پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى بيايى...

جاده‏ها خود را آماده مى‏كنند، براى قدم‏هاى استوار تو و فرشى از زيارت «السلام عليك يااباصالح‏» را برخود مى‏گسترند. تو كه مى‏آيى، سنگ‏ها غزل مى‏خوانند و نگاهشان معنا مى‏گيرد. تو كه مى‏آيى، برآسمان تاريك دل‏ها مى‏تابى و به آن‏ها فانوس‏هايى از ستاره هديه مى‏دهى. تو سرشارى از غزل‏هاى سبز. تو كه مى‏آيى، طوفان با دريا آشتى مى‏كند و نور در رگ‏هاى زمين جارى مى‏شود. آرى، تو كه مى‏آيى، روشنى را به شب‏هاى تاريك هديه مى‏كنى و دل‏هاى شكسته را با مهربانى و لبخند پيوند مى‏زنى و پشت پنجره، نشستن و زيبا ديدن را براى چشم‏ها معنا مى‏كنى. تو كه بيايى، كوير معنا ندارد. همه جا سبز است، چون متن بهار! تو كه بيايى...

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 4
کاربر: 0
در این صفحه: 2
   صفحه اصلی > مطالب جدید

نهم ربیع الاول، غدیر ثانی

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home





غدیر و تولی

«غدیر» واژه ای است که نمایانگر هویت شیعه بوده و با پوست و خون شیعیان عجین گشته است. غدیر یادآور شور نبوی در بیان ولایت علوی است که با فرمایش «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» بر جریده تاریخ و همچنین دل و قلب امیرالمؤمنین و اولاد معصوم ایشان (علیهم السلام) شکل گیرد ولی شیعه و تشیع به همین مقدار بسنده نمی کند چرا که فرقه های دیگر نیز که داعیه دار اسلام هستند منکر وجوب مودت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) ، این فریضه قرآنی نیستند لذا آنچه که شیعه را همچون جواهری ارزشمند در میان سایر احجار بی ارزش درخسنده و زیبنده اسلام نموده است ، رکن «تبری» و بیزاری از دشمنان امیرالمؤمنین و اولاد معصوم ایشان (علیهم السلام) است.

به همین جهت است که امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «هل ایمان إلا الحب و البغض». آیا ایمان چیزی جز دوستی اولیاء خدا و تنفر از دشمنان اوست؟![1] همچنان که در اولین کلمه ی توحیدی با گفتن «لا اله الا الله» ابتدا نفی تمامی خدایان دروغین نموده و سپس اثبات خدای واحد و یکتا می نماییم.

غدیر ثانی و تبری

از این رو در فرمایشات معصومین(علیهم السلام) در کنار زنده نگاه داشتن عظمت و شکوه هجدهم ذیحجه به عنوان عید غدیر که از آن تعبیر به «أفضل الأعیاد»[2] و «عید الله الاکبر»[3] نموده اند از نهم ربیع الاول نیز-با وجود تقیه شدید-امیر المؤمنین و امام هادی (علیهما السلام) به عنوان «الغدبر الثانی»[4] یاد نموده اند و حتی درباره این روز مبارک نیز همان تعابیر عید غدیر مانند«أفضل الأعیاد»[5] و «عید الله الاکبر»[6] و ... از سوی معصومین (علیهم السلام) صادر شده است.

تعیین روز غدیر ثانی

در تعیین این روز فرخنده و مبارک که به فرموده ی رسول خدا (ص) به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) «یبقض الله فیه عدوه و عدوّ جدکما و یستجیب فیه دعاء امّکما»؛ روزی که خدا، دشمن شما و جدتان را هلاک خواهد کرد و دعای مادرتان را مستجاب می کند.[7] بین علما و بزرگان شیعه به دلیل وجود تقیه و خفقان تفاوت اقوالی حاصل گردیده است.

قائلین به اواخر ذیحجه

شیخ مفید[8] ، ابن ادریس[9] ، سید بن طاووس[10] ، شیخ کفعمی [11] این روز فرخنده را در اواخر ذیحجه سال 23 قمری می دانند که البته در تعیین روز آن بین خود اختلاف دارند.

قائلین به نهم ربیع الاول

اما قول دیگر که قول معروف و مشهور بین شیعیان است روز نهم ربیع الاول می باشد که بزرگانی مانند شیخ صدوق[12]، محمد بن جریر طبری شیعه[13] ، شیخ هاشم بن محمد مؤلف مصباح الانوار[14] فرزند سید بن طاووس[15] ، شیخ حسن بن سلیمان حلی مؤلف مختصر البصائر الدرجات[16] ، سید هاشم بحرانی[17] ، علامه مجلسی[18] ،سید نعمة الله جزائری[19] ، میرزای نوری ،محدث قمی[20] و... این روز را سالروز جهنم واصل شدن غاصب حق امیر المؤمنین(ع) دانسته و یا روایتش را نقل کرده و پذیرفته اند.

بررسی دو قول

در بررسی این دو قول نیز مانند سایر روایات و اقوال متعارض به سراغ مرجحات در فرمایش امام صادق (ع)[21] می رویم:

الف) روایات: اولین مرجحی که در این باب باید به سراغ آن رفت یافتن حدیث و فرمایشی در تأیید هر یک از این دو قول از سوی معصومین (ع) می باشد.

پس از تفحص کامل در خواهیم یافت هیچ حدیث و روایتی حتی ضعیف القول اواخر ذیحجه راتأیید نمی کند بر خلاف قول تهم ربیع الاول که روایات متعددی دلالت بر آن دارند مانند:

1-روابتی که شخ صدوق (رح) از امام صادق (ع)روایت کرده است.[22]

2- روایتی که احمد بن اسحاق از امام هادی(ع) و ایشان از رسول خدا و امیرالمؤمنین(ع) نقل می کند.[23]، مصباح الانوار(قرن ششم) ،زوائد الفوائد فرزتد سید بن طاووس(قرن هفتم) ؛ المحتضر شیخ حسن بن سلیمان حلی[24].

3-روایاتی که سید هاشم بحرانی از جمله معجزات امیرالمؤمنین (ع) آورده است.[25]

4-روایات متعددی که فرزند جلیل القدر سید بن طاووس در کتابش،زوائد الفوائد به آن اشاره دارد و می گوید:

«ووجدنا فیما تصفحنا من الکتب عدة روایات موافقة لها فاعتمدنا علیها...».[26]

ب)شهرت:دومین مرجحی که در این باب میتوان به سراغ آن رفت، شهرت است.

گذشته از اقوال قائلین به تعیین روز نهم ربیع الاول و عید گرفتن آنان در این روز،حتی قائلین به اواخر ذیحجه نیز معترف به شهرت غدیر ثانی در نهم ربیع الاول هستند.

مانند مرحوم کفعمی که می نویسد: « و جکهور الشیعة یزعمون...»[27] و سید بن طاووس نیز می نویسد: «اعلم ان هذا الیوم وجدنا فیه روایة عظیمة الشأن ، و وجدنا جماعة من العجم و الاخوان یعظمون السرور فیه و یذکرون انه یوم هلاک بعض من کان یهون بالله جل جلاله و رسوله صلوات الله علیه و یعادیه»[28] بنابر این پیشینه جشنهای تهم ربیع الاول حداقل به زمان سید بن طاووس ( م664ق)می رسد.

حتی ابن ادریس(م 598 ق)نیز که مخالف شدید نهم ربیع الاول بوده معترف است:«عده ای از علمای شیعه این روز را روز نهم ربیع الاول می دانند»[29] همچنین حتی قائلین به اواخر ذیحجه ،نهم ربیع الاول را روز فرح و سرور اهل بیت می دانند که البته باید علت این عید گرفتن را از آنان جویا شد.مانند مرحوم کفعمی که از شیخ مفید اعمال عید مانند اطعام ، لباس جدید ، دیدار همدیگر و... را نقل می کند.[30]

ج) کخالفت با عامه:از نرجحات دیگر مخالفت با اهل تسنن است چنانچه امام صادق (ع) می فرمایند:«ما خالف العامه ففیه الرشاد».[31]

در بحث ما نیز قولی که مخالف با قوب اهل تسنن است نهم ربیع الاول است در حالی که اواخر ذیحجه کاملا موافق با قول اهل تسنن است مانند[32]

کلام علامه مجلسی اعلی مقامه الشریف

در پایان بسیار مناسباست قول مدافع مکتب اهل بیت ،غواص اقیانوس بیکران معارف و فضائل ائمه اطهار(عهم) عالم جلیل القدر شیعه،علامه مجلسی اعلی الله مقامه الشریف را نیز در این خصوص ببینیم.

ایشان پس از نقل اقوال مخالف و موافق در مقام جمع می فرماید:«و از کلام سید بن طاووس صدور حدیث دیگری از امام صادق (ع)به روایت شیخ صدوق مشخص می گردد و از کلام فرزند سید بن طاووس صدور روایات متعددی دال بر این مطلب (تهم ربیع الاول)ظاهر میشود بنابر این استبعاد ابن ادریس و غیر او رحمة الله علیهم وارد نیست زیرا (اولا)اعتبار این روایات ،(ثانیا)همراه با شهرت بین شیعه از قدیم و جدید کمتر از آنچه مورخین اهب تسنن (اواخر ذیحجه)ذکر کرده اند نیست،حتی احتمال دارد آنان این روز را تغییر داده اند تا امر بر شیعه مشتبه گردیده و این روز را عید نگیرند...»[33] البته علامه در ادامه در مقام تایید نهم ربیع الاول به شبهه ای نیز پاسخ داده اند که به جهت اختصار از نقل آن صرف نظر می کنیم.



پی نوشت ها:

[1] (کافی/ج2/ص125)

[2]  (امالی صدوق/م26)

[3] (تهذیب/ح3/ص143)

[4] (بحار/ج95/ص 354)

[5] (المحتضر/ص93)

[6] (المحتضر/ص99)

[7] (المحتضر/ص94)

[8] (مسارالشیعه/ص42)

[9] (سرائر/ج1/ص419)

[10] (اقبال الاعمال/ج2/ص379)

[11] (مصباح/ص511)

[12] (اقبال الاعمال/ج3/ص113)

[13] (دلائل الإمامة/فصل متعلق به امیرالمؤمنین)

[14] (مصباح الانوار)

[15] (زوائد الفوائد)

[16] (المحتضر/ص92)

[17] (مدینة المعاجز/ج2/ص97)

[18] (بحار/ج31/ص132)

[19] (الانوار النعمائیه/ص40)

[20] (مفاتیح الجنان /اعمال نهم ربیع الاول)

[21] (کافی/ج1/ص67)

[22] (اقبال الاعمال/ج3/ص113و114 ؛بحار/ج31/ص132)

[23] (دلائل الامامة طبری شیعه/فصل متعلق به امیرالمؤمنین(قرن پنجم)

[24] (قرن هشتم)/ص 92-101؛بحار /ج 31/ص 120-129 ؛الأنوار التعمانیة/ص 40 و ...)

[25] (مدینة المعاجز/ج2/ص95-97)

[26] (بحار/ج31/ص129)

[27] (مصباح/ص510)

[28] (اقبال الاعمال/ج3/ص113)

[29] (سرائر/ج1/ص419)

[30] (مصباح/ص510)

[31] (کافی/ج1/ص68)

[32] (طبقات الکبری/ج3/ص365؛الاستیعاب /ج2/ص467 ؛ المعجم الکبیر /ج1/ص570 و...)

[33] (بحار/ج31/ص132)