پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

وقتى بيايى...

جاده‏ها خود را آماده مى‏كنند، براى قدم‏هاى استوار تو و فرشى از زيارت «السلام عليك يااباصالح‏» را برخود مى‏گسترند. تو كه مى‏آيى، سنگ‏ها غزل مى‏خوانند و نگاهشان معنا مى‏گيرد. تو كه مى‏آيى، برآسمان تاريك دل‏ها مى‏تابى و به آن‏ها فانوس‏هايى از ستاره هديه مى‏دهى. تو سرشارى از غزل‏هاى سبز. تو كه مى‏آيى، طوفان با دريا آشتى مى‏كند و نور در رگ‏هاى زمين جارى مى‏شود. آرى، تو كه مى‏آيى، روشنى را به شب‏هاى تاريك هديه مى‏كنى و دل‏هاى شكسته را با مهربانى و لبخند پيوند مى‏زنى و پشت پنجره، نشستن و زيبا ديدن را براى چشم‏ها معنا مى‏كنى. تو كه بيايى، كوير معنا ندارد. همه جا سبز است، چون متن بهار! تو كه بيايى...

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 4
کاربر: 0
در این صفحه: 1


ما كه عادت كرده‎ايم موضوع انتظار امام عصر و نيمه شعبان را يا از زبان يك روحاني در صدا و سيما بشنويم يا در فضاي حسينيه و مسجد با آن روبه‎رو بشويم يا... نماد‎هاي تصويري مشخصي از ريش و عمامه تا چادر مشكي و... را براي اين پيام انتظار داشته باشيم. براي همين وقتي مي‎بينيم يك مجري تلويزيون از ظهور امام عصر سخن مي‎گويد و دعا مي‎خواند، اگر از آن نماد‎هاي مشخص بي‎بهره باشد، براي اين نسل كمي‎نگر و مادي‎پندار و ظاهر‎گرا و به‎شدت سطحي، باور‎پذير نيست و با خود مي‎گوييم: «مجبور است ديگر بيچاره، به او گفته‎اند بگو، مي‎گويد، برايش نوشته‎اند و گفته‎اند بخوان!»

البته حق هم داريم، فضاي عمومي و فرهنگي جامعه ما و نماد‎هاي صوتي و تصويري رايج جز اين اقتضا نمي‎كند. در روزگاري كه نرخ روز نان عافيت در بسياري از اوقات نفاق و ريا و تظاهر است و به اقتضاي شرايط، چنان كه افتد و داني... طوري كه كارگردان مسابقه تلويزيوني هم مجبور است قبل از ضبط جواب سئوال مذهبي برنامه را به حضار اعلام كند ! (‎چون فرض دروغين و بي‎ربط اوليه اين است كه اولا دينداري يعني پاره‎اي ‎محفوظات و ثانيا همه مردم ديندار و مذهبي هستند و...) اين تازه اول داستان است !

با ‎چنين پيشينه ذهني وقتي وسط فيلم‎‎هاي متنوع و جديد يك ويدئوكلوپ به يك فيلم داستاني برمي‎خوري كه از ياران امام زمان سخن مي‎گويد، بايد هم تعجب كني... وقتي در قفسه فيلم‎هاي اكشن و درام و رمانتيك و رزمي ‎هاليوود، فيلمي مي‎بيني كه درباره انتظار امام عصر ساخته شده، بايد هم شگفت‎زده شوي...

وقتي عادت كرده‎اي تصويري را هميشه در يك قاب و قالب خشك و ثابت و كليشه‎اي ببيني، انتظار ‎نداري يك فيلم با فضاي غربي و لوكيشن اروپايي و ادبيات امروزي از مفهوم سنتي و ديني انتظار بگويد. انتظار نداري قهرمان اصلي فيلم كه قرار است بعدا از ياران امام عصر باشد، حلقه به گوشش بيندازد يا گيتار دستش بگيرد يا... (كسي كه كراوات دارد، ساواكي است و كسي كه قرار است شهيد شود، از اول داستان ريش مي‎گذارد و نماز شب مي‎خواند. بر همين اساس، امام زمان و اسلام و انقلاب فقط مال ماست و آمريكا و استكبار و جهنم مال بقيه و از همه اين‎ها مهمتر، تهران مركز عالم است و بس.

قرائت و روايت ما از همه چيز - نه فقط دين و مبارزه با استكبار - تنها قرائت مجاز و مقبول است!)

فيلم «313» چه براي ما خوشايند باشد و چه نه، چه آن را بپسنديم و چه نه، چه از نظر حرفه‎اي نمره بالايي بگيرد و چه نه... به هر حال، جسارتي قابل تحسين است و نخستين گام براي پاسخ گفتن به نياز جدي و اساسي امروز ما يعني ريختن محتواي ارزشي و اعتقادي در ظرف مناسب و جديد و عرضه پيام ديني به زبان و ادبيات قابل فهم مخاطبان جهاني متنوع و مختلف.

ما در ايران به دليل عدم ارتباط مستمر و مستقيم و ناآشنايي با زبان‎هاي خارجي، متأسفانه اين ضرورت را احساس نمي‎كنيم. از آثار و تبعات سوء تهاجم فرهنگي به‎شدت آسيب مي‎بينيم، اما تأثيري نمي‎توانيم بگذاريم. رسانه‎هايمان براي خارج از كشور را كساني اداره مي‎كنند كه جز به زبان فارسي آشنا نيستند و ما در واقع از تهران براي دنيا حرف مي‎زنيم نه در يك فضاي زنده و فعال و ملموس.

فيلم داستاني «313» محصول گروهي از شيعيان انگلستان است كه به نظر مي‎رسد چندين نفر از آن‎ها اعضاي يك خانواده هستند.

با امكانات عادي اما در سطح قابل قبولي از جهت حرفه‎اي و فني توليد شده است.

استاندارد‎هاي رايج كار در همه زمينه‎ها رعايت شده؛ از طراحي پوستر و تيتراژ و ترانه‎هايي در ميان فيلم تا راه‎اندازي سايت اينترنتي.

فيلم در عين اين‎كه بسيار ساده و متواضع و بي‎ادعاست، نكات مثبت فراواني دارد. خوش‎ساخت و جذاب و مؤثر است و مسير داستان تقريبا منطقي و باور‎پذير به نظر مي‎رسد.

داستان درباره جواني به نام علي ليث است. او كه هنگام تولد، فرزند آخرالزمان خوانده شده، به‎عنوان نماد نسلي كه ظهور امام زمان را درك خواهند كرد، معرفي مي‎شود. وي در يك خانواده شيعي در لندن زندگي مي‎كند. پدرش او، مادر بيمار و خواهركوچكش را رها كرده و وي براي گذران زندگي به فروش مواد مخدر مي‎پردازد. با نماز بيگانه است و از عقايد شيعي چيزي نمي‎داند.

مدير مدرسه كه به هوش و استعداد او مطمئن است، مجبورش مي‎كند درباره امام مهدي(عج) يك مقاله تحقيقي بنويسد و او كه در آغاز زير بار نمي‎رود، طي حوادثي به اين كار تن مي‎دهد.

او به طور معجزه‎آسايي با يك عالم ديني به نام محسن آشنا مي‎شود كه گرچه معمم نيست، اما در نقش يك روحاني با مدارا و حوصله به‎تربيت او پرداخته و به بهانه مقاله نوشتن، بسياري از مشكلاتش را درمان مي‎كند.

در طول داستان چند بار با عدد «313» مواجه مي‎شود.

خواب‎هاي عجيبي مي‎بيند و شيخ محسن او را به‎عنوان جواني كه به خاطر مأموريت‎هاي بزرگ انتخاب شده، براي آينده آماده مي‎كند.

او كه بسيار به اين دانشمند نكته‎دان و دوست‎داشتني وابسته شده، ناگهان درمي‎يابد كه او از دنيا رفته است و تمام ثروت خود را براي وي گذاشته. او با اين پول به دانشگاه مي‎رود و پس از تحصيلات، مؤسسه امام مهدي را تأسيس مي‎كند.

در پايان فيلم، صحنه‎اي را مي‎بينيم از پخش خبر ويژه تلويزيون‎هاي خبري دنيا در مورد حوادث مكه مكرمه. تصاوير آشوب و اغتشاش در مكه را نشان مي‎دهند و گزارش تصويري از كشته شدن نفس زكيه مي‎گويد كه از نشانه‎هاي ظهور امام زمان(عج) است.

بعد از آن علي به همراه سيصدوسيزده نفر ديگر از مؤمنين ديده مي‎شود كه از نقاط مختلف دنيا پيرامون نوري (اشاره به وجود مقدس امام عصر) جمع شده‎اند و آماده ياري حضرت موعود هستند.

طبيعتا نخستين كار اين گروه و تجربه اين كارگردان قابل انتقاد است.

هم نكته‎هاي بسياري از جهت حرفه‎اي و فني وجود دارد كه مي‎توان به آن‎ها ايراد گرفت و هم مسايلي كه ما از جهت اعتقادي و فكري ممكن است نپسنديم يا نپذيريم.

شخصا نيز اشكالاتي به فيلمنامه يا بعضي صحنه‎ها دارم، اما معتقدم در مجموع اصل اين اقدام بسيار قابل ستايش است.

متأسفانه دست‎اندركاران توليد فيلم را نمي‎شناسم، اما هركه باشند و به هرگروه فكري و دسته‎بندي سياسي اجتماعي كه منسوب شوند، فرقي نمي‎كند. اين تجربه يك جاي خالي جدي را پر كرده است و امروز ما براي سخن گفتن با دنيا، چاره‎اي جز توجه جدي به اين ظرفيت‎هاي مؤثر نداريم. (هفته آينده درباره تأثير پخش سريال «يوسف پيامبر(ع)» در كشور‎هاي عربي و بازتاب عجيب آن خواهم نوشت. در اشاره به ظرفيت نقد آماده و مفت و مجاني ارتباط و تأثير در مخاطبان جهاني به زبان هنر).

فيلم «313» از همكاري فني چندين نفر بريتانيايي هم استتفاده كرده.

زبان اصلي طبيعتا انگليسي است، اما در نسخه دي‎وي‎دي زيرنويس فارسي هم دارد. كيفيت تصوير و نور و صدا قابل قبول و در سطح كار‎هاي معمول غربي است.

صحنه‎ها زيبا و فيلم خوش‎ساخت است.

چون بعضي ملاحظات نامربوط ما را نداشته‎اند، شخصيت‎پردازي و تغيير و تحول قهرمان فيلم تقريبا باور‎پذير و طبيعي است.

بازيگر نقش علي ليث بر اساس شناسنامه فيلم به بازيگر نقش مادرش محرم است، بنابراين در صحنه بيمارستان مادر به طور طبيعي پسرش را در آغوش مي‎گيرد و مي‎بوسد.

همه خانواده‎هاي مسلمان در فيلم يكدست و يك‎جور نيستند. (خانم بي‎حجاب و مرد بي‎نماز در ميان آن‎ها به چشم مي‎خورد) در بخش‎هايي از داستان به‎طور بسيار زيبا و مفيدي لايف استايل زندگي ديني ديده مي‎شود (از نمك خوردن قبل از غذا گرفته تا تلاوت قرآن و...) فيلم به طور پراكنده پيام‎هاي معنوي و مؤثر فراواني دارد كه نياز امروز مخاطب است.

نكات بسيار زيادي در مورد فيلم «313» مي‎شود گفت، اما طبيعتا اينجا قرار نيست نقد فيلم بنويسيم يا داستان فيلم را شرح دهيم. قصد من تنها معرفي اين كار به دوستاني بود كه مي‎توانند درباره آن بنويسند و آن را معرفي كنند.

فكر مي‎كنم حتي خود فيلم هم با حذف چند صحنه مختصر كه محل ايراد و اشكال اعتقادي خواهد بود، حتي قابل پخش از صدا و سيما باشد (شايد البته من معيار‎هاي عجيب و غريب صدا و سيما را فراموش كرده‎ام كه در آن فيلم ماتريكس و نارنينا قابل پخش است و جومونگ قهرمان ملي‎اش مي‎شود.

اما بعضي از پيام‎هاي ديني و مذهبي غيركليشه‎اي و برخي چهره‎هاي مؤمن و متعهد صريح و صادق در آن غير قابل پخش هستند).

فيلم «313» كار خارق‎العاده و عجيب و غريبي نيست. يك تجربه است كه ممكن است ايراد هم داشته باشد. يك گام است كه با پيوستن گام‎هاي بعدي راهي نارفته را به مقصد مي‎رساند

نویسنده: حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری