پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

سهم انتظار

انتظار، سهم چشمانى است كه رو به آفتاب زيسته‏اند؛ سهم دستانى است كه شبگاهان، در وسعت نيايش، به جانب آسمان ريشه دوانيده‏اند، سهم دل هايى كه چون كبوتران خونين بال، در بى نهايتى سرخ جاودانه تپيده‏اند؛ منتظران، مجنون زادگان ليلاى وجودند؛ عاشقانى دل سوخته كه لب به زمزمه‏ تر كرده‏اند؛ آنان، با تمام وجود، روى خود را به آسمان دوخته، دستان را به دعا بلند کرده و ظهور هادى امت را به انتظار مى‏نشينند و در دل، شور و شوق و اميد پرورانده‏اند و پاى افزارى از صبر و شكيب ستانده‏اند تاخستگى راه، مجال‏شان ندهدكه0به «ماندن‏» بينديشند كه بايد «رفت‏» تا به «راه‏» پيوست؛ چرا كه «رفتن‏»، به راه مى‏پيوندد و «ماندن‏»، به ركود. آرى، حركت، ره آورد طبيعى انتظار است. آنان كه يافته‏اند حركت و تلاش به هدايت مى‏انجامد، و چه شيرين، جرعه جرعه از هدايت‏هاى مستمر حق بهره‏مند مى‏شوند.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 3
کاربر: 0
در این صفحه: 2
   صفحه اصلی > مطالب جدید

اعتراف فخر رازی به حقانیت امیرالمؤمنین علیه السلام

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home




" بسم الله الرحمن الرحیم "

در احکام نماز، شیعه به تبعیت از مکتب اهل بیت بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز ها را مستحب دانسته بر خلاف مکتب خلفا که به این حکم قائل نبوده بلکه در نمازهای خود آن را به تبعیت از معاویه آهسته می خوانند.

در این میان، فخر رازی دانشمند پرآوازه اهل تسنن، می گوید: «اما اینکه علی بن ابی طالب علیهماالسلام بسم الله را بلند می خوانده روایاتش متواتر و قطعی است و هر کس در دینش به علی بن ابی طالب علیهم السلام اقتدا نماید قطعا هدایت شده است و دلیل این مطلب سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله است که فرمودند: « اللهم ادر الحق مع علی حیث دار؛ خدایا حقّ را بر محور امیرالمؤمنین بچرخان»[1]

سؤال اینجاست که اگر دانشمندی متعصب به نام فخر رازی اقرار دارد که در مسأله کیفیت بسم الله گفتن بایستی به امیرالمؤمنین علیه السلام  اقتدا نمود، پس چگونه در تمام مسائل دین و از جمله خلافت پس از پیامبر اکرم به این سخن رسول خدا عمل نکرد؟ آیا سخن پیامبر اکرم منحصر به همین حکم بسم الله بود و یا پیامبر اکرم پیوسته بودن حق با امیرالمؤمنین را مستقلا و در موارد دیگر هم بیان کرده بود؟[2]

و اگر این حدیث صحیح است چگونه بزرگان اهل تسنن، آن را نادیده گرفته و پس از پیامبر اکرم دیگران را مقتدای خود پنداشته اند؟ اگر حقّ همیشه همراه امیرالمؤمنین علیه السلام است،  پس مکتبی که به دنبال دیگران – و نه اهل بیت – رفته اند در حقیقت بر باطل هستند چون معنا ندارد که حقّ هم در مکتب اهل بیت باشد و هم در مکتب خلفا!!!



پی نوشت ها :

[1] . تفسیر مفاتیح الغیب، ج 1، ص 205.

[2] . پیامبر اکرم چنین مضمونی را در احادیث زیادی بیان کرده است : ر.ک: امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج4، ص252.