامان و سپاهيانشان) نشان دهيم آنچه را كه از آن در بيم و هراس بودند.»

و اين نويد قرآني در آينده‌اي روشن و نزديك تحقق خواهد يافت و مستضعفان به آزادي، رهايي و پيشوايي خواهند رسيد.

 

زمينه‌سازان ظهور

هر چند وعدة حتمي خداوند بر وراثت صالحان و امامت مستضعفان بر زمين و زمان است؛ امّا در اين ميان، كاري بزرگ و تكليفي مقدّس بر دوش پيروان حق و ياوران عدالت و منتظران ظهور ثابت است و آن،‌ «تمهيد» است.

ياران و چشم به‌راهان بايد «زمينه‌سازان» آن روزگار و شرايط باشند. از زمينه‌سازان دولت مهدوي در روايات با عنوانِ «مُمهِّدون» ياد شده است.

آن گونه كه در دوران پيش از انقلاب، جانفشاني امّت دلير و شهيدان انقلاب، شرايط را براي فروپاشي نظام طاغوت و برقراري «نظام اسلامي» فراهم ساخت و «آمدن امام» مسبوق به حركات تمهيدي بسياري در طول ساليان دراز بود، ظهور امام عصر علیه السلام نيز چنين زمينه‌هايي مي‌طلبد. انقلاب اسلامي و هزاران شهيد گلگون كفن گوشه‌اي از بستر سازي براي فرا رسيدن «عصر ظهور» بود.

انتظار آمدن حضرت حجّت بايد همراه با «خودسازي»، «جامعه‌سازي»، «اصلاح امور» و «عدالت گستري» باشد. امّت منتظر، امّتي فداكار و حاضر در صحنه است و آمادة هر نوع جانبازي در راه دين و در ركاب آن امام موعود علیه السلام و جز اين،‌ ادّعاي چشم‌به‌راهي موهوم است.

در يكي از زيارت‌نامه‌هاي امام زمان علیه السلام مي‌خوانيم: «خداوندا! همچنانكه دل مرا با ياد حجّتت امام مهدي علیه السلام آباد و زنده ساختي، سلاح مرا نيز در راه ياري او آماده و آخته ساز!» (4) اين جمله به روشني، رسالت منتظر را در عصر غيبت نشان مي‌دهد.

حتّي «ويكتور هوگو» نويسندة غربي نيز به اين حقيقت اعتراف دارد و مي‌گويد: «آينده از آن هيچ كس نيست، آينده از آن خداست. آنچه از ما ساخته است، اين است كه براي آينده آماده شويم و خود را براي اجراي آنچه آينده از ما چشم دارد، مهيّا سازيم.» (5)

وعدة ظهور آن «تكسوار عرصة عشق» و منجي انسانها حتمي است، و ميان «آماده سازان» و «آماده خواهان» تفاوت بسيار.

 

نقش انتظار در زندگي منتظران

چشم به راهان سپيده، با آن «خورشيد پنهان» انس و الفت دارند و او را ـ هر چند كه غيبت است ـ حاضرترين حاضران مي‌بينند و «حضور غايبانة» او را روشناي راه خويش مي‌سازند.

اميد به آمدن آن موعود، انگيزة تلاش و حركت است و پاي‌بندي به رضاي مولا، تمريني براي اطاعت در عصر حضور. به فرمودة امام صادق علیه السلام: «منتظران ظهور در عصر غيبت، گوش به فرمان او در هنگامة ظهورند: «طُوبَى لِشِيعَةِ قَائِمِنَا الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ فِي غَيْبَتِهِ وَ الْمُطِيعِينَ لَهُ فِي ظُهُورِهِ (6)».

بذر انتظار، زندگي منتظران را بارور مي‌سازد و به زندگيها شور و اميد مي‌بخشد، تا در ساختن فردايي روشن و سعادت‌بخش، سهيم و شريك باشند. تلاش و تحرّك، ثمرة اين بذر مقدس است. اگر آنان كه ديدة اميدوار خود را به روزي دوخته‌اند كه با آمدن آن عزيز سفر كرده علیه السلام ساية عدالت جهاني، همه جا و همه كس را فرا گيرد، از پيشگامان اين عدالتخواهي و عدالت‌گستري نباشند، هم به آن اميدوار و هم به اين اميد بايد به ديدة ترديد نگريست.

منتظران واقعي آنانند كه مشتاقانه هستي خود را فداي اهداف الهي حضرت مهدي علیه السلام كنند و خود را همچون نيروي فعال، افسر و سرباز جبهة مهدوي آماده كنند. لازمة اين آمادگي، تمرين اطاعت، اخلاص، جان بركفي و پا در ركابي است.

انتظارِ بدون خودسازي، تعهّد، تقوي و شهادت‌طلبي، بي‌معناست؛ بلكه دين‌باورانِ آمادة جهاد، شايستة اين وصف‌اند و منتظر تحقق وعدة الهي.

اينكه فرموده‌اند: «فرج شما در انتظار فرج است»، اشاره به اين «تحوّل كيفي» در رفتار و آمادگي و تلاشگري منتظران دارد، و... چنين است نقش انتظار در زندگي منتظران.

بايد پرسيد: در خود، جامعه و محيطمان چه تمهيدات و زمينه‌هايي براي تحقق آن آرمان بزرگ فراهم ساخته‌ايم؟ و تا چه حدّ شبيه منتظران راستين هستيم؟

عصر ظهور، دوران قدرت يافتن صالحان و عدالت‌گستران است. نفاق در آن دوران، بي‌آبرو، رسوا و خوار مي‌شود و منافقان را حقّ حيات نيست.

 

جاذبه و دافعه حكومت مهدوي

عصر ظهور، دوران قدرت يافتن صالحان و عدالت‌گستران است. نفاق در آن دوران، بي‌آبرو، رسوا و خوار مي‌شود و منافقان را حقّ حيات نيست. به فرمودة امام محمد باقر علیه السلام:

«إِذَا قَامَ الْقَائِمُ علیه السلام سَارَ إِلَى الْكُوفَةِ ... فَيَقْتُلُ بِهَا كُلَّ مُنَافِقٍ مُرْتَابٍ وَ يَهْدِمُ قُصُورَهَا وَ يَقْتُلُ مُقَاتِلِيهَا حَتَّى يَرْضَى اللَّهُ عَزَّ وَ عَلَا؛ چون قائم قيام كند،‌ به كوفه مي‌آيد ... در آ‌نجا تمام منافقان دو دل را (كه به امامت آن حضرت ايمان ندارند)‌ به قتل مي‌رساند،‌ كاخهاي آنان را ويران مي‌سازد،‌ [با جنگجويان آنان مي‌جنگند] و آن قدر از آنان مي‌كشد تا خداوند خشنود گردد.» (7)

مگر نه اين است كه جهاد با منافقان، فرمان خداست؟ و مگر نه آنكه حضرت قائم، شمشير خدا بر گردن كافران و منافقان است؟

منتظران صبح عدالت، در ركاب آن موعود،‌ نهضت عدالت‌گستري را در سطح جهان گسترش می دهند، تا هر جا كه نظامي ظالمانه بر سر پا باشد، يا اهل كفر و عناد،‌ و نفاق و گمراهي سلطه‌اي داشته باشند. بي‌شك، جمع انبوهي به اردوگاه نصرت حق و ياري عدل خواهند پيوست؛ چرا كه سالها در انتظار حلول آن دوران و مشتاق تجلّي آن نور الهي بوده و با اين اميد زيسته‌اند.

گروه‌هايي نيز در صف مخالفان خواهند بود. هر جا كه نوري جلوه كند، دلهاي روشن بر گرد آن جمع شده، خفّاشان به دامن ظلمت پناه مي‌برند و از نور مي‌گريزند. چنين است كه دو حوزة «جاذبه» و «دافعه» تشكيل مي‌شود و دولت امام زمان علیه السلام، برخي را جذب و بعضي را دفع مي‌كند.

«حق‌محوري» دولت كريمه، حقجويان را جذب كرده، و هواپرستان و مستبدّان را دفع و به دشمني وا مي‌دارد. حضرت صادق علیه السلام به عفّان بصري فرمود: «مي‌داني چرا قم را «قم» ناميده‌اند؟ چون اهل آن بر گِرد «قائم آل محمد علیه السلام» جمع شده، با حضرتش قيام مي‌كنند و در اين راه از خود پايداري نشان مي‌دهند.» (8)

مگر تشنه جز آب چه مي‌جويد؟ و گرسنه، جز طعام و نعمتي مهيّا چه مي‌طلبد؟

حكومت فرزند فاطمه علیها السلام، چشمه‌سار زلال عدل و دين و مائدة‌ آسماني حكمت، يقين و عدالت است كه موافق و مخالف دارد و جذب و دفع مي‌كند. گروهي در جبهة موالات حق قرار مي‌گيرند و گروهي در صف معادات.

 

محور وحدت

پايان يافتن گسستهاي اجتماعي و تفرقه‌هاي قومي و اعتقادي، نيازمند «محور وفاق و وحدت» است. دين خدا به دنبال «امّت واحدة توحيدي» است. پيامبر خدا صلی الله علیه وآله، پيامبر رحمت و وحدت بود. آخرين وصيّ آن حضرت نيز در جوامع بشري و فرقه‌ها و نحله‌هاي ديني و گروه‌هاي پراكنده نقش وحدت‌بخشي دارد؛ امّا بر محور دين و حق و عدل.

از نشانه‌هاي قبل از ظهورش، گسترش تشتّتها و كثرت منازعات است. او براي پايان دادن به همين پديدة ناخوشايند و توان سوز مي‌آيد.

پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرمود: «أَبْشِرُوا بِالْمَهْدِيِّ قَالَهَا ثَلَاثاً يَخْرُجُ عَلَى حِينِ اخْتِلَافٍ مِنَ النَّاسِ وَ زِلْزَالٍ شَدِيدٍ يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً يَمْلَأُ قُلُوبَ عِبَادِهِ عِبَادَةً وَ يَسَعُهُمْ عَدْلُهُ؛ (9) شما را مژده باد به «مهدي»، در زمانه‌اي خروج و ظهور مي‌كند كه مردم دچار اختلاف و تزلزل شديدند، زمين را پر از عدل و داد مي‌كند؛ آن گونه که از ظلم و ستم پر شده است، و دلهاي بندگان خدا را پُر از «بندگي» مي‌سازد و عدالتش نسبت به همه فراگير مي‌شود.»

وجود مبارك او ماية رويش و كمال كائنات مي‌شود و چشم و دل جهانيان را به روي خير و صلح و عدالت جهاني مي‌گشايد.

در سلامهاي ويژة آن حضرت نيز اين نكته آمده است كه خداوند، به ملّتها وعده داده كه به بركت وجودش، سخنها و عقيده‌ها را يكي سازد و آشفتگيها و پراكندگيها را برطرف سازد:

«أَنْ يَجْمَعَ بِهِ الْكَلِمَ وَ يَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ (10)».

کوشندگان در راه «تمهيد دولت مهدوي» نيز بايد با اين جهت‌گيري بكوشند تا هر چه بيش‌تر بر نقاط وحدت و مشتركات تكيه‌ كنند و جامعه را از گسيختگي و پراكندگي به همبستگي و وفاق سوق دهند.

 

منشور بيعت مهدوي

چگونه بايد زيست كه آن «مولي» بپسندد؟ اسوه‌گيري از ياران و اصحاب حضرت قائم علیه السلام كه در خصال آن خداجويان آمده است، راهگشاي زيستن مكتبي و حيات مهدوي مي‌باشد.

حضرت رضا علیه السلام فرمود: «سوگند به خدا! وقتي قائم ما قيام كند، خداوند شيعيان را از تمام شهرها نزد او گرد مي‌آورد.» (11) و البته اين حضور و همايش، مقدمة بيعت با او و حركت به امر او و اجراي عدالت اجتماعي و احكام الله و اخوّت اسلامي بر پاية تعاليم دين خدا است.

در احاديث، چشم‌اندازي كه از آن «فرداي روشن» ترسيم شده، بسيار دوست‌داشتني است و هنگامة ظهورش، تماشايي. ياران او كه خصلتهايشان سرمشق امروز ماست، بر سر جان بيعت كرده و پيمان مي‌بندند و سر بر قدوم او به اطاعت مي‌سايند.

روايات مي‌گويند: حضرت حجّت علیه السلام به سوي كوه صفا در مكه رو مي‌كند، و يارانش در پي او روان مي‌شوند و آنجا امام علیه السلام از آنان پيمان مي‌گيرد كه:

ـ از ميدان رزم نگريزند،

ـ دزدي و عمل نامشروع انجام ندهند،

ـ در پي حرام نباشند و از منكرات بپرهيزند،

ـ جز بحق، متعرض كسي نشوند،

ـ زر و سيم نيندوزند و احتكار نكنند،

ـ در سختيها پايدار و صبور باشند،

ـ لباس ابريشم و زربفت نپوشند،

ـ امر به معروف و نهي از منكر كنند،

- و ... .

اينها منشور بيعت آن امام نجات‌بخش با ياران فداكار خويش است.

«منشور بيعت مهدوي»، امروز نيز در برابر منتظران آن دولت كريمه گشوده است، تا چه كسي آن را در عمل امضا كند و در زندگي خويش بر آن گردن نهد!

دولت طليعه

بايد پيش درآمد آن دولت كريمه و جهاني پرچمهاي كوچك عدالتخواهي و حق گستري برافراشته گردد، تا به امر و اذن خدا، نوبت آن رسد كه «پرچم بزرگ عدالت» برافراشته شود و جهانيان در ساية آن، شيريني عدل را بچشند.

انتظار سبز امّت محمدي صلی الله علیه وآله در اين سرزمين و اين دوران، به حكومت روشن مهدوي خواهد پيوست و آن «بقية الله» كه ذخيرة الهي و ميراث‌دار انبياست، مسرّت منتظران را به كمال خواهد رساند.

مهم آن است كه در چرخة زمينه‌سازيِ آن «تجلّي اعظم عدل»، سهم و نقشي داشته باشيم.

نظام مقدّس جمهوري اسلامي و خدمتگزاران به مردم مطابق با شاخصه‌هاي حكومت مهدوي، مي‌توانند مدعي باشند كه طليعة آن ظهور‌اند و پيشاهنگان آن «دولت طليعه» به شمار مي‌روند.

امام راحل رحمه الله بارها رسالت منتظران و تكليف مردم و مسئولان را چنين خاطرنشان مي‌كردند كه: «ما منتظران مقدم مباركش مكلّف هستيم تا با تمام توان، كوشش كنيم تا قانون عدل الهي را در اين كشور وليّ عصر حاكم كنيم.» (12)

و در پيوند اين انقلاب با حكومت آن حضرت فرمود: «انقلاب مردم ايران، نقطة شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام، به پرچمداري حضرت حجّت ارواحنا فداه است.» (13)

امّا چگونه مي‌توان به تكاليف اين طليعه بودن عمل كرد و انگيزة خدمت يافت؟

بايد پيوسته توجه داشت كه مسئوليتهاي كنوني، امانت است و به نيابت از آن حجّت الهي انجام مي‌شود و صاحب اصلي حكومت، ناظر بر عملكردهاست.

باز هم سخني از امام امّت رحمه الله: «امروز امام زمان علیه السلام، مراقب ما هستند، مراقب روحانيت هستند كه چه مي‌كنند اينها. امروز كه اسلام به دست آنها سپرده شده و تمام عذرها منقطع شده است... .» (14)

حكومت خاصّ آن حجّت معصوم الهي است. اگر ديگران هم كاري در دست، باري بر دوش و مسئوليتي بر عهده دارند ـ از آنجا كه نظام ما مبتني بر «ولايت» است ـ با آن پشتوانه مشروعيّت يافته‌اند.


1) انبياء/105.

2) مجمع البيان، طبرسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1379 ق، ج 7، ص 67.
3) قصص / 5.
4) مفاتيح الجنان، زيارت سرداب مطهّر.
5) خورشيد مغرب، محمدرضا حکیمی، انتشارات دلیل ما، قم، 1382 ش، چ 25، ص284.
6) بحار الانوار، علامه مجلسی، مؤسسۀ الوفاء، بیروت، 1404 هـ . ق، ج52، ص149.
7) بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 338.
8) همان، ج 60، ص 216.
9) همان، ج51، ص74.
10) همان، ج98، ص264.
11) اثبات الهداة، حرّ عاملي، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ سوم، 1366 ش، ج 3، ص 524.
12) كلمات قصار، پندها و حکمتها، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمه الله، تهران، 1386 ش، ص49.
13) همان، ص 47.
14) همان.