پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

خورشيد فروزان

امروز وجود مقدس حضرت حجت - ارواحنا فداه - در ميان انسان‏هاى روى زمين، منبع بركت، علم، درخشندگى، زيبايى و همه ي خيرات است. براى انسانى كه داراى معرفت‏باشد، موهبتى از اين برتر نيست كه احساس كند، ولى خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده ي برگزيده در ميان همه ي بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمين، با او و در كنار او است؛ او را مى‏بيند و با او مرتبط است. مهدى موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)، مظهر رحمت و قدرت حق و مظهر عدل الهى است و كسانى كه بتوانند با اين كانون شعاع رحمت و تفضلات الهى، ارتباط روحى و معنوى برقرار كنند، در تقرب به خداوند، توفيق بيشترى مى‏يابند؛ زيرا نفس توسل و توجه و ارتباط قلبى با آن حضرت، موجب عروج و رشد روحى و معنوى انسان مى‏شود.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 3
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > مطالب جدید

خنده و گریه؛ تقابل یا تکامل

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home






"بسم الله الرحمن الرحیم"

دانشمندان هلندی و محققان دانشگاه تیلبورگ پس از مطالعه بر روی تاثیر خنده و شادی در سلامت عمومی بدن دریافتند که خنده و شادی بیشترین تاثیر را بر حفظ نشاط و افزایش سطح مقاومت بدن دارد. آن‌ها معتقدند که بهترین راه رسیدن به شادی بلندمدت عبور از مرحله ناراحتی یا گریه کردن است...

غم و شادى از جمله حالات درونی نفسانى و صفات روحى و هيجانات حاكم بر ابعاد آدمى است كه در قالب گریه و خنده ، به گونه یک فرآیند فیزیکی نمودار مى شوند. این دو مقوله امری اختیاری هستند که از راه های گوناگونی از قبیل شنیدن یا دیدن واقعه ویا یادآوری خاطرات و ... ظهور و بروز خواهند داشت.

خنده و گریه دو نعمت الهی

در اسلام به همه نيازهاي بشر توجّه شده است از جمله نيازهاي طبيعي انسان احتياج به تفريح و شادي و استراحت است .

وجود سرور و شادی و از طرفی غصه و گریه را می توان از نعمت های خداوند دانست که اگر در مسیر صحیح قرار گیرند همانند سائر نعمت ها، نیازهای انسان را برطرف گردانیده و تأثیرات بسزایی در روند شکل گیری شخصیت انسان دارد .

عدم تقابل این دو مقوله در اسلام

همه چیز به طور مطلق برای روان و جسم انسان خوب نبوده و همه چیز نیز بد نیست، شادی و غم ، خنده و گریه هم از این مقوله مستثنی نمی باشد. از نگاه اسلام نه خنده و نه گریه فی ذاته دارای مطلوبیت و یا کراهت ذاتی نبوده و دین رویکرد منفی و مثبتی را پیرامون آن ندارد.

اسلام خنده را در برابر گريه قرار نمى دهد و هر يك را با ديگرى مقايسه نمى كند، بلكه آنچه خنده و گریه را ارزشمند و یا بی ارزش قرار می دهد ، متعلق و هدف آن دو است که بدان اعتبار و هویت می بخشد. همان گونه که گریه بی دلیل در دین جایی ندارد نمی توان خنده بی دلیل را هم دینی و در مسیر قرب الهی دانست.

از این رهگذر اگر گریه و خنده در مسیر بندگی خداوند متعال باشد هر دو در کنار یکدیگر دارای ارزش گردیده و انسان را در این مسیر بندگی به تقرّب می رساند و اگر صرفا به جهت مسائل دنیوی و مادی گرایی رخ دهد و برگرفته از  بدمستی های پوشالی و مجازی باشد موجب کراهت خدا خواهد بود و در نتیجه اسباب افسردگی، پریشانی و تزلزل در شخصیت انسانی را پدید خواهد آورد . از این رو شادی محسوب نمی شود شادی آن است که انسان را به مرحله نشاط و آرامشی عمیق و پایدار رساند.

خنده،گریه و تقرّب به خدا

در متون دینی به خنده و گریه و شادی و ناراحتی که انسان را در مسیر قرب الهی قرار می دهد اشاره شده است. برای اثبات این موضوع کافی است به آموزه‌های دینی توجه شود: تأکید اسلام بر تفریح سالم و خنده بر لب داشتن، مزاح و شوخی کردن، دیدار با برادران مؤمن، دست دادن، سلام کردن، هدیه دادن، لبخند بر چهره دیگران نشاندن، پرهیز از اخم و عبوس بودن، استفاده از بوی خوش و پوشیدن لباس‌های روشن و شادی‌آور و... گواه بر این مدعا ست[1] و اگر به این بُعد در جامعه کنونی کم‌تر توجه شده ، علت آن، ضعف عوامل تبلیغی و رسانه‌ای می باشد.

در روایات اهل بیت وارد شده که اگر انسان ، مومنی را خشنود نماید، پیش از آنکه او را شاد نموده باشد، پیامبر و اهل بیت b را خوشحال کرده است و این شادی در قیامت به شکل تمثالی نورانی او را همراهی می کند.[2]

بنابراین هم شادی و هم غم و غصه از اموری هستند که انسان را در مسیر بندگی خداوند به تقرب می رسانند. مهمّ این است که غم و شادی و خنده و گریه را مسیر داده و آن را هدفمند نمائیم .

از طرفی بایستی دل های مؤمنین را شاد کرده تا غم و غصه های دنیوی خود را فراموش کنند و از طرف دیگر برای زدودن زنگارهایی که قلب انسان در اثر انجام گناه و تعلق به دنیا گرفته است بایستی گریه نمود .یکی دیگر از اسبابی که بیش از عامل پیشین مورد تاکید اهل بیت قرار گرفته ، غم و غصه و گریه درمصائب ایشان است . روز قیامت که بسیار روز سختی است تنها کسانی که چشمی گریان از ترس خدا داشته[3] و یا در مصائب اهل بیت گریسته اندخوشحالند.[4]

البته هر انسان عاقلی شادی و سرورهای دائمی را بر شادی های گذرا ترجیح می دهد، شاد بودن در شادی های اهل بیت و گریستن بر اهل بیت در نهایت، این ویژگی را داشته و شادی های دائمی را در پی دارد .

ائمه هدىbمى فرمايند: «شيعيان ما به حزن ما اندوهگين و در شادمانى ما شادمان هستند».[5]

گریه، عامل خوشحالی در نگاه روانشناسان

دانشمندان هلندی و محققان دانشگاه تیلبورگ پس از مطالعه بر روی تاثیر خنده و شادی در سلامت عمومی بدن دریافتند که خنده و شادی بیشترین تاثیر را بر حفظ نشاط و افزایش سطح مقاومت بدن دارد.آن‌ها معتقدند که بهترین راه رسیدن به شادی بلندمدت عبور از مرحله ناراحتی یا گریه کردن است.

آنها برای اثبات این نظریه با انتخاب دو گروه 60 نفره از افراد عادی از آنها خواستند تا دو فیلم احساسی-عاطفی را تماشا کنند.

دکتر اسمیر گراکنین، متخصص رفتارشناسی از دانشگاه تیلبورگ هلند اظهارکرد: پس از بررسی واکنش داوطلبان به فیلم‌های مورد نظر مشخص شد که اندکی پس از احساس غم و اندوه با مشاهده یک فیلم ناراحت‌کننده، احساسات بینندگان وارد سطح دیگری شده است.

محققان معتقدند باگریه ، بدن از مرحله غم‌واندوه خارج شده و توکسین‌های موجود در بدن را دفع می کند.

گراکنین متخصص رفتار شناسی گفت: پس از آنکه فرایند تغییر رفتار پس از گریه‌کردن را در آزمایشگاه مورد بررسی قرار دادیم، مشخص شد که گریه‌کردن نه‌تنها باعث بازیابی سطح احساسات گذشته می‌شود بلکه احساسات مثبت به نسبت وضعیت قبل از گریه‌کردن را افزایش می‌دهد.

گراکنین در ادامه عنوان کرد: این پژوهش نشان‌داد که برخلاف باور موجود، گریه‌کردن باعث افزایش ناراحتی‌ و اندوه نمی‌شود بلکه احساسات را به سمت عادی و شاد سوق‌ می‌دهد. در واقع یافته‌های این تحقیق تنها از عملکرد شرکت‌کنندگان به دست ‌آمده است، چرا که آنها معتقدند که مدتی پس از گریه‌کردن احساس بهتری داشته‌اند.

تأثیر گریه بر سیدالشهدا علیه السلام در نشاط و سرور درونی

امروزه و در عصر حاضر کمتر کسی پیدا می شود که به نشاط و آرامش روحی و روانی محتاج نباشد . لکن انسان عاقل بایستی راهی را برگزیند که این نشاط ، دروغین و مجازی نباشد به گونه ای که گذرا و سطحی بوده و اسباب افسردگی و  پریشان خاطری را به دنبال داشته باشد . اگر شادی های دروغین که همراه با گناه است انسان را آرامش می دهد پس چرا این گونه افراد همیشه غم دارند؟؟

یکی از روش هایی که انسان را به این نشاط حقیقی و آرامش واقعی می رساند، متصل شدن به رشته محبت اهل بیت و به ویژه حضرت سیدالشهدا علیه السلام است. اشک ریختن بر امام حسین انسان را به اوج نشاط و انبساط روح می رساند.

برای اثبات این مدعا کافی است بین افرادی که از این نعمت الهی برخوردار هستند و با شرکت در محافل مذهبی و هیئات بر امام مظلوم خود می گریند و افرادی که از این نعمت الهی خود را محروم کرده اند، مقایسه نمود که چگونه دسته اول-در مقابل دسته دوم-همواره قبراغ تر و سر زنده تر و روحیه بانشاط تری دارند. بهترین گواه بر این ادعا وجدان هر گریه کننده ایی بر سید الشهدا است و گویی منتقدین بر این معنی هیچ گاه خود از این موهبت بهره مند نبوده اند.

اگرچه ظاهر مجالس حسینی همراه با غم و گریه است اما باطن آن نشاطی است که تنها شرکت کنندگان در این همایش مذهبی آن را درک می کنند که با گریستن و ایجاد پل ارتباطی بین عاشق و معشوق و احساس تعلق و دل بستگى، چنان لذتی می برند که حاضر نیستند آن را با چیزی عوض نمایند. درست است كه در اين نوع مراسم گريه مى كنيم، مصيبت مى خوانيم و مرثيه سرايى مى كنيم؛ منتها محصول آن، نشاط و هيجان مثبت و حركت در مسير اهل بيت علیهم السلام است.

در روایتی وارد شده که امام حسین علیه السلام از عرش به کسی که در عزای او می گرید، نگاه کرده و برای او طلب استغفار می نماید و خطاب به او می فرماید: ای کسی که بر من گریه می کنی اگر می دانستی که خدا در عوض گریه تو چه چیزهایی به تو می دهد بیش از حزنت ، شادمان می شدی.[6]

بنابراین غم و غصه در مجالس عزای اهل بیت هیچ گونه تلازمی با مقوله افسردگی ندارد و بلکه موجب نشاط خواهد شد.

نکته دیگر نوع نگاه انسان به عزاداری است یعنی صرفا به جنبه غم و اندوه این محافل ننگریم و بلکه با این دید نگاه کنیم که عزاداری یک امر عبادی بسیار مهم در دین تلقی شده و از جهت ثواب و برکات ، در رأس امور عبادی دیگر قرار گرفته و از طرفی نفعش به خود انسان بازگشت می کند و موجب طهارت روح، پاکی گناهان، استجابت دعا، سرازیر شدن رحمت الهی بر انسان شده و در نهایت شفاعت اهل بیت را به دنبال دارد.[7]

غم و غصه امری فطری و عقلائی

گریستن و عزاداری یک واکنش کاملا طبیعی و عقلائی است که انسان در فراق عزیز از دست رفته خود گریه و عزاداری می کند و هر چه این فرد محبوب تر باشد، طبیعتا عزاداری برای آن هم شدید و عمیق تر خواهد بود.

از این رهگذر، مردم نیز به هنگام مصیبت دوستان و اقوام خویش شریک غم مصیبت زدگان می گردند و حتی کسی را که شاد و یا خندان باشد ملامت می کنند. این نکته نسبت به افراد متغیر است و به هر میزان که آن فرد از دنیا رفته دارای مقام و منزلت و جایگاهی اجتماعی بوده ، سائر افراد را بیشتر تحت تأثیر قرار می دهد.

حال در مصیبت صاحبان دین یعنی اهل بیت علیهم السلام - که همه وجودشان برای خلائق موجب برکت است و به برکت ایشان همه دوست دارانشان مورد لطف و مرحمت الهی قرار می گیرند –چه باید کرد ؟ آیا غیر از این است که به دستور پیامبر اکرم باید ایشان را از خود و خانواده خود بیشتر دوست بداریم ؟![8] و در نتیجه در عزای آنان همواره بیشتر از مصیت عزیزان خود، نالان و گریان گردیم!

نتیجه :

مکتبی که اهل بیت آن را برای انسان ها آورده اند، همه ابعاد را در نظر داشته از جمله خنده و گریه که می توانند انسان را در اوج تعالی حرکت انسان پیش ببرد . لکن هر کدام از این دو مقوله در جایی کاربرد داشته و موضوع مستقلی دارند .

با تبیین این مطلب روشن شد که این سخن که " افرادی که در عصر حاضر دچار افسردگی شده اند باید همیشه خندان باشند و هیچ گاه رو به گریه نیاورند" به صورت مطلق صحیح نبوده و نه تنها با آموزه های دینی مطابقت نداشته که با وجدان آدمی و یافته های تجربی و پزشکی نیز ناسازگار است. همچنین روشن شد که گریه اگر در مسیر صحیح خود قرار گیرد از جمله گریه بر سیدالشهدا نه تنها سبب افسردگی و بلکه انسان را دارای آرامش و ثبات حقیقی می کند.



پی نوشت ها:

[1] . ر.ب: تحف العقول، ص‏49 ؛ کافى، ج‏2، ص192 و ص‏663.  کافى، ج‏2، ص‏192؛ غررالحکم، ح‏1084. بحارالانوار، ج‏75، ص‏321 و ج‏78، ص‏12.

[2] . ر.ب: الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 188(بَابُ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِين‏).

[3] . امام باقرg مى فرمايد: «هيچ قطره اى نزد خداوند عزّو جّل محبوب تر از قطره اشكى نيست كه در ظلمت شب از خوف خداوند ريخته شود و غير از آن منظورى نباشد».اصول كافى، ج 2، كتاب الدعاء باب البكاء.

[4] . قال رسول الله:aیافَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ الْجَنَّةِ.

[5] . بحار الانوار، ج 51، ص 151.

[6] . كامل الزيارات، ص: 103.

[7] . ر.ب: كامل الزيارات، النص، ص: 100 ، الباب الثاني و الثلاثون ثواب من بكى على الحسين بن علي علیهماالسلام.

[8] . الأمالي، صدوق ، ص: 334