پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى بيايى...

جاده‏ها خود را آماده مى‏كنند، براى قدم‏هاى استوار تو و فرشى از زيارت «السلام عليك يااباصالح‏» را برخود مى‏گسترند. تو كه مى‏آيى، سنگ‏ها غزل مى‏خوانند و نگاهشان معنا مى‏گيرد. تو كه مى‏آيى، برآسمان تاريك دل‏ها مى‏تابى و به آن‏ها فانوس‏هايى از ستاره هديه مى‏دهى. تو سرشارى از غزل‏هاى سبز. تو كه مى‏آيى، طوفان با دريا آشتى مى‏كند و نور در رگ‏هاى زمين جارى مى‏شود. آرى، تو كه مى‏آيى، روشنى را به شب‏هاى تاريك هديه مى‏كنى و دل‏هاى شكسته را با مهربانى و لبخند پيوند مى‏زنى و پشت پنجره، نشستن و زيبا ديدن را براى چشم‏ها معنا مى‏كنى. تو كه بيايى، كوير معنا ندارد. همه جا سبز است، چون متن بهار! تو كه بيايى...

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 1
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > پژوهشکده مهدویت > دانشنامه موعود

بشر و شوق سوزان ظهور

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home

منبع : تارنگار منتظران ظهور موعود

اشاره : شوق سرزدن پگاه ظهور و حضور منجي , قرن هاست كه بشريت را بي قرار ساخته است . توده هاي مواج هركدام به فراخور حال و مجال دين يا مكتب خويش , سراين سودا دارند و همگي در اين عشق سوزان به گرد شمع ظهور , پروانه وار مي چرخند. به راستي چه كسي است كه در برابر , دنيايي از عدالت , رهيدگي از بند اسارت هاي جسم و جنس و طعم شيرين معنويت از خود بي قرار نگردد و در اشتياق آن و برآمدن آن روزگاران , خوش نسوزد .

درد بشر امروز در پس لبخندهاي ساختگي , بهشت ها ليودي و بين چرخدنده هاي سنگين و خردكننده فن آوري هاي گوناگون , سخت بي درمان گشته است و به دنبال نوشدارويي ابدي مي گردد , دارويي كه بتواند زندگاني او را رنگ و جلايي ديگر بخشد و مفهومي اميدواركننده به آن بدهد. از اين رو , « انتظار » واكنشي است در برابر اين آرزوي هميشگي انسان ها. بنابراين در نوشتار حاضر تلاش شده تا نمايي كوتاه از اين انتظار سوزان را در ديگر اديان به نظاره بنشينيم , انتظاري كه فارغ از برخي اختلافات , همگان در آن مشتركند.
« آيين هندوئيسم »

پيروان آيين هندو در اصل قيام نجات بخش انسان ها هيچ ترديدي روا نمي دارند و در كتاب هاي گوناگون و مقدس خويش از آن ياد مي كنند. آنان ) kali (معتقدند در عصر آهن يا عصر كلي كه چهارمين و آخرين دوره از ادوار جهان ظهور خواهد كرد . ) Kalki (است , كلكي كلكي دهمين مظهر خداي ويشنو (خداي حفظ كننده ) در دوراني كه تنها به يك چهارم درمه (دين يا نظم كيهاني ) عمل مي شود و سراسر جهان را ظلم و فساد فراگرفته است خواهد آمد . (1 ) او سوار بر اسبي سفيد و با شمشيري آخته و شهابگون ظهور مي كند تا ظلم و شرارت را ريشه كن كند و عدالت و فضيلت را يا مرگ را) Yama ( برقرار نمايد . او يمه درهم مي شكند و تارومار مي سازد و بر همه قواي مخالف پيروز مي گردد.

كلكي در انديشه هندويان , مردي الهي است و به نوعي متحد با مقام بي انتهاي خداست . (2 ) در يكي از كتاب هاي پيروان هندو در رابطه با ويژگي هاي منجي انسان ها چنين آمده است : « سرانجام دنيا به كسي برگردد كه خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد . » (3 ) همچنين كلكي در اعتقادات هندوان جايگاهي خاصي دارد و تصاوير وي كه در هيبت مردي سوار بر اسب سفيد با شمشيري كشيده است , در جاي جاي نگارگري آنان يافت مي شود . (4 ) براساس آيين هندو , كلكي حكومت ناشايستگان را درهم مي شكند و حكومتي عالمگير , عدالت گستر و دين محور تشكيل مي دهد. از اين رو در كتاب دداتك آورده شده است : « دست حق درآيد و جانشين آخر محتاط ظهور كند و مشرق و مغرب عالم را بگيرد و همه جا خلايق را هدايت كند . » (5 )
« بودائيان و انديشه انتظار »

موعود باوري در آيين بودا يا مفهوم گره خورده است . ) maitreya (ميتريه ميتريه در زبان سانسكريت به معناي مهربان است . اگرچه حضور و اهميت ميتريه در مكاتب گوناگون بودايي متفاوت است اما همگي آن ها به آن معتقد مي باشند. اين موعود نجات بخش در نمادنگاري بودايي به شكل مردي در وضعيت نشسته , آماده برخاستن به نمايش درمي آيد تا نمادي از قيام را تداعي كند . (6 ) در يكي از كتاب هاي بودائيان كه به تاريخ سري لانكا مي پردازد , حوادث مربوط به قيام مطرح گرديده است : « پس از آن كه شاكيه موني (بودا) به نيروانه بزرگ رسيد و جهان پاي به سراشيبي اجتماعي ... نهاد : پنج هزار سال پس از آخرين بودا , آفتاب آموزه هاي بودايي افول مي كند و طول عمر آدميان به ده سال فرو مي كاهد. در اين زمان چرخه وارو مي گردد و زندگي متحول مي شود. تا آن جا كه متوسط عمر مردم به هشتادهزار سال مي رسد. با اين عمرهاي طولاني و زمينه مناسب براي تعاليم بودا , يك راهنما خواهد آمد. او براي مردم رفاه و بهروزي مي آورد و آموزه هاي بودا را ترويج مي كند. آن گاه كه چنين فضايي بهشت گون فراهم آمد , ميتريه از آسمان ... نزول مي كند , بودايي خويش را به كمال مي رساند و دين را به فرهيختگان مي آموزد » . (7 )

بنابر نقل برخي پژوهشگران , بودا نسب اين منجي آسماني را به سيدخلايق دو جهان مي رساند و ثمرات قيام وي را اين چنين برمي شمارد : « پادشاهي دنيا به فرزند سيد خلايق دوجهان تمام شود. او كسي باشد كه بر كوه هاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و بر ابرها سوار شود و دين خدا يك دين شود و دين خدا زنده گردد . » (8 ) در هرحال هم اكنون نيز در ميان مناطق بودايي نشين , به ويژه چين و كره رويكرد گسترده اي نسبت به ميتريه وجود دارد.
زرتشتيان

در هزاره گرايي زرتشتيان و باور آن ها در مورد موعود , انتظار ظهور سه منجي از نسل زرتشت مطرح است . اين اصلاح طلبان يكي پس از ديگري در راس هر هزاره ظهور كرده , جهان را پر از عدل خواهند نمود. « هوشيدرو » هزار سال پس از زرتشت , « هوشيدرما » , دوهزار سال پس از وي و « سوشيانس » يا سوشينت سه هزار سال پس از پيامبر ) saoshiant ( زرتشتيان , خواهند آمد و با ظهور سوشيانس جهان پايان خواهد يافت . (9 ) سوشيانس در آيين زرتشت جنگاور پيروز وعادل است كه رسالتي جهاني و عالمگير بر دوش دارد و با ريشه كن ساختن تباهي جهاني نوبنياد مي كند : « از اين جهت , سوشينت است كه او به سراسر جهان سود خواهد بخشيد(10 )

باور زرتشتيان آن است كه وي با اهريمنان ستيز خواهد كرد و پس از شكست آنان , انسان را برجايگاه اصلي خويش خواهد نشاند. « لشكر اهريمنان با ايزدان دائم در روي خاكدان محاربه و كشمكش دارند و غالبا پيروزي با اهريمنان باشد. آنگاه پيروزي بزرگ از طرف ايزدان مي شود و اهريمنان را منقرض مي سازند و بعد از پيروزي ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان , عالم كيهان به سعادت اصلي خود رسيد. بني آدم بر تخت نيك بختي , خواهد نشست . (11 ) و در پايان , سوشيانس با ريشه كن ساختن فقر , فلاكت و تنگدستي « مردم را هم فكر , هم گفتار و هم كردار مي گرداند . » (12 )
يهوديان و مسيحا

آن گونه كه بررسي ها نشان مي دهد پيش از اسارت قوم يهود و آوارگي آنان توسط آشوريان , انديشه ظهور منجي در ادبيات مذهبي , غيرمذهبي , اساطير , افسانه ها و روايات مكتوب و شفاهي بني اسرائيل جايي نداشته است . تنها در سده دوم پيش از ميلاد بود كه ظهور نجات بخش قوم خدا در اذهان و افكار يهود پديد آمد و توسعه يافت . (13 )

از اين رو است كه دانيال نبي به دنبال رنج هاي پياپي قوم يهود , پايان زجرها را نويد داد و گفت : « و در اين ايام اين پادشاهان , يهود خداي آسمان ها سلطنتي را كه تا ابد جاويد مي ماند , بر پا خواهد نمود و اين سلطنت را خرد كرده مغلوب خواهد ساخت . و خودش براي هميشه پايدار و جاويدان خواهد ماند . (14 )

اشعياي پيامبر نيز در پيشگويي هاي خود , مژده آمدن مسيح را داد. براي ما ولدي و پسري بخشيده مي شود كه سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجيب و مشير و خداي قادر و پدر سرمدي و سرور و سلامتي خوانده خواهد شد. ترقي سلطنت و سلامتي او را بر كرسي داوود و بر كشور وي پاياني نخواهد بود. تا آن كه انصاف و عدالت را براي هميشه استوارتر سازد . (15 ) البته شايان توجه است كه قوم يهود به عنوان مردمي ديندار همواره به آينده خويش اميدوار بود و اين عبارت كتاب مقدس ميان يهوديان رايج بود كه : « اگر چه ابتدايت صغير بود ولي عاقبت تو بسيار رفيع گردد . » (16 ) با اين وجود آنان پس از نخستين ويراني شهر قدس , هميشه در انتظار رهبري الهي , قدرتمند و پيروزي آفرين بوده اند تا اقتدار و شكوه « قوم برگزيده » را احيا كند.

يهوديان بر مبناي آنچه در زبور داوود آمده است , خود را وارثان به حق خداوند در زمين مي پندارند. « زيرا كه شريران منقطع خواهند گشت و متوكلان به خداوند وارث زمين خواهند شد . هان بعد از اندك زماني شرير نخواهد بوداما حكيمان (صالحان ) وارث زمين خواهند گشت و ميراث آن ها خواهد بود تا ابد آلا باد . (17 )

انديشه موعود در ميان يهوديان با كلام صريح « اشعيا » , نگاهي رو به آينده پيدا مي كند و دستمايه عشق به روزگاري روشن و افتخار آميز مي گردد. « نهالي از تنه يسي (پدر داوود) بيرون آمده , شاخه اي از ريشه هايش خواهد شگفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت يعني روح حكمت و فهم و روح مشورت و روح معرفت و ترس از خداوند.. مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد نمود ....شريران را به نفخه لب هاي خود خواهد كشت . كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت . (18 ) سپس اشعيا به گونه اي كنايه آميز به صلح جهاني در آن دوران اشاره مي كند و ادامه مي دهد : « گرگ بابره سكونت خواهد داشت و پلنگ بابزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير و پرواري با هم و طفل كوچك آن ها را خواهدراند... و در تمامي كوه مقدس من ضرر و فسادي نخواهند كرد زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد مثل آب هايي كه دريا را مي پوشاند. »

وضفياي پيامبر به نابودي رهبران دولت ها اشاره مي كند و آن را مقدمه جهان شمولي دين يهود مي داند.

« به منظور گردآوري طوايف بشر بر يك دين حق , سلاطين دول مختلف را نابود كنيم , آن وقت برگردانيم به قوم ها , لب پاكيزه را براي خواندن همگي به نام خدا و عبادت كردن ايشان به يك روش » (19 )

در هر حال اگر چه انديشه انتظار مسيحا (ماشيح ) در يهود به شكلي قوم محور است , اما واقعيت آن است كه يهوديان در طول تاريخ به اين مساله از دريچه اي مذهبي نگريسته اند و ضمن تاكيد بر مسيح شخصي (مسيح به عنوان يك شخص ) , انتظار را يك وظيفه مقدس به شمار آورده اند , تنها پس از ورود صهيونيسم سياسي به دنياي يهود بود كه زاويه نگاه برخي يهوديان به اين مساله عوض شد و تشكيل يك حاكميت سياسي را راهگشاي « عصر مسيحا » دانستند. صهيونيست هاي اوليه به رد نظريه مسيح شخص , پرداختند و عده اي از آنان حكومت اسرائيل را همان حالت ملكوتي ومصداق و نمونه يگانه عصر مسيحا به شمار آوردند , هر چند در اين ميان صهيونيست هاي مذهبي , تاسيس اسرائيل را مقدمه ظهور و علامت آن به حساب آوردند اما همين كه دولت اسرائيل با سواستفاده از اين طرز تلقي ها خودرا حاكميتي الهي معرفي مي نمايد و بر اين مبنا حوادث تلخ و غيرقابل گذشتي را رقم مي زند . (20 )جالب است بدانيم آنان در پايان مراسم سالگرد بنيانگذاري رژيم اسرائيل (پنجم ماه عبري )پس از دميدن در شيپور عبادت , اينگونه دعا مي كنند : « اراده خداوند , خداي ما چنين باد كه به لطف او شاهد سپيده دم آزادي باشيم و نفخ صور مسيحا گوش ما را نوازش دهد . » (21 )

مسيحيان و بازگشت مسيح

انديشه بازگشت عيسي (عليه السلام ) يكي از باورهاي غالب جامعه مسيحيت را تشكيل مي دهد. اين شوق و انتظار در بخشهاي قديمي تر عهد جديد مانند رساله اول و دوم پولس به تساكونيكيان به خوبي منعكس شده است , اما در رساله هاي بعدي مانند رساله هاي پولس به تيموتاوس و تيطس همچنين رساله هاي پطرس , به بعد اجتماعي مسيحيت توجه گشته است . اين مساله از آنجا ناشي مي شد كه عيسيويان با گذشت زمان پي بردند بازگشت مسيح برخلاف تصور آنها نزديك نيست . (22 )

هر چند اقليتي از آنان بر اين عقيده باقي ماندند كه عيسي به زودي خواهد آمد و حكومت هزار ساله خود را تشكيل خواهد داد. حاكميتي كه به روز داوري پايان خواهد يافت . از همين رو از دير باز گروههاي كوچكي به نام « هزاره گرا » در مسيحيت پديد آمده اند كه تمام سعي و تلاش خود را صرف آمادگي براي ظهور دوباره عيسي در آخرالزمان مي كنند . (23 )

البته وجود آياتي در انجيل اين حالت انتظار را تشديد مي كند و با اشاره به عدم تعيين وقت ظهور آن را ناگهاني معرفي مي كند. به عنوان مثال در انجيل متا از زبان عيسي اينگونه نقل شده است : « شما نمي توانيد زمان و موقع آمدن مرا بدانيد; زيرا اين فقط در يد قدرت خدا است . هيچ بشري از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهي ندارد حتي فرشتگان,تنها خدا آگاه است . (24 )»

يا آن كه در انجيل لوقا اين چنين آمده است : « مسيح مي گويد هميشه آماده باشيد زيرا كه من زماني مي آيم كه شما گمان نمي بريد . » (25 ) روشن نگه داشتن چراغ انتظار در لابه لاي انجيل به چشم مي خورد : « كمرهاي خود را بسته و چراغهاي خود را افروخته بداريد. بايد مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند كه چه وقت در را بكوبد , بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد پس شما نيز مستعد باشيد , زيرا در ساعتي كه شما گمان نمي بريد , او مي آيد . » (26 ) مسيحيت ضمن تاكيد بر غيرمنتظره بودن بازگشت عيسي , هدف از اين بازگشت را ايجاد حكومت الهي در راستاي حكومت الهي آسمانها ارزيابي مي كند . (27 ) علاوه بر اين , ظهور مسيح , يگانه راه حل براي ادامه حيات و زندگاني برشمرده مي شود(28 ) و عيسي منجي انسانها و پادشاه پادشاهان معرفي مي گردد . (29 )

موعود مسيحيان بر اساس سخنان دانيال نبي سيستم اجتماعي , اقتصادي , سياسي , تربيتي و مذهبي جهان را عوض خواهد كرد و جهاني بر مبناي راه و روش خدا بنا مي كند . (30 ) مسيحيان همچنين علاماتي براي ظهور عيسي بن مريم قائل مي باشند . (31 ) « عنقريب بعد از آن آزمايش سخت روزگاران , خورشيد تيره و تار مي گردد و ماه نور خود را از دست خواهد داد و ستارگان افول خواهند كرد و قدرتهاي آسماني نيز به لرزه درخواهند آمد و سپس آثار و علائم ظهور آن مرد آسماني آشكار خواهد شد و سپس تمامي قبايل زمين , نگران و غمگين مي گردند و آنگاه عيسي از ابرهاي آسمان با جلال و شكوه و قدرت فرو خواهد آمد . (32 ) »

روايات اسلامي نيز بر آمدن حضرت مسيح (عليه السلام ) صحه مي گذارند. از جمله آن كه پيامبر (صلي الله عليه و آله ) فرمودند : « سوگند به آن كه جانم به دست اوست , به طور يقين عيسي بن مريم به عنوان داوري عادل و پيشوايي دادگر در ميان شما فرود خواهد آمد . (33 ) » همچنين برخي مفسران در تفسير آيه 159 سوره نسا , آن را با بازگشت حضرت مسيح در آخرالزمان مرتبط مي دانند و اين آيه را با استفاده از احاديث در همين رابطه ارزيابي مي كنند . (34 ) به هر حال مساله فرود آمدن مسيح و بازگشت وي در آخرالزمان از نقاط مشترك انديشه انتظار نزد مسلمانان و مسيحيان است . البته اسلام در اين رابطه منجي موعود را « مهدي » معرفي نموده او را پيشواي آخرالزمان تلقي مي كند. براي نمونه در حديثي از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده است : « چگونه خواهيد بود , آنگاه كه عيسي بن مريم در ميان شما فرود آيد و پيشوايتان از خود شما باشد.» (35 ) يا آن كه در روايتي ديگر از قول امام باقر (عليه السلام ) نقل گرديده است : « پيش از قيامت (عيسي ) به دنيا فرود مي آيد و هيچ كس از ملت يهود و مسيحي نمي ماند مگر آن كه پيش از مرگ به او ايمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدي نماز مي گذارد . » (36 ) بي گمان بر هر پژوهشگرآگاه روشن است كه روايات اسلامي و اعتقادات مسيحي در رابطه با ظهور , از نزديكي فراواني برخوردار مي باشند. مقايسه خبرهاي رسيده از روايات اسلامي در رابطه با پيشرفت غيرقابل تصور علوم در زمان ظهور , ايجاد رفاه اجتماعي و ديگر موارد (37 ) با آنچه آمد به روشني اين مدعا را ثابت مي كند , اين مساله به خودي خود , فضايي تفاهم آميز را براي گفت وگوي انتظار بين اين دو دين مهم را فراهم مي آورد.

آيين دائو(38 )

آيين دائو در كنار آيين كنفوسيوس در ميان مردمان چين از جايگاهي ويژه برخوردار است و بيانگر جهان بيني عرفاني آن مردمان مي باشد. در آيين دائو , رگه هاي روشني از منجي باوري و انتظار موعود به چشم مي خورد.

بر پايه متن « زندگي قديس آخرالزمان و پروردگار طريقت » نوشته « شانگ چينگ » در يك سال « جن ـ چن » يعني بيست و نهمين سال از دوره شصت ساله , لي هونگ (موعود آخرالزمان دائويي ) ظهور خواهد كرد تا جهاني نو برپا كند كه در آن برگزيدگان تحت حكومت « قديس آخرالزمان بزيند » (39 ) موعود باوري در قرنهاي هفتم تا دهم ميلادي و در عصر خاندان تانگ توسعه يافت و هم اينك نيز يكي از باورهاي پيروان آيين دائو مي باشد.

ژاپن و موعودباوري

شينتو (طريقه خدايان ) آيين باستاني مردم ژاپن است . در اين آيين , الهه خورشيد به عنوان نگهبان سرزمين اجدادي شمرده مي شود و خاندان سلطنتي از نسل اين خدا و تجسم وي به حساب مي آيد. با ورود آيين بودا در سال 552 م . عناصر بسياري از مكتب بودا به شينتو راه يافت . قرنها بعد مظاهر بودايي از شينتو زدوده شد و هم اينك انجام اين آيين در ژاپن اختياري است . (40 ) در هر حال با تضعيف اعتبار باورهاي شينتويي و تماسهاي فرهنگي ـ اقتصادي ژاپن با غرب , شماري از مذاهب منجي باور سر برآوردند كه از جمله آن مي توان به دو نهضت « كورز و ميكو » و « تريكيو » در قرن نوزدهم ميلادي اشاره كرد.

يونانيان باستان

در فرهنگ و انديشه يونان باستان نيز به حكومت جهاني مردمي برمي خوريم كه خواهد آمد و تمام بشريت از وي نفع خواهند برد. وي كه پس از جنگها و درگيريها صلح و آرامش را برقرار مي سازد بر همه جهان تا ابد حكم خواهد راند. همچنين در جاي ديگر اين باورها نويد آمدن پادشاهي را از مشرق زمين مي دهند , كسي كه از شرق قيام خواهد كرد و صلح را براي همه بشريت به ارمغان مي آورد . (41 )

اديان سرخپوستي .

از شناخت آيين هاي موجود در ميان سرخپوستان , زمان چنداني نمي گذرد. در هر حال انديشه موعود در ميان سرخپوستان با هجوم اروپائيان به قاره آمريكا رابطه اي تنگاتنگ دارد. وجود تمدن ماياها و قبيله هاي قدرتمند در پيشينه تاريخي سرخپوستان , دستمايه هاي اين انديشه گرديده است . براي نمونه مي توان به نهضت « تاكوي انكوي » كه سيزده سال پس از غلبه اسپانيا با هدف اخراج سفيدپوستان و در واكنش به برتري يافتن خداي مسيحي روي داد , اشاره كرد. هر چند اين نهضت چندان دوام نياورد اما چراغ انتظار را دل مردمان سرخپوست روشن نگاه داشت . همچنين در ادبيات اخير سرخپوستي به چهره موعودوار ديگري كه با نام انيكاري برمي خوريم . وي كه به صورت پسر خورشيد و زني وحشي اسطوره پردازي و نمايانده مي شود , خاطره اي كمرنگ از پادشاهي باستاني است كه پس از ساليان دراز , زنده مي شود تا حقوق از دست رفته سرخپوستان را بازپس گيرد . (42 )

آفريقائيان

« اطلاع ما از موعود باوري اديان آفريقايي محدود به مسيح گرايي رواج يافته در دو قرن اخير است . نهضتهاي جديد با چهره هايي كه « مسيح جديد » تلقي مي شدند شكل گرفتند. در جنوب زيمبابوه دو چهره از اهميت بيشتري برخوردارند. « ماي كازاوجان باتيسيت » ... در آفريقاي جنوبي نيز مي توان به « عيسايه شبه » اشاره كرد. برخي از اين نهضتها جنبه پيامبرانه دارد.... بدان معنا كه سررسيد وعده اي از گذشته ها تلقي مي شوند كه نويد آمدن مسيحا دمي را مي داده است . همچنين در اين باورها از هزاره گرايي نيز اثري مي توان سراغ گرفت . بيشتر اين نهضتها نويد عصر آزادي و بهره مندي از فرصتهاي زندگي و استقلال و خوبسندگي را مي دهند . » (43 )

سخن آخر

در پس همه اين اختلافها و اسامي گوناگون نظير , كلكي , سوشيانس , ميتريه , لي هونگ , مسيح , ماشيح يا انيكاري , آنچه بيش از همه جلب توجه مي كند شوق سوزان انتظاري است كه دنياي آشفته امروز را فراگرفته است . شايد هيچ زماني تا به امروز , مردمان جهان اين چنين خود را در موعدباوري و انتظار به يكديگر احساس نكرده باشند.

فن آوري پيچيده ارتباطات و مبادله آسان انديشه ها , زمينه ساز اين اشتراك افق است . گرچه در برخي موارد اختلافات بسياري در اين انديشه ها به چشم مي خورد ولي واقعيت آن است كه انسان امروز فارغ از رنگ , نژاد و.... چشم انتظار برآورده شدن آرزويي است كه قرنها در اشتياق آن سوخته است و اميدواريم آن روز با عنايت خداوند نزديك و نزديكتر باشد.

علي اقليدنژاد

پاورقي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ موحديان , علي , « گونه شناسي انديشه موعود در اديان مختلف » مجله هفت آسمان , ش 12 و .13
2 ـ همان .
3 ـ آرمان شهر در اديان , مجله پگاه حوزه , ش 24 , ص .2
4 ـ موحديان علي , « گونه شناسي انديشه موعود در اديان مختلف » , همان , ص .117
5 ـ خسروشاهي , هادي « مصلح جهاني » ص .60
6 ـ گونه شناسي انديشه موعود در اديان , همان , ص .118
7 ـ همان
8 ـ مصلح جهاني , ص 60
9 ـ توفيقي , حسين , آشنايي با اديان بزرگ , ص .66
10 ـ فروردين شيت فقره .129
11 ـ مصلح جهاني , ص .59
12 ـ جاماسب نامه , بنقل از مصطفوي , علي اصغر , سوشيانت يا سير انديشه ايرانيان در باره موعود آخرالزمان , صص 170 , 171 , با اندكي تصرف .
13 ـ رضايي , عبدالعظيم , تاريخ اديان جهان , ج 1 , ص .526
14 ـ دانيال , باب 2 , 44 , به نقل از منبع پيشين
15 ـ كتاب اشعيا , باب .9
16 ـ ايوب , باب .8
17 ـ زبور داوود , فرمور .37
18 ـ اشعيا , باب .11
19 ـ ضفيا , باب 3 , 8 ـ .9
20 ـ C . F . Messiah in : 20 ـ Jacobs , louis : The Jewish Religion , Oxford 21 ـ آشنايي با
21 ـ اديان بزرگ , Uni . Press , 5991 . ص .102
22 ـ همان , ص .170
23 ـ جهت اطلاع بيشتر توفيقي , حسين , هزاره گرايي در فلسفه تاريخ مسيحيت , مجله موعود , ش 17 , ص 14 ـ.20
24 ـ متا , باب 24 : .36
25 ـ لوقا , باب 12 : .35
26 ـ همان , باب 12 : .35
27 ـ متا , باب 6 : .10
28 ـ همان , باب 24 : .2
29 ـ مكاشفه , باب 17 : .14
30 ـ دانيال , باب 2 : 44 ـ .45
31 ـ متا , باب 24 : 29 ـ .30
32 ـ مرقس , باب 13 : 24 ـ .27
33 ـ كوراني العاملي , علي , عصر ظهور , ص .341
34 ـ مجمع البيان , ج 3 , ص 212 ـ نمونه , ج 4 , ص 204 ـ الميزان (عربي ) , ج 5 , ص .143
35 ـ بحارالانوار , ج 14 , ص .344
36 ـ همان , ج 14 , ص 349
37 ـ عصر ظهور , صص 327 , 327 , .344
38 ـ بخشهاي دائو , يونان سرخپوستان و آفريقائيان بيشتر به دلالت مقاله « گونه شنائي انديشه موعود در اديان مختلف » نوشته شده است .
39 ـ Li Hung in : Ency . of Regigion . 39 ـ
40 ـ آشنايي با اديان بزرگ , ص .58
41 ـ گونه شناسي انديشه موعود ... , هفت آسمان , ش 12 ـ13 , ص .126
42 ـ جهت اطلاع بيشتر ر . ك : همان , ص 127 , .128
43 ـ همان , ص 128 , با تغيير و تصرف .