پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

دعا براى تعجيل فرج

دعا براى تعجيل فرج، از چنان اهميتى برخوردار است كه امام صادق(عليه السلام) مى‏فرمايند: هر كس، بعد از نماز صبح و نماز ظهر، بگويد: «خداوندا! بر محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) و خاندان او درود فرست و در فرج ايشان تعجيل كن!»، نميرد تا قائم را دريابد. دعا براى تعجيل فرج، دعاى هميشگى پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله وسلم) و ائمه ي اطهار( عليهم السلام) و ملائكه‏ى آسمان‏ها بوده و هست. به هر تقدير، كسانى كه خواستار ديدن عصاره‏ى خلقت‏اند، بهترين آفريده‏ى خدا را طالب حضورند، به دعا براى تعجيل فرج اش روى مى‏آورند؛چون، تأثير دعا در نزديك شدن فرج را باور كرده‏اند. در امت‏بنى اسراييل، دعا، سبب شد تا موسى (عليه السلام) صد و هفتاد سال زودتر از وقت تعيين شده، براى نجات بنى اسراييل مبعوث گردد. در حالى كه در اين امت، خود امام موعود (عليه السلام) هم اصرار بر ظهور دارند و در چيدن پايه‏هاى آن، مخفيانه، كوشا هستند

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 4
کاربر: 0
در این صفحه: 3
   صفحه اصلی > اخبار مرکز

آیت الله بحرالعلوم: قرآن و عترت (علیهم السلام) آینه‌ی شناخت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home


در ادامه سلسله مباحث فقه الامامة آیت الله سید محمود بحرالعلوم میردامادی (دام ظله) بیاناتی را برای فضلاء و طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی نجف اشرف ارائه نمودند.

معظم له ضمن تبریک فرا رسیدن عید بزرگ مبعث اظهار داشتند: شناخت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فقط از راه شناخت قرآن و عترت (علیهم السلام) امکان‌پذیر است.

ایشان گفتند: قرآن و عترت که دو یادگار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشند، آینه‌ی شناخت دین و برنامه‌هائی هستند که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خدای متعال آورده‌اند.  نسل جوان باید غیر از خواندن قرآن، به مفاهیم این کتاب آسمانی فکر کند و تفسیر قرآن را از قرآن ناطق، یعنی معصومین (علیهم السلام) فرا بگیرد. ما باید متشابهات قرآن را از محکمات و از روایات معصومین (علیهم السلام) درس بگیریم، همانطور که باید برای شناخت روایات صحیح، آنها را بر محکمات قرآن عرضه نمائیم، و اینجا دور لازم نمی‌آید.

معظم له در مورد تحدی و بیان اعجاز قرآن گفتند: شناخت یک کتاب علمی، با مطالعه‌ی چند صفحه‌ی آن امکان‌پذیر است و برای شناخت بزرگی قرآن و اعجاز آن محکمات کفایت می‌کند. تعظیم مقام معصومین (علیهم السلام) که در آیه‌ی شریفه‌ی «فی بیوت اذن الله ان ترفع...» آمده است، به این است که سائلِ درگاه آنان باشیم و در برابر معصومین (علیهم السلام) مغرور نباشیم. آنکه می‌خواهد خودش قرآن را بفهمد، آیا می‌داند به آیه‌ی «فاسئلوا اهل الذکر...» و «و انه لذکر لک...» بی‌توجهی کرده و به «من عنده علم الکتاب» ظلم نموده است؟

استاد حوزه‌ی علمیه‌ی نجف اشرف افزودند: عده‌ای که فریب تصوّف را خورده‌اند و قائل به پیر و مرشد می‌باشند، چرا تبلیغ تفسیر قرآن بدون استاد معصوم را می‌نمایند؟ ما معتقدیم قرآن بدون مفسّر معصوم، یعنی هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو. یعنی تحمیل عقائد خرافی مثل وحدت وجود بر قرآن. اینجاست که التقاطیها و منافقین هم قرآن می‌خوانند و مقاصد شیطانی خود را بنام قرآن پیش می‌برند. مگر در این زمان گروه افراطی داعش قرآن نمی‌خوانند؟ مگر علماء عربستان سعودی قرآن نمی‌خوانند؟ پس این همه ظلم و کشتار از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ اینها ثمرات تفسیر قرآن بدون استاد معصوم است.

ایشان در ادامه بیان داشتند: آیا ثمره‌ی تفسیر بدون مبیّن معصوم بر پائی جنگهای عقیدتی نیست که چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند؟ مگر کسی بدون هادی آسمانی به حقیقت می‌رسد، و صراط مستقیم را می‌شناسد؟ مگر تفسیر قرآن بدون مبیّن معصوم، حرکت بدون هادی محسوب نمی‌شود؟ و کجا حرکت سر خود و بدون چراغ، موفقیّت‌آمیز است؟ شما اگر در شهود غیر منطبق با دلیل و غیر صحیح، موفّقیّت می‌بینید، در تفسیر قرآن بدون مبیّن معصوم هم شاهد موفّقیّت در جهت رهیابی به دین و معارف الهیّه خواهید بود.

آیت الله بحرالعلوم افزودند: بعضی گفته‌اند برای شناخت قرآن باید جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس انجام گیرد تا علم تفسیر از طرف خدای متعال افاضه شود. بنده می‌گویم، برای شناخت تفسیر قرآن باید یک جهاد علمی بکنیم و با تواضع باب مدینة العلم را بکوبیم و از روایات صحیحه‌ی معصومین (علیهم السلام) استفاده نمائیم. این مطلب که ما غرور را کنار بگذاریم و در برابر قال الصادق (علیه السلام) تواضع کنیم، خود جهاد اکبر و مبارزه با نفس است و بدون این جهاد، ما موفق نخواهیم بود.

معظم له افزودند: قرآن می‌فرماید: «وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ...»[1]. پس تبیین رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد آیات قرآن موضوعیت دارد و البته بعد از ایشان هم معلوم است آن کسی می‌تواند قرآن را بیان کند که وارث علوم پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد و دانش قرآن در سینه‌اش موج بزند. «بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ»[2].

ایشان افزودند: چرا بعضی آیات اختصاصی که در شأن پیامبر و عترت (علیهم السلام) نازل شده است را تعمیم می‌دهند؟ شاید اینها می‌خواهند تفسیر قرآن به قرآن را کلیّت ببخشند؟ کسی که می‌خواهد قرآن را بدون مبیّن آسمانی بشناسد، چگونه آیات الاحکام را می‌شناسد؟ آیا تمام وظائف مکلفین در فروع شرعیه، بطور واضح و آشکار در قرآن آمده است؟

آیت الله بحرالعلوم در پایان با توصیه به تفقّه در حدیث ثقلین گفتند: رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) که کتاب الله را در کنار عترت قرار داد، هم اراده‌ی حفظ بعثت و برنامه‌های دین را داشت و هم می‌خواست در تفسیر قرآن، هرج و مرج و اختلاف نباشد و مردم دنیا، با بیانات عترت (علیهم السلام) این کتاب بزرگ را بفهمند و از عطر و زیبائی‌هایش استفاده کنند.

[1]- سوره نحل (16)، آیه 64.

[2]- سوره عنکبوت (29)، آیه 49.