پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

دعا براى تعجيل فرج

دعا براى تعجيل فرج، از چنان اهميتى برخوردار است كه امام صادق(عليه السلام) مى‏فرمايند: هر كس، بعد از نماز صبح و نماز ظهر، بگويد: «خداوندا! بر محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) و خاندان او درود فرست و در فرج ايشان تعجيل كن!»، نميرد تا قائم را دريابد. دعا براى تعجيل فرج، دعاى هميشگى پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله وسلم) و ائمه ي اطهار( عليهم السلام) و ملائكه‏ى آسمان‏ها بوده و هست. به هر تقدير، كسانى كه خواستار ديدن عصاره‏ى خلقت‏اند، بهترين آفريده‏ى خدا را طالب حضورند، به دعا براى تعجيل فرج اش روى مى‏آورند؛چون، تأثير دعا در نزديك شدن فرج را باور كرده‏اند. در امت‏بنى اسراييل، دعا، سبب شد تا موسى (عليه السلام) صد و هفتاد سال زودتر از وقت تعيين شده، براى نجات بنى اسراييل مبعوث گردد. در حالى كه در اين امت، خود امام موعود (عليه السلام) هم اصرار بر ظهور دارند و در چيدن پايه‏هاى آن، مخفيانه، كوشا هستند

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 2
   صفحه اصلی > مطالب جدید

هدف حضرت زهرا (سلام الله علیها) از وصیت به دفن مخفیانه چه بود؟

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home



" بسم الله الرحمن الرحیم "

از تمامی مخاطبین گرامی. یک درخواست دارم. و آن هم اینکه از ابتدای این تحقیق تا انتهای آن را بخوانید، اما با یک شرط ، آن هم اینکه تعصبات کورکورانه مذهبی را کنار گذاشته و به دنبال حق باشید.

تقدیم به تمامی حق جویان... تقدیم به آنانکه در پی حق هستند...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بخاری گوید:

«فلما تُوفيّت دَفَنها زوجُها علیٌ ليلاً و لم يؤذن بها أبابکر و صلّی عليها»[2]

فاطمه زهرا(سلام الله علیها) زمانی که از دنیا رفت شوهرش علی (علیه السلام) او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را با خبر نساخت.

آن حضرت در حقیقت با این اقدام خویش چندین پرسش را در مقابل نگاه تاریخ و آیندگان قرار می دهد تا همواره این سؤالات مطرح باشد: که چرا قبر فاطمه (سلام الله علیها) پنهان است؟

چرا دختر پیامبر خاتم(صلّی الله علیه وآله) شبانه و پنهانی دفن شد؟

چرا علی (علیه السلام)، بدون اطلاع ابوبکر و عمر بر وی نماز خواند؟

آیا کسی که جانشین پیامبر(صلّی الله علیه وآله) بود، شایستگی نماز خواندن بر وی را نداشت؟ و چراهای دیگر... .

آری، فاطمه (سلام الله علیها) وصیت کرد که او را شبانه دفن نموده و هیچ یک از کسانی را که بر وی ستم کرده اند را خبر نکنند و این بهترین سند مظلومیت آن حضرت است تا ثابت گردد که ایشان مورد ظلم قرار گرفته و شهیده از دنیا رفته اند و از افرادی که بر وی ستم کرده اند هرگز راضی نشده و بدون رضایت از خلفا از دنیا رفته اند.

برای اثبات این ادعا روایات فراوانی در کتب شیعه و سنی وارد شده است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

ممانعت از نماز ابوبکر بر جنازه حضرت زهرا سلام الله علیها

محمد بن اسماعيل بخارى مى‌نويسد:

وَعَاشَتْ بَعْدَ النبي صلى الله عليه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عليها [3]

فاطمه پس از رسول خدا شش ماه زنده بود و چون از دنيا رفت همسرش علي شبانه او را دفن كرد و به ابوبكر خبر نداد و خودش بر بدن فاطمه نماز خواند.

ابن قتيبه دينورى در تأويل مختلف الحديث مى‌نويسد:

"وَقَدْ طَالَبَتْ فَاطِمَةُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا أَبَا بَكْرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ بِمِيرَاثِ أَبِيهَا رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَلَمَّا لَمْ يُعْطِهَا إِيَّاهُ، حَلَفَتْ لَا تُكَلِّمُهُ أَبَدًا، وَأَوْصَتْ أَنْ تُدْفَنَ لَيْلًا، لِئَلَّا يَحْضُرَهَا، فَدُفِنَتْ لَيْلًا"[4]

فاطمه از ابوبكر ميراث پدرش رسول خدا را درخواست نمود و چون ابوبكر سرپيچى كرد سوگند ياد كرد كه ديگر با وى سخن نگويد و وصيت كرد شبانه او را دفن كنند تا ابوبكر در تشييعش شركت نكند.

و عبد الرزاق صنعانى مى‌نويسد:

- عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ، وَعَمْرِو بْنِ دِينَارٍ أَنَّ حَسَنَ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَخْبَرَهُ، «أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دُفِنَتْ بِاللَّيْلِ» قَالَ: فَرَّ بِهَا عَلِيٌّ مِنْ أَبِي بَكْرٍ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيْهَا، كَانَ بَيْنَهُمَا شَيْءٌ "

از حسن بن محمد نقل است كه گفت: فاطمه دختر پيامبر شب دفن شد تا ابوبكر بر پيكرش نماز نخواند؛ زيرا كدورتى بين آن دو وجود داشت.

و در ادامه نيز مى‌گويد:

- عَنِ ابْنِ عُيَيْنَةَ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ، عَنْ حَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ، إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: أَوْصَتْهُ بِذَلِكَ[5]

از حسن بن محمد نيز همانند روايت پيشين نقل شده است؛ الا اين كه در اين روايت گفته شده: فاطمه بر دفن شبانه وصيت كرد.

البته ممكن است كه كسى بگويد: ابوبكر بعدا پشيمان شد و توبه كرد، در پاسخ بايد گفت: توبه زماني مفيد و ارزشمند است كه همراه با ندامتى بر خواسته از عمق وجود آدمى باشد. و از طرفى گذشته را هم جبران نمايد به اين معنى كه شخص توبه كننده حقوق تضييع شده را؛ چه الهى باشد و چه مردمى تمام آن را جبران نمايد.

حال پرسش ما اين است كه آيا ابوبكر فدك را به صديقه طاهره بازگرداند تا توبه‌اش توبه نصوح باشد و در نزد خداوند پذيرفته شود؟

نتيجه:

خشم فاطمه سلام الله علیها از شيخين تا واپسين لحظات زندگي‌اش ادامه داشته و عدم رضايت حضرت از آن دو، از مسائلى است كه در صحيح‌ترين كتب اهل سنت پس از قرآن وارد شده است.

و اگر بار دیگر در دلالت احادیث مربوط به حرمت ایذای فاطمه سلام الله علیها و هشدارهای رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره آن حضرت دقت کنیم، به روشنی می توان گفت:

آن افرادی که هر یک به طریقی موجبات آزار و اذیت روحی و جسمی حضرت فاطمه سلام الله علیها را فراهم آورده، و ایشان را از خود خشمگین و غضبناک ساختند، مورد خشم پیغمبر اکرم و پروردگار عالم قرار گرفته اند.

و قرآن کریم آنها را در دنیا و آخرت ملعون به لعنت خداوند قرار داده، و در روز قیامت آنها را به عذابی خوار کننده محکوم کرده است.

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا.[6]

آنان که خدا و رسولش را بیازارند، خداوند ایشان را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور و محروم نموده و عذاب خوار کننده وای برای آنان آماده کرده است.

بنابراین می توان به صراحت اعلام نمود:

به حکم عقل و شرع، آزار دهندگان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به هیچ روی حق ندارند که بر حکومت اسلامی حکومت کنند.

همچنین این گروه صلاحیت ندارند که تصدی امر هدایت و سرپرستی  مسلمین، خلافت و جانشینی خاتم الانبیا صلی الله و علیه وآله  را بر عهده بگیرند.

در نتیجه: هر مکتبی هم که از استمرار حکومت آنان نشأت گرفته و تشکیل یابد، مکتبی باطل و گمراه کننده است.



پی نوشت ها :

[1]. الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1،‌ ص 17، باب كيف كانت بيعة علي رضي الله عنه

[2]. (صحیح البخاری، ج5، ص82، باب غزوة خیبر)

[3]. البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 4، ص 1549

[4]. الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، تأويل مختلف الحديث، ج 1،‌ ص 300

[5]. الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج 3،‌ ص 521، ح 6554 و ح 6555

[6]. الأحزاب : 57