پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى بيايى...

جاده‏ها خود را آماده مى‏كنند، براى قدم‏هاى استوار تو و فرشى از زيارت «السلام عليك يااباصالح‏» را برخود مى‏گسترند. تو كه مى‏آيى، سنگ‏ها غزل مى‏خوانند و نگاهشان معنا مى‏گيرد. تو كه مى‏آيى، برآسمان تاريك دل‏ها مى‏تابى و به آن‏ها فانوس‏هايى از ستاره هديه مى‏دهى. تو سرشارى از غزل‏هاى سبز. تو كه مى‏آيى، طوفان با دريا آشتى مى‏كند و نور در رگ‏هاى زمين جارى مى‏شود. آرى، تو كه مى‏آيى، روشنى را به شب‏هاى تاريك هديه مى‏كنى و دل‏هاى شكسته را با مهربانى و لبخند پيوند مى‏زنى و پشت پنجره، نشستن و زيبا ديدن را براى چشم‏ها معنا مى‏كنى. تو كه بيايى، كوير معنا ندارد. همه جا سبز است، چون متن بهار! تو كه بيايى...

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 1
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > پژوهشکده مهدویت > دانشنامه موعود

انطاکیه دلیلی بر حضور

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home


شهری در روم باستان بوده كه به دست یونانیان در سال 300 پیش از میلاد مسیح‏ علیه السلام بنا شده و هم‏اكنون جزو قلمرو كشور تركیه است. این شهر، در روزگار قدیم از جهت ثروت، علم و تجارت، یکی از سه شهر بزرگ کشور روم محسوب می‏شد. دارای موقعیتی سرسبز، نهرهای آب خوش‏گوار و مركز تجارت آسیای غربی و نزد یونانیان به انطاكیه زیبا و ملكه شرق مشهور بود. مسیحیان از شهر انطاكیه با وصف شهر خدا، شهر شاهی و مادر شهرها یاد می‏كردند؛ زیرا نخستین شهری بود كه اهل آن همگی به حضرت مسیح علیه السلام و به دین نصارا گرویدند. پولس و برنابا (دو تن از حواریون حضرت عیسی علیه السلام) آن‌جا به تبلیغ اشتغال داشتند. شهر انطاكیه پیش از اسلام، محل درگیری بین قوم‌ها و پیروان ادیان یهود، نصارا و بت‌پرستان بوده است.

در روایات مهدویت این شهر مورد توجه واقع شده است. شاید ذکر «انطاکیه» در روایات مهدوی، وجود رابطه تنگاتنگ بین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسیح علیه السلام است.

در روایات مربوط به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آن محل، بعنوان سرزمینی معرفی شده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور، از غاری در آن سرزمین، تورات و انجیل را بیرون می‏آورد و با یهود و نصارا با آن استدلال می‏کند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می‏شود، بیرون می‏آورد»[1] و به وسیله آن کتاب‏ها، با مسیحیان و یهودیان به استدلال می‏پردازد و سرانجام، بسیاری از آنها اسلام می‏آورند».[2]

پی نوشت:


[1]. شیخ صدوق، علل‏الشرایع، ج1، ص161، ح3؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج51، ص25.
[2]. «…یَسْتَخْرِجُ التَّوْرَاهَ وَ سَائِرَ كُتُبِ اللَّهِ مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاكِیَّهَ فَیَحْكُمُ بَیْنَ أَهْلِ التَّوْرَاهِ بِالتَّوْرَاهِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِالْإِنْجِیلِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُور…»، ر.ك: نعمانی، الغیبه، ص237، ح26