پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى بيايى...

جاده‏ها خود را آماده مى‏كنند، براى قدم‏هاى استوار تو و فرشى از زيارت «السلام عليك يااباصالح‏» را برخود مى‏گسترند. تو كه مى‏آيى، سنگ‏ها غزل مى‏خوانند و نگاهشان معنا مى‏گيرد. تو كه مى‏آيى، برآسمان تاريك دل‏ها مى‏تابى و به آن‏ها فانوس‏هايى از ستاره هديه مى‏دهى. تو سرشارى از غزل‏هاى سبز. تو كه مى‏آيى، طوفان با دريا آشتى مى‏كند و نور در رگ‏هاى زمين جارى مى‏شود. آرى، تو كه مى‏آيى، روشنى را به شب‏هاى تاريك هديه مى‏كنى و دل‏هاى شكسته را با مهربانى و لبخند پيوند مى‏زنى و پشت پنجره، نشستن و زيبا ديدن را براى چشم‏ها معنا مى‏كنى. تو كه بيايى، كوير معنا ندارد. همه جا سبز است، چون متن بهار! تو كه بيايى...

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > مطالب جدید

آيا عمربن خطاب به حضرت زهرا علیهاسلام جسارت كرد؟

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home



" بسم الله الرحمن الرحیم "

اين كه عمر بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ، از قطعيات تاريخ است . رواياتى كه در رابطه با هجوم به خانه حضرت صديقه طاهره در كتب اهل سنت آمده به چند دسته مى شود تقسيم كرد .

تهديد به سوزاندن خانه:

طبری گوید: حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا جَرِيرٌ، عَنْ مُغِيرَةَ، عَنْ زِيَادِ بْنِ كُلَيْبٍ، قَالَ: أَتَى عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ مَنْزِلَ عَلِيٍّ وَفِيهِ طَلْحَةُ وَالزُّبَيْرُ وَرِجَالٌ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ، فَقَالَ: وَاللَّهِ لأَحْرِقَنَّ عَلَيْكُمْ أَوْ لَتَخْرُجُنَّ إِلَى الْبَيْعَةِ فَخَرَجَ عَلَيْهِ الزُّبَيْرُ مصلتا بالسيف، فَعَثَرَ فَسَقَطَ السَّيْفُ مِنْ يَدِهِ، فَوَثَبُوا عَلَيْهِ فاخذوه. [1]

عمر بن خطاب به خانه علي آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. به آنان گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى كشم؛ مگر اينكه براى بيعت بيرون بياييد. زبير از خانه بيرون آمد درحالى كه شمشير كشيده بود، ناگهان پاى او لغزيد و شمشير از دستش افتاد، در اين موقع ديگران هجوم آوردند و شمشير را از دست او گرفتند.

ابن أبی‌شیبه (متوفای225) میگوید:

نقل‌های تاریخی حاکی از آن است که حضرت زهرا علیهاالسّلام، تهدیدِ عمر بن خَطّاب مبنی بر سوزاندنِ خانه را جدّی دانسته و به واقعی بودنِ آن تصریح فرموده‌اند؛

فَقالَتْ: ... وَ أیْمُ اللهِ لَیُمْضِیَنَّ لِما حَلَفَ عَلَیْهِ... [2]

آن بانو فرمود: ... به خدا سوگند، او به آنچه برایش سوگند خورده، عمل می‌کند.

آوردن وسائل آتش سوزى و بى توجهى خليفه دوم بر اعتراض مردم

ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) می گوید:

وقال عمر: والذى نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها! فقيل له: يا أباحفص إنّ فيها فاطمة!! فقال: وإن.[3]

و ابوبکر غیبتِ گروهی را ـ که از بیعتِ با او [با حضورشان] نزد علی سرپیچی کرده بودند ـ ، احساس کرد؛ لذا عمر را به سراغشان فرستاد. او آمد و ـ در حالی‌ که آنان درخانه علی بودند ـ صدایشان زد. آنان از بیرون آمدن امتناع ورزیدند. عمر هیزم طلبید و گفت: قسم به آن‌ که جانم در دست اوست، یا بیرون می‌آیید یا بی‌تردید خانه را ـ با هر کس که در آن است ـ، به آتش می‌کشم.

ابن شَحْنه، متوفّای (882) می گوید:

إنَّ عُمَرَ جاءَ إلی بَیْتِ عَلِیٍّ لِیُحْرِقَهُ عَلی مَنْ فِیهِ.[4]

عمر سوی خانه علی آمد تا خانه را با اهلش بسوزاند.

آوردن وسائل آتش سوزي ودرگيرى لفظى ميان حضرت صديقه و خليفه دوم

بَلاذُری (متوفّای 279) میگوید:

أنَّ أبابَكْرٍ أرْسَلَ إلی عَلِیٍّ یُرِیدُ الْبَیْعَةَ، فَلَمْ یُبایِعْ. فَجاءَ عُمَرُ وَ مَعَهُ فَتِیلَةٌ فَتَلَقَّتْهُ فاطِمَةُ عَلَی الْبابِ. فَقالَتْ فاطِمَةُ: یَابْنَ الْخَطّابِ! أتُراکَ مُحْرِقاً عَلَیَّ بابِی؟! قالَ: نَعَمْ...[5]

ابوبكر سراغ علی فرستاد تا بیعت بگیرد و او بیعت نكرد. عمر با آتش آمد و فاطمه او را بر آستانه درب دید. فاطمه فرمود: پسر خَطّاب! آیا تو دربِ خانه‌ام را به آتش می‌كشی؟عمر گفت: آری.

ابوالفداء گوید:

وكذلك تخلف عن بيعة أبي بكر أبو سفيان من بني أمية ثم إن أبا بكر بعث عمر بن الخطاب إِلى علي ومن معه ليخرجهم من بيت فاطمة رضي الله عنها، وقال: إِن أبوا عليك فقاتلهم. فأقبل عمر بشيء من نار على أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضي الله عنها وقالت: إِلى أين يا ابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.[6]

ابن عبد ربّه (متوفّای 328) می گوید:

اَلَّذِینَ تَخَلَّفُوا عَنْ بَیْعَةِ أبِی‌بَکْرٍ... فَأمّا عَلِیٌّ وَ الْعَبّاسُ وَ الزُبَیْرُ فَقَعَدُوا فِی بَیْتِ فاطِمَةَ حَتّی بَعَثَ إلَیْهِمْ أبُوبَکْرٍ، عُمَرَ بْنَ الْخَطّابِ؛ لِیُخْرِجَهُمْ مِنْ بَیْتِ فاطِمَةَ، وَ قالَ لَهُ:إنْ أبَوْا فَقاتِلْهُمْ!فَأقْبَلَ عُمَرُ بِقَبَسٍ مِنْ نارٍ عَلی أنْ یُضْرِمَ عَلَیْهِمُ الدّارَ...[7]

آنان که از بیعتِ با ابوبکر سرپیچی کردند...امّا علی و عبّاس و زبیر، در خانه فاطمه تحصّن کردند تا جایی که: ابوبکر، عمر بن خَطّاب را به سراغ آنان فرستاد تا ایشان را از خانه فاطمه بیرون آورد؛ و به او گفت: اگر امتناع ورزیدند، با آنان بجنگ. لذا عمر با شعله‌ای از آتش پیش آمد تا خانه را همراه با آنان به آتش کشد.

حمله خليفه دوم به حضرت صديقه طاهره سلام الله علیها

عن أبی بصیر عن أبی عبدالله علیه السلام: قال: و کان سبب وفاتها أنّ قنفذ مولی عمر لکذها بنعل السیف بأمره، فأسقطت محسناً و مرضت من ذلک مرضاً شدیدا...[8]

از ابوبصیر از امام صادق علیه السلام که فرمود:

و دلیل وفات آن بانو این بود که قنفذ ـ غلام عمر ـ به دستور او با نعل شمشیر (آهنی که انتهای شمشیر است) بر آن بانو به شدّت ضربه ای زد؛ لذا محسن را سقط نمود و از این جهت به سختی بیمار شد...

شهرستانى گوید:

عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان فى الدار غير علىّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب.[9]

مسعودى گوید:

فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً.[10]

ابن حجر عسقلانى گوید:

إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن. عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گرديد.[11]

صفدى گوید:

إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّى ألقت المحسن من بطنها.[12]



پی نوشت ها :

[1] الكتاب: تاريخ الطبري المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ) (صلة تاريخ الطبري لعريب بن سعد القرطبي، المتوفى: 369هـ) الطبعة: الثانية - 1387 هـ عدد الأجزاء: 11 -ج3 ص202

[2] (الكتاب: الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار المؤلف: أبو بكر بن أبي شيبة، عبد الله بن محمد بن إبراهيم بن عثمان بن خواستي العبسي (المتوفى: 235هـ) المحقق: كمال يوسف الحوت الطبعة: الأولى، 1409 عدد الأجزاء: 7 دارالتاج- ج7 ص432)

[3] الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1،‌ ص 30، باب كيف كانت بيعة علي رضي الله عنه، تحقيق: الشیری
أعلام النساء لعمر رضا كحالة موسسه الرساله ج4 ص114

[4] (روضة المناظر تألیف: ابن شَحْنه، متوفّای 882 دارالکتب العلمیه ج1 ص101)

[5] (أنساب الأشراف بلاذری دارالمعارف ج1 ص586)

[6] الكتاب: المختصر في أخبار البشر المؤلف: أبو الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي بن محمود بن محمد ابن عمر بن شاهنشاه بن أيوب، الملك المؤيد، صاحب حماة (المتوفى: 732هـ) الطبعة: الأولى عدد الأجزاء: 4 - ج1 ص164

[7] (العقد الفرید جلد 5، صفحه 13 ـ 14، چاپ: بیروت، 1404 هـ؛ دارالکتب العلمیه و جلد 3، صفحه 64، چاپ: مصر، 1353 هـ)

[8] دلائل الإمامة: صفحه 45

[9] الملل والنحل: الشهرستانی. طبعة بيروت، دار المعرفة.ج1ص71

[10] إثبات الوصیة للإمام علیّ بن أبی طالب نويسنده:مسعودی، علی بن حسین ج1 ص146

[11] العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ) لسان الميزان، ج 1، ص 268، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.)

[12] الكتاب: الوافي بالوفيات المؤلف: صلاح الدين خليل بن أيبك بن عبد الله الصفدي (المتوفى: 764هـ) المحقق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى الناشر: دار إحياء التراث - بيروت عام النشر:1420هـ- 2000م عدد الأجزاء: 29 =ج6 ص15