پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى بيايى...

جاده‏ها خود را آماده مى‏كنند، براى قدم‏هاى استوار تو و فرشى از زيارت «السلام عليك يااباصالح‏» را برخود مى‏گسترند. تو كه مى‏آيى، سنگ‏ها غزل مى‏خوانند و نگاهشان معنا مى‏گيرد. تو كه مى‏آيى، برآسمان تاريك دل‏ها مى‏تابى و به آن‏ها فانوس‏هايى از ستاره هديه مى‏دهى. تو سرشارى از غزل‏هاى سبز. تو كه مى‏آيى، طوفان با دريا آشتى مى‏كند و نور در رگ‏هاى زمين جارى مى‏شود. آرى، تو كه مى‏آيى، روشنى را به شب‏هاى تاريك هديه مى‏كنى و دل‏هاى شكسته را با مهربانى و لبخند پيوند مى‏زنى و پشت پنجره، نشستن و زيبا ديدن را براى چشم‏ها معنا مى‏كنى. تو كه بيايى، كوير معنا ندارد. همه جا سبز است، چون متن بهار! تو كه بيايى...

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 1
کاربر: 0
در این صفحه: 1


از رسول اكرم(ص) و ائمه اهل بيت(ع) روايت شده است كه خروج ابقع در مصر و به دنبال ديده شدن ستارة دنباله‌دار و كسوف خورشيد و خسوف ماه خواهد بود كه همة اينها در نزديكي ظهور رخ مي‌دهند. حال سوال اين است كه منظور از ابقع چيست؟

از رسول اكرم(ص) و ائمه اهل بيت(ع) روايت شده است كه خروج ابقع در مصر و به دنبال ديده شدن ستارة دنباله‌دار و كسوف خورشيد و خسوف ماه خواهد بود كه همة اينها در نزديكي ظهور رخ مي‌دهند.1

ابقع در لغت به ابلق، يعني هر شيء سياه و سفيد و به خصوص به كلاغ سياهي كه با سفيدي آميخته باشد و به هر شخص پليد و به ابرص و شوره‌زار و كسي كه لباس وصله‌دار و رنگارنگ مي‌پوشد تعبير شده است. و آن2 نام يكي از سه فرمانده‌اي است كه پيش از ظهور، در سرزمين شام، براي كسب زمامداري و قدرت، شورش مي‌كند. سپاه او در برابر اصهب، كه فردي كافر است، مي‌جنگند. به نظر مي‌رسد كه فرماندة ابقع در داخل پايتخت قرار دارد، زيرا آن‌گونه كه از روايات بر مي‌آيد، سپاه اصهب از خارج مركز يا پايتخت قيام مي‌كنند. امّا ظاهراً هيچ يك نمي‌توانند بر ديگري پيروز شوند. در اين ميان، سفياني از خارج پايتخت وارد شده و بر هر دو چيره مي‌شود.3

در روايتي كه از امام باقر(ع) به جابر جعفي نقل شده است چنين مي‌خوانيم: «پيوسته بر جاي خود باش و بي‌حركت بمان تا علامت‌هايي كه بر تو بيان مي‌كنم مشاهده كني، اختلاف بين خاندان فلاني و نداي آسماني و صدايي كه از ناحية دمشق بيايد كه مژده بخش ظهور است و فرو رفتن آبادي‌اي از شام كه آن را «جابيه» مي‌نامند و روي آوردن هواداران ترك‌ها براي ماندن در جزيرة موصل و مستقر شدن سركشان رومي در رمله. در آن سال در تمام سرزمين‌هاي اسلامي كه در ناحية غرب واقع شده‌اند اختلاف بسيار شود. نخستين سرزميني كه نابود گردد، شام است كه در آن ميان سه لشكر اصهب، ابقع و سفياني اختلاف شود.

در روايت ديگري چنين آمده: نخستين سرزميني كه در آن كشتار و شورش مي‌شود، شام است كه سه لشكر در آن با يكديگر نبرد مي‌كنند: 1. اصهب، 2. ابقع، 3. سفياني. اين سه لشكر با يكديگر مي‌جنگند تا سفياني با ابقع درگير مي‌شود و او با سپاهيانش مي‌كشد و سپس اصهب را نيز از پاي درمي‌آورد. از اين روايات برمي‌آيد كه پيروز نهايي جنگ شام، سفياني است.