پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى آقا بيايد... !

همه‏ى شعرهاى ناگفته‏ى شاعران در مقدمش مى‏شكفند و پنجره‏هاى خاموش، در تجلى شال سبز او ستاره باران خواهند شد.... به تمام جاده‏ها حس رسيدن مى‏بخشد. به تمام انديشه‏ها پرواز مى‏دهد و به جوانه‏ها اذن قيام و به ابرها شوق گريستن مى‏بخشد. وقتى او بيايد، دنيا جاى بهترى براى زندگى مى‏شود. قفس‏ها باز مى‏شوند، بال‏هاى بسته از جرأت پرواز سرشار، آيينه‏ها زنگار مى‏شويند و چشم‏ها در عطر حضور تطهير مى‏شوند.... با طلوع خويش، از كوچه پس كوچه‏هاى افسرده‏ى دل‏هاى بى قرار منتظران خواهد گذشت و تمام فصل‏هاى پاييزى قلب‏هاى ماتم زده را بهار خواهد دميد.... نفحات نفسش، اثرات نگاهش، جذبات وجودش و فضاى پرجاذبه‏ى حضورش انفجارى است، درهزار توى وجودمان، انقلابى به سوى حيات طيبه.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 7
کاربر: 0
در این صفحه: 4
   صفحه اصلی > مطالب جدید

بوی كربلا می‌آید

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home


فقط آنان كه هم آیین یاسند

حسین و كربلا را می‌شناسند

توفان «محرم» در همه شهرها و روستاها می‌وزد. درختان به احترام نام «حسین(ع)» خم شده‌اند. صدای طبل عزا در خیابان و كوچه‌ها می‌دود؛ رهگذران سیاهپوش، به بیرق‌های در اهترازی چشم دوخته‌اند كه روی آنها نوشته شده: «هیهات منا الذله»

شاید اگر با دقت گوش كنی صدای آسمانی محتشم را از گلوی خشكیده‌اش بشنوی كه:

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است؟

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟

از خود می‌پرسی كه نام و یاد «حسین(ع)» بعد از قرن‌ها با این مردم عاشق چه كرده است؟ یك معشوق و این همه عاشق؟

تكیه‌ها و حسینیه‌ها پیراهن نیلی به تن كرده‌اند و هركس را كه می‌بینی انگار درون سینه‌اش ابری عزا گرفته است و در دلش محشر كبرایی برپاست.

كم كم دسته‌های عزاداری شكل می‌گیرند؛ اشك‌ها دسته دسته از راه می‌رسند و دسته‌های زنجیرزنی از آسمان تا حسینیه دل و از آنجا تا نفس‌های تنگ غروب صف می‌كشند.

حالا حتی بوی سیب از سمت كربلا به «شام» كه نه! به مشام می‌رسد.

و كربلا چیست جز سرزمینی تشنه كه می‌تواند تمام دل‌های تشنه را سیراب كند.

و كربلا آبروی همه خاك است؛ خاكی كه هر ذره آن مهر نماز عاشق‌ترین بندگان خداست.

و كربلا نخلستانی است كه تا هنوز نخل‌هایش سربریده می‌رویند و ایستاده می‌میرند.

و كربلا ابتدای دل‌هایی است كه با عاشورا گره خورده‌اند و عاشورا روز سربلندی انسان است.

و تو خوب می‌دانی كه چرا هر سال در چنین روزی خورشید از بلندای نیزه‌ای خونین طلوع خواهد كرد.

 

عبدالرحیم سعیدی‌راد‌