پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

نقش اعتقاد به مهدويت

اعتقاد به مهدويت، به وجود مقدس مهدى موعود – ارواحنا له الفداه - اميد را در دل ها زنده مى‏كند. هيچ وقت انسانى كه معتقد به اين اصل است، نا اميد نمى‏شود؛ چرا؟ چون مى‏داند يك پايان روشن حتمى، وجود دارد. اميد موجب مى‏شود، انسان تلاش و حركت كند؛ پيش ببرد؛ مبارزه كند و زنده بماند. فرض كنيد ملتى در زير سلطه ي ظالمانه ي قدرت مسلطى، قرار دارد و هيچ اميدى هم ندارد. اين ملت مجبور است، تسليم بشود. اگر تسليم نشد، كارهاى كور و بى جهتى انجام مى‏دهد؛ اما اگر اين ملت و جماعت، اميدى در دلشان باشد و بدانند كه عاقبت‏خوبى حتما وجود دارد، اينها چه مى‏كنند؟ طبيعى است كه مبارزه خواهند كرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعى در راه مبارزه وجود داشته باشد، او را برطرف خواهند كرد. اين عقيده است كه شيعه راتا امروز، از آن همه پيچ وخم‏هاى عجيب وغريبى كه در سرراهش قرار داده بودند، عبورجداده است.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 6
کاربر: 0
در این صفحه: 2
   صفحه اصلی > مطالب جدید

ولایتعهدی امام رضا علیه السلام - بخش دوم

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home





بسم الله الرحمن الرحیم

ناگزیر از ولایتعهدی (قسمت دوم)

خبر دادن از شهادت

حضرت رضا علیه السلام در برابر خواسته مأمون فرمودند: «به خدا قسم پدرم از قول پدرانش و آنها از قول امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت کرده‌اند که رسول خدا خبر داده است که من با مظلومیت تمام، مسموم می‌شوم و قبل از تو از دنیا می‌روم؛ ملائکه‌ی آسمان و زمین بر من گریه می‌کنند و در سرزمینی غریب در کنار هارون دفن خواهم شد.»

تهدید به قتل

در ادامه مأمون گفت:«ای فرزند رسول خدا! تا من زنده هستم چه کسی جرأت می‌کند جسارت کند و تو را بکشد؟!»

حضرت فرمود:«اگر بخواهم می گویم چه کسی مرا می کشد.»

مأمون که همه‌ی راه‌ها را به روی خودش بسته دید، حیله‌ی دیگری به کار بست و گفت: «شما با این حرف می‌خواهید خودتان را راحت کنید؛ می‌خواهید مردم بگویند طالب دنیا نیستید و به دنبال دنیا نمی‌روید؟»

امام فرمود:«به خدا قسم! از وقتی که خدای تعالی مرا خلق فرمود، هرگز دروغ نگفته‌ام و به خاطر دنیا و حرف مردم از دنیا کناره نگرفته‌ام. ای مأمون، من می‌دانم نیت تو چیست؟»

مأمون گفت:«نیتم چیست؟»

امام فرمود:«تو می‌خواهی مرا ولیعهد خود کنی تا مردم بگویند این علی بن موسی الرضا از دنیا کناره نمی‌گرفت بلکه دستش به دنیا نمی‌رسید؛ ببینید وقتی مأمون ولیعهدی را به او پیشنهاد کرد، چگونه در خلافت و ریاست طمع کرد و آن را پذیرفت!»

مأمون وقتی دید حضرت رضا علیه السلام از نیت او آگاه است، عصبانی شد و گفت:«پیوسته سخنان ناگوار در برابر من می‌گویی و خودت را از هیبت و جلال من در امان می‌بینی! به خدا قسم، اگر ولیعهدی مرا پذیرفتی که هیچ، و الا تو را مجبور می‌کنم و اگر باز هم نپذیرفتی،‌ گردنت را می‌زنم.»[1]

حضرت که در این امر ناگزیر بود دست مبارک به سوی آسمان بلند کرد و عرضه داشت: «خداوندا! تو می دانی که به من اجبار شد و من از قبول این امر ناچارم. خدایا مرا براین عمل مؤاخذه مفرما، همانگونه که بنده و پیامبرت حضرت یوسف را بر ولایت بر مصر مؤاخذه نفرمودی.»[2]

در کلامی دیگر حضرت در جواب اعتراض مردم به «ریان» فرمودند:

«خداوند می داند که من از این امر کراهت داشتم و آن را هنگامی قبول کردم که بین قبول و کشته شدن مُخَیَّر شدم. وای بر این مردم! آیا آنها نمی دانند که حضرت یوسف علیه السلام وقتی که مجبور شد، سرپرستی خزائن عزیز مصر را پذیرفت ؟! بعلاوه، من ولیعهدی را به شرط عدم دخالت در هیچ امری قبول کرده ام. پس شکوه و شکایت من به سوی خداست و او را به کمک می طلبم.»[3]

سکه به نام امام علیه السلام

در این مدت مامون به نام امام، دینار طلا و درهم نقره سکه زد و دستور داد نام او را در خطبه‌ها به نیکویی ببرند.[4]

و نیز لباس سياه عباسيان به رنگ سبز كه لباس علويان بود تغيير پيدا كرد و پرچم و بيرق سياه عباسيان به رنگ سبز علويان در آمد.

فعالیت های امام علیه السلام

یکی از فعّالیت‌های امام (علیه السلام) در این دوران آن بود که در مسیر به شهرهای متعدّدی سفر کرد و مردم را به دیدار خویش برخوردار ساخت.

این تدبیر امام موجب می‌گشت که افراد بیش‌تری از وجود امام بهره‌مند شوند. دیگر از برکات حضور حضرت، مجالس مناظره ای بود که بین علماء ادیان و مذاهب مختلف با امام علیه السلام  اتفاق افتاد و عده زیادی با معارف الهیه آشنا شده و حجت بر آنان تمام گردید.

زمان ولایتعهدی

مورخان اسلامی، بر این عقیده اند که ولایتعهدی امام رضا علیه السلام در ماه مبارك رمضان سال 201 قمري واقع گرديده است، ولي در روز آن اختلاف دارند، برخي روز اول، برخي دوم، برخي چهارم، برخي ششم و برخي هفتم رمضان را ذكر كرده اند. ممكن است علت اختلاف آنان، از آن جهت باشد كه بيعت با آن حضرت، چند روز ادامه داشته است.

ولي به نظر مي آيد كه پذيرش ولايت عهدي آن حضرت در اول ماه رمضان و بيعت رسمي با وي در ششم و هفتم رمضان بوده است.[5]

ولایت‌عهدی امام رضا (علیه السلام) سه سال در عصر مأمون به طول انجامید.



پی نوشت ها:

[1] (بحارالانوار، ج 49، ص 128، ح 3)

[2] (بحارالانوار، ج 49، ص 130)

[3] (همان)

[4] (بحار الانوار 49 : 132)

[5] (الارشاد، ص 600؛ زندگاني چهارده معصوم(ع) (ترجمه اعلام الوري)، ص 445؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 282؛ وقايع الايام، ص 24؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج3، ص 101و ص 172؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 448؛ الاقبال بالاعمال الحسنه (سيد بن طاووس)، ج1، ص 264؛ رمضان در تاريخ (لطف الله صافي گلپايگاني)، ص 11)