پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

نقش اعتقاد به مهدويت

اعتقاد به مهدويت، به وجود مقدس مهدى موعود – ارواحنا له الفداه - اميد را در دل ها زنده مى‏كند. هيچ وقت انسانى كه معتقد به اين اصل است، نا اميد نمى‏شود؛ چرا؟ چون مى‏داند يك پايان روشن حتمى، وجود دارد. اميد موجب مى‏شود، انسان تلاش و حركت كند؛ پيش ببرد؛ مبارزه كند و زنده بماند. فرض كنيد ملتى در زير سلطه ي ظالمانه ي قدرت مسلطى، قرار دارد و هيچ اميدى هم ندارد. اين ملت مجبور است، تسليم بشود. اگر تسليم نشد، كارهاى كور و بى جهتى انجام مى‏دهد؛ اما اگر اين ملت و جماعت، اميدى در دلشان باشد و بدانند كه عاقبت‏خوبى حتما وجود دارد، اينها چه مى‏كنند؟ طبيعى است كه مبارزه خواهند كرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعى در راه مبارزه وجود داشته باشد، او را برطرف خواهند كرد. اين عقيده است كه شيعه راتا امروز، از آن همه پيچ وخم‏هاى عجيب وغريبى كه در سرراهش قرار داده بودند، عبورجداده است.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 1
کاربر: 0
در این صفحه: 1


در روايات مربوط به ظهور، أصهب و أبقع، دو رهبر مخالف حرکت سفياني ياد شده اند که سفياني بر آن دو پيروز شده، و بر منطقه تسلط مي يابد.واصهب که به گفته ی روایات به دنبال حکومت کردن بر دمشق (شام) است به سمت آن راه می افتد و جنگ سختی میان او و سفیانی براه می افتد و در نهایت، سفیانی، اصهب و یارانش را به قتل می رساند.

1- اولین کسی که خروج می کند از اصحاب فتنه

زرارة بن أعين، عن أبي عبداللّه (عليه‏السّلام) قال:

قال: استعيذوا باللّه من شرّ السّفيانيّ والدّجّال و غيرهما من أصحاب الفتن.

قيل له: يا ابن رسول اللّه أمّا الدّجّال فعرفناه و قد بيّن من مضامين أحاديثکم شأنه، فَمَنِ السّفيانيُّ و غيرهُ من أصحاب الفتن و ما يصنعون؟

قال (عليه‏السّلام): أوّلُ مَن يخرج منهم رجلٌ يقال له أصهبُ بنُ قيس يخرج من بلاد الجزيرة، له نکايةٌ شديدةٌ في النّاس و جورٌ عظيم، ثمّ يخرج الجرهميّ من بلاد الشّام و يخرج القحطانيّ من بلاد اليمن، ولکلّ واحدٍ من هؤلاء شوکةٌ عظيمةٌ في ولايتهم، و يغلب علي أهلها الظّلم والفتنة منهم، فبيناهم کذلک اذ يخرج عليهم السّمرقنديّ من خراسان مع الرّايات السّود، والسّفيانيّ من الوادي اليابس من أودية الشّام، و هو من ولد عتبة بن أبي سفيان، و هذا الملعون يظهر الزّهد قبل خروجه و يتقشّف و يتقنّع بخبز الشّعير والملح الجريش، و يبذل الاموال فيجلب بذلک قلوب الجهّال والارذال، ثمّ يدّعي الخلافة فيبايعونه، يتّبعهم العلماء الّذين يکتمون الحقّ ويظهرون الباطل، فيقولون انّه خير أهل الارض، و قد يکون خروجه و خروج اليمانيّ من اليمن مع الرّايات البيض في يوم واحد و في شهر واحد و سنة واحدة، فأوّل من يقاتل السّفيانيّ القحطانيّ فينهزم و يرجع الي اليمن فيقتله اليمانيّ، ثم يفرّ الأصهب والجرهميّ بعد محاربات کثيرة من السّفياني، فيتبعهما و يقهرهما و يقهر کلَّ من ينازعه و يحاربه الاّ اليمانيّ ثمّ يبعث السّفيانيّ جيوشاً الي الاطراف و يسخر کثيراً من البلاد و يبالغ في القتل والفساد، و يذهب الي الرّوم لدفع الملک الخراسانيّ، و يرجع منها منتصراً في عنقه صليب، ثمّ يقصد اليمانيّ فينهض اليمانيّ لدفع شرّه، فينهزم السّفياني، فيجده اليمانيّ في آخر الأمر مع ابنه في أساري، فيقطعهما ارباً ارباً، ثمّ يعيش في سلطنته فارغاً من الأعداء ثلاثين سنة ثم يفوّض الملک بابنه السّعيد و يأوي مکّة و ينتظر ظهور قائمنا حتّي يتوفّي فيبقي ابنه بعد وفاة أبيه في ملکه و سلطانه قريباً من أربعين سنة، و هما يرجعان الي الدّنيا بدعاء قائمنا (عليه‏السّلام).

قال زرارة: فسألته عن مدّة ملک السّفيانيّ، قال (عليه‏السّلام): تمدّ الي عشرين سنة.

حضرت امام جعفر (عليه‏السّلام) فرمود که استعاذه نماييد و پناه بريد به خداي تعالي از شرّ سفياني و دجّال و غير ايشان از اصحاب فتنه‏ها. پس گفتند به آن حضرت که: اي فرزند رسول خدا ما شناخته‏ايم از مضامين و معاني احاديث شما دجّال را، پس بيان فرماييد از براي ما که کيستند سفياني و اصحاب فتنه‏ها؟ و چه کارها خواهند کرد؟

آن حضرت فرمود که: اوّل کسي که خروج خواهد کرد از اصحاب فتنه‏ها مردي خواهد بود که او را اصهب بن قيس گويند، خروج خواهد کرد از بلاد جزيره، بد انديشي او درباره مردمان شديد و جور و ستم او عظيم خواهد بود، بعد از آن خروج خواهد کرد جرهمي از بلاد شام، و خروج خواهد کرد قحطاني از بلاد يمن، و هر يک از ايشان را در ولايت ايشان شوکت و قوّت عظيم خواهد بود، و غالب خواهد شد بر اهل آن ولايات ظلم و فتنه، در اثناي آن حال و مهيّا شدن آن چند گروه ضالّ از براي محاربه و قتال، خروج خواهد کرد بر ايشان سمرقندي از جانب خراسان با علمهاي سياه، و سفياني از وادي يا بس که از واديهاي شام است، واين سفياني از نسل عتبة بن ابي سفيان است و اين ملعون پيش از آنکه خروج کند اظهار زهد خواهد کرد و به جامه درشت به سر خواهد برد و به نان جو و نمک نيم کوفته قناعت خواهد نمود، و مال‏ها به مردمان خواهد بخشيد و به اين افعال دلهاي جهّال و ارذال را جذب خواهد کرد و به خود مايل خواهد ساخت. بعد از آن دعواي خلافت خواهد کرد و آن جاهلان و مردمان رذل دون با او بيعت خواهند کرد، و آنان از علما که حق را پنهان دارند و باطل را آشکار کنند تابع جهّال و ارذال خواهند شد، و تتبّع ايشان نموده سر بر خط فرمان سفياني ملعون خواهند گذاشت، پس خواهند گفت آن علماي دين به دنيا فروخته که: سفياني بهترين اهل زمين است.

و چنان اتّفاق خواهد افتاد که در روزي که سفياني در شام خروج کرده باشد يماني در يمن با علمهاي سفيد خروج کند، و اوّل کسي که با سفياني جنگ کند قحطاني خواهد بود، پس قحطاني شکست يافته گريخته به يمن مراجعت نمايد، و در دست يماني کشته شود، بعد از آن بعد از جنگهاي بسيار که در ميان اصهب و جرهمي و سفياني نابکار واقع گردد اصهب و جرهمي از سفياني بگريزند، و سفياني از پي ايشان رفته ايشان را مقهور سازد، و هرکس که با سفياني نزاع نمايد سفياني او را مغلوب و مقهور گرداند الاّ يماني، که با او بر نيايد، پس سفياني لشکرهاي بسيار به اطراف عالم بفرستد، و شهرهاي بسيار را مسخّر سازد، و در قتل و فساد مبالغه نمايد، و از براي آنکه ملک و پادشاهي را از خراساني يعني سمرقندي که از طرف خراسان با علمهاي سياه خروج کرده بگيرد، به جانب روم اين سفياني شوم در حرکت آيد و برخواهد گشت سفياني از جانب روم در حالتي که نصراني شده باشد و صليب در گردن افکنده باشد، پس قصد يماني کند و يماني از جهت دفع شرّ او از جا در آيد، و به نيّت فرو نشانيدن آتش فتنه او نهضت فرمايد، و بعد از محاربات عديده و مقاتلات شديده سفياني بگريزد، و يماني از پي او برود، و جنگها و گريختن سفياني بسيار شود، يعني مکرّر در ميان ايشان جنگ و پيکار وقوع يابد، و در هر مرتبه سفياني شکست يافته فرار برقرار اختيار نمايد، پس بيابد يماني سفياني را با پسرش در ميان اسيران در آخر کار، و بفرمايد که ايشان را بند از بند جدا کنند. بعد از آن در پادشاهي فارغ البال از دشمنان بد مآل سي سال زندگاني کند. بعد از آن ملک و پادشاهي را به فرزند سعيد خود تفويض نمايد و در مکّه معظّمه مسکن و مأوي گيرد، و انتظار ظهور قائم ما مي‏کشيده باشد، تا از اين جهان فاني در گذرد، و پسرش بعد از وفات پدر نزديک به چهل سال حکومت کند و آن دو به دعاي قائم ما به دنيا بر مي‏گردند زراره از پادشاهي سفياني پرسيد؟ فرمود: تا بيست سال مي‏کشد».


گزيده مفردات کفاية المهتدي ص260


2- محل خروج اصهب شام است

غيبه الشيخ بسنده عن عمار بن ياسر و ذکر جمله من العلامات الي ان قال و تکثر الحروب في الارض الي ان قال و يظهر ثلاثه نفر بالشام کلهم يطلب الملک رجل ابقع و رجل اصهب و رجل من اهل بيت ابي سفيان يخرج في کلب


بنابروايت غيبت طوسي‏از حضرت باقر که فرمود اول سرزميني که‏ خراب ميشود شام است و در آنوقت اهل آن سه گروه ميشوند و تحت سه بيرق يکي‏بيرق ابقع که او مردي است ابلق بدن وديگري بيرق اصهب و او مردي است سرخ مو و سرخ رنگ و بيرق سيم بيرق سفياني‏است

إذا اختلفت الرايات السود خسف بقرية من قري إرم ، وسقط جانب مسجدها الغربي ، ثم تخرج بالشام ثلاث رايات : الأصهب ، والأبقع ، والسفياني ، فيخرج السفياني من الشام ، والأبقع من مصر ، فيظهر السفياني عليهم "

از علي عليه السلام : زماني كه پرچمهاي سپاه ( در شام ) با يكديگر اختلاف نمايند قريه اي از قراء ، ارم ، در زمين فرو رفته ( بواسطهء زلزله ) وقسمت غربي مسجد آن خراب شده وسقوط مي نمايد . سپس سه پرچم ( وحزب ) اعلام موجوديت كرده ، اصهب ، ابقع ، وسفياني وسفياني از شام ، و ابقع ، از مصر خروج كرده اما سفياني بر آنها پيروز مي گردد .

ابن حماد : ص 77 - حدثنا الوليد ورشدين ، عن ابن لهيعة ، عن أبي قبيل ، عن أبي رومان ، عن علي قال : - وفيها : قال ابن لهيعة ، عن أبي قبيل ، عن أبي رومان ، عن علي قال : ( تخرج بالشام ثلاث رايات : الأصهب ، والأبقع من مصر ، فيظهر السفياني عليهم ) .

: كنز العمال : ج 11 ص 284 ح 31536 - عن رواية ابن حماد الأولي بتفاوت يسير


3- خروج اصهب بعد ازاختلاف وجنگ در تمام بلادعرب

در آن سال در همه بلاد عرب محاربه و اختلاف واقع ميگردد و اهل شام در اينوقت با سه بيدق بيدق اصهب و بيدق ابقع و بيدق سفياني با طايفه بني ذنب‏الحمار که بقبيله بني ذنب الحمار خروج ميکنند و ايشان را بنوعي بقتل ميرساند که مانند آن هرگز واقع نشده باشد و مردي از قبيله بني ذنب الحماربا جمعيت و استعداد از دمشق ميرسد پس‏سفياني او را ببا جمعيتش بقتل مي رساند

عبقري الحسان نجمه 3


4- خروج اصهب از بلادجزیره است

أوّلُ مَن يخرج منهم رجلٌ يقال له أصهبُ بنُ قيس يخرج من بلاد الجزيرة،

 


5- یکی از خصلت های اصهب ابلق می باشد.

عرض شد:يا رسول الله اصهب چه کسي است؟

حضرت فرمود:او ابلق يعني دو رنگ و دو چهره و سفيد و سياه است.(البته  به معنای پیسی هم است)

بيادن الائمه ج1 ص450

اما با توجه به این حدیث بیشتر به پیسی یا کک ومک می خورد:

 

بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْإِيَادِيِّ رَفَعَهُ إِلَى بُرَيْدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ‏ يَا بُرَيْدُ اتَّقِ جَمْعَ الْأَصْهَبِ‏ قُلْتُ وَ مَا الْأَصْهَبُ‏ قَالَ الْأَبْقَعُ قُلْتُ وَ مَا الْأَبْقَعُ قَالَ الْأَبْرَصُ وَ اتَّقِ السُّفْيَانِيَّ وَ اتَّقِ الشَّرِيدَيْنِ مِنْ وُلْدِ فُلَانٍ يَأْتِيَانِ مَكَّةَ يَقْسِمَانِ بِهَا الْأَمْوَالَ يَتَشَبَّهَانِ بِالْقَائِمِ ع وَ اتَّقِ الشُّذَّاذَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ قُلْتُ وَ يُرِيدُ بِالشُّذَّاذِ الزَّيْدِيَّةَ لِضَعْفِ مَقَالَتِهِمْ وَ أَمَّا كَوْنُهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ لِأَنَّهُم من بنی فاطمه

 

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏52    269     باب 25 علامات ظهوره صلوات الله عليه من السفياني و الدجال و غير ذلك و فيه ذكر بعض أشراط الساعة ..... ص : 181

که وقتی راوی سوال می کند ابقع  امام می فرمایندابرص که همان پیسی می شود.ْ‏


6- مدتی بعد از کشته شدن اصهب ترکان حکومت را می گیرند

«زماني که علج اصهب قيام نمايد، و پايتخت حکومت دچار سختي و بحران گردد، پس ازاندکي کشته خواهد شد، آنگاه (أکحل) به خونخواهي وي برمي خيزد، و اينجاست که کشور به شرک (ترک نسخه بدل) بازگردانده مي شود.»

الزم الناصب ج2 ص224

وقتي آن کافر، اصهب قيام کند و اقامت در پايتخت يا مرکز بر او دشوار شود طولي نمي کشد که او کشته مي شود و آنگاه ترکان فرمانرواي آن حکومت مي گردند.

بحارج52ص212

7- پرچم های سیاه بنی عباس درشام وکشته شدن اصهب

فيما ذكره نعيم من علامة المهدي بهلاك بني جعفر و بني العباس، قال حدثنا نعيم حدثنا عبد اللّه بن مروان عن أرطأة عن تبيع عن كعب قال: إذا دارت رحاء بني العباس و ربط أصحاب الرايات السود خيولهم بزيتون الشام و يهلك اللّه الأصهب‏ و يقتله و عامة أهل بيته على أيديهم حتى لا يبقى اموي منهم إلا هارب و مختف و يسقط السفياني بنو جعفر و بنو العباس و يجلس ابن آكلة الأكباد على منبر دمشق و يخرج البربر الى صرة الشام فهو علامة خروج المهدي. وقتى كه سنگ آسياى بنى عباس بگردش افتاد(اختلاف بین آنان رخداد) و افراد بيرقهاى سياه، سوارهاولشکریان خود را بزيتون شام متصل کردند و خدا اصهب‏ را  با عموم اهل بيتش بطورى بدست آن‏ها كشت كه يك نفر اموى‏  نماند مگر اينكه فرارى و مخفى باشد و سفيانى بنى جعفرو بنى عباس را از بين برد و ابن آكلة الاكباد  بر منبر شام نشست و قوم بربربه سوی مرکز(یاجنگ واجتماع) شام خروج کرد این علامت خروج حضرت مهدی عج می باشد باب 105الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر (عج)   وصول الرايات السود من خراسان ..... ص : 55


8- احتمال اینکه اصهب اموی باشد زیاد است

سدير از امام صادق عليه السّلام حديث مي کند که آن حضرت فرمودند:

يا سدير الزم بيتک و کن حلسا من احلاسه واسکن ماسکن الليل و النهار فاذا بلغ ان السفياني قد خرج فارحل الينا ولو علي رجلک قلت جعلت فداک هل قبل ذلک شيء قال نعم و اشاربيده بثلاث اصابعه الي الشام و قال ثلاث رايات راية حسنية و راية اموية و راية قيسيه فبيناهم (علي ذلک) اذ قد خرج السفياني فيحصدهم حصد الزرع ما راءيت مثله قط.

اي سدير! در خانه خودت قرار بگير و مانند فرش منزل باش و ساکت بمان تا وقتي که سفياني خروج مي کند. به مجرد رسيدن خبر خروج سفياني فورا به سوي ما (مهدي ما) حرکت کن اگر چه با پاي پياده باشد. عرض کردم: آيا پيش از اين جريان نشانه اي هست که دليل بر تحقق خروج سفياني باشد؟ فرمودند: آري. و با سه انگشت اشاره به شام فرمودند و توضيح دادند که سه پرچم در اهتزاز مي آيد:

1. پرچم حسنيه

2. پرچم امويه

3. پرچم قيسيه

در همين اثنا سفياني خروج مي کند و پيروان هر سه پرچم را مانند محصولات زراعي درو مي کند و به کشتاري دست مي زند که مانند آن را هيچگاه نديده اي.

چون درروایات دیگر داریم که سفیانی در منطقه شام با اصهب می جنگد وشکست می دهد در جمع این روایات بدست می آید اصهب اموی است

بحار الانوار ج52 ص 270،271