پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

آخر الزمان

شكى نيست كه هر آغازى را انجام و هر شروعى را پايانى است، جز ذات بى پايان خداوندى كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نيز مانند تمام مخلوقات الهى چنين خواهدبود. روزگارى بر دنيا سپرى شده كه ديباچه‏ى زندگى دنيايى به شمار مى‏آيد و زمانى نيز خواهد گذشت كه پايان اين كتاب خواهد بود. برگه‏هاى پايان كتاب زندگى انسان در زمين «آخرالزمان‏» خوانده مى‏شود. اين اصطلاح كه در اغلب اديان بزرگ به چشم مى‏خورد، در اديان ابراهيمى و به‏ويژه در دين اسلام، بسيار مورد توجه قرار گرفته است. اين اصطلاح، معمولا به روزگار پايانى دنيا و رويدادهايى كه ممكن است در اين بخش از زندگى دنيايى به وقوع بپيوندد، گفته مى‏شود و در روايات فراوان مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله اتفاقات بسيار مهم اين دوران مى‏توان به قيام جهانى حضرت مهدى ( عليه السلام) اشاره كرد.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 5
کاربر: 0
در این صفحه: 2
   صفحه اصلی > مطالب جدید

ویژه میلاد با سعادت شمس الشموس، سلطان طوس، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home






سلام بر تو اى امام هشتم، اى فرزند پيامبر و على، اى پاره تن فاطمه اى جگر گوشه حضرت موسى بن جعفر، و اى امامى كه هر لحظه دل هاى ما به شوق ديدار حرم مطهّرت مى تپد، سلام بر تو اى على بن موسى الرضا، و سلام بر پدارن بزرگوارت و فرزندان پاك و معصومت.

فرارسيدن يازدهم ذى القعده سالروز ولادت هشتمين امام معصوم، خورشيد فروزان خراسان، مايه بركت و افتخار كشور ايران، محبوب دلهاى شيعيان، حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام را به همه مسلمانان جهان بالأخصّ شيعيان تبريك مى گوييم.

عطر میلاد

آن روز که نسیم نور زمین را از عطرمیلاد تو آکند و فرشتگان بال در بال مقدم منوّرت را گلباران کردند. آسمان آیینه بندان عشق بود و زمین زیر چترخورشیدی درانتظار به آغوش کشیدن مردی از تبار محمد صلی الله علیه و آله وسلم بی قرار و پرتپش شده بود.

آن روزِ تاریخی، مدینه موّاج از شفافی عشق بود و سرانجام آسمان نور افشانی شد. لحظه ها بر قدوم تو سجده گذاشتند. و ثانیه ها عطشناک تا اوج آسمان فواره کشیدند. میلاد خجسته حجت حق، حضرت امام رضا علیه السلام بر همه رهروان راستین آن امام مبارک باد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تولّد

ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت است. بنابر نقل های تاریخی سال تولد آن امام همام 148 ق است و چنان که مشهور است روز میلاد وی یازدهم ذیقعده می باشد.

کنیه حضرت «ابوالحسن» است و چون حضرت امیر علیه السلام «ابوالحسن» خوانده می شود، حضرت رضا علیه السلام به ابوالحسنِ ثانی معروف شده است مشهورترینِ لقب های وی «رضا» است.(1)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پدر و مادر

امام رضا علیه السلام همچون بقیه امامان معصوم علیهم السلام دارای پدری صالح و بزرگوار هستند و در دامن بهترینِ مادران زمان خود پرورش پیدا کردند. پدر آن حضرت امام موسی کاظم علیه السلام و مادر ایشان «نجمه» است.(2)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توسّل به امام

خداوندا، درود بی حدّ و سلام بی حصر خود را بر مولایم علی بن موسی الرضا فرست؛ کسی که برای عدالت قیام کرد و مردم را به سوی تو می خواند؛ همو که دارای صفاتی نیکو بود و پیشوای نیکوان شد.

پاک سیرتی که حجّت و خلیفه تو در میان مردم بود. خدایا،به مدد محبّت و عشق به این بزرگوار به تو تقرّب می جویم. از دشمنانش بیزارم و دوست محبّان ایشانم. پس ای خدا، به سبب ایشان خیر دنیا و آخرت را به ما روزی فرما و شرّ دنیا و آخرت و هراس رستاخیز را از ما دور گردان.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شوق پرواز

امروز از فراز گلدسته های طلایی ات به آسمان می رسیم و بر ایوان مهربانت سفره های تضرع می گسترانیم. دست های پر التماس، تو را می خواند و تو چشم های مشتاق را می شناسی و هنوز نگاه عاشقانت به وسعت تاریخ آمدنت؛ پر از طراوت مانده است دوباره یازده ذیقعده است و به یمن میلاد سبزت رواق چشم ما به اشک شوق مزین شده است امشب از حرم تو که دری به بهشت خدا دارد، شوق پرواز دارم.

امشب دیدار بوسه های پیشانی بر ضریح تو تماشایی است. و ببین شیفتگانت چگونه در رواق های نور شب را به صبح می رسانند و پر شوق تو را می خوانند که تو تا ابد در قلب ها، پر تپش می تپی.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقام امام در کلام امام رضا علیه السلام

آنچه سبب محبت و عشق و اطاعت می شود معرفت و شناخت مقام محبوب و معشوق است. به همین دلیل است که گفته اند:

گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را     گر کیمیا دهندت بی معرفت گدایی

آنچه شیفتگان ائمه را حیران خود کرده آشنایی با مقام والا و ملکوتی آنهاست و این که درس معرفت و امام شناسی را از امام رضا علیه السلام آموخته اند که فرمودند: «امامت منزلتش والاتر، شأنش بزرگ تر، مقامش عالی تر، مرتبه اش بلندتر و ژرفایش عمیق تر از آن است که عقل ها به آن برسد و اندیشه ها آن را دریابند.

امام همانند خورشید فروزانی است که خود در کرانه افق و دور از دست رس و چشم انداز است. و نورش سراسر هستی را فرا گرفته است. امام همان ماه تابان چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره رهنما در ظلمت شب ها برای رهگذر شهرها و کویرها و گرداب بر تلاطم دریاهاست».(3)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جود و بخشش امام رضا علیه السلام

مرحوم حاج شیخ عباس قمی مینویسد:

شيخ كلينى روايت كرده از اليسع بن حمزه قمى كه گفت: من در مجلس حضرت امام رضا عليه السّلام بودم سخن مى‏ گفتم با آن جناب و جمع شده بود در نزد آن جناب خلق بسيار و سؤال مى‏ كردند از حلال و حرام كه ناگاه داخل شد مردى بلند قامت گندم‏گون، پس گفت:

السّلام عليك يا بن رسول اللّه! صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، من مردى مى ‏باشم از دوستان تو و دوستان پدران و اجداد تو عليهم السّلام، از حجّ برگشته ‏ام و گم كرده‏ ام نفقه‏ ام را و نيست با من چيزى كه به سبب آن يك منزل خود را برسانم، پس اگر فكرى مى ‏كرديد كه مرا راه مى ‏انداختيد به سوى شهرم، و خداوند بر من نعمت داده (يعنى من در شهرم غنى و مالدارم) پس وقتى كه برسم به شهر خود تصدّق مى‏ دهم از جانب شما به آن چيزى كه عطاء مى‏ فرمايى به من، چون كه من فقير و مستحق صدقه نيستم.

حضرت به او فرمود: بنشين خدا تو را رحمت كند، و رو كرد به مردم و براى ايشان سخن مى‏ گفت تا آن كه پراكنده شدند، و باقى ماند آن خراسانى و سليمان جعفرى و خثيمه و من، پس فرمود: آيا رخصت مى‏ دهيد مرا در دخول (يعنى رفتن به حرم).

پس سليمان گفت: خداوند كار تو را پيش آورد. پس برخاست و داخل حجره شد و ساعتى ماند پس بيرون آمد و در را بست، و بيرون آورد دست مبارك را از بالاى در و فرمود: كجا است خراسانى؟ عرض كرد: حاضرم در اينجا.

پس فرمود: بگير اين دويست اشرفى را و استعانت جوى به او براى مخارج و كلفت‏هاى خود و متبرّك شو به او و صدقه مده آن را از جانب من، و بيرون رو كه من تو را نبينم. و تو مرا نبينى!، پس بيرون آمد.

سليمان گفت: فداى تو شوم عطاى وافر دادى و رحم فرمودى، پس چرا روى مبارك را از او پوشانيدى؟ فرمود: از ترس آن كه ببينم ذلّت سؤال را در روى او به جهت حاجتش، آيا نشنيدى حديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه پنهان كننده نيكى معادل است با هفتاد حجّ (يعنى عملش)؟ و افشاء كننده بدى مخذول است و پوشاننده آن آمرزيده شده است، آيا نشنيدى كلام اوّل را؟

متى آته يوما أطالب حاجة             رجعت إلى أهلى و وجهى بمائه

حاصل مضمون آن است كه :ممدوح من كسى است كه اگر روزى به جهت حاجتى نزد او روم بر مى‏گردم به سوى اهل خود، و آبروى من به جاى خود باقى است، نحوى رفتار مى‏ كند كه به مذلّت سؤال گرفتار نمى ‏شوم.

(مؤلّف گويد كه): ابن شهر آشوب در مناقب اين روايت را نقل كرده پس از آن فرموده كه: آن حضرت عليه السّلام در خراسان در يك روز عرفه تمام مال خود را بخش كرد، فضل بن سهل گفت كه: اين غرامت است. فرمود: بلكه غنيمت است، پس فرمود: غرامت نشمرد البتّه چيزى را كه به آن طلب مى‏كنى اجر و كرامت را، (انتهى).

و بدان كه توسّل جستن به حضرت امام رضا عليه السّلام براى سلامتى در سفر برّ و بحر و رسيدن به وطن و خلاصى از اندوه و غم و غربت نافع است، و گذشت در كلام حضرت صادق عليه السّلام كه تعبير فرموده از آن حضرت به دادرس و فرياد رس امّت، و در زيارت آن حضرت است:

السّلام على غوث اللّهفان، و من صارت به أرض خراسان.

سلام بر فرياد رس بيچارگان و كسى كه گرديد به سبب او زمين خراسان محل خورشيد.

اين معنى را حموى در معجم از خراسان نموده.[4]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید

سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید ...




پی نوشت ها:

1. علامه مجلسی، زندگی چهارده معصوم، صص 928 - 929 (اقتباس).

2. ر.ک: علامه مجلسی، پیشین، ص927.

14. سید محمود حسینی قزوینی، در حریم طوس، قم، انتشارات حاذق، 1416، ص234.

منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام(فارسى)، ج‏3، ص: 1627