پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

نقش اعتقاد به مهدويت

اعتقاد به مهدويت، به وجود مقدس مهدى موعود – ارواحنا له الفداه - اميد را در دل ها زنده مى‏كند. هيچ وقت انسانى كه معتقد به اين اصل است، نا اميد نمى‏شود؛ چرا؟ چون مى‏داند يك پايان روشن حتمى، وجود دارد. اميد موجب مى‏شود، انسان تلاش و حركت كند؛ پيش ببرد؛ مبارزه كند و زنده بماند. فرض كنيد ملتى در زير سلطه ي ظالمانه ي قدرت مسلطى، قرار دارد و هيچ اميدى هم ندارد. اين ملت مجبور است، تسليم بشود. اگر تسليم نشد، كارهاى كور و بى جهتى انجام مى‏دهد؛ اما اگر اين ملت و جماعت، اميدى در دلشان باشد و بدانند كه عاقبت‏خوبى حتما وجود دارد، اينها چه مى‏كنند؟ طبيعى است كه مبارزه خواهند كرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعى در راه مبارزه وجود داشته باشد، او را برطرف خواهند كرد. اين عقيده است كه شيعه راتا امروز، از آن همه پيچ وخم‏هاى عجيب وغريبى كه در سرراهش قرار داده بودند، عبورجداده است.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 3
کاربر: 0
در این صفحه: 2
   صفحه اصلی > مطالب جدید

حسین علیه السلام، آب، خاک (قسمت دوم)

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home





اما آب ...

آب در ادبیات قرآنی مظهر حیات و مظهر طهارت است. «و جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَي‏» (انبیاء/30) و از آب قرار دادیم هر چیز زنده ایی را.

«وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُورا» (فرقان/48) و نازل نمودیم از آسمان آبی پاک (پاک کننده) را.

در روایات اهل بیت به طور خاص مسأله آب مورد توجه قرار گرفته است و احکام و ویژگی هایی خاصی برای آن ذکر گردیده است. آب از جایگاه ویژه ایی برخوردار است به گونه ایی که در روایات اولین چیزی که در روز قیامت اجر آن حساب می گردد صدقه آب به حساب آمده است. [1]

افزون بر این، امام صادق علیه السلام، بافضیلت ترین صدقه را خنک نمودن جگر تشنه (از طریق آب دادن) توصیف نموده اند. [2] امام باقر علیه السلام فضیلت سیراب نمودن جگر تشنه را شامل حیوانات نیز دانسته و فرموده اند: « مَنْ سَقَى كَبِداً حَرَّى مِنْ بَهِيمَةٍ أَوْ غَيْرِهَا أَظَلَّهُ اللَّهُ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ.» کسی که جگر تشنه حیوان یا غیر حیوانی را سیراب نماید، خداوند در روزی که سایه ای جز سایه خداوند نیست، او را از سایه اش بهره مند می گرداند.[3]

آب نیز با این جایگاه والایی که در مهندسی آفرینش الهی دارد، با داستان کربلا گره خورده و نقش بی بدیلی را در این سوگواره از خود نشان داده است.

قدمت این وابستگی نیز به زمان حضرت آدم بر میگردد، آنجا که جبرائیل روضه ابا عبد الله را بر آدم بیان می نمود: «ُ وَلَدُكَ هَذَا يُصَابُ بِمُصِيبَةٍ تَصْغُرُ عِنْدَهَا الْمَصَائِبُ فَقَالَ يَا أَخِي وَ مَا هِيَ قَالَ يُقْتَلُ عَطْشَاناً غَرِيباً وَحِيداً فَرِيداً لَيْسَ لَهُ نَاصِرٌ وَ لَا مُعِينٌ وَ لَوْ تَرَاهُ يَا آدَمُ وَ هُوَ يَقُولُ وَا عَطَشَاهْ وَا قِلَّةَ نَاصِرَاهْ حَتَّى يَحُولَ الْعَطَشُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ السَّمَاءِ كَالدُّخَان‏.»

این فرزندت (حسین) مصیبت زده می شود به مصیبتی که تمام مصائب نزد آن کوچک می نمایند... کشته می شود در حالیکه تشنه و غریب و تنها است و یاور و کمک کننده ایی ندارد. ای آدم کاش می‌دیدی حسین علیه السلام را در حالیکه (طلب آب می‌کند و) صدای واعطشای او بلند است و طلب یار ویاور می‌کند و آنقدر تشنه می‌شود که آسمان را مانند دود می‌بیند ... در این هنگام حضرت آدم و جبرئیل مانند زنی که فرزند از دست داده باشند گریه کردند.[4]

خداوند برای کلیم خود نیز سخن از بی آبی حسین و اطفالش به میان آورده است: « ای موسی کوچکشان را تشنگی می کشد و بزرگشان پوست بدنش در هم کشیده می شود. استغاثه می کنند ولی فریاد رسی نخواهند داشت... .[5]

مسأله تشنگی اباعبدالله و خاندانش، مصیبتی بود که اهل بیت نیز در مواضع مختلف یاد آورد آن بودند. امام صادق می فرماید: «هنگامی که خواستی حسین علیه السلام را زیارت نمایی، زیارتش کن در حالی که افسرده و محزونی و غبار آلوده و ژولیده و گرسنه و تشنه ایی چرا که حسین کشته شد در حالی که چنین بود.»[6]

امام باقر نیز همین مسأله را متذکر شده می فرماید:«حسین صاحب کربلاء، ستمکشیده، غمدار، تشنه و اندوهگین، شهید شد...»[7]

اندوه اهل بیت نسبت به مسأله آب و کربلا، همچنان ادامه دارد تا زمان ظهور قائمشان، که بین رکن و مقام قرار گیرد و فریاد تشنگی حسین را به گوش جهانیان برساند و بفرماید: « ألا يا أهل‏ العالم‏ إن جدّي‏ الحسين‏ قتلوه عطشان»[8]

آنچه که این پیوند را جانکاه تر می نماید این است که آبی که حسین از آن منع گشته بود، مهریه مادش فاطمه بود.[9]

غرض آنکه آب نیز همچون خاک عجین شده با واقعه کربلاست و نیست کسی که یاد مصیبت سید الشهدا باشد ولی از تشنگی حضرتش یا خاک کربلا غافل باشد.

سخن که به اینجا می رسد سؤالی نمود می کند و آن اینکه سرّ و فلسفه این پیوند چیست؟ خداوند تبارک و تعالی حکیم و عالم است. چه شده که گویی از ازل نام حسین را با نام آب و خاک پیوند زده و این پیوند تا قیامت ادامه پیدا می کند؟

ادامه دارد...



پی نوشت ها:

1. کافی، ج 4 ص 57.

2. همان.

3. همان.

4.بحارالانوار، ج 44، ص245.

5. بحار الانوار، ج 44 ص 308.

6. کامل الزیارات ص 131.

7. همان ص 168.

8. الزام الناصب، ج 2 ص 233.

9. بحار الانوار ج 43 ص 113.