پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

دعا براى تعجيل فرج

دعا براى تعجيل فرج، از چنان اهميتى برخوردار است كه امام صادق(عليه السلام) مى‏فرمايند: هر كس، بعد از نماز صبح و نماز ظهر، بگويد: «خداوندا! بر محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) و خاندان او درود فرست و در فرج ايشان تعجيل كن!»، نميرد تا قائم را دريابد. دعا براى تعجيل فرج، دعاى هميشگى پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله وسلم) و ائمه ي اطهار( عليهم السلام) و ملائكه‏ى آسمان‏ها بوده و هست. به هر تقدير، كسانى كه خواستار ديدن عصاره‏ى خلقت‏اند، بهترين آفريده‏ى خدا را طالب حضورند، به دعا براى تعجيل فرج اش روى مى‏آورند؛چون، تأثير دعا در نزديك شدن فرج را باور كرده‏اند. در امت‏بنى اسراييل، دعا، سبب شد تا موسى (عليه السلام) صد و هفتاد سال زودتر از وقت تعيين شده، براى نجات بنى اسراييل مبعوث گردد. در حالى كه در اين امت، خود امام موعود (عليه السلام) هم اصرار بر ظهور دارند و در چيدن پايه‏هاى آن، مخفيانه، كوشا هستند

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 3
کاربر: 0
در این صفحه: 3
   صفحه اصلی > اخبار مرکز

کشور تانزانيا، تشنه فرهنگ تشيع و انتظار

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home

کشور تانزانيا با ديرنگي فراوان و به سبب حضور اديان و گرايش هاي فراوان هند کوچک است و به سرزمين هميشه سبز در جهان مشهور شده است. زمين حاصلخيز آن با بذر روينده و پرثمر تشيع آشنايي ديرينه اي دارد و زودبازده است. کشوري است که از عجايب هفتگانه جهاني بهره قابل توجهي برده است. در برخي شهرهايش مأذنه هايي وجود دارد که حدود هزار سال است نداي توحيد و نبوت و امامت و ولايت – اشهد ان علياً ولي الله – و برائت – حي علي خير العمل – را در فضا طنين افکن کرده اند. مردم اين ديار براي شيعه شدن و استبصار بسيار مستعد هستند و دل هايشان هميشه پذيراي حقيقت و روشنايي است، و در مقابل استقامت و استواريِ قدمِ آنها در تشيع چشمگير است. تشنه کام زلال جاري ولايت هستند و در تبري و تولي قويدل و راستين اند. مردم تانزانيا با پاکدلي و طهارت جان خود اصولي انسانيت را پاس مي دارند، هرچند غربِ چموش براي گسترش بي بندوباري و شهوت پرستي و آلودن آنها به آلودگي هاي تمدنِ غربي تلاش هاي فراواني انجام داده است. مثلا شرم و حياي اين مردم بسيار فراوان است و هر جهانگرد و مردم پژوهي به آساني آن را از رفتارها و چهره هاي آنها مي خواند. حيا و شرم از نشانه هاي پاکي درون است و بي ترديد مبيّن پذيرندگي و استعداد آنها در استبصار و قبول کردن عقيده پاکيزه اسلام و تشيع است.
در تانزانيا مؤسسه و مراکز و مجموعه هاي انساني شيعي بسيار چشمگير است و همگي از صفا و صميميت برخوردارند، اما افسوس و صدافسوس که از فقر فرهنگي و ارشادي در رنج اند. چه بسيارند طلاب و فضلاي حوزه و دانش آموختگان دانشگاه مؤسسات عالي که براي سفر کردن به غرب دست وپا مي زنند و مشتاقانه خواهان رفتن به آن ديارند، اما اندکند کساني که براي تبليغ به تشنگان دانايي و آيين، آفريقاي نيازمند و مستعد پذيرفتن حق پيش قدم مي شوند. گسيل شدن به سوي آفريقا براي هدايتگري و ارشاد مردم آن سامان به دليل موقعيت جغرافيايي و انساني اين قاره، کاري ارزشمند و عملي است خداپسندانه، که تنها راستکارانِ فداکار و پيروان حقيقي اهل بيت – عليهم السلام – آن را انجام مي دهند. به ياد بياوريد سفرهاي ارشادي پيامبر اکرم (ص) را، که مشکلات و خطرها را به جان مي خريد و مشتاقانه پيشگام مي شد: در سفرطائف بود که مردم بت پرست آن حضرت را زخمي و دل شکسته کردند، و در ارشاد و ابلاغ دين از دست مردم مکه چه رنج هاي فراواني تحمل کرد. اگر بپذيريم " و لکم في رسول الله اسوه حسنه " و واقعاً الگوي ما آن حضرت است، بايستي براي سفر به مناطق سخت و پرخطر دست و پا بزنيم و رقابت کنيم، نه سفر به اروپا و غرب، که در بالاترين نقطه رفاه به سر مي برند. آري، سينه سوختگاني که آفريقا را براي تبليغ دين برمي گزينند، کوچک ترين خطري که با آن روبه رو مي شوند، بيماري هاي دشواري، چون مالاريا و مانند آن است، و البته براي پيروان حقيقي رسول الله (ص) اين خطرها خوشگوارند، زيرا رضايت خداوند را به همراه دارند. البته پاداش مبلغان براساس نيتِ خير آنها خواهد بود، زيرا " الأعمال بالنيات " چه در جهان غربِ پر از رفاه و امنيت باشند و چه در آفريقاي گرم و پرخطر، اما ناگفته نگذريم که مراتب توفيق و پاداش هاي معنوي مراتب دارند و قطعاً با هم متفاوتند، و خداوند حکيم رنج ديدگي و ناآمني و پرخطري و گرماي آفريقا را با رفاه و آسودگي و امنيت غرب همسنگ نمي کند. علاوه بر اين چه خوب مي بود اگر عزيزاني که پيام اسلام و تشيع را به جوامع تشنه جهان غرب مي برند، گهگاه به آفريقا سفر کنند و از تجربه و آزموده هاي خود در عرصه عرضه دين و معارف ديني را، در قاره سياه هم به کار گيرند و آنها را از دانسته هايشان محروم نسازند. اگر هدف تبليغ دين و معارف تشيع است، در آن صورت تفاوتي ندارد که مخاطبان غربي باشند يا آفريقايي؛ هرچند مردم اين ناحيه نسبت به زلالِ معرفتِ ديني پذيرنده تر و تشنه تر هستند. پيشنهاد ما آن است که دستکم سالي يک ماه به جاي سفر به غرب، به آفريقا سفر کنند و تجارب گرانسنگ خود را در امر تبليغ دين به کار ببرند. بياييد باور کنيم که برخي از طلاب و فضلاء و دانش آموختگان شيعي، در عرصه حسابرسيِ قيامت توقفي طولاني خواهند داشت "وقفوهم انهم مسئولون" (آنها را نگه بداريد که بايد پاسخگو باشند). به تعبير کلام معصوم آنها در مسأله ولايت بايستي پاسخگو باشند (مسئولون عن الولايه). آيا در برابر اين پرسشها جوابي خواهند داشت: چرا تشنگان معرفت در آفريقا را تشنه گذاشته ايد؟ چرا از نعمت هايي که به شما داده ايم در امر گسترش بخشيدن به گستره دين استفاده نکرده ايد؟ چرا هرجا رفاه و شهرت و ثروت هست رفته ايد و هرجايي که رنج و خستگي به همراه داريد نرفته ايد؟ چرا به رفتار پيامبر (ص) که اسوه حسنه است، اقتدا نکرده ايد؟ چرا بيت المال مسلمانان را صرف برگزاري همايش هايي کرده ايد که اگر نگوييم بي بها و بي ارزشند، دستکم نسبت به معارف ديني و تبليغ تشيع قطعاً کم بها و کم ارزشند؟ چرا با اين ثروت ها و نعمت ها به برگزاري کنفرانس ها و جشنواره هاي بين المللي درباره افرادي چون مولوي روي آورده ايد و از طرف ديگر مولانا اميرمؤمنان و نهج البلاغه و صحيفه سجاديه و صحيفه مهدويه را هشته ايد و درباره آنها کاري نکرده ايد؟ چرا به جاي آنکه مردم را با اين ثروت ها سيراب کنيد آنها را از آب گل آلود عرفان نمائي و تصوف خورانديد؟ آيا وجوهات شرعي و بيت المال صرف معرفي امام زمان – عجل الله فرجه – کرده ايد يا آنها را براي تبليغ و انتشار آثار و افزايش ياوران و دوستداران خود کرده ايد؟ آيا بيت المال مسلمانان را براي مجاملات و تأليف قلوبِ اصحابِ خاص و عام، صرف کرده ايد يا از آن پول براي نشر ميليوني الغدير والمراجعات و شبهاي پيشاور و ... استفاده کرده ايد؟ آري، سؤالاتي از اين دست پيش روي دارند و بي ترديد پيروان امام صادق (ع) بايستي به آنها جواب دهند. و خوشا به حال عالمان و مراجع تقليدي که دردمندانه و هوشمندانه از دام چاله هاي راه رها شوند و معارفِ والا و ولايي شيعه را به تشنگان حقيقي برسانند و در اين ميانه در گستردگي گستره جغرافيايي کشورهاي اسلامي و افزايش شيعيان اميرالمؤمنان (ع) و شيفتگان حضرت مهدي (عج) بکوشند. باري، در اين ترديد نيست که امام صادق (ع ) از عالمان دين بازخواست خواهد کرد و تمامي بايدها و نبايدها را خواهد پرسيد و هرگز نکته اي را فروگذار نخواهد کرد. پس تا نفَس باقي است، به خود بياييم و به خانه تکاني دل و جان بپردازيم و خويشتنِ خويش را به محاکمه اي عادلانه و به دور از منيّت و خودفريبي بکشانيم تا در فردايي که بسيار بسيار نزديک است، و در آمدنش هيچ ترديدي نيست، شرمگين و پشيمان سرفرونيندازيم و از محضر آن حضرت شرم نکنيم. در اين ميانه چه بجاست اگر نواب عام امام عصر عليه السلام و مراجع عظام دام ظلهم العالي نمايندگاني را به صورت گروهي به آفريقاي تشنه معارف عاشورا و مهدويت بفرستند و در تبليغ دين فعاليت نمايند، و در کمال شگفتي ببينند که در ازاي اهداي يک جلد کتاب المراجعات يک نفر را به سوي چشمه سار تشيع هدايت مي کنند و برشمار شيعيان اميرالمؤمنين (ع) مي افزايند.
آفريقا بستري است بکر و دست ناخورده که استعداد شگفتناکي دارد براي پذيرش ولايت و تشيع. مردم آن سامان در مسائل اعتقادي کم مايه و حتي بي مايه هستند، و اين هم فاجعه است و هم مسئوليت آور، که دوشِ ما را سنگين مي کند، و مسئولمان مي کند که تلاش کنيم و مفاهيم گرانسنگ و انسان ساز تشيع و فرهنگ ظلم ستيزي عاشورا و آموزه هاي اميدساز و عدالت خواه انتظار را به آنها برسانيم و بر ساحتِ اسلام و تشيع بيفزاييم.
تمام قاره آفريقا به صورت عام، و مناطق شرقي آن، مانند تانزانيا، اوگاندا، رواندا، کنگو، بروندي، کنيا، کومور و ...، به طور خاصي سخت مشتاق معارف اهل بيت – عليهم السلام – و آموزه هاي وحياني تشيع هستند، فعاليت هاي اندکي که در گذر تاريخ در اين باره صورت گرفته است، تنها موجب تشنگي و شوقمنديشان شده و هرگز کافي و کامل نمي باشند، لذا آنچه از مکتب تشيع و مهدويت شنيده ايد بسيار محدود و اندک است، و از همه مهم تر بدان ها عمل نمي شده است. به ياد بياوريم سخن گرانبار امام رضا (عليه السلام) را که فرموده اند: اگر مردم به معارف ما پي ببرند قطعاً پيرو ما خواهند شد. پس بر اساس فرمايش حضرت امام رضا(عليه السلام) بايستي فعاليت هاي دراز دامن و گسترده اي انجام دهيم تا به عمق و حلاوت اين مکتب پي ببرند.
نکته درخور درنگ آن است که تبليغات و فعاليت هاي تبشيري مسيحيان و وهابيان و برخي فرقه هاي ضاله بسيار است و با استفاده از امکانات مالي فراوان همواره مي کوشند مردم آفريقا را به سمت خود بکشانند، اما با اين همه مکتب تشيع و فرهنگ عاشورا و انتظار از جذابيت خاصي برخوردار است و با اندکي تلاش مي توان تشنگان معرفت اهل بيتي را سيراب کرد. بر اساس تجربه مبلغان مسلمان که در سده هاي اخير کمابيش به آفريقا سفر کرده اند، انتشار و انتقال تشيع و رواج دادن آن در آفريقا فقط از دروازه تانزانيا امکان پذير است، و به راحتي مي توان ردپاي فعاليت هاي علماي پيشين را در دارالسلام، عروشا، جزيره زنگبار و ساير شهرها ديد.
به هر روي قاره سياه را بايد با اين ديد نگريست که استعداد پذيريش تشيع در ميان مردم آن سامان بسيار بالاست. از مبلغاني که راه دشوار و پررنج را برخود هموار کردند و با تشويق آيت الله بحرالعلوم (دام ظله) اين حرکت را آغاز نمودند نمايندگان مرکز جهاني حضرت ولي عصر – عليه السلام – را نام مي بريم. آنان اخيراً سفري تبليغي و ارشادي به شرق آفريقا به ويژه تانزانيا کرد. گزارش سفربه تفصيل در کتابي مستقل منتشر خواهد شد. اين سفر براي ايجاد ارتباط بيشتر با مراکز شيعي و تأسيس مراکز تخصصي مباحث امامت و مهدويت صورت گرفت، و به همين منظور گفت وگوهاي دراز دامن و مفصلي با مسئولان محلي و خادمان دين و محبانِ اهل بيت – عليهم السلام – انجام داده اند، که البته مستلزم پي گيري هاي بيشتر است. باري بدين ترتيب گامي متواضع در نشر معارف آل الله برداشته شد، تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.