پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

خورشيد فروزان

امروز وجود مقدس حضرت حجت - ارواحنا فداه - در ميان انسان‏هاى روى زمين، منبع بركت، علم، درخشندگى، زيبايى و همه ي خيرات است. براى انسانى كه داراى معرفت‏باشد، موهبتى از اين برتر نيست كه احساس كند، ولى خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده ي برگزيده در ميان همه ي بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمين، با او و در كنار او است؛ او را مى‏بيند و با او مرتبط است. مهدى موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)، مظهر رحمت و قدرت حق و مظهر عدل الهى است و كسانى كه بتوانند با اين كانون شعاع رحمت و تفضلات الهى، ارتباط روحى و معنوى برقرار كنند، در تقرب به خداوند، توفيق بيشترى مى‏يابند؛ زيرا نفس توسل و توجه و ارتباط قلبى با آن حضرت، موجب عروج و رشد روحى و معنوى انسان مى‏شود.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > مطالب جدید

وفات اسوه صبرو بردباری حضرت ام المصائب زینب کبری سلام الله علیها

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home







زینب(سلام الله علیها) دختر علی و زهرا(علیه السلام) در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفولیت با مصیبت آشنا گردید.

در دوران عمر با بركت خویش، مشكلات و رنج های زیادی را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخی چون اسارت و... را تحمل كرد. این سختی ها از او فردی صبور و بردبار ساخته بود (1).

او را ام كلثوم كبری، و صدیقه صغری می نامیدند. از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهیمه بود. او زنی عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه بود. نسب نبوی، تربیت علوی، و لطف خداوندی از او فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طوری كه او را «عقیله بنی هاشم» می گفتند. با پسر عموی خود «عبد الله بن جعفر» ازدواج كرد و ثمره این ازدواج فرزندانی بود كه دو تن از آن ها (محمد و عون) در كربلا، در ركاب ابا عبد الله الحسین(علیه السلام) شربت شهادت نوشیدند (2).

آن بانوی بزرگوار سر انجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت، با كوله باری از اندوه و غم و محنت و رنج دار فانی را وداع گفت. در این مقال برآنیم كه گوشه هایی از مناقب و فضائل آن حضرت را بررسی و بیان كنیم.

زینت پدر

معمولا پدر و مادر نام فرزند را انتخاب می كنند، ولی در جریان ولادت حضرت زینب(سلام الله علیها) والدین او این كار را به پیامبر اسلام جد بزرگوار آن بانو، واگذار نمودند. پیامبر(ص) كه در سفر بود، بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، سراسیمه به خانه علی علیه السلام رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، آن گاه نام زینب (زین + اب) را كه به معنای «زینت پدر» است برای این دختر انتخاب نمود (3).

علم الهی

مهمترین امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات - حتی ملائكه - دانش و بینش اوست. «وعلم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم علی الملائكة فقال انبئونی باسماء هؤلاء ان كنتم صادقین. قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العلیم الحكیم» (4) ؛ «سپس علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات] را همگی به آدم آموخت. بعد آن ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید، اسامی این ها را به من خبر دهید. عرض كردند: تو منزهی. ما چیزی جز آن چه به ما تعلیم داده ای نمی دانیم؛ تو دانا و حكیمی.»

و برترین علم ها، علمی است كه مستقیما از ذات الهی به شخصی افاضه شود، یعنی دارای علم «لدنی» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضر علیه السلام می فرماید: «وعلمناه من لدنا علما» (5) ؛ «علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم.»

زینب(سلام الله علیها) به شهادت امام سجاد(علیه السلام) دارای چنین علمی است، آن جا كه به عمه اش خطاب كرد و فرمود: «انت عالمة غیر معلمة وفهمة غیر مفهمة (6) ؛ تو دانشمند معلم ندیده و فهمیده ای فهم نیاموخته هستی.»

عبادت و بندگی

زینب(سلام الله علیها) به خوبی از قرآن آموخته بود، كه هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله كمال بندگی است. «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» (7) ؛ «من جن و انس را نیافریدم جز برای این كه عبادت كنند.»

او عبادت ها و نماز شب های پدر و مادر را از نزدیك دیده بود. او در كربلا شاهد بود كه برادرش امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود: «ارجع الیهم واستمهلهم هذه المشیة الی غد لقد نصلی لربنا اللیلة وندعوه ونستغفره فهو یعلم انی احب الصلوة له وتلاوة كتابه وكثرة الدعاء والاستغفار (8)؛ به سوی آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت بگیر شاید بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم. خدا خود می داند كه من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا كردن و استغفار را دوست دارم.» در این جملات صحبت از ادای تكلیف نیست، بلكه سخن از عشق به عبادت و نماز است.

شب خیز كه عاشقان به شب راز كنند // گرد در بام دوست پرواز كنند
هر جا كه دری بود به شب در بندند // الا در دوست را كه شب باز كنند

حضرت زینب(سلام الله علیها) نیز از عاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتی او را از عبادت باز نداشت. امام سجاد(علیه السلام) فرمود: «ان عمتی زینب كانت تؤدی صلواتها، من قیام الفرائض والنوافل عند مسیرنا من الكوفة الی الشام وفی بعض منازل كانت تصلی من جلوس لشدة الجوع والضعف (9) ؛ عمه ام زینب در مسیر كوفه تا شام همه نمازهای واجب و مستحب را اقامه می نمود و در بعضی منازل به خاطر شدت گرسنگی و ضعف، نشسته ادای تكلیف می كرد.»

آن حضرت حتی در حساس ترین شب زندگی؛ شب هجران از حسین(علیه السلام) و برادران، تهجد و شب زنده داریش را ترك نكرد. از فاطمه بنت الحسین علیه السلام نقل شده است كه فرمود: «واما عمتی زینب فانها لم تزل قائمة فی تلك اللیلة ای عاشرة من المحرم فی محرابها تستغیث الی ربها وماهدات لناعین ولا سكنت لنا زمرة (10) ؛ عمه ام زینب در تمام شب عاشورا در محراب خویش ایستاده و به پروردگارش استغاثه می كرد. در آن شب هیچ یك از ما نخوابید و صدای ناله ما قطع نشد.»

امام حسین(علیه السلام) كه خود معصوم و واسطه فیض الهی است هنگام وداع به خواهر عابده اش می فرماید: «یا اختاه لا تنسینی فی نافلة اللیل (11) ؛ خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!» این نشان از آن داردكه این خواهر، به قله رفیع بندگی و پرستش راه یافته و به حكمت و هدف آفرینش دست یازیده است.

عفت و پاكدامنی

عفت و پاكدامنی، برازنده ترین زینت زنان، و گران قیمت ترین گوهر برای آنان است. زینب علیها السلام درس عفت را به خوبی در مكتب پدر آموخت، آن جا كه فرمود: «ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف یكاد العفیف ان یكون ملكا من الملائكة (12) ؛ مجاهد شهید در راه خدا، اجرش بیشتر از كسی نیست كه قدرت دارد اما عفت می ورزد، نزدیك است كه انسان عفیف فرشته ای از فرشتگان باشد.»

زینب كبری عفت خویش را حتی در سخت ترین شرایط به نمایش گذاشت. او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت بر عفت خویش پای می فشرد. مورخین نوشته اند: «وهی تستر وجه ها بكفها، لان قناعها قد اخذ منها (13) ؛ او صورت خود را با دستش می پوشاند چون روسریش از او گرفته شده بود.»

شاعر عرب به همین قضیه اشاره كرده و می گوید:

ورثت زینب من امه // كل الذی جری علیها وصار
زادت ابنة علی امها // تهدی من دارها الی شر دار
تستر بالیمنی وجوها // فان اعوزها الستر تمد الیسار

«زینب تمامی آن چه بر مادر گذشت را به ارث برد، منتهی دختر سهم اضافه ای برداشت كه از خانه اش به بدترین خانه حركت كرد (به اسارت رفت).

صورت را [در اسارت] با دست راست می پوشاند و اگر پوشش او را نیازمند می كرد، از دست چپ هم بهره می برد.»

و آن بانوی بزرگوار بود كه برای پاسداری از مرزهای حیا و عفاف بر سر یزید فریاد می آورد كه «امن العدل یا بن الطلقاء تحذیرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبایا؟ قد هتكت ستورهن و ابدیت وجوههن (14) ؛ ای پسر آزاد شده های [جدمان پیامبر اسلام] آیا این از عدالت است كه زنان و كنیزكان خویش را پشت پرده نشانی، و دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله را به صورت اسیر به این سو و آن سو بكشانی؟ نقا ب آنان را دریدی و صورت های آنان را آشكار ساختی.»

ولایت مداری

قرآن بدون هیچ قید و شرطی در كنار اطاعت مطلق از خداوند، دستور به اطاعت از پیامبر صلی الله علیه و آله و صاحبان امر، یعنی، ائمه اطهار علیهم السلام می دهد. «اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منكم» (15) ؛ «از خداوند و رسول و اولو الامر اطاعت كنید.»

زینب(سلام الله علیها) كه حضور هفت معصوم (16) را درك كرده، در تمامی ابعاد ولایت مداری (معرفت امام، تسلیم بی چون و چرا بودن، معرفی و شناساندن ولایت، فداكاری در راه آن و)... سر آمد است.

او با چشمان خود مشاهده كرده بود كه چگونه مادرش خود را سپر بلای امام خویش قرار داد و خطاب به ولی خود گفت: «روحی لروحك الفداء ونفسی لنفسك الوقاء (17) ؛ [ای ابالحسن] روحم فدای روح تو و جانم سپر بلای جان تو باد.» و سرانجام جان خویش را در راه حمایت از علی علیه السلام فدا نمود و شهیده راه ولایت گردید. زینب(سلام الله علیها) به خوبی درس ولایت مداری را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایی در كربلا به عرصه ظهور رساند.

از یك سو در جهت معرفی و شناساندن ولایت، از طریق نفی اتهامات و یاد آوری حقوق فراموش شده اهل بیت تلاش كرد. از جمله در خطبه شهر كوفه فرمود: «وانی ترحضون قتل سلیل خاتم النبوة ومعدن الرسالة وسید شباب اهل الجنة (18) ؛ لكه ننگ كشتن فرزند آخرین پیامبر و سرچشمه رسالت و آقای جوانان بهشت را چگونه خواهید شست؟»

و همچنین در مجلس ابن زیاد (19) ، شهر شام، و مجلس یزید، ولایت و امامت را به خوبی معرفی نمود.

از سوی دیگر سر تا پا تسلیم امامت بود؛ چه در دوران امام حسین(علیه السلام) و چه در دوران امام سجاد(علیه السلام) حتی در لحظه ای كه خیمه گاه را آتش زدند، یعنی در آغاز امامت امام سجاد(علیه السلام) نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: ای یادگار گذشتگان... خیمه ها را آتش زدند ما چه كنیم؟ فرمود: «علیكن بالفرار؛ فرار كنید. (20).»

از این مهمتر در چند مورد، زینب(سلام الله علیها) از جان امام سجاد(علیه السلام) دفاع كرد و تا پای جان از او حمایت نمود.

1- در روز عاشورا؛ هنگامی كه امام حسین(علیه السلام) برای اتمام حجت، درخواست یاری نمود، فرزند بیمارش امام زین العابدین(علیه السلام) روانه میدان شد. زینب با سرعت حركت كرد تا او را از رفتن به میدان نبرد باز دارد، امام حسین(علیه السلام) به خواهرش فرمود: او را باز گردان، اگر او كشته شود نسل پیامبر در روی زمین قطع می گردد (21).

2- بعد از عاشورا در لحظه هجوم دشمنان به خیمه ها شمر تصمیم گرفت امام سجاد(علیه السلام) را به شهادت برساند، ولی زینب(سلام الله علیها) فریاد زد: تا من زنده هستم نمی گذارم جان زین العابدین در خطر افتد. اگر می خواهید او را بكشید، اول مرا بكشید، دشمن با دیدن این وضع، از قتل امام علیه السلام صرف نظر كرد (22).

3- زمانی كه ابن زیاد فرمان قتل امام سجاد(علیه السلام) را صادر كرد، زینب(سلام الله علیها) آن حضرت را در آغوش كشید و با خشم فریاد زد: ای پسر زیاد! خون ریزی بس است. دست از كشتن خاندان ما بردار. و ادامه داد: «والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنی معه؛ به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم كرد. اگر می خواهی او را بكشی مرا نیز با او بكش.»

ابن زیاد به زینب نگریست و گفت: شگفتا از این پیوند خویشاوندی، كه دوست دارد من او را با علی بن الحسین بكشم. او را واگذارید.

البته ابن زیاد كوچكتر از آن است كه بفهمد این حمایت فقط به خاطر خویشاوندی نیست، بلكه به خاطر دفاع از ولایت و امامت است. اگر فقط مساله فامیلی و خویشاوندی بود، باید زینب(سلام الله علیها) جان فرزندان خویش را حفظ و آن ها را به میدان جنگ اعزام نمی كرد.

آنكه قلبش از بلا سرشار بود // دخت زهرا زینب غمخوار بود
او ولایت را به دوشش می كشید // چون امام عصر او بیمار بود
با طنین خطبه های حیدری // سخت او رسواگر كفار بود

روحیه بخشی

در مسافرت ها و نیز در حوادث تلخ، آن چه بیش از هر چیز برای انسان لازم است، روحیه و دلگرمی است. اگر انسان برای انجام كارهای مهم و حساس روحیه نداشته باشد، آن كار با موفقیت انجام نشده و به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا با شكست نیز مواجه شود.

یكی از بارزترین اوصاف زینب(سلام الله علیها) روحیه بخشی اوست. او بعد از شهادت مادر، روحیه بخش پدر و برادران بود، در شهادت برادرش امام حسن(علیه السلام) نقش مهمی را برای تسلای بازماندگان ایفا كرد. پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) و در طول دوران اسارت، این صفت نیكوی زینب بیشتر ظهور كرد.

او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، از گودی قتلگاه تا كوچه های تنگ و تاریك كوفه، از مجلس ابن زیاد تا ستمكده یزید، در همه جا فرشته نجات اسرا بود.

نه تنها زینب از دین یاوری كرد // به همت كاروان را رهبری كرد
به دوران اسارت با یتیمان // نوازش ها به مهر مادری كرد

او حتی تسلی بخش دل امام سجاد(علیه السلام) بود، آن جا كه می گفت: «لا یجز عنك ما تری، فو الله ان ذلك لعهد من رسول الله الی جدك وابیك وعمك (23) ؛ [ای پسر برادر!] آن چه می بینی (شهادت پدر) تو را بی تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا از جد و پدر و عمویت می باشد.»

صبر

یكی از بارزترین اوصاف انسان های كامل، صبر و بردباری در فراز و نشیب های روزگار و تلخی های دوران است. قرآن كریم در آیات متعددی به صابران بشارت داده (24) و پاداش های فراوان آن ها را یادآوری نموده است. زینب علیها السلام از این جهت در اوج كمال قرار دارد.

در زیارتنامه آن حضرت می خوانیم: «لقد عجبت من صبرك ملائكة السماء؛ ملائكه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» مخصوصا در ماجرای كربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، كه صبر از روی او خجل است.

خدا در مكتب صبر علی پرداخت زینب را // برای كربلا با شیر زهرا ساخت زینب را
بسان لیلة القدری كه مخفی ماند قدر او //كسی غیر از حسین بن علی نشناخت زینب را
سلام بر تو ای كسی كه صبر شد حقیر تو // ندیده بعد فاطمه جهان زنی نظیر تو

در مجلس ابن زیاد؛ آن گاه كه آن ملعون با نیش زبانش نمك به زخم زینب می پاشد و برای آزردن او می گوید: «كیف رایت صنع الله باخیك واهل بیتك (25) ؛ كار خدا را با برادر و خانواده ات چگونه یافتی؟» او در واقع با تعریض می خواهد بگوید كه دیدی خدا چه بلایی به سرتان آورد؟ زینب علیها السلام در پاسخ درنگ نمی كند، گویی از قبل برای این شماتت ها اندیشه نموده و پاسخی آماده كرده است.

او با آرامشی كه از صبر و رضای قلبی او حكایت داشت فرمود: «ما رایت الا جمیلا (26) ؛ جز زیبایی چیزی ندیدم.» ابن زیاد از پاسخ یك زن اسیر در شگفت می ماند، و ا ز این همه صبر و استقامت و تسلیم او در مقابل مصیبت ها متعجب می شود و قدرت محاجه را از دست می دهد.

ای زینبی كه محنت عالم كشیده ای // غیر از بلا و درد به عالم چه دیده ای؟
یارب زنی و این همه استواری و علو // چون زینب صبور مگر آفریده ای؟

ایثار

یكی دیگر از صفات حسنه انسان های برتر، مقدم داشتن دیگران بر خود است. امام علی علیه السلام فرمود: «الایثار اعلی الایمان (27) ؛ ایثار، بالاترین درجه ایمان است.» و فرمود: «الایثار اعلی الاحسان (28)؛ ایثار برترین احسان است.»

زینب مجلله در این صفت نیز گوی سبقت را از دیگران ربوده است. او برای حفظ جان دیگران، خطر را به جان می خرد و در تمام صحنه ها، دیگران را بر خود مقدم می دارد. او در ماجرای كربلا حتی از سهمیه آب خویش استفاده نمی كرد و آن را نیز به كودكان می داد. در بین راه كوفه و شام، با این كه خود گرسنه و تشنه بود، ایثار را به بند كشیده و آن را شرمنده ساخت.

امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: «انها كانت تقسم ما یصیبها من الطعام علی الاطفال لان القوم كانوا یدفعون لكل واحد منا رغیفا من الخبز فی الیوم واللیلة (29) ؛ عمه ام زینب [در مدت اسارت] ، غذایی را كه به عنوان سهمیه و جیره می دادند، بین بچه ها تقسیم می كرد، چون آن ها در هر شبانه روز به هر یك از ما یك قرص نان می دادند.»

او سختی ها و تازیانه ها را به جان خود می خرید و نمی گذاشت بر بازوی كودكان اصابت كند.
برای حفظ جان كودكانت در بر دشمن // به پیش تازیانه بازوی خود را سپر كردم

شجاعت و شهامت

از صفات بارز پروا پیشگان این است كه خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان كوچك، حقیر و فاقد اثر می باشد. امام علی علیه السلام می فرماید: «عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونه فی اعینهم (30) ؛ خالق در جان آنان بزرگ است، پس غیر او در چشمشان كوچك می باشد.»

سر شجاعت اولیای الهی نیز در همین است. زینب كه خود چنین دیدی دارد، و در خانواده شجاعت تربیت شده است، از جاعت حیدری بهره مند است. او به «لبوة الهاشمیة (31) ؛ شیر زن هاشمی» لقب گرفته است و چون مردان بر سر دشمن فریاد می زند، توبیخشان می كند، تحقیرشان می كند، و از كسی هراسی به دل ندارد.

او از برق شمشیر خون چكان آدمكشان واهمه ندارد، در آن روز فراموش نشدنی، در میان آن همه شمشیر و آن همه كشته فریاد می زند كه آیا در میان شما یك مسلمان نیست؟ در مجلس ابن زیاد، بدون توجه به قدرت ظاهری او گوشه ای می نشیند و با بی اعتنایی به سؤالات او تحقیرش می كند، او را «فاسق» و «فاجر» معرفی می كند و می گوید: «الحمدلله الذی اكرمنا بنبیه محمد صلی الله علیه و آله وطهرنا من الرجس تطهیرا وانما یفتضح الفاسق ویكذب الفاجر وهو غیرنا (32) ؛ سپاس خدای را كه ما را با نبوت حضرت محمد(ص) گرامی داشت، و از پلیدی ها پاك نمود. همانا فقط فاسق رسوا می شود، و بدكار دروغ می گوید، و او غیر ما می باشد.»

و همچنین در مقابل یزید خیره سر، و دهن كجی ها و بد زبانی های او، شجاعت حیدری را به نمایش گذارده، چنین می گوید: «لئن جرت علی الدواهی مخاطبتك انی لاستصغر قدركواستعظم تقریعك واستكبر توبیخك (33) ؛ اگر فشارهای روزگار مرابه سخن گفتن با تو واداشته [بدان كه] من قدر و مقدار تو را كوچك پنداشته و سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ كردن تو را بزرگ می دانم.»

صدای زنده علی به صوت دلپذیر تو // اسیر شام بودی و یزید شد اسیر تو

فصاحت و بلاغت

هر خطیبی بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگوید، علاوه بر استعداد ذاتی، باید بارها تمرین عملی انجام دهد، همچنین در حین خطابه لازم است از نظر روانی و جسمانی كاملا آماده باشد تا بتواند خطبه ای فصیح و بلیغ ادا كند. و مستمعین باید با او هماهنگ باشند و الا یارای سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به اینكه فصیح و بلیغ بگوید.

زینب بدون آن كه دوره دیده و یا تمرین خطابه كرده باشد و در حال تشنگی، گرسنگی، خستگی اسارت، و از نظر روانی داغ دار، آواره و تحقیر شده با كسانی سخن می گوید كه نه تنها با او هماهنگ نیستند بلكه حتی سنگ و خاكروبه بر سر او ریخته اند، با این حال صدای زینب بلند می شود كه: «ای مردم كوفه! ای نیرنگ بازان و بی وفایان.» سخنان زینب(سلام الله علیها) چنان بود كه وجدان خفته مردم را بیدار كرد و صدای گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد.

خزیم اسدی می گوید: متوجه زینب شدم، به خدا سوگند زنی را كه سر تا پا شرم و حیا باشد، سخنران تر از او ندیدم، گویی زینب از زبان علی علیه السلام سخن می گفت.

و همو می گوید: پیر مردی را در كنار خود دیدم كه بر اثر گریه محاسنش غرق اشك شده بود و می گفت: پدر و مادرم فدای شما باد، پیرمردان شما بهترین پیرمردها، جوانان شما برترین جوان ها و زنان شما نیكوترین زنان هستند. نسل شما بهترین نسلی است كه نه خوار می گردد و نه شكست می پذیرد (34).




پی نوشت ها :

1) شیخ ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعة، (تهران، دار الكتب الاسلامیة) ج 3، ص 46.
2) همان، ج 3، ص 210.
3) همان، ج 3، ص 39.
4) بقره/31- 32.
5) كهف/65.
6) شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، (تهران، علمیه اسلامیه، چاپ قدیم، 1331 ه. ش) ج 1، ص 298.
7) ذاریات/56.
8) محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج 6، ص 238.
9) ریاحین الشریعه (پیشین) ، ج 3، ص 62.
10) همان، ج 3، ص 62.
11) همان، ص 61- 62.
12) نهج البلاغه، فیض الاسلام، حكمت 466.
13) جزائری، الخصائص الزینبیه، ص 345.
14) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، (بیروت، دار احیاء التراث العربی) ، ج 45، ص 134.
15) نساء/59.
16) پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام، فاطمه علیها السلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام.
17) الكوكب الدری، ج 1، ص 196.
18) بحار الانوار (پیشین) ، ج 45، ص 110- 111.
19) همان، ج 45، ص 133.
20) همان، ج 45، ص 58، ومعالی السبطین، ج 2، ص 88.
21) بحار الانوار، (پیشین) ، ج 45، ص 46.
22) همان، ج 45، ص 61.
23) همان، ج 45، ص 179.
24) مثل بقره/155 و....
25) بحارالانوار، (پیشین) ، ج 45، ص 115- 116.
26) همان، ص 116.
27) میزان الحكمة، ج 1، ص 4.
28) همان.
29) ریاحین الشریعة، (پیشین) ، ج 3، ص 62.
30) نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 182.
31) زیارت نامه حضرت زینب علیها السلام.
32) بحار الانوار، ج 45، ص 154 و ص 115.
33) همان، ص 134.
34) همان، ج 45، ص 108 و ص 110.
ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره33.