پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

صفات ياران امام زمان (عليه السلام)

براى تحقق ظهور امام زمان (عليه السلام) وجود انسان‏هاى صالح، انگيزه‏هاى قوى، ايمان‏هاى راسخ، گام‏هاى استوار و دل‏هاى روشن نيز لازم و ضرورى است. امام زمان (عليه السلام(، كسانى را لازم دارد كه در مقابل پديده‏هاى تلخ و دشوار، مردد و متزلزل نشوند و عقب ننشينند تا بتواند با اين ها وارد كار عظيمى بشود كه قرار است دنيا را متحول كند. ايشان بايد در مقابل همه ي مشكلات بايستند، يك سيستم قوى لازم است كه افراد آن غير متزلزل باشند. بصيرت نافذ و راسخ داشته باشند كه هيچ مشكلى آنان را مردد نكند. امام زمان(عليه السلام) افرادى را لازم دارد آگاه، بصير، خبير، متوكل به خداى متعال، توجه كننده به جزييات و آن‏گاه فداكار، كاردان در اداره ي جامعه و رزم جو با دشمن. تقوا، تواضع، فروتنى و گذشت در برابر ضعفا و مقاومت در برابر زورمندان و ستمگران از صفات ديگر سربازان امام عصر (عليه السلام) مى‏باشد.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 2
   صفحه اصلی > مطالب جدید

از کوچه تا گودال- بخش دوم

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home



" بسم الله الرحمن الرحیم "

نام فاطمه و حسین علیهما السلام از نام خدا

امام سجاد علیه السلام می فرماید: پدرم از پدرش از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که فرمود:

ای بندگان خدا، وقتی آدم دید از صلبش نوری می درخشد، چون خداوند اشباح ما را از بالاترین نقطه عرش به پشت او منتقل کرد نور را دید ولی اشباح را ندیده بود؛ عرض کرد: پروردگارا، این نورها چیست؟ خدای عزوجل فرمود: نورها و اشباحی هستند که از شرافتمندترین جای عرش خود به پشت تو منتقل کردم، و برای همین بود که به فرشتگان دستور دادم بر توسجده کنند چون تو ظرف و دربردارنده آن اشباح بودی.

آدم عرض کرد: پروردگارا، ای کاش این اشباح را برایم روشن می ساختی. خداوند فرمود: ای آدم، به بالاترین نقطه عرش نگاه کن. پس عکس نور اشباح ما که در پشت آدم بود در عرش افتاد مانند اینکه عکس انسان در آینه صاف منعکس می شود. آدم اشباخ ما را دید و عرض کرد: پروردگارا، این اشباح چیست؟ خداوند فرمود:

ای آدم، این اشباح برترین مخلوقاتم هستند. این محمد است و من حمیدم که در کارهایم مورد حمد و ستایش هستم. برای او اسمی از نام خود گرفتم. این علی است و من علیِّ عظیم هستم. برای او اسمی از اسم خود اشتقاق کردم. این فاطمه است و من فاطر و خالق آسمانها و زمینم. دشمنانم را روز حل و فصل قضاوتم از رحمت خود جدا می کنم و دوستان و پیروانم را از هرچه باعث عیب و زشتی آنان شود جدا می سازم. برای او اسمی از اسم خودم برگزیدم واین حسن است و این حسین است و من محسن هستم و کارهایم زیباست و از اسم خودم دو اسم برای آنها مشتق کردم.

اینها در بین همه آفریده هایم از همه بهتر و از همه مخلوقاتم با کرامت ترند. به واسطه آنها مؤاخذه می کنم و به واسطه آنها عقاب می نمایم و به واسطه آنها پاداش می دهم. پس آنها را واسطه بین خود و من قرار بده.ای آدم هرگاه حادثه ناگواری برایت رخ داد آنان را شفیع در خانه من قرارده چون من بر خود سوگند یاد کرده ام که به خاطر آنها آرزومندی را ناامید نکنم و حاجتمندی را برنگردانم.

برای همین وقتی آدم مرتکب آن ترک اولی شد، خدا را به حق آنها خواند و توبه اش پذیرفته شد و مورد آمرزش قرار گرفت.

عرضه ولایت حضرت زهرا و امام حسین علیه السلام بر فرشتگان[1]

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: در شب معراج پروردگارم به من وحی فرمود: ای محمد، من نگاهی به زمین انداختم و تو را از آن انتخاب کردم. پس تو را پیامبر قرار دادم و برایت اسمی از اسم خودم گرفتم، که من محمودم و تو محمد.

سپس فرمود:

« بار دیگر نگاهی انداختم و علی را از روی زمین برگزیدم و او را وصی و جانشین و همسر دختر تو و پدر نسل تو قرار دادم، و برای او نیز نامی از اسم خود مشتق ساختم که من اعلی هستم و او علی. آنگاه فاطمه ، حسن و حسین را از نور شما دو نفر آفریدم. سپس ولایتشان را بر فرشتگان عرضه کردم. هرکس ولایتشان را پذیرفت جزو مقربین نزد من است.».

آنگاه فرمود:

ای محمد، اگر بنده ای آن قدر مرا عبادت کند تا نفسش بند بیاید و مانند مشک کهنه گردد، ولی در حالی نزد من بیاید که منکر ولایت آنها باشد، او را در بهشتم جای نخواهم داد و سایه عرشم را بر سر او نخواهم گستراند. ای محمد، دوست داری آنها را ببینی؟

عرض کردم: بله.

فرمود: سرت را بالا بگیر. سرم را بالا گرفتم و نور علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و  جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی ومحمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و محمد بن حسن را دیدم که او مانند ستاره ای بسیار تابان بین آنها ایستاده بود.

عرض کردم: پروردگارا اینها چه کسانی هستند؟ فرمود: اینها امامانند...



[1] - عیون الاخبار: ج 1 ص 47 ح27. اکمال الدین: ج 1 ص 252 ح 2. اثبات الهداة: ج 1 ص 475 ح 126. بحارالانوار: ج52 ص 379 ح 185