پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

نقش اعتقاد به مهدويت

اعتقاد به مهدويت، به وجود مقدس مهدى موعود – ارواحنا له الفداه - اميد را در دل ها زنده مى‏كند. هيچ وقت انسانى كه معتقد به اين اصل است، نا اميد نمى‏شود؛ چرا؟ چون مى‏داند يك پايان روشن حتمى، وجود دارد. اميد موجب مى‏شود، انسان تلاش و حركت كند؛ پيش ببرد؛ مبارزه كند و زنده بماند. فرض كنيد ملتى در زير سلطه ي ظالمانه ي قدرت مسلطى، قرار دارد و هيچ اميدى هم ندارد. اين ملت مجبور است، تسليم بشود. اگر تسليم نشد، كارهاى كور و بى جهتى انجام مى‏دهد؛ اما اگر اين ملت و جماعت، اميدى در دلشان باشد و بدانند كه عاقبت‏خوبى حتما وجود دارد، اينها چه مى‏كنند؟ طبيعى است كه مبارزه خواهند كرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعى در راه مبارزه وجود داشته باشد، او را برطرف خواهند كرد. اين عقيده است كه شيعه راتا امروز، از آن همه پيچ وخم‏هاى عجيب وغريبى كه در سرراهش قرار داده بودند، عبورجداده است.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 5
کاربر: 0
در این صفحه: 3
   صفحه اصلی > مطالب جدید

ویژه عید سعید غدیر خم و تأملی در حدیث غدیر

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home






"بسم الله الرحمن الرحیم"

غدیر پیوند ناگسستنی بامسئله ولایت دارد. این ویژگی سبب شده است که روز اعلام رسمی ولایت امیرمومنان (صلوات اله علیه) از سوی نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) را عید غدیر نام گذاری نموده اند.

واقعه ای که در 18 ذی حجه در صحرای غدیر اتفاق افتاد واقعه ی بس عظیمی بود که تاریخ علی رغم بد عملی های عده ای نتوانسته است آن رامخفی نمیاید. درک صحیح و واقع بینانه از این واقعه مستلزم وقوف به سخنان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در روز مذکور است، ازینرو فرازهای از این سخنرانی در این نوشتار بررسی گردیده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

راز عظمت روز غدیر

روز غدیر خم به فرمایش نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) افضل اعیاد است. ایشان فرمودند: «یوم غدیرخم افضل اعیادامتی،وهوالیوم الذی امرنی الله تعالی بنصب اخی علی بن ابي طالب علما لامتی یهتدون به من بعدی»(1).

«روزغدیرخم برترین عید امت من است و آن، روزی است که خداوند تبارک و تعالی مرا فرمان داد تا برادرم علی بن ابی طا لب را به عنوان جانشین خود معرفی کنم که امتم بعد از من به وسیله ی اوهدایت یابند(2)».

ونیز شیخ صدوق رحمه الله از حسن بن راشد روایت کرده است که گفت: به امام صادق (صلوات اله علیه)عرض کردم:«جعلت فداک، للمسلمین عید غیر العیدین؟ قال(صلوات اله علیه)نعم یا حسن،اعظمهاواشرفها،قال:قلت له: و ای یوم هو؟ قال(صلوات اله علیه)یوم نصب امیرالمومنین(صلوات اله علیه)علماللناس(3) ...»

فدایت شوم آیا برای مسلمانان غیر از عیدفطر و عیدقربان عید دیگری هست؟ فرمودند: آری، عیدی هست که از آن دو عید بالا تر و ارزشمندتر است، عرض کردم: آنچه روزی است ؟ امام(علیه السلام) فرمود: روزی که امیرالمومنین(صلوات اله علیه)به خلافت منصوب شد و راهنمای الهی برای مردم گردید.

و همچنین فرات بن احنف از امام صادق (صلوات اله علیه)سوال کرد: آیا برای مسلمانان عیدی برتر از عید فطر و عید قربان و جمعه و روز عرفه هست؟ امام(صلوات اله علیه) فرمود: «نعم افضلها واعظمهاواشرفهاعندالله منزلة،وهوالذی اکمل الله فیه الدین وانزل علی نبیه محمد(صلی الله علیه وآله):الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا وانه الیوم الذی نصب فیه رسول الله علیا للناس علما(4) »

«آری عیدی که منزلت آن نزد خداوند بر تر و بالا تر و ارزشمندتر از همه آن است، و آن روزی است که خداوند در آن، دین را کامل فرمود و بر پیامبرش حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این آیه شریفه را نازل کرد: امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد و آن روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) علی (صلوات اله علیه) را به عنوان نشانه هدایت برای مردم نصب کرد»

در هر سه روایت امیر المومنین علی(صلوات اله علیه)به(علم) توصیف شده است، به این معنی که امیرحق(صلوات اله علیه)علم و نشانه و شاخص برای مردم است، مردم خود را به این نشانه مطابقت دهند، اگرتطابق داشت، شیعه و امت پیامبر(صلی الله علیه وآله)است، و به راه راست هدایت و به مطلوب نهائی خواهدرسید، واگر تطابق نداشت و دنبال این نشانه نرفت،از امت پیامر(صلی الله علیه وآله) محسوب نمی گردد و سرانجام به هدف نهائی نخواهدرسید.

آنچه در روز غدیر سال دهم هجری اتفاق افتاد،آن قدر مهم و عظیم بود، که آن روز را برای همیشه عید اکبر اسلام قرار داد، و سایر رازش در این باشد که درآن روز نصب علم هدایت شود،که نایب اصلی خلقت هدایت به خالق است،و همین مطلب و نکته ما را وا داشت که به تحلیل هر چندکوتاه خطبه غدیر بپردازم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آغاز سفر

پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) درسال دهم هجری، به قصدانجام دادن اعمال حج، ازمدینه به مکه سفر کرد؛ سفرپیامبر، پیشتربه اطلاع مسلمانان و نواحی مختلف رسیده بود. از این رو، جماعت ها و گروه های بسیاری برای اینکه اعمال حج را درحضور پیامبر(صلی الله علیه وآله) انجام دهند، و آداب و مناسک حج را از خود پیامر بیاموزند، به مکه آمدند، و همراه پیامبر(صلی الله علیه وآله)حج گزاردند.

پس از پایان اعمال حج و سخنرانی های چندی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در مکه ایراد کرد، کاروان ها عازم بازگشت به مدینه شدند. اکنون نیزجماعت های بسیاری با پیامبربودند، همه آمدند نزدیک ظهر دوشنبه هجدهم ذی حجه، همینکه به صحرای کوهستانی جحفه «منطقۀ غدیرخم» رسیدند.

دراین محل، جبریل- فرشتۀ وحی- بر پیامبر نازل شد(6)، و این آیه را بر او فروخواند: « یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک،وان لم تفعل فما بلغت رسالته،والله یعصمک من الناس (7)».

ای فرستادۀ خدا! دستوری که خدابرای تو فرستاده است به مردم برسان. اگرنه، تبلیغ رسالت نکرده ای! خداوند خود، تو را از شر مردم نگاه خواهد داشت. حضرت مسیرحرکت خود را به طرف راست راه و به سمت غدیر تغییر دادند و فرمودند: (ایهاالناس،اجیبواداعی الله،انارسول الله(8)) ای مردم، دعوت کنندۀ خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم.

این بود که پیامبر(صلی الله علیه وآله) پس از نزول آیة بالا، در صحرای غدیر درنگ کرد. و پس از ادای نماز ظهر دستور داد منبری از جهاز(پالان) شتر ساختند؛ آنگاه فرمود تا همه آن جمعیت انبوه گردآمدند. مورخان نوشته اند،که در آن روز صدوبیست هزارتن در پای آن منبرحضورداشتند(9).

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیامبر و امیرالمومنین(علیهماالسلام) بر فراز منبر

مردم ناظر بودند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) از منبر غدیر بالا رفتند، و بر فراز آن منبر ایستادند؛ سپس اميرالمومنین (صلوات اله علیه) را فرا خواندند، تا بر فراز منبر بر سمت راستش بایستد.

قبل از شروع خطبه، امیر المومنین (صلوات اله علیه) برفراز منبر یک پله پایین تر در طرف راست حضرت ایستادند و دست راست پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر شانة آن حضرت بود، سپس حضرت پیامبر نگاهی به راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند .

زنان در قسمتی از مجلس نشستند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به خوبی می دیدند. پس از آماده شدن مردم، پیامر اکرم (صلی الله علیه وآله) سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه ی رسمی خود را برای جهانيان آغاز کردند(10).

سخنرانی تاریخی پیامبر عزیز اسلام در روز غدیرخم، در یازده بخش قابل ترسیم است .

1 ـ بنده خدا و تسلیم اویم

حضرت در اولین بخش سخن، به حمد و ثنای الهی پرداختند و صفات، قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر نمودند، بعد از آن به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند و فرمودند: به او، ملائکه اش، کتابهایش و پیامبرانش ایمان می آورم، دستور او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم و به آنچه او را راضی می کند مبادرت می ورزم ودر مقابل مقدرات او تسلیم می شوم(11).

2 ـ ابلاغ رسالت الهی

در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلی نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمی درباره علی بن ابیطالب ابلاغ کنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.

این بخش ازسخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله) به سه مطلب مهم اشاره دارد.

(1) رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ابلاغ ولایت را مستند به دستور خداوند می سازد، و می فرماید: خداوند به من چنین وحی کرده است : «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ (12)»

(2) ولایت امیرالمومنین(صلوات اله علیه) را به ولایت هارون از موسی تشبیه می سازد، و می فرماید: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و مرا مأمور کرد که در این اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که «أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَوَصِیّی وَخَلیفَتی وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى إِلاَّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ(13)». علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است ، نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.

(3) ولایت امیرحق(صلوات اله علیه) را با آیه شریفه ی55 سوره مائده تتمیم می سازد، و می فرماید: خداوند در این مورد آیه ای از کتابش بر من نازل کرده است : « إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ»(14) «صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا مي دارند و در حال رکوع زکات می دهند ». و علی بن ابیطالب است كه نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد می کند. خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم .

3 ـ دوازده امام (علیهم السلام) تا آخر دنیا

در سومین بخش، امامت 12 امام بعد از خود را تا آخرین روز دنیا اعلام فرمودند تا همة طمع ها یکباره قطع شوند برای درک عمیق از اهمیت مسئله فرمودند : ای مردم، این آخرین باری است که در چنین اجتماعی به پا می ایستم . پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید.

از نکاتی مهم در این فراز از سخنرانی حضرت، می توان به امور ذیل اشاره کرد:

(1) عمومیت ولایت آنان بر همه ی انسانها و در طول زمانها و در همه مکانها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود،که دراین صورت اعلام فرمودند: خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شما است، بعد از خدواند و رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است. (2)

امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.(3) نیابت ائمه علیهم السلام از خدا و رسولش در حلال و حرام و جمیع امور دنیاوآخرت از نکات بسیار مهم خطبه بود. که آن را با کلماتی دقیق بیان فرمودند: «حلال نیست مگر آنکه خدا و رسولش و آنان (امامان) حلال کرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان) بر شما حرام کرده باشند.

خداوند عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پروردگارم از حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام».(4) پس از بیان این همه عظمت، مردم را از مخالفت بر حذر داشتند و فرمودند ای مردم، او از طرف خداوند امام است و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد.

ای مردم، به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند،و به خدا قسم من خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمانها و زمین ها هستم. هر کس در این مطالب شک کند، مانند کفر جاهلیت کافر شده است. و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه برمن نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند بر همه امامان شک کرده است، و شک کننده در باره ما در آتش است.

بدانید که جبریل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید:« هر کس باعلی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد (15) ».

در اینجا حضرت می خواستند حساس ترین قسمت سخنرانی راكه برنامه ای عملی نیز همراه داشت بیان کنند. لذا برای آمادگی مردم فرمودند به خدا قسم، باطن قرآن را برای شما بیان نمی کند و تفسیرش را برایتان روشن نمی کند مگر این شخصی که من دست او را می گیرم و اورا به سوی خود بالا می برم و بازوی او را می گیرم و با دو دستم اورا بلند می کنم و به شما می فهمانم که : هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست، واو (علی بن ابیطالب) برادر و جانشین من است و ولایت او از جانب خداوند عزوجل است که بر من نازل کرده است.

سپس تصویر زیبایی از ارتباط دو رکن اعظم اسلام ارائه نمودند و فرمودند: ای مردم، علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هریک از این دو از دیگری خبر می هد وبا آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. بدانید که آنان امین های خداوند بین مردم و حاکمان او بر زمین هستند .

در این مرحله با قاطعیتی تمام هر گونه تعرض به مقام صاحب غدیر را حرام شمردند و فرمودند. بدانید امیر المومنین جزاین برادرم نیست بدانید که «امیر المومنین» بودن بعد از من برای احدی جز او حلال نیست.

4 ـ تصریح رسول خدا(ص) به خلافت و امامت امیرالمومنین(ع)

در بخش چهارم خطبه، پیامبر پس از مقدمه چینی هایی قبل و ذکر مقام خلافت و ولایت امیر المومنین(صلوات اله علیه)،برای آنکه تا آخر روزگار راه هر گونه شک و شبه بسته باشد و در این راه تلاشی در نطفه خنثی شود،آنچه به طور لسانی فرموده بودند به صورت عملی انجام دادند.

ابتدا به امیر المومنین(صلوات اله علیه) که برفراز منیر کنارشان استاده بودند، فرمودند: «نزدیکتر بیا». آن حضرت نزدیکتر آمدند و پیامبر(صلی الله علیه وآله) از پشت سر، دو بازوی او را گرفتند. دراین هنگام امیر المومنین (صلوات اله علیه)دست خود را باز کردند تا دستهاي هر دو به سوي آسمان قرار گرفت.

در این حال پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند: « مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله(16)». هرکس من نسبت به او از خودش صاحب اختیار تر بوده ام این علی هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هرکسی علی را دوست بدارد، و دشمن بدار، هر کس او را دشمن بدارد، ویاری کن هر کس او را یاری کند، و خوار کن هر کس اوراخوارکند.

توجه داشته باشیم که «مولا» و «وال» هر دو از یک ریشه اند(ول ی) چطور می شود در یک کلام بهم پیوسته یکی به معنی صاحب اختیار می آید و دیگری به معنی دوستی؟ در جمله اول که(من کنت مولاه فهذاعلی مولاه)است، نمی تواند(مولاه) به معنی دوستی باشد، چون قرینه حالیه دلالت می کند بر اینکه(مولا) در این جمله به معنی صاحب اختیار است، یعنی امکان ندارد که حضرت پیامبر(صلی الله علیه وآله) در آن صحرای داغ انبوه جمعیت را متوقف کند و آن همه زمینه سازی که قبلا کرده بود، بیاید حضرت علی(صلوات اله علیه) را بعنوان دوست خود معرفی کند، عقل هم این رانمی پذیرد.

اما در جمله دوم (وال من والاه وعاد من عاداه) اینجا (وال) به معنی دوستی است، چون قرینه لفظیه که(عاد من عاداه)باشد بر این مطلب دلالت می کند. دراین قسمت از خطبه، نزول وحی درباره کمال دين با ولایت امیرالمومنین(صلوات اله علیه) را اعلام نمودند و فرمودند: پروردگارا، تو هنگامی روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز، این آیه را درباره او نازل کردی:

«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا(17) » « امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم »

«وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (18)» «هر کس دینی غیر اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نمی شود ودر آخرت از زیان کاران خواهد بود » پروردگارا تو شاهدی که من ابلاغ نمودم .

5 ـ اکمال دین

در بخش پنجم حضرت صریحآً فرمودند: « ای مردم، خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود. پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خدای عزوجل، چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود(19)».

اگرهمه به این سفارشهای نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) و موارد مکرر دیگری (که رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، حضرت علی(صلوات اله علیه) را پیشوا معرفی فرموده بود) عمل کرده بودند، اسلام جهانگیر می شد، و دین خدا بشریت را به راه می آورد، و عدالت و دادگری، آفاق تا آفاق گیتی را می گرفت.

6 هشدار به متمردین

مرحله ششم از سخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله) جنبه غضب الهی را نمودار کرد . حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن کریم فرمودند: (منظور از این آیات عده ای از اصحاب من هستند که مأمور به چشم پوشی از آنها هستم، ولی بدانند که خداوند ما را بر معاندین و مخالفین و خائنین و مقصرین حجت قرار داده است و چشم پوشی از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست).

در این مرحله به خلقت نورانی خود و اهل بیت اشاره کردند و فرمودند: ای مردم، نور از جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابیطالب و بعد در نسل او تا مهدی قائم، که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد می گیرد. سپس به امامان گمراهی که مردم را به جهنم می کشانند اشاره کرده فرمودند: ای مردم، بعد ازمن امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند.

ای مردم خداوند و من از آنان بیزار هستیم. ای مردم، آنان و یارانشان و تابعین شان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش اند و چه بد است جایی متکبران ! سپس اشاره ای رمزی به ماجرای سقیفه نمودند که نطفه آن توسط منافقان در حجة الوداع با امضا ی صحیفه ملعونه(20) در مکه منعقد شده بود، و فرمودند: «بدانیدکه آنان اصحاب صحیفه هستند، پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کنید ».

وقتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) نام «اصحاب صحیفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت را نفهمیدند برایشان سؤال انگیز شد ، و فقط مجریان سقیفه و عده کمی که توسط آن حضرت از ماجرا مطلع بودند، مقصود حضرت را فهمیدند. احساس رساندن آن پیام بزرگ توسط بزرگ پیامبران، سنگینی آنرا ازدوش حضرت برداشته بود.

این بود که کلمات حاکی از این رضایت قلبی بر لسان مبارک آن حضرت جاری شد و فرمودند: من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم، تا حجت باشد بر حاضر و غائب، و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده اند یا نیا مده اند، پس حاضران به غایبان، و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند. در اینجا با صراحت بیشتری درباره سقیفه فرمودند « به زودی امامت را بعد از من به عنوان پاداشاهی و با ظلم و زور می گیرند. خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند».

7 ـ ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام)

در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند و سوره حمد را – که همه روزه تمام مسلمانان آن را می خوانند – قرائت کرد ند و فرمودند: « این سوره درباره من نازل شده، و به خدا قسم درباره ایشان(امامان) نازل شده است. بطور عموم شامل آنهاست و بطور خاص درباره آنان است ». وبیان کرده اند که اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهلبيت (علیهم السلام) هستند.

سپس آیاتی از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شیعیان و پیروانی آل محمد تفسیر فرمودند. آیاتی هم درباره اهل جنهم تلاوت کردند که آنها را به دشمان آل محمد معنی کردند. از جمله فرمودند: بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که با سلامتی و در حالی امن وارد بهشت می شوند،و ملائکه باسلام به ملاقات آنان می آیندومی گویند: «السلام علیکم، طبتم، فادخلوهاخالدین(21) » «سلام بر شما، پاکیزه شدید، پس برای همیشه داخل بهشت شوید».

8 ـ بشارت به ظهور مهدی (عجل الله فرجه)

در بخش هشتم مطالب اساسی درباره حضرت بقیة الله اعظم حجت ابن الحسن المهدی(ارواهنا فداه) فرمودند و مفصلاً اوصاف و شئون خاصی حضرت را مطرح کردند وآینده ای پر از عدل و داد(22) به دست امام زمان( عج) را به جهانیان مژده دادند.

و فرمودند: بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم از ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرندۀ از ظالمین، اوست فاتحی قلعه ها و منهدم کننده آنها، اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرك و هدایت کننده آنان. بدانید که اوست گیرنده انتقام هر خونی از اولیاء خدا. اوست یاری دهنده دین خدا. اوست که بعنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست.بدانید او کسی است که غالبی بر او نیست. ولی خدا بر زمین و حکم کننده او بین خلقش وامین او بر نهان وآشکارش است.

9ـ پیمان وفاداری با غدیر

در بخش نهم مسئله بیعت را مطرح کردند و ارزش و پشتوانه آنرا چنین بیان فرمودند: بدانید که من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با من و بعنوان بیعت با او واقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا می خوانم. بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی بامن بیعت کرده است، و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم.

دراین باره به قرآن استناد کردند و فرمودند:خداوند می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى‏ نَفْسِهِ وَمَن أَوْفَى‏ بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً (23) . کسانی که با تو بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند، دست خداوند بر روی دست آنان است. پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضررخوداوست، وهر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به اواجرعظیمی عنایت خواهد کرد.

10 ـ احکام الهی جاویدانه است

در دهمین بخش، حضرت درباره احکام الهی سخن گفتند،که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتی بود. یکی پیش بینی آینده ای مسلمین درمشکلات که فرمودند: اگرزمانی طویلی بر شماگذشت وکوتاهی نمودید یا فراموش کردید، علی صاحب اختیار شما است وبرای شما بیان می کند.

خداوند عزوجل او را بعد از من به عنوان امین برخلقش منصوب نموده است. سپس مسئله ای ثابت بودن احکام الهی تا ابد را باعباراتی بلند بیان فرموده اند: ای مردم،هرحلالی که شمارابدان راهنمایی کردم وهرحرامی که شمارا ازآن نهی نمودم، هرگزازآنها برنگشته ام وتغییر نداده ام. این مطلب را به یادداشته باشیدوآن راحفظ کنیدو به یکدیگر سفارش کنید، وآن را تبدیل نکنیدو تغییر ندهید.

نکته دیگر مسائل جدیدي بود که در آینده برای مسلمانان پیش می آمدکه دراین باره فرمودند: مأمورم که از شما بیعت بگیرم و با شمادست بدهم براینکه قبول کنید آنچه از طرف خداوند عزوجل درباره امیرالمومنین علی و جانشینان بعد از او آورده ام که آنان از نسل من و اویند، (وآن موضوع )امامتی است که فقط در آنها بپا خواهد بود، وآخر ایشان مهدی است تا روزی که خدایی مدبر قضا و قدر را ملاقات کند.

دیگرآنکه بالاترین امربه معروف و نهی از منکر را تبلیغ پیام غدیر اعلام کردند و فرمودند: بدانید بالاترین امر به معروف آن است که سخن مرا بفهمید و آنرا به کسانی که حاضر نیستند برسانید و او را از طرف من بقبولش امر و از مخالفتش نهی نمایید، چراکه این دستوری از جانب خداوند عزوجل و از نزد من است، و هیچ امر به معروف و نهی از منکری نمی شود مگر با امام معصوم.

11 ـ بادوازده امام(علیهم السلام) بیعت کنید!

در آخرین مرحله ای خطابه، بیعت لسانی انجام شد. حضرت، خطاب به حاضرین فرمودند: پس همگی چنین بگویید: «ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پرودگارما و خودت بر ما رساندی، درباره امر امامت امام ما علی امیر المومنین و امامانی که از صلب او به دنیامی آیند.

براین مطلب باقلبهای مان وبا جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت می کنیم. بر این عقیده زنده ایم و با آن می میریم (و روز قیامت) با آن محشور می شویم. تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک نمی کنیم و انکار نمی نمایم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول برنمی گردیم و پیمان را نمی شکنیم.

تو ما را به موعظه ای الهی نصیحت نمودی درباره علی امیر المومنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند، یعنی حسن و حسین و آنانی که خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است ». کلمات نهایی پیامبر دعا برای اقرار کنندگان به سخنانش و نفرین بر منکرین اوامر آن حضرت بود، و با حمد خداوند خطابه حضرت به پایان رسيد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تبریک و تهنیت غدیر و ولایت

پس از اتمام خطبه، صدای مردم بلند شد که: «آری، شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت می کنیم». بعد بسوی پیامبر و امیرالمومنین ازدحام کردند و برای بیعت سبقت می گرفتند و با ایشان دست بیعت می دادند. این ابراز احساسات و فریادهای شفعی که از جمعیت برمی خواست، شکوه و ابهت بی مانندی به آن اجتماع بزرگ می بخشید.

در این حال پیامبر(صلی الله علیه وآله) می فرمود: «الحمدلله الذی فضلنا علی جمیع العالممین». و نیزپیامبر(صلی الله علیه وآله) به منادی خود دستور دادند تا بین مردم گردش کند و این خلاصه غدیر را تکرار کند: « مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»(24)، تاغدیر بعنوان تابلوی ابدی ولایت بردلهانقش ببندد.

همه آمدند با پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امیرالمومنین علی(صلوات اله علیه)دست بیعت دادند و به امیرالمومنین تبریک و تهنیت گفتند. ولی ابوبکر و عمر با وجود که بیعت کرده بودند، به پیامبر عزیز اسلام می گفتند: آیا این امر از طرف خداونداست یا از طرف رسولش(یعنی: ازجانب خود می گویی)؟ حضرت فرمودند: از طرف خدا و رسولش است، آیا چنین مسئله بزرگی بدون امرخداوند می شود؟ و نیز فرمود: «آری حق است از طرف خدا و رسولش که علی امیر المومنین است(25)».

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نتیجه :

از سخنان زیبای پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) در روز غدیرخم، به این نتیجه می رسیم که هیچ جای شک و شبهه در رابطه با خلافت و جانشینی پیامر(صلی الله علیه وآله) بعد از خودش باقی نمانده است، و امیرمومنان حضرت علی (صلوات اله علیه) خلیفه و جانشین بر حق پیامبر(صلی الله علیه وآله)، ولی امر و صاحب اختیار، امام و پیشوا و رهبرامت است.

و بعد از او یازده امام معصوم(علیهم السلام) که از نسل و فرزندان اوست، امامت و رهبری جامعه اسلامی را به عهده خواهد داشت. و بر ماست که از پیامبر و امامان مان پیروی کنیم، و حادثه غدیر را به مردم بشناسانیم، و پیام آنرا به فردا ها برسانیم و از سنگر غدیر سقیفه را نشانه رویم، تا پرچم ولایت را بر بلندای تاریخ بر فراز داریم و لبخند رضایت برلبان مبارک صاحب غدیر بنشانیم .



پي‌نوشت ها :

1 . بحارالانوار،ج37،ص109.

2 . هدایت عبارتست ازدلالت ونشان دادن هدف،بوسیله نشان دادن راه، واین خود یک نحوایصال ورساندن بمطلوب وهدف است.وسنت خدای متعال براین جریان یافته که اموررا ازمجرای اسباب به جریان اندازد،ودرمسئله هدایت هم وسیله ای فراهم می کند، تامطلوب وهدف برای هرکه اوبخواهد روشن گشته،و بنده اش درمسیرزندگی به هدف نهائی برسد. این وسیله،امیر به حق، حضرت علی(صلوات اله علیه)ویازده فرزنداوست که بنده گان خدا رادرمسیرزندگی به هدف اصلی ونهائی می رساند.(ترجمه تفسیرالمیزان:ج1،ص56)

3 . ثواب الاعمال،ص170و171

4 . بحارانوار،ج37،ص170.

5 . اصول کافی: ج 1،ص 320و321

6. الغدیر:ج1ص9،10. بحارالانوار:ج،2ص 360،تا390،

7 . مرآةالعقول:ج3،ص216

8 . الغدیر:ج1،ص12

9 . الغدیر:ج1،ص10و11.فروغ ابدیت:ص937

10 .الغدیر:ج1،ص12.بحارالانوار:ج21،ص387،ج37،ص209.اثبات الهداة:ج2،ص282

واحقاق الحق:ج21ص،53 و57.

11 . اولین بخش خطبه غدیر

12 . سوره مائده آیه 67

13. خطبه غدیر

14 . سوره مائده آیه 55

15 . خطبه غدیر. و مرآةالعقول ج3 ،ص 218

16 . خطبه غدیر. و مرآةالعقول: ج3،ص219

17 . سوره مائده آیه 3

18 . سوره آل عمران آیه 853

19 . خطبه غدیر

20 . مرادازصحیفه ملعونه:اون طوماراست که منافقین پس ازانجام حج وشنیدن سخنان رسولخدا(صلی الله علیه وآله)درغدیرخم نوشتندوپیمان بستندکه اگرپیامبرخدا(صلی الله علیه وآله)ازدنیارفت هرگزنگذارندخلافت به علی بن ابیطالب(صلوات اله علیه)منتقل شود.سپس آن نامه رامهرکردندوطبق آنچه درکتاب سلیم بن قیس آمده به دست ابی عبیده جراح سپردند تاآنرادرکعبه بکذارد.(راوی خطبه میگوید:)بیشترمردم معنای صحیفه وماجرای آنرانفهمیدند.
21 . خطبه غدیر

22 . ونریدان نمن علی الذین استضعفوافی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین(قصص:6).
امیرمومنان(صلوات اله علیه)می فرماید:پیامراسلام(صلی الله علیه وآله)فرمود:عمرجهان به پایان نمی رسدمگرآنکه مردازنسل حسین امورامت مرادردست میگیردودنیاراپرازعدل میکندهمچنانکه پرازظلم شده است.(دلائل الامامة،240)

23 . سوره فتح آیه 10

24 . خطبه غدیر . بحارالانوار: ج21،ص387. امالی شیخ صدوق: ص57. بحارالانوار : ج28،ص90

25 . الغدیر: ج1،ص58، 271، 274.

منابع ومأخذ

1 – بحارالالنوار، ا لشیخ محمدبا قرا لمجلیسی(ره)، ا لطبعۀ الاولی، ببیروت- لبنان

2- ترجمه تفسیرالمیزان، ازعلامه سید محمد حسین طباطبای ، مترجم: سیدباقرموسوی همدانی، دفترانتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزۀعلمیه قم، چاپ بیست یکم.

3- ثواب الاعمال، شیخ صدوق، مترجم: علی اکبرغفاری، تاریخ انتشار زمستان 1366 چاپ دوم.

4– اصول کافی، ثقۀ الاسلام کلینی، دفترنشر، فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام)، تهران.

5 – الغدیر، علامه امینی، الناشر، دارالکتاب العربی، الطبعۀ الخامسۀ، بیروت – لبنان.

6 – مرآۀالعقول، علامه محمدتقی مجلیسی، الناشر، دارالکتب الاسلامیه، الطبعۀ الخامسۀ، تهران

7 – فروغ ابدیت، آیۀ الله جعفرصبحانی، ناشر، موئسسه بوستان کتاب، (دفترتبلیغات اسلامی حوزۀ علمیه قم) چاپ بیست ویکم، 1385

8– اثبات الهداۀ، شیخ المحدثین الحرالعاملی، منشورات، موئسسۀ الاعلمی للمطبوعات، الطبعۀ الاولی، بیروت- لبنان.

9 – احقاق الحق، الشیخ القاضی نورالله الشوشتری، الطبعۀ الاولی، مطبعۀ الخیام- قم.

10 – دلائل الامامۀ، محمد بن جریر بن رستم طبری، منشورات الراضی، الطبعۀ الثالثه، قم.

11 – امالی شیخ صدوق، للشیخ الجلیل الاقدم ابی جعفرمحمد بن علی بن الحسین ابن با بویه القمی، منشورات موئسسۀ الاعلمی للمطبوعات، الطبعۀ الخامسۀ،بیروت- لبنان.