پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

سهم انتظار

انتظار، سهم چشمانى است كه رو به آفتاب زيسته‏اند؛ سهم دستانى است كه شبگاهان، در وسعت نيايش، به جانب آسمان ريشه دوانيده‏اند، سهم دل هايى كه چون كبوتران خونين بال، در بى نهايتى سرخ جاودانه تپيده‏اند؛ منتظران، مجنون زادگان ليلاى وجودند؛ عاشقانى دل سوخته كه لب به زمزمه‏ تر كرده‏اند؛ آنان، با تمام وجود، روى خود را به آسمان دوخته، دستان را به دعا بلند کرده و ظهور هادى امت را به انتظار مى‏نشينند و در دل، شور و شوق و اميد پرورانده‏اند و پاى افزارى از صبر و شكيب ستانده‏اند تاخستگى راه، مجال‏شان ندهدكه0به «ماندن‏» بينديشند كه بايد «رفت‏» تا به «راه‏» پيوست؛ چرا كه «رفتن‏»، به راه مى‏پيوندد و «ماندن‏»، به ركود. آرى، حركت، ره آورد طبيعى انتظار است. آنان كه يافته‏اند حركت و تلاش به هدايت مى‏انجامد، و چه شيرين، جرعه جرعه از هدايت‏هاى مستمر حق بهره‏مند مى‏شوند.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > اخبار مرکز

عطش جوانان براي ظهور نجاتبخش در کشور اوگاندا و خطر تبليغات فرقه هاي ضاله به ويژه بهائيگري

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home


چهره بدنما و کريه وهابيت حتي در کشورهاي آفريقايي هم تحمل ناپذير شده است. فرقه ضاله وهابيت در برخي کشورهاي شرق اين قاره مطرود و بي توجه شده و تبليغات پوشالين و واپسگرايانه آنها بي ثمر و بي اثر گرديده است.
از جمله کشورهايي که در آن هيچ پايگاه مردمي و اعتبار اجتماعي ندارند اوگاندا بخصوص پايتخت آن، کامپالا است. مردم ساده دل و خوش قلب و صادق آنجا به صورتِ ديدني و شگفتي از وهابيت متنفر و بيزارند، به گونه اي که آنها مجبور شده اند از ذکر نام وهابيت در کارهايشان بپرهيزند و از تعابيري مانند (انصار السنه) و سايرِ نام هاي مشابه استفاده کنند، اما باز هم اين نيرنگبازي هايشان افشا مي شود.
حال از سوي ديگر شيفتگي و شوقمندي شان از اسلام حقيقي که مذهب تشيع و مکتب اهل بيت - عليهم السلام - است، روزبه روز افزايش مي يابد، به گونه اي که از حد وصف و بيان بسي بيشتر است. گفتني است که حتي هزينه کردن هاي فراوان و ساختن مساجد بزرگ و چشمگيري که ديگران انسجام مي دهند، بازهم موجب کم رنگ شدن تشيع و عشق به اهل بيت - عليهم السلام - نمي شود. در اين باره مسجدي را که معمر قذافي با هزينه حدود 15 ميليون دلار ساخته و در کل آفريقا بي نظير است و از آن با عنوان بزرگترين و زيباترين مسجد ياد مي شود، محض نمونه ياد مي کنيم. اين مسجد بي نظير و زيبا در کامپالا ساخته شده است.
آنچه دل شيعيان دلسوز را به درد مي آورد کمبود مبلغان و هدايتگران شيعه است. اوگاندا نيز بستر مناسبي براي گسترش فرهنگ گرانسنگ تشيع است، اما افسوس و صدافسوس، مبلغان ديني به اين امر کمتر توجه مي کنند. دردناک است اگر بگوييم که مثلا براي نمونه يکي از روحانيان شيعه، که ده سال در حوزه هاي قم و زينبيه سوريه درس خوانده است، به دليل مشکلات مالي و معيشتي، به شغلي معمولي روي آورده است که با شخصيت علمي و فضلِ او تناسب ندارد. بپذيريد که اين مسأله براي نظامِ تبليغي شيعه فاجعه اي است دردناک. چرا بايد سيستم تبليغي شيعي از چنين مشکلاتي رنج ببرد؟
اگر دقيق و کلان بنگريم مؤسسات فرهنگي و مذهبي شيعيان با همت خيرخواهان شيعي از کويت و ايران و عربستان در سراسر کشور پهناور اوگاندا تأسيس شده و به فعاليت هاي خود مشغولند. اين مؤسسات هم در مناطق فقيرنشين، که فقرشان را نمي توان با واژه و کلام بيان کرد، و هم در مناطق مرفه، که رفاه در آن کشور پرواضح و بسيار پايين و محدود است، تأسيس شده اند.
فقدان نظم و هماهنگي و مديريتِ واحد و همسوي موجب شده است که پراکندگي جغرافيايي مؤسسات شيعي و امور مالي و هزينه هاي اجرايي آنها بسيار آشفته مي باشد و مثلا گاه مؤسسه يا حسينيه اي پس از تکميل و در مرحله بهره برداري دچار مشکل تأمين هزينه مي شود. پيامد اين امر تعطيل شدن يا ضعف فعاليت آن مؤسسه يا حسينيه خواهد بود، اما اگر تشکيلاتي نظام مند و مسئول وجود داشته باشد، چنين رويدادهاي دردناکي روي نمي دهند. البته اين سخن بدين معنا نيست که همه مؤسسات از چنين مشکلاتي رنج مي برند، بلکه به صراحت بايد گفت که کم نيستند شيعيان خيرخواهي که تبرّعاً و براي کسب رضايت خداي سبحان برنامه هاي بزرگي انجام داده اند. و همچنان به کارهاي خير خود ادامه مي دهند. سخن بر سر نياز فراوان مردم و کمبود هزينه هاست که هزينه ها نسبت به نيازها و فضاهاي خالي کار اندک است و بايستي بيشتر از پيش به فعاليت هاي خيرخواهانه پرداخت.
شوق مردم نسبت به شناخت منجي آل محمد عج و آشنا شدن با مفاهيم و آموزه هاي مهدويت و شناخت آن حضرت بسيار زياد و همواره رو به فزوني است، و مردم روزبه روز و دم به دم چشم انتظار ظهور آن عدالت گستر هستند. ازا ين روي و به سبب وجود چنين احساس پاک و مقدسي، برخي از فرقه هاي ضالّه، پس از بررسي هاي فراواني که انجام داده اند، مراکز فعاليت مسموم و گمراه کننده خود را در کشور اوگاندا به ويژه پايتخت آن، کامپالا قرار داده اند. امروز در کامپالا ساختمان بزرگ و پرشکوهي براي مديريتِ کارهاي مسموشان ساخته اند که حتي در جذبِ مردمِ ساده دل بي تأثير بوده اند. آنها براي کارهاي خود مستقيماً با اسرائيل در تماس اند و هزينه هاي فراوان و مبالغ نجومي و پردامنه اي دريافت مي کنند تا از اين رهگذر منجي پوشالين خود را معرفي نمايند، و از سوي ديگر در ضربه زدن به عقايد شيعيان و شبهه افکني فعاليت کنند.
باري، به سبب ضرورت فعاليت در چنين بستري، مرکز جهاني حضرت ولي عصر - عليه السلام - با مؤسسات شيعي ارتباط برقرار کرد و پس از نشست ها و جلسات مفيدي که انجام داده اند، در مسأله مهدويت و امامت به توافق هايي دست يافت که از جمله آنها تأسيس حدوداً هشت کتابخانه تخصصي در موضوع تشيع، امامت و مهدويت است. علاوه بر آنها مقرر شد که در برنامه هاي آينده کلاس هاي آموزشي و علمي ويژه نسل جوان با موضوعات تشيّع و نقد شبهات و رد بابيگري، بهائيگري و ... تشکيل مي گردد.
پايان سخن تأکيد بر ضرورت فعاليت در اين عرصه و عرضه تفکرات شيعي است، زيرا بستر بسيار مناسبي است، و تمامي مردم مسلمان در اين امر واقعاً مسئول هستند.
در توضيح اين سخن که همه ما مسئوليم اين نکته را به عرض مي رسانيم که آنکه توانايي علمي دارد با علمِ خود، آنکه قدرت مالي دارد و از نعمتِ ثروت برخوردار است، با ثروتِ و مساعدت هاي مالي اش، و آنکه هيچ يک از دو مورد فوق را ندارد، با "زبان " و تبليغ و دعوت کردنِ ديگران و آگاهانيدنِ کساني که توانايي همکاري و خدمت رساني دارند، وظيفه اش را انجام دهد، زيرا مسلمانان بايستي فريادرس ديگران باشند و آدميان به سان اندامِ به هم پيوسته يک بدن، وامدار همديگرند.
کيست که نداند که بني آدم اعضاي يکديگرند... .