پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى آقا بيايد... !

همه‏ى شعرهاى ناگفته‏ى شاعران در مقدمش مى‏شكفند و پنجره‏هاى خاموش، در تجلى شال سبز او ستاره باران خواهند شد.... به تمام جاده‏ها حس رسيدن مى‏بخشد. به تمام انديشه‏ها پرواز مى‏دهد و به جوانه‏ها اذن قيام و به ابرها شوق گريستن مى‏بخشد. وقتى او بيايد، دنيا جاى بهترى براى زندگى مى‏شود. قفس‏ها باز مى‏شوند، بال‏هاى بسته از جرأت پرواز سرشار، آيينه‏ها زنگار مى‏شويند و چشم‏ها در عطر حضور تطهير مى‏شوند.... با طلوع خويش، از كوچه پس كوچه‏هاى افسرده‏ى دل‏هاى بى قرار منتظران خواهد گذشت و تمام فصل‏هاى پاييزى قلب‏هاى ماتم زده را بهار خواهد دميد.... نفحات نفسش، اثرات نگاهش، جذبات وجودش و فضاى پرجاذبه‏ى حضورش انفجارى است، درهزار توى وجودمان، انقلابى به سوى حيات طيبه.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > پژوهشکده مهدویت > دانشنامه موعود

جايگاه نهادهاى حقوقى در عصر ظهور

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home


قبل از ورود به بحث اصلي بيان نكاتي را لازم مي‌دانم:

1.  جواز سخن گفتن از عصر ظهور

نكته اول اين كه، آيا ما وظيفه داريم در مورد عصرِ ظهور حرف بزنيم، يا اصلاً مي‌توانيم شرايطِ عصرِ ظهور را بشناسيم؟ و آيا حق داريم در مورد اين كه امام زمان (عج) بعد از ظهور چه خواهند كرد، سخن بگوييم و تأمل كنيم؟ ممكن است كسي به ما بگويد: حضرت خودش بهتر مي‌داند. «هر چه آن خسرو كند شيرين بود». امام معصوم است و علم لدني دارد و به گونه‌اي به وحي متصل است و خود مي‌داند چه انجام دهد. بنابراين، ما را چه به اين بحث وكنكاش كه امام وقتي ظهور فرمود، چه خواهد كرد. همين قدر كه بدانيم «يملأ الارض قسطا و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً»، كفايت مي‌كند؛  همين قدر كه بدانيم او امام و معصوم و ذخيره خداوند است، كافي است؛ همين كه بدانيم مورد حمايت خداوند است، كفايت مي‌كند؛ همين كه بدانيم خارج از اراده تشريعي خداوند حركت نخواهد كرد، براي ما بس است. بنابراين، بايد به وظايف اصلي خودمان در عصر غيبت بپردازيم. افزون بر اين، براي ظهور هر چه سريع‌تر حضرت دعا كنيم و اعمال صالح انجام بدهيم و بدين ترتيب، زمينه را براي ظهور آن حضرت فراهم كنيم.
اين سخن از يك منظر مي‌تواند درست باشد، اما به اعتقاد بنده، اگر صحبت از امام زمان مي‌كنيم و از عصري ظهور سخن مي‌گوييم، در حقيقت براي شناختِ درست‌تر وظايف خودمان در عصر غيبت است. مي‌خواهيم دريابيم كه ما چه بايد بكنيم. حتي اگر از نهادهاي حقوقي در عصرِ ظهور صحبت مي‌كنيم، به گونه‌اي به بازشناسي وظايف خودمان در عصرِ غيبت پرداخته‌ايم. امام صادق (ع) در پاسخ به پرسش زراره كه از آن بزرگوار مي‌پرسند در عصرِ غيبت، منتظران چه وظايفي دارند؟ اين دعا را خواندند: «اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف رسولك اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك، اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني». آيا اين پاسخ امام (ع) با پرسش سنخيت دارد، يا نه؟ مسلماً امام مي‌خواهد به زراره و همه كساني كه تشنه فهمِ دانش‌اند، بفرمايد كه اگر حجت را نشناختي، رسول را هم نشناختي و اگر رسول را نشناختي، توحيد وخدا را هم نشناختي. بنابراين، شناخت حجت زمان و شناختِ امام عصر (عج)، به معناي شناخت خداوند و شناختِ توحيد است. در روايتي ديگر آمده است: «من مات و لم‌يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية»، اين روايت مي‌گويد كه اگر امام زمان (عج) را كسي نشناسد، [آن شخص] زنده هم باشد، مرده است. او نه تنها اگر بميرد به مرگ جاهلي مرده است، اگر زنده هم باشد، به واقع مرده است. بنابراين، اگر بحث مي‌كنيم كه در عصر ظهور چه وظيفه‌اي داريم و نهادهاي حقوقي و سياسي چگونه است، به واقع مي‌خواهيم وظيفه خودمان را در عصر غيبت بازشناسيم.

2.  انجام پژوهش درباره عصر ظهور

نكته دوم در همين رابطه، اين است كه نوشتن تاريخ آينده ـ با مسامحه مي‌گويم ـ كارآساني نيست؛ يعني اين كه اگر كساني غير از معصومان: بخواهند پژوهش كنند و بگويند كه در آينده چه خواهد شد، كار دشواري است. مثلاً اگر بپرسيد كه در قرن 21 چه وضعيتي بر دنيا حاكم خواهد شد، در اين باره هر چه بگوييم، گمان‌هايي بيش نيست. آيا جنگ تمدن‌هايهانتينگون به كرسي خواهد نشست، يا تئوري گفت‌وگوي تمدن‌ها قوت مي‌يابد؟ كدام نگرش و روي كرد از اسلام بر كرسي مي نشيند؟ راديكاليزم رشد مي‌كند، يا سكولاريزم؟ سنّت‌گرايي توسعه مي‌يابد، يا تجددگرايي و نوانديشيِ ديني؟ در اين حال فقط مي‌شود با بررسيِ وضعيت فعلي، حدس زد كه در آينده چه موقعيتي خواهيم داشت و ان‌شاء‌الله شاهدِ گسترش روز افزون انديشه ديني در دنيا باشيم.
اين مسئله هر قدر دشوار باشد، به مراتب دشوارتر است كه بگوييم در عصرِ ظهورِ امام زمان (عج) چه وضعيتي حاكم خواهد بود، اما از يك جهت نيز آسان‌تر است، زيرا ما اصولِ راه‌نما داريم. يك گنجينه بسيار ارزش‌مندي از روايات در مورد امام زمان (عج) كه با استنادِ به آنها، مي‌توانيم وضعيت را روشن كنيم، يا لااقل حدس‌هايي بزنيم كه خيلي دور از آبادي نباشد. بنابراين، اگر بخواهيم وضعيت دورانِ را بررسي كنيم، چون روايات و اصول راهنما اختيار داريم، با استفاده از آن مي‌توانيم پيش برويم.

3.  نقش اصول راهنما در ارزيابي صحيح از شرايط عصر ظهور

نكته سوم اين كه، چگونه ما در مورد فقه اين قدر دقت مي‌كنيم؛ به روايات توجه خاص نشان مي‌دهيم؛ به رجال و سندشناسي مي‌پردازيم؛ به درايه و محتواي روايات توجه مي‌كنيم، ولي در مورد اعتقادات و اخلاقيات چنين دقتي نداريم ـ بايد در اين باره توجه بيشتري كرد. علماي بزرگ، به خاطر اين روايات از بين نروند، همه را جمع‌آوري كرده‌اند، ولي ديگران از برخي از اين روايات سوء استفاده مي‌كنند. با تأمل در نوشته‌هاي امروزي ديده مي‌شود كه گاهي در رواياتي كه بايد در صحت آنها ترديد كرد، مطالبي وجود دارد كه به هيچ وجه پذيرفتني نيست. امام چگونه با جامعه جهاني رفتار خواهند كرد؟ آيا امام همواره با شمشر حركت مي‌كند؟ در پاره‌اي از روايات و به تبع آنها در برخي كتاب‌ها چنين آمده است كه امام دو ـ سوم بشر را مي‌كُشد، به طوري كه بر اثر آن، جويِ خون راه مي‌افتد به طوري كه گفته مي‌شود: چنين مردي از آل پيامبر (ص) نيست، زيرا اگر از آل پيامبر بود، با رحمت رفتار مي‌كرد؛ چون پيامبر «رحمةٌ للعالمين» بود. كسي كه اين قدر خون مي‌ريزد، از آل پيامبر نيست. در روايتي هم آمده است كه چرا براي ظهور آقا عجله مي‌كنيد؛ آيا مي‌خواهيد بيايد و جويِ خون راه بيندازد؟ اين روايات به خصوص در نوشته‌هاي جديد بسيار است و بايد در آنها دقت كرد. اصول راه‌نما مي‌گويد: امام خلاف كتاب و سنت عمل نمي‌كند، روايات را بايد به كتاب عرضه كرد، اگر مغاير با كتاب خدا باشد، بايد آن را به كناري نهاد. ترديدي نيست كه امام بر پاية قرآن حركت مي‌كند و مفاهيم قرآن را درست بيان مي‌فرمايد. تفسير درست قرآن در دست امام زمان است. امام بهترين و كامل‌ترين برداشت را از قرآن ارائه مي‌كند. اين فهم فقط در مسائل توحيدي نيست؛ امام احكام و حقوق شناسي را نيز بازشناسي و باز تفسير مي‌كند. اين مسئله اشتباه محض است كه به گونه‌اي سخن گفته شود كه گويي امام خلافِ قرآن قدم برمي‌دارد. بايد ديدگاه بهتري داشته باشيم و نهادهاي اصليِ قرآن را بهتر بشناسيم. اين نهادها بعد از ظهورِ امام حاكم خواهند بود.

4.  مراد از نهادهاي حقوقي

وقتي مي‌گوييم نهادهاي حقوقي، فقط تأسيسات حقوقي را دربرنمي‌گيرد؛ احكام حقوقي را هم شامل مي‌شود. احكام حقوقي بر پايه وفاي به عهد و پاره‌اي ديگر از قواعد پايه‌اي اخلاقي شكل گرفته است. وجوب وفاي به عهد، عدم جواز اضرار به غير، لزوم پرداخت خسارت و مانند آنها از قواعد اخلاقي‌اند كه قبول آنها ابتناء بر دين ندارد. امام علي (ع) در عهدنامة مالك مي‌فرمايند:
اي مالك، به عهدي كه با ديگران مي‌بندي، وفا كن! حتي مشركان كه در مرتبه نازلي از اخلاق به سر مي‌برند. آنها هم در وفاي به عهد پاي‌بند هستند.
اكنون به اختصار در حد فهم خود، از وضعيت پاره‌اي از نهادهاي حقوقي در عصر ظهور سخن مي‌گوييم:

وضعيت برخي از نهادهاي حقوقي در عصر ظهور

آيا حدود در زمانِ غيبت امكان اجرا دارد؟ آيا كيفرياتي اسلام به عنوان يك نهادِ حقوقي، محل اجرا دارد؟ آيا كسي كه سرقت كرد، دستش را بايد قطع كرد يا نبايد كرد؟ چرا كه امام حدود را عمل مي‌كنند و شايد هم مصلحت دانستند به آن عمل نكنند و حد را در جايي تعطيل كنند كه در اختيارات ولي و حاكم است. در يكي از مقالات مربوط به حضرت مهدي (عج) نوشته‌اند كه مصلحت در عصر امام معنا ندارد. اين گفته محل ترديد است. البته ممكن است توجيه ديگري داشته باشند كه بگويند برترين مصلحت، ارجاي عدالت است، اما چرا مصلحت نمي‌تواند معنا پيدا كند؟ احكام در جعل دايره مدار مصالح و مفاسدند و امام بر پايه مصالح، ممكن است در مقام اجرا حكمي را موقتاً لازم‌الاجرا ندانند. حضرت علي (ع) مي‌فرمايند: «اني لا اقيم حداً بارض العدو مخاقة ان تحمله الحمية فيلحق بالعدو؛ من حدود را در سرزمين دشمن اجرا نمي‌كنم. چون فردي كه حد مي‌خورد ممكن است بر اثر حميت در سرزمين دشمن بماند و به آنان ملحق گردد.» پس اجراي حد را با تشخيص مصلحت مي‌شود. كنار گذاشت. نهادهاي شكل گرفته در قرآن كريم، مورد توجه امام خواهد بود. امام خلاف قرآن نمي‌گويد. امام اسلام جديدي را معرفي مي‌كند. بله، از آن روي كه اماغم قرآن مفسِّر در دست دارد، اسلام ناب را تبيين و به آن عمل مي‌كند، به ويژه آن كه عصر غيبت چيزهايي به اسلام اضافه شده است كه جزء اسلام نيست. امام صادق (ع) فرموده است: «وقتي پيامبر مبعوث شد، سنن و آداب جاهليت را در هم ريخت. قائم ما نيز كه ظهور كند، اسلام را به شكل جديد معرفي مي‌كند.»
تا زمان ظهور، اسلام آن گونه با خرافات آميخته مي‌شود كه امام وقتي مي‌آيد و اسلام ناب را معرفي مي‌كند، بسياري از افراد مي‌گويند اين اسلام نيست بلكه چيز جديدي است، ولي در حقيقت اين همان اسلام قرآني است. منتهي ما قرآن را بد فهميده‌ايم. قرآن بد معرفي شده است. روايات را با سنت پيامبر هم بايد سنجيد. امام به حول و قوة الهي قدرتي خواهد داشت كه خداوند به پيامبر هم داده بود. در فتح مكه، پيامبر (ص) مشركان را بخشيد، حتي خانه ابوسفيان را مأمن قرار داد. نمي‌شود پذيرفت كه پيامبر «رحمةٌ للعالمين» است و رحيمانه برخورد مي‌كرده، اما امام همه اينها را فرو مي‌گذارد. نمي‌شود پذيرفت كه امام فقط انتقام گيرنده باشد. امام بر چه پايه‌اي برخورد خواهد كرد؟ آن حضرت الگوي پيامبر (ص) و الگوي حضرت امير (ع) را دارد و ممكن نيست آنها را ناديده بگيرد. اوضاع ومقتضيات، ممكن است تغيير كند. پس بايد ببينيم پيامبر چه كار كرد؟ امام نيز همان كار را با قدرت بيشتر مي‌كند. پيامبر (ص) مسلماً عدالت‌ورز بوده‌اند. امام علي (ع) هم عدالت اجتماعي داشتند و خودشان فرموده‌اند: من در اين دنيا و مناطق تحت حاكميت خود، كسي را نمي‌شناسم، مگر آن كه سرپناهي دارد كه زير آن آرامش مي‌گيرد و قوت روز و شبش را دارد و امنيت ايشان تأمين است. در اين‌باره رواياتي هم داريم.
اساس دين، عدل است و همه پيامبران هدفشان هدايت مردم به سوي عدالت است. از اهداف امام حاكم كردن عدل، زدودن فقر و برپا داشتن امنيت است. امام عدالت را در همه حوزه‌هاي اخلاقي، حقوقي، اقتصادي و سياسي حاكم خواهند كرد. بنابراين، نبايد ميان مسلمان و غيرمسلمان فرقي باشد و امام با همه بر اساس عدالت و كرامت رفتار خواهد كرد.
اين كرامت، تاجي است كه خداوند بر سر آدميان گذاشته است. امام (ع) خلاف كرامت انساني با مردم رفتار نمي‌كند. حسن عدالت و كرامت مسلم و ذاتي است، ولي مصداق‌هاي آن تغيير مي‌كند. ممكن است يك نهاد در عصري باشد و در عصر ديگر و يا در عصر امام زمان نباشد. با اين حال، كرامت انسان ناديده گرفته نمي‌شود. فرض كنيد در عصر بعثت، نهاد برده‌داري بود؛ آيا زمان ظهور نيز چنين نهادي خواهد بود؟ آيا ممكن است زماني كه امام مي‌جنگد و مشركان را هم دستگير مي‌كند، برده‌داري باشد؟ اين معرفي از امام زمان بسيار بد است و نمي‌توان پذيرفت كه زماني كه امام زمان ظهور كرد، برده‌داري احيا شود.
امام باقر (ع) فرمود: «وقتي امام زمان ظهور مي‌كند، برده‌اي نمي‌ماند؛ مديوني باقي نخواهد ماند؛ وكشته‌اي باقي نمي‌ماند مگر آن كه ديه‌اش پرداخت مي‌شود.»

آزادي‌ها در عصر ظهور

آزادي از نتايج باور به كرامت انساني است. آزادي انواعي دارد كه آزادي عقيده و اديان از مهم‌ترين آن است. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «با ظهور امام زمان (عج) همه اسلام مي‌آورند؛ هر كه روي زمين و در آسمان است، تسليم امام زمان مي‌شود.» در روايتي هم آمده است كه طوعاً و كرهاً همه اسلام مي‌آورند. اگر مي‌شد، چرا پيامبر (ص) اين كار را نكرد؟
اكنون بايد بحث كنيم كه آيا اسلام، اصل را بر صلح مي‌داند؟ اسلام با عقلانيت رشد كرده و مردم را هدايت كرده است، نه با شمشير. همين سخنان در مورد امام زمان (عج) هم گفته مي‌شود. پس چرا در روايت ديگري تأمل نمي‌كنيم كه امام زمان وقتي مي‌آيد، خون مي‌ريزد. امام باقر (ع) مي‌فرمايد: «من قائم آل محمد (ص) را مي‌بينم كه در مكه حضور دارد.» نيز مي‌فرمايد: «اگر كسي مي‌خواهد با آدم گفت‌وگو كند كه من اعلم خلايق هستم، نسبت به آدم، نسبت به نوح، نسبت به ابراهيم، به موسي، به عيسي: و محمد (ص) آگاه‌ترينم، اگر كسي مي‌خواهد با كتاب الله محاجه كند، بيايد با من سخن بگويد كه من به كتاب الله، اعلم خلايق هستم...» از اين جا هم مي‌شود فهميد اديان در آن زمان هم هستند. اين يعني آزادي عقيده، يعني آزادي دين. پس اديان وجود دارند. عقلانيت نيز در آن عصر توسعه پيدا مي‌كند. شايد بدين شكل كه امام دست بر سر مردم مي‌كشد، عقلانيت توسعه پيدا مي‌كند. با گسترش زمان، عقلانيت مردم گسترش پيدا مي‌كند. مردم از بس ظلم و ستم مي‌بينند، مي‌خواهند عدالت گسترش پيدا كند. عدالت با معجزه گسترش پيدا نمي‌كند. معجزه امام اين است كه عقلانيت توسعه پيدا مي‌كند گسترش پيدا كند. عدالت با معجزه گسترش پيدا نمي‌كند. معجزه امام اين است كه عقلانيت توسعه پيدا مي‌كند و مردم همه عدالت‌خواه مي‌شوند و عدالت اجتماعي برقرار مي‌شود.
آيا عدالت اخلاقي را به همه مردم مي‌دهند و همه مردم روي زمين عادل مي‌شوند؟ وقتي مي‌گوييم امام عادل است، نمي‌تواند به حق مردم جامعه آسيب وارد كند و نمي‌كند چون در اين صورت عدالت برقرار نمي‌شود. امام علي (ع) مي‌فرمايد: «اعطاء كل ذي حق حقه؛ عدالت يعني حق هر كسي را به خودش دادن.» بله، امام خودش تشخيص مي‌دهد كه حق چه كسي است. حق قانون گذاري با خداست، اما مواردي كه حقوق انسان‌ها، مشخص است حق آنها ضايع نخواهد شد، چون حتي با تضييع يك حق، عدالت برقرار نمي‌شود.
تعدد اديان،خواست خداوند است. تعدد فرهنگ‌ها و سنت‌ها حكم قرآن است. ممكن نيست كه همه وحدت سنن داشته باشند. بحث درباره روابط بين‌الملل هم در آن عصر وجود دارد.
امام كه مي‌آيد، شرك از بين مي‌رود، اما اديان مختلف توحيدي وجود دارند. يك حاكميت واحد توحيدي، برقرار خواهد بود. نظامي كه امام تشكيل مي‌دهد، احتمالاً متشكل از يك دولت مركزي (يا دولت فدرال) و دولت‌هاي كوچك (ايالت‌ها) است كه تماماً در حاكميت امام‌اند. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «امام هر كشوري را دست كسي مي‌سپارد.» و مي‌فرمايد: «هر جور كه صلاح ديدي، عمل كن.» ولي روابط بين الملل و سازمان ملل به معناي امروزي وجود نخواهد داشت.

عدالت اخلاقي مقدم بر عدالت حقوقي و اجتماعي

حاكم بايد عادل باشد؛ غير عادل نمي‌تواند عادلانه برخورد كند. حاكم، هم بايد عدالت شخصي داشته باشد و هم عدالت اجتماعي را رعايت كند. در غير اين صورت، مشكلات زياد مي‌شود.
مسلم است كه ذره‌اي ظلم از طرف ياران امام و خود امام بر مردم نمي‌شود، اما اين كه همه مردم عادل مي‌شوند، سخني است كه نمي‌توان باور كرد. گفتم: عقلانيت مردم رشد مي‌كند؛ عدالت‌خواهي در وجه عدالت گستري توسعه مي‌يابد، اما اين كه تمام مردم شخصاً به عدالت رفتار كنند، معلوم نيست. دلايل و قرايني براي اين سخن دارم كه فرصت بيان آنها نيست.
خداوند ان‌شاء‌الله ما را از شيعيان واقعي آن حضرت و منتظران راستين او قرار دهد. از خداوند مي‌خواهيم توفيق عمل به قرآن كريم به ما عنايت فرمايد و ما را مشمول شكايت پيامبر خدا (ص) قرار ندهد كه فرمود: (يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً).

پي‌نوشت‌ها:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سخنراني در جمع پژوهشگران پژوهشكده مهدويت 28/9/1384 .