پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

سهم انتظار

انتظار، سهم چشمانى است كه رو به آفتاب زيسته‏اند؛ سهم دستانى است كه شبگاهان، در وسعت نيايش، به جانب آسمان ريشه دوانيده‏اند، سهم دل هايى كه چون كبوتران خونين بال، در بى نهايتى سرخ جاودانه تپيده‏اند؛ منتظران، مجنون زادگان ليلاى وجودند؛ عاشقانى دل سوخته كه لب به زمزمه‏ تر كرده‏اند؛ آنان، با تمام وجود، روى خود را به آسمان دوخته، دستان را به دعا بلند کرده و ظهور هادى امت را به انتظار مى‏نشينند و در دل، شور و شوق و اميد پرورانده‏اند و پاى افزارى از صبر و شكيب ستانده‏اند تاخستگى راه، مجال‏شان ندهدكه0به «ماندن‏» بينديشند كه بايد «رفت‏» تا به «راه‏» پيوست؛ چرا كه «رفتن‏»، به راه مى‏پيوندد و «ماندن‏»، به ركود. آرى، حركت، ره آورد طبيعى انتظار است. آنان كه يافته‏اند حركت و تلاش به هدايت مى‏انجامد، و چه شيرين، جرعه جرعه از هدايت‏هاى مستمر حق بهره‏مند مى‏شوند.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 2
   صفحه اصلی > مطالب جدید

سلام ای مشرق نورانی عشق(ویژه ولادت امام رضا علیه‌السلام)

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home


به دل‌های صاف و بی‌ریای مردم که نگاه می‌کنم شوق و ارادتی خاص به حرم و بارگاه ملکوتی تو دارند. تو که مشرق نورانی عشقی، تو که تنها یادگار شجره طیبه امامت در این سرزمین پهناوری.


هر صبح و شام که می‌شود میلیون‌ها دل عاشق و شیدایی به سوی حرم و بارگاه تو می‌ایستند و به نشانه ادب دست به سینه می‌گذارند و به تو سلام می‌دهند. خیل عظیم دلدادگان هر روز در امتداد جاده‌ای که به سوی حرم تو روان است دل می‌سپارند تا در شوق خراسان و مشهد پروانه‌وار به طواف آستان قدس تو قدم بگذارند. شوق زیارت و سعی مشتاقان در حرم تو زیباتر از همه جلوه‌های عالم هستی است. تو تنها محرم راز و مونس مردمی هستی که حاجات و نیاز خود را از تو طلب کرده و سفره دل را در حرم تو پهن می‌کنند. هم آنان که به حرم تو حاجت می‌آورند دریای احسان و کرامت تو را بی‌کران می‌بینند. همه به حرم تو می‌آیند که بوی سیب دارد و هر لحظه صدای ملائک در آن طنین‌انداز می‌شود.


آقا، حرم تو قبله هشتم من است. نذر همه هستی و زندگی من لحظه‌ای بودن در ضریح توست و حضور در خراسانی که ریشه در مدینه و نجف و کربلا و کاظمین و سامرا دارد. در واژه‌واژه‌های تمام وجود من نام مقدس تو چراغانی می‌کند.


در امتداد جاده‌ای که از دل‌های ما به سمت و سوی حرم منتهی می‌شود، مرا به یاد شکفتن می‌اندازد. با نام تو که هشتمین قبله‌ای، با نام تو که همه معنای آفتابی در عمق امید غرق می‌شوم. آقای من! ای رهایی‌بخش قلبم از سکون از پل قلبم فقط تو را در یاد سپرده‌ام. آقا «السلام علیک» می‌گویم، تا رواق چشمانم با قطرات اشک همه وجودم، آیینه‌کاری شود. من به عشق زیارت تو می‌آیم تا از لابه‌لای ضریح اشک، سیمای تو را ببینیم که در هاله‌ای از عصمت، پاکی و جلوه الهی قرار دارد.تو رئوف و مهربانی و بی‌دلیل نیست وقتی دستی به تمنا به پنجره فولاد می‌رسد، قفل‌های بسته را می‌گشاید.