پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

صفات ياران امام زمان (عليه السلام)

براى تحقق ظهور امام زمان (عليه السلام) وجود انسان‏هاى صالح، انگيزه‏هاى قوى، ايمان‏هاى راسخ، گام‏هاى استوار و دل‏هاى روشن نيز لازم و ضرورى است. امام زمان (عليه السلام(، كسانى را لازم دارد كه در مقابل پديده‏هاى تلخ و دشوار، مردد و متزلزل نشوند و عقب ننشينند تا بتواند با اين ها وارد كار عظيمى بشود كه قرار است دنيا را متحول كند. ايشان بايد در مقابل همه ي مشكلات بايستند، يك سيستم قوى لازم است كه افراد آن غير متزلزل باشند. بصيرت نافذ و راسخ داشته باشند كه هيچ مشكلى آنان را مردد نكند. امام زمان(عليه السلام) افرادى را لازم دارد آگاه، بصير، خبير، متوكل به خداى متعال، توجه كننده به جزييات و آن‏گاه فداكار، كاردان در اداره ي جامعه و رزم جو با دشمن. تقوا، تواضع، فروتنى و گذشت در برابر ضعفا و مقاومت در برابر زورمندان و ستمگران از صفات ديگر سربازان امام عصر (عليه السلام) مى‏باشد.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 1
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > مطالب جدید

حسین علیه السلام، آب، خاک (قسمت سوم)

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home





حیات معنوی هر شیعه  ایی با خاک پیوند خورده همچنانکه حیات مادی او بدون آب امکان پذیر نیست. لذا آب و خاک در تمام شؤون انسان جاری است و هرگز از آن جدایی ندارد.

اینکه حیات مادی در گرو آب است، روشن و بی نیاز از توضیح است ولی سرّ پیوند حیات معنوی و خاک در این نهفته است که اساسا حیات معنوی انسان به ایمان است همچنانکه مرگ معنوی او در دوری از ایمان و ورود به وادی کفر است.

از این روست که امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَي‏» (انعام/95) می فرماید: «حی (در آیه شریفه) مؤمنی است که گلش از گل کافری خارج گشته و میت ... کافری است که از طینت مؤمن خارج شده است پس مؤمن حی است و میت کافر.»

از طرف دیگر یکی از پایه های ایمان دینی، نماز است آنچنانکه فرمود «نماز عمود دین است، مَثَل آن مثل عمود خیمه است که اگر عمود پابرجا باشد، میخها و طنابها نیز پابرجا خواهد بود ولی اگر عمود کج شود و بشکند، نه میخی خواهد ماند و نه طنابی.»[1] نتیجه مستقیم این نگرش به نماز، از بین رفتن دین و ایمان تارک نماز است؛ لذا می فرماید: «تارک نماز کافر است.»[2]

از سوی دیگر نماز صحیح و کامل نمازی است که مشتمل بر سجده باشد و شرط صحت سجده این است که بر خاک (یا برخی اشیاء دیگر) واقع گردد. پیامبر فرمود: «ان الله جعل لی الارض مسجدا و طهورا»[3]

لذا نماز بدون سجده بر خاک (یا بر برخی اشیاء دیگر)، نماز نخواهد بود و بی نمازی مساوی است با کفر و کفر یعنی مرگ دل.

مجمل کلام اینکه حیات مادی انسان گره خورده با آب و حیات معنوی او در گرو خاک است.

با توجه به این نکته سرّ و فلسفه پیوند بین روضه سید الشهداء و آب و خاک روشن می گردد. خداوند چنین مقدر فرموده است که روضه سید الشهداء با اموری عجین باشد که در متن زندگی مادی و معنوی انسان جریان دارد. آبی که انسان بدون او از پا در می آید و خاکی که سجده بر آن در پنج نوبت نماز لازم و ضروری است و این یعنی تمام زندگی انسان همراه روضه سید الشهداء باشد.

هر گاه آب نوشید یاد لبهای عطشان آن شاه باشد. اهل بیت که مجریان این برنامه و تقدیر الاهیند بر این مسأله بسیار سفارش نموده اند. شاید خود سید الشهداء اولین کسی بودند که شیعیان را بر روضه خواندن و یادآوری عطش خویش در هنگام نوشیدن آب، امر نموده اند آن زمانی که سر از بدن مبارکش جدا شده بود ولی صدایی از حلقوم نازنینش بلند شد:

شیعنی ما ان شربتم عذب ماء فاذکرونی                       او سمعتم بغریب او شهید فاندبونی[4]

داوود رقی میگوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که طلب آب نمود. زمانی که آب را نوشید، چشمانش پر از اشک شد و فرمود: ای داوود خدا لعنت کند قاتلین حسین را. اگر عبدی آب نوشد پس از حسین یاد نماید و قاتلینش را لعن کند، خداوند صد هزار حسنه برای او می نویسد و از او صدهزار گناه پاک می کند و صد هزار درجه بر درجاتش می افزاید و گویی صد هزار عبد را آزاد نموده است و خدا او را در روز قیامت با دلی خنک (و آسوده) محشور می نماید.[5]

در نقل دیگری حضرت صادق علیه السلام از ناگوار بودن مصیبت سید الشهداء نیز سخن می گوید: «چقدر ذکر حسین، زندگی را تیره می سازد! من آب نمی نوشم مگر آنکه حسین را یاد می نمایم.»[6]

و هر گاه سجده نمود، بر تربت کربلا سجده نماید که چنین سجده ایی حجابهای هفتگانه را پاره می کند. آری! سجده بر تربت سید الشهداء در فقه شیعی از جایگاه ویژه ایی بر خوردار بوده و در روایات اهل بیت دارای فضیلت بر شمرده شده است. [7]

از امام صادق علیه السلام نقل گردیده است که سجده نمی نمود مگر بر تربت حسین علیه السلام به عنوان تذلل در مقابل خداوند و افتادگی در پیشگاهش.[8] و نیز از حضرت صادق نقل شده «سجده بر خاک قبر حسین علیه السلام تا زمینهای هفتگانه را نورانی می نماید [9] و در روایت عجیب دیگری حضرتش می فرماید: سجده بر ترتب حسین علیه السلام حجابهای هفتگانه را پاره می کند. [10]

شاید گویاترین و کامل ترین بیان در توصیف ارزش تربت کربلا همین روایت باشد؛ چرا که روایتی است صحیح السند[11] و با مضمونی عالی. سجده بزگترین عبادت برای تقرب به خداست. خداوند می فرماید: «كَلّا لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ.» (علق/19) ... سجده کن و تقرب بجوی. امام معصوم نیز می فرماید: «اقرب ما یکون العبد الی الله و هو ساجد»[12] نزدیکترین حالتی که عبد به سوی خدا دارد، حالت سجده است.

از طرف دیگر سجده معصوم علیه السلام غیر قابل قیاس با سجده بشر عادی است و در حقیقت، این سجده امام است که حقیقت سجده است؛ زیرا امام صادق علیه السلام فرمود «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَنَا فَأَحْسَنَ خَلْقَنَا وَ صَوَّرَنَا فَأَحْسَنَ صُوَرَنَا وَ جَعَلَنَا خُزَّانَهُ فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ وَ لَنَا نَطَقَتِ الشَّجَرَةُ وَ بِعِبَادَتِنَا عُبِدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَوْلَانَا مَا عُبِدَ اللَّهُ.»[13] به  ... به سبب عبادت ماست که خدا عبادت می شود و اگر ما نبودیم خدا عبادت نمی شد.

با دقت به این دو نکته جایگاه سجده بر تربت سید الشهداء روشن می شود؛ زیرا امام معصوم که بجا آورنده حق عبادت و عبادت حق است، در عظیم ترین عبادات و نزدیکترین حالاتش به خداوند یعنی سجده، تربت کربلا را واسطه قرار داده تا حجب هفتگانة صعود به مقام قرب الهی را پاره کند و به مقام قرب الهی برسد.

آنچه در این گفتار در صدد رهنمون شدن بدان بودیم این نکته بود که اساسا واقعه عاشورا نه یک حادثه که نقشة راهی برای هدایت بشریت بود لذا تقدیر الهی بر آن بود که این واقعه در متن زندگی بشر باقی و جاودانه بماند و به همین خاطر آن را با اموری که لا ینفک از حیات مادی و معنوی انسانند یعنی آب و خاک ممتزج نمود و این مهندسی زیبا را از طریق ائمه علیهم السلام به شیعیان ابلاغ نمود و به آنها تأکید کرد که در هنگام نوشیدن مایه حیات، آب و هنگام سجده بر خاک، به یاد حسین علیه السلام که رأس واقعیت عاشورا است باشند.

باشد که ما نیز در این نقشه راهی، نقشی را ایفاء نماییم.

صلی الله علیک یا ابا عبدالله المقتول عطشاناً بکربلاء ...



پی نوشت ها:

1. المحاسن، ج 1 ص 44- 45.

2. کافی، ج 2 ص 279.

3. بحار ج 80 ص 277.

4. عوالم العلوم، ج 12 ص قسمت 2 ص 958.

5. کامل الزیارات، ص 107-108.

6. وسائل الشیعة ج 25 ص 272.

7. وسائ الشیعة ج 5 ص 366.

8. همان.

9. همان.

10. همان.

11.منهاج الصالحین (آیت الله العظمی وحید خراسانی)، ج 1 ص 361.

12. کافی، ج 3 ص 324.

13.کافی، ج 1 ص 193.