پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

مفاهيم و مؤلفه‏هاى انتظار

مهدويت، تبلور يك الهام فطرى است كه مردم، از دريچه ي آن... روز موعود را مى‏بينند. مهدى (عليه السلام) تنها يك انديشه نيست كه ما، در انتظار ولادت او باشيم و يك پيش گويى نيست كه به اميد مصداق آن نشسته باشيم؛ بلكه مهدى يك واقعيت‏خارجى و آماده باش است كه ما منتظر عمليات او هستيم.انتظار داراى مفاهيم و مؤلفه‏هاى زيادى است كه در صحيفه علمى و عملى جهان تشيع، به روشنى مكتوب و مضبوط مى‏باشد؛ از جمله: نفى وضع موجود (فساد، ظلم، بى عدالتى و تباهى)؛ طرد و عدم پذيرش حكومت‏هاى سياسى ظالم (نامشروع دانستن آنها)؛ اصلاح‏طلبى و اميد به زندگى بهتر (فرج و گشايش)؛ تلاش و كوشش براى پيشرفت و ترقى؛ قيام، انقلاب و نهضت مداوم و فعال؛ تشكيل حكومت‏هاى مشروع و دينى؛ عدم انقياد و سازش در برابر ظالم و مفسدان و....

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 1


درآن يك آيه مى باشد آيه 18

1- (فهل ينظرون الآ الساعة أن تأتيهم بغتة فقد جاء أشراطها فأنى لهم اذا جائتهم ذ كرئهم. ([1]

آيا آنها جز اين انتظارى دارند كه قيامت ناگهان برپا شود در حالى كه هم ا كنون نشانه هاى آن آمده است، اما هنگامى كه بيايد، تذكر و ايمان آنها سودى نخواهد داشت.

مفضل از امام صادق(عليه السلام )روايت مى كند كه حضرت فرمود: ساعت (در اين آيه شريفه) قيام قائم است. [2]

((شرائط الساعة)) علامت و نشانه هاى نزديك شدن قيامت است.

اما نشانه هاى قيامت از زبان رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) چنين است:

ابن عباس مى گويد:

ما با پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله ) در حجه الوداع بوديم، حضرت حلقه درب خانه كعبه را گرفت و رو به سوى ما كرده، فرمود:

آيا شما را از ((شرائط الساعة)) آ گاه كنم؟ سلمان- كه آن روز از همه به پيامبر (صلي الله عليه و آله ) نزديكتر بود- عرض كرد: آرى اى رسول خدا.

فرمود:

از نشانه هاى قيامت تضييع نماز، پيروى از شهوات، تمايل به هواپرستى، گرامى داشتن ثروتمندان، فروختن دين به دنيا است، در اين هنگام است كه قلب مؤمن در درونش ذوب مى شود آنچنان كه نمك در آب ذوب مى شود، اين همه زشتي ها را مى بيند و توانائى بر تغيير آن ندارد.

سلمان گفت:

اى رسول خدا آيا چنين امرى واقع مى شود؟

فرمود: آرى، سوگند به آن كس كه جانم به دست اوست. اى سلمان! در آن زمان زمامدارانى ستمگر، وزرايى فاسق، كارشناسانى ستم پيشه، و امنائى خائن بر مردم حكومت مى كنند.

سلمان پرسيد:

آيا اين امر واقع مى شود؟

فرمود:

آرى؟ سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست، اى سلمان! در آن هنگام زشتي ها زيبا، و زيبايي ها زشت مى شود.

امانت به خيانتكار سپرده مى شود و امانت دار خيانت مى كند، دروغگو را تصديق مى كنند و راستگو را تكذيب.

سلمان سئوال مى كند: اى رسول خدا آيا چنين چيزى واقع مى شود؟

فرمود:

آرى؟ سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، اى سلمان! در آن روز حكومت  به دست زنان، و مشورت بابردگان خواهد بود، كودكان بر منابر مى نشينند و دروغ، ظرافت و زكات، غرامت و بيت المال، غنيمت به شمار مى آيد.

مردم به پدر و مادر خود بدى مى كنند، و به دوستانشان نيكى و ستاره دنباله دار در آسمان ظاهر مى شود.

سلمان  فت: آيا اين امر واقع مى شود؟

فرمود:

آرى؟ سوگند به كسى كه جانم به دست اوست، اى سلمان! در آن زمان زن با شوهرش در تجارت شريك مى شود (و هر دو تمام تلاش خود را در بيرون خانه و براى  ثروت اندوزى به كار مى گيرند) باران كم و صاحبان كرم خسيس، و تهى دستان حقير شمرده مى شوند، در آن هنگام بازارها به يكديگر نزديك مى گردد، يكى مى گويد چيزى، نفروختم، و ديگرى مى گويد سودى نبردم، و همه زبان به شكايت و مذمت پروردگار مى گشايند.

سلمان گفت:

اى رسول خدا آيا اين امر واقع مى شود؟

فرمود:

آرى سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، اى سلمان! در آن زمان اقوامى به حكومت مى رسند كه اگر مردم سخن بگويند آنها را مى كشند و اگرسكوت كنند همه چيزشان را مباح مى شمرند، اموال آنها را غارت مى كنند و احترامشان را پايمال و خونهايشان را مى ريزند، و دلها را پر از عداوت و وحشت مى كنند، و همه مردم را ترسان و خائف و مرعوب مى بينى.

سلمان عرض كرد:

آيا اين امر واقع مى شود؟

فرمود:

آرى؟ سوگند به آن كس كه جانم به دست اوست. اى سلمان! در آن هنگام چيزى از مغرب مى آورند (قوانين از شرق و قوانين از غرب) و امت من متلون مى گردد، !در آن روز واى برضعفاى امت از آنها، و واى بر آنها از عذاب الهى، نه به كوچك رحم مى كنند، و نه بر بزرگان احترام مى گذراند و نه گنه كارى را مى بخشند، بدن هايشان همچون آدميان است اما دلهايشان، همچون دل شيطان هاست.

سلمان گفت:

اى رسول خدا آيا اين امر واقع مى شود؟

فرمود:

آرى  سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست اى سلمان! در آن زمان مردان به مردان قناعت مى كنند، و زنان به زنان، و بر سر پسران به رقابت برمى خيزند، همانگونه كه براى دختران رقابت مى كنند.

در خانواده هايشان مردان خود را شبيه زنان و زنان خود را شبيه مردان مى كنند، و زنان برزين سوار مى شوند (و به خودنمائى مى پردازند) بر آنها لعنت خدا باد.

سلمان عرض كرد: آيا اين امر واقع مى شود؟

فرمود: آرى؟ سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، اى سلمان! در آن زمان به تزيين مساجد مى پردازند، آن چنان كه معابد يهود و نصارا را تزيين مى كنند، قرآن ها را مى آرايند (بى آنكه به محتواى آن عمل كنند) مناره هاى مساجد طولاني ، و صفوف نمازگزاران فراوان، اما دل ها نسبت به يكديگر دشمن و زبان ها مختلف است.

سلمان گفت اى رسول خدا آيا اين امر واقع مى شود؟

فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، اى سلمان! در آن هنگام پسران خود را با طلا تزيين مى كنند، و لباس هاى ابريشمين "حرير" و "ديباج " مى پوشند، و از پوست هاى پلنگ براى خود لباس تهيه مى كنند.

سلمان عرض كرد: آيا اين امر واقع مى شود؟

فرمود: آرى؟ سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، اى سلمان! در آن هنگام طلاق فزونى مى گيرد، و حدي براى امر خدا اجرا نمى شود، اما با اين حال بخدا ضرر نمى زنند (بلكه خودشان زيان مى بينند)

سلمان عرض كرد: آيا اين شدنى است اى رسول خدا؟

فرمود: آرى؟ سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، اى سلمان! در آن هنگام زنان خواننده، و آلات لهو و نوازندگى آشكار مى شود، و اشرار امتم به دنبال آن مى روند. سلمان گفت: آيا اين شدنى است اى رسول خدا؟

فرمود:

آرى سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، اى سلمان! در آن هنكام ثروتمندان امتم براى تفريح به حج مى روند، و طبقه متوسط براى تجارت و فقراى آنها براى ريا و تظاهر، در آن زمان اقوامى پيدا مى شوند كه قرآن را براى غير خدا فرا مي گيرند، و با آن همچون آلات لهو رفتار مى كنند، و اقوامى روى كار مى آيند كه براى غير خدا علم دين فرا مى گيرند، فرزندان نامشروع فراوان مى شود، و قرآن را به صورت غنا مى خوانند و براى دنيا از يكديگر سبقت مى گيرند.

سلمان عرض كرد: آيا اين امر واقع مى شود اى رسول خدا؟

فرمود:

آرى، سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، اى سلمان! اين زمانى است كه پرده هاى حرمت دريده مي شود، گناه فراوان، بدان برنيكان مسلط مى گردند، دروغ زياد مي شود، لجاجت آشكار، و فقر فزونى مي گيرد، و مردم با انواع لباس ها بر يكديگر فخر مى فروشند، باران ها بى موقع مى بارد، قمار و آلات موسيقى را جالب مي شمرند، و امر به معروف و نهى از منكر را زشت مى دانند.

به گونه اى كه مؤمن در آن زمان از همه امت خوارتر است، قاريان قرآن و عبادت كنندگان پيوسته به يكديگر بدگويى مى كنند، و آنها را در ملكوت آسمان ها افرادى پليد و آلوده مى خوانند.

سلمان عرض كرد: آيا اين امر واقع مى شود؟

فرمود: آرى! سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، اى سلمان! در آن هنگام ثروتمند رحمى بر فقير نمى كند، تا آنجا كه نيازمندى درميان جمعيت مي ايستد و اظهار حاجت مى كند، و هيچ كس چيزى در دست او نمى نهد.

سلمان عرض كرد:

اى رسول خدا آيا اين امر شدنى است؟

فرمود:

آرى سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، اى سلمان! در آن هنگام (روبيضة) سخن مى گويد.

سلمان عرض كرد: پدر و مادرم فدايت باد اى رسول خدا، (روبيضة) چيست؟

فرمود: كسى درباره محروم سخن مى گويد كه هرگز سخن نمى گفت (و كسى اظهار نظر مى كند كه مجالى اظهار نظر به او نمى دادند).

در اين هنگام طولى نمى كشد كه فريادى از زمين بر مى خيزد، آن چنان كه هر گروهى خيال مى كنند اين فرياد در منطقه آنها است.

باز مدتى كه خدا مى خواهد به همان حال مى مانند، سپس در اين مدت زمين را مى شكافند و زمين پاره هاى دل خود را بيرون مى افكند.

سپس فرمود:

منظورم طلا و نقره است: سپس به ستون هاى مسجد با دست مباركش اشاره كرد و گفت: همانند اينها، و در آن روز ديگر طلا و نقره اى به درد نمى خورد (و فرمان الهى فرا مى رسد) اين است معنى سخن پروردگار " فقد جاء اشراطها ". [3]

تمام اينها نشانه هاى آخرالزمان است كه در طليعه آن، ظهور حضرت بقية الله الاعظم "عجل الله تعالي فرجه  " اتفاق خواهد افتاد و منجى عالم بشريت قيام خواهد كرد، و زمين را از لوث پليديها پاك و منزه خواهد نمود- به اميد آن روز انشاء الله-.

 

پي نوشت:


[1]  محمد آيه 18
[2]  ينابيع ا لموده ص 428
[3]  تفسير القمي ج 2 ، ص 303