پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

خورشيد فروزان

امروز وجود مقدس حضرت حجت - ارواحنا فداه - در ميان انسان‏هاى روى زمين، منبع بركت، علم، درخشندگى، زيبايى و همه ي خيرات است. براى انسانى كه داراى معرفت‏باشد، موهبتى از اين برتر نيست كه احساس كند، ولى خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده ي برگزيده در ميان همه ي بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمين، با او و در كنار او است؛ او را مى‏بيند و با او مرتبط است. مهدى موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)، مظهر رحمت و قدرت حق و مظهر عدل الهى است و كسانى كه بتوانند با اين كانون شعاع رحمت و تفضلات الهى، ارتباط روحى و معنوى برقرار كنند، در تقرب به خداوند، توفيق بيشترى مى‏يابند؛ زيرا نفس توسل و توجه و ارتباط قلبى با آن حضرت، موجب عروج و رشد روحى و معنوى انسان مى‏شود.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 1
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   

شعر اربعين

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home


اربعین یعنی چهل شب ترکِ یار ..... بـارش ِ پـیـوسـتـه ی ابــر ِ بهــار

اربعین یعنی چهل شـب در فـراق ..... زندگی چون حبس با اعمالِ شاق

اربعین یعنی چهل شب خستگی ..... دل بـریـدن در پـی ِ دلـــبـسـتـگی

اربعین یعنی چهل شب بی کسی ..... غــربـت و تـنـهــایـی و دلــواپـسـی

اربعین یعنی چهل شب قید و بند ..... وحشت و تـحقیـر با نیـش و گـزند

اربعین یعنی چهل شب درد و غم ..... اربـعـین یـعـنی جـوان و قـــدِّ خــم

اربعین یعنی تپیدن در بلا ..... زنـدگی با خاطـراتِ کـربلا

اربعین یعنی خـداونـد و رسـول ..... اربعین یعنی علی ، یعنی بتول

اربعین یعنی حسن یعنی حسین ..... اربـعـیـن یـعـنی تـمـام ِ عـالـمـیـن

اربعین یعنی طنین ِ ذوالفقار ..... در تنـازع بیـن ِ جبـر و اخـتیار

اربـعـــیـن یـعـنـی نـجـاتِ انـقــلاب ..... گرچه تشنه جان دهی در شطِّ آب

اربعین یعنی نثـار ِ چشم ِ یار ..... از سر و جان تا همه آل و تبار

اربعین یعنی تبسّم روی نِی ..... صوتِ قرآن از لبِ خونین ِ وی

جلوه ی خورشید در تشتِ طلا ..... حــدِّ اعــلای مـصـــادیــق ِ بــلا

اربعین یعنی نمادِ حلم و صبر ..... گـریه ی آئـیـنـه و طـغـیانِ ابـر

اربعین یعنی چهل شب با خدا ..... وز دو رنگی های این دنیـا جدا

وایِ ما کاینگونه محبوس ِ دلیم ..... وز تـعـالــیـم ِ حـسینی غافلـیم

بـر مصـیبت هاش می بـاریم اشک ..... همچو دریایی که می ریزد ز مشک

دستِ خود را بر جبین می افکنیم ..... بر سر و بر سینه ها مان می زنیم

لیک فارغ مانده ایم از محتوا ..... وز تــدبـّــر در قــیــام ِ نـیـنـوا

ای مسلمان ، دین ِ احمد را بیاب ..... رســم و آئـیـــن ِ مـحـمّــد را بیاب

زنده کن اندیشه های ناب را ..... سنّت و فرهنگِ عالَـم تاب را

آیـه هـای بـکـــر ِ قــرآن را بـخوان ..... تا شود روشن دل و چشم و زبان

سرگذشتِ انبیـا را کن مرور ..... تا بیابی لذّت و شوق ِ حضور

سِیر کن در سیره ی اسلافِ خود ..... عاقبت ، هر قـوم را بنگـر چه شد

از احـادیــث و روایــاتِ مـبـیـــن ..... ریشه های محکم ِ دین را ببین

خون ِ خود را کن غذای این درخت ..... شاخ و برگـش تا تـو را گردند تخت

دور کـن از سینـه ی خود ادّعـا ..... « لَیسَ لِلإِنسانِ اِلّا ما سَعَی »

گوش ِ شیطان می شود مشعوفِ ما ..... کـــو صــدای امـــر ِ بــالـمـعــروفِ ما ؟

شیوه ی « هَیهات مِنَّا الذِّلَّه » کو ؟ ..... نــردبــانِ آســمــان را پــلّــــه کــو ؟

ای بـــرادر ، بی خـدایی تا به کِی ؟ ..... عُجب و کبر و خودنمایی تا به کِی ؟

از قــیــام ِ کـــربـلا درسی بگــیر ..... اینچنین در جهل و در غفلت نمیر

کن نظر « کونوا دُعاةَ النّاس » را ..... در عمــل تـزریـق کـن اخـلاص را

ترک کن عاداتِ زشت و پست را ..... رام کـن ایـن اژدهــای مسـت را

نفس ِ شر را در غُل و زنجیر کن ..... روح ِ خود را از حقایق سیــر کن

کسب کن در مکتبِ خون و جهاد ..... درس ِ تـسلـیـم و رضــا و انـقیــاد

معـرفـت را با بـصـیـرت درک کن ..... غفلت و جهل و خطا را ترک کن

اربعین یعنی مدار ِ زندگی ..... بـر مسیـر ِ عـزّت و آزادگی

عــزّت و آزادگـی در بـنـــدگـی ســت ..... بندگی مفهوم ِ عشق و زندگی ست

ای پرستو بالِ خود را باز کن ..... سوی عـزّت تا خدا پـرواز کن