پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

سهم انتظار

انتظار، سهم چشمانى است كه رو به آفتاب زيسته‏اند؛ سهم دستانى است كه شبگاهان، در وسعت نيايش، به جانب آسمان ريشه دوانيده‏اند، سهم دل هايى كه چون كبوتران خونين بال، در بى نهايتى سرخ جاودانه تپيده‏اند؛ منتظران، مجنون زادگان ليلاى وجودند؛ عاشقانى دل سوخته كه لب به زمزمه‏ تر كرده‏اند؛ آنان، با تمام وجود، روى خود را به آسمان دوخته، دستان را به دعا بلند کرده و ظهور هادى امت را به انتظار مى‏نشينند و در دل، شور و شوق و اميد پرورانده‏اند و پاى افزارى از صبر و شكيب ستانده‏اند تاخستگى راه، مجال‏شان ندهدكه0به «ماندن‏» بينديشند كه بايد «رفت‏» تا به «راه‏» پيوست؛ چرا كه «رفتن‏»، به راه مى‏پيوندد و «ماندن‏»، به ركود. آرى، حركت، ره آورد طبيعى انتظار است. آنان كه يافته‏اند حركت و تلاش به هدايت مى‏انجامد، و چه شيرين، جرعه جرعه از هدايت‏هاى مستمر حق بهره‏مند مى‏شوند.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 4
کاربر: 0
در این صفحه: 3
   صفحه اصلی > پژوهشکده مهدویت > آرمان شهر، مدينه فاضله > ويژگى دولت مهدوى

عدل و ظلم و قوه قضائیه در جامعه مهدوی

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home


داوری و قضاوت آن گرامی در جامعه مهدوی، بسان داوری نیاکان پاک و پاکیزه اش، عادلانه و انسانی و بر اساس حق و عدالت است و با یک ویژگی از داوری آن عدالت پیشگان و نیاکانش، ممتاز می شود. و آن ویژگی این است که آن حضرت در سیستم قضایی خویش بر اساس آگاهی و اطّلاعات خویش بر رخدادها و حوادث، داوری می کند، از اینرو نه به انتظار گواهی گواهان می ماند و نه دلایل و مدارک و شواهدی که ادّعا را اثبات کند. سخن در اینجا بر دو محور دور می زند:

1. نخست اینکه این روایت صحیح و جان بخش که در مورد امام مهدی(عج) و ره آورد حاکمیت او بطور متواتر از پیامبر گرامی و امامان معصوم، رسیده است، بارها تکرار شده است که می فرمایند:

امام مهدی(ع) پس از ظهور خویش، جهان را سرشار از عدل و داد می کند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز گردد.

شایسته یادآوری است که این حدیث در مجموعه های روایی ما صدها بار از راههای گوناگون و چهره های مختلف روایت شده است به گونه ای که هیچ جایی برای شک و تردید در صحّت و درستی آن نمی ماند.

آری! آن اصلاحگر بزرگی که می خواهد ستم و بیداد را در همه میدانها و ابعاد و چهره هایش نابود سازد و ریشه و اساس آن را در هر نقطه ای که باشد و یا از هر انسانی سرزند از بیخ و بن برکند، و ظلم ریشه کن شده و عدالت حاکم شود، طبیعی است که از چنین عدالت گستری نباید انتظار داشت که خود منتظر این باشد که مظلوم به او شکایت برد، یا آن پیشوای عدالت از مدّعی ستمدیده برای اثبات ادّعای به حقّش که برای آن داور عدالت پیشه، روشن است دلایل، شواهد، اسناد و مدارک ارائه کند، هرگز! چرا که گاه ممکن است مظلوم برای اثبات بیدادی که بر او رفته یا حق که از او پایمال شده است ناتوان باشد یا نتواند ساختگی بودن بافته های ظلم را روشن کند. ممکن است ستم و بیداد در بسیاری از نقاط روی زمین واقع شود و مظلوم نتواند از بیدادی که بر او رفته است به امام عدالت و نجات، شکایت برد. و نیز امکان دارد انسانی مخفیانه و به ستم کشته شود و کسی از کشته شدن او آگاه نگردد و قاتل او را نشناسد و در نتیجه خون او پایمال گردد، در این صورت چگونه می توان گفت: «امام مهدی(ع) زمین و زمان را لبریز از عدل و داد می سازد؟!»

2. از پیامبر گرامی(ص) روایت شده است که می فرمایند:

مردم، من در میان جامعه، بر اساس دلایل و شواهد و سوگندها، قضاوت و داوری می کنم نه بر اساس وحی و رسالت.

شاید مفهوم ظاهری روایت پیامبر این باشد که آن حضرت در میان مردم، بر اساس آگاهی و علم شخصی خویش داوری نمی کند. و داوری او با گواهی گواهان یا مدارک و مستندات دیگر شاید این شیوه پیامبر(ص) در داوری و قضاوت و عمل نکردن بر اساس آگاهی و اطلاع شخصی خویش، بدان جهت بود که اگر آن گرامی در داوریهای خویش بر اساس آگاهی و اطّلاع شخصی قضاوت می کرد، رفتار و عملکرد قضایی او در میان امّت سیره و سنّت می شد و آنگاه بود که برای هر قاضی یا حاکمی دستاویز و بهانه می گشت که در جامعه، بدون دلایل و مدارک قانع کننده به هر کس دلش خواست حدّ جاری کند و طبق تمایلات خویش حکم راند و آنگاه ادّعا نماید که به علم و اطّلاع شخصی خویش داوری نموده و قضاوت کرده است. و با این کار نظام دین و جامعه از هم گسیخته و هرج و مرج و خودکامگی در سیستم قضایی رواج یافته و معیارها و مقیاسهای فقهی و حقوقی و عرفی دچار اختلال می گشت. بر این اساس بود که پیامبر گرامی اسلام(ص) این راهها را برای قضات بدرفتار و حکومتهای بیدادگر مسدود ساخت تا آنان نتوانند در میان مردم، طبق تمایلات جاه طلبانه و هواهای خویش حکم رانند و آنگاه مدّعی گردند که بر اساس علم و آگاهی شخصی خویش حکم می کنند. و از این رو شخص پیامبر در محکمه عدالت حاضر می شود، و به انتظار قضاوت می نشیند و حتی به رأی او اعتراض نمی کند. و حال آنکه او علم شخصی داشته و یقین به حقانیّت خودش داشته. و یا علی(ع) بر طبق مدارک و مستندات، قضاوت و از سیره پیامبر پیروی می کند، چرا که ترس از آینده و سیره و سنت شدن رأی با آگاهی شخصی معصوم، در میان غیر معصوم سنت و باب شود.

امّا امام معصوم و پیشوای عدالت گستری که هرگز چنین احتمالی در مورد او نمی رود و هیچ نوع اشتباه و انحرافی به ساحت مقدّس او راه ندارد، بر چنین انسان والایی زیبنده است که بر اساس آگاهی و اطّلاعات شخصی خویش به امور و رخدادها، داوری نماید و هرگز منتظر گواهی گواهان و اقامه دلایل و مدارک از سوی مدّعی نباشد و بر سوگندهای دروغین از سوی طرفین، بهایی ندهد و آنچه حقّ و عدالت است آن را ملاک قرار دهد و بر اساس آن داوری نماید. و مطمئن است که حکومت بعد از خودش به دست غیر معصوم نمی افتد.

با توجه به این دو نکته اساسی که:

اوّلاً: امام مهدی(ع) اصلاح گر بزرگی است که زمین و زمان را سرشار از عدل و داد می کند.

و ثانیاً: علاوه بر تمامی آگاهیها و اطلاعات و معیارها، بر اساس آگاهی و اطّلاعات شخصی خویش، داوری و حکومت می نماید.

از این واقعیّت دریافت می گردد که آن حضرت تبهکاران و آدم کشان و مجرمان را بر اساس عدالت و به منظور اصلاح جامعه به کیفر شایسته و عادلانه گناهانشان می رساند، خواه آثار و دلایل و مدارک جرم موجود باشد و یا آن را از بین برده باشند و طبق موازین عادّی ثابت نشود و گواه و بیّنه اقامه نگردد.

و بدین سان شرایطی پدید می آید که هیچ کس جرأت ستم و قانون شکنی و گناه در خود نمی بیند و زمین از عدالت و آزادی و دادگری و امنیت و رفاه و سعادت لبریز می گردد.

روایات بیانگر این واقعیّت، بسیار است که به جهت رعایت اختصار تنها به یک نمونه اشاره می شود:

امام باقر(ع) فرمودند: هنگامی که قائم ما قیام کند به سبک داود(ع) حکومت و داوری خواهد کرد و گواه و دلیل نخواهد خواست.

حال این سؤال پیش می آید که منظور از حکومت داود(ع) چیست؟ در جواب باید گفت که منظور شریعت و راه و رسم او نیست، چرا که همه شرایع و قوانین پیش از اسلام، با آمدن اسلام نسخ و پایان یافتند. بلکه منظور از این عبارت و عنوان، این است که مهدی موعود(ع) در جامعه مهدوی، بر اساس آگاهی و دانش خویش قضاوت می کند، و قوه قضائیه آن حضرت بر پایه علم امامت حضرت استوار است. چنانکه حضرت داود(ع) پیامبر بزرگ خدا مدّتی طولانی اینگونه حکومت و داوری می کرد.

و حقایق و واقعیّات رخدادها و اختلافات، به اذن خدا برای او آشکار می گشت، و بدین جهت بر اساس آگاهی و دانش شخصی خویش قضاوت کرده و به گفتار طرفین اختلاف و دعوا، اعتنا نمی کرد.

سؤال دیگری که اینجا پیش می آید، این است که امام مهدی(ع) چگونه می تواند عدالت و دادگری را در کران تا کران گیتی تحقق بخشد با اینکه می دانیم آن گرامی در پرتو دانش و آگاهی خویش از مسائل و رخدادهای منطقه و شهری که اقامت دارد با خبر است و یا اینکه به شهرهای دیگر دسترسی ندارد اگر چه علم هم داشته باشد.

این سؤال را با روایتی از امام صادق(ع) پاسخ می دهیم که می فرماید: وقتی قائم ما قیام کند به هر منطقه و شهری فرستاده ای آگاه و کاردان و پروا پیشه گسیل می دارد و به او می گوید: برنامه کار تو در کف دست توست. از این رو هر گاه کاری برایت پیش آمد که راه حلّ آن را نفهمیدی و قضاوت در آن را نشناختی به کف دستت نظاره کن و آنچه در آن یافتی، عمل نما.

امام مهدی(ع) با نمایندگان و حاکمان و قضاتی که برای کشورهای سراسر جهان نصب فرموده و آنان را برای تدبیر امور و تنظیم شئون و حل مشکلات و رفع کشمکشها و تأمین امنیّت و نیکبختی جامعه بزرگ مهدوی در عصر ظهور، گسیل داشته بطور دائم در ارتباط است و آنان با فرماندهی و امامت آن اصلاحگر بزرگ جهانی و در پرتو دانش و عدالت او انجام وظیفه می نمایند. و با اجرای سیستم قضائی واحد، در کران تا کران گیتی به عدالت واقعی رسیده و عدالت اداری، اجتماعی و اقتصادی و قضائی بر جهان حاکم خواهد شد و ظلم و ستم و بیدادگری از دنیا رخت برخواهد بست.