پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

صفات ياران امام زمان (عليه السلام)

براى تحقق ظهور امام زمان (عليه السلام) وجود انسان‏هاى صالح، انگيزه‏هاى قوى، ايمان‏هاى راسخ، گام‏هاى استوار و دل‏هاى روشن نيز لازم و ضرورى است. امام زمان (عليه السلام(، كسانى را لازم دارد كه در مقابل پديده‏هاى تلخ و دشوار، مردد و متزلزل نشوند و عقب ننشينند تا بتواند با اين ها وارد كار عظيمى بشود كه قرار است دنيا را متحول كند. ايشان بايد در مقابل همه ي مشكلات بايستند، يك سيستم قوى لازم است كه افراد آن غير متزلزل باشند. بصيرت نافذ و راسخ داشته باشند كه هيچ مشكلى آنان را مردد نكند. امام زمان(عليه السلام) افرادى را لازم دارد آگاه، بصير، خبير، متوكل به خداى متعال، توجه كننده به جزييات و آن‏گاه فداكار، كاردان در اداره ي جامعه و رزم جو با دشمن. تقوا، تواضع، فروتنى و گذشت در برابر ضعفا و مقاومت در برابر زورمندان و ستمگران از صفات ديگر سربازان امام عصر (عليه السلام) مى‏باشد.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 2
   صفحه اصلی > پژوهشکده مهدویت > دانشنامه موعود

تنها راه مرورى بر زيارت صاحب الامر(عج)

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home


 

دكتر صادق سهرابى

 

اشاره

در شيار اين فرازها جريان معرفتى با سلام و درود، شهادت و شهود، و توسل و وسيله‏يابى شكل مى‏يابد. و در فراز و فرود و امواج واژگان اذهان عاشقان را به ساحل امن «تنها راه» مى‏سپارد. و به او مى‏آموزد كه بايد بركات معرّفى را با فتح قلّه‏هاى فرهنگ مهدويت به پيش بَرَد و از همين روست كه فرايند فرهنگ انتظار را يكپارچه و پيوسته بايد گذر نمايد و از معبرهاى «انتظار»، «توقع» و «ترقب» به سلامت عبور كند و آداب عشق را جانانه مشق كند.

«اُشْهِدُ اللّهَ وَ اُشْهِدُ مَلائكَتَهُ و اُشْهِدُكَ يا مَولاىَ بهذا ظاهِرُهُ كَباطِنِه و سِرُّهُ كَعَلانيَتِهِ وَ اَنتَ الشاهِدُ على ذلك و هو عَهدى اليك و ميثاقى لديك اِذْ اَنْتَ نظام الدّين و يَعسُوبُ المتّقين و عزّ الموحدّين و بذلك امرنى ربّ العالمين»

«گواه مى‏گيرم خدا را و گواه مى‏گيرم فرشتگانش را و گواه مى‏گيرم تو را اى مولايم! به اين اعتقاد قلبى كه نسبت به تو دارم. عقيده‏اى كه ظاهرش مانند باطن و سرّش همانند آشكار آن است و تو خود بر آن شاهدى. و آن عهد من است با تو و پيمان من است در پيشگاه تو؛ چون تو خود نظام دين هستى و پيشواى متقيان و عزّت يكتاپرستان. و پروردگار جهان مرا بر آن امر فرموده است».

بر ادّعا و اعتقاد خويش گواه مى‏گيرم خداوند و فرشتگان را و امام زمان(ع) را به عنوان شاهد و گواه خود ياد مى‏كنم.
و اعلام مى‏كنم كه در ظاهر و باطن و پنهان و آشكار بر همين مرام هستم (و در همين جا دوباره خود حضرت را شاهد و گواه مى‏آورم) «و انت الشاهد على ذلك» و اين به نمايش گذاشتن اوج اُنس و قُرب است. در ادامه سخن از عهد و ميثاق با حضرتش مى‏رود.
جريان معرفتى و اعتقادى خود را نشان دادم و گواهى دادم كه پنهان و آشكارش يكى است؛ زيرا از نگاه آسيب‏شناسى اعتقادى چه بسا انسان دچار آسيب‏هاى «شك»، «شبه»، «ريا»، «سمعة» شود؛ يعنى يا در ساحت نظرى (شك و شبهه) و يا در ساحت عملى (ريا و سمعه) ممكن است انسان دچار آسيب بشود.
اين گونه است كه در دعاى دوران غيبت امام زمان(ع) آمده است:

وَاجْعَلْ ذلك منّا خالِصا مِن كُلِّ شَكٍّ وَ شُبهَةٍ و رياءٍ و سُمعَةٍ حَتّى لا تُريدَ بِه غيرَكَ وَ لانَطلُبُ بِهِ اِلاّ وَجهَكَ.(1)

خداوندا! اين عقيده ما را از هرگونه آسيب‏هاى شك، شبهه، خودنمايى و شهرت خالص گردان؛ تا اينكه به وسيله آن عقيده فقط تو را بخواهيم و تو را طلب كنيم.

دوباره دلبر خود و امام عصر خويش را شاهد و گواه مى‏گيرم، «و انت الشاهد على ذلك» كه تو بر اين اظهار ارادت و جريان معرفتى و اعتقادى من آگاه هستى. چه خوش است اين اوج اُنس و قرب و نجواى عاشقانه!
در ادامه عهد و ميثاق خود را با تو ياد و بازخوانى مى‏كنم؛ چون كه تو نظامِ دين هستى. قواعد علم و اساس آن و قوام و چهار چوب علم و دين بر قامت بلند تو استوار است. تو و اجداد معصومت اركان توحيد هستيد. آنان كه عهد و ميثاق خود را از شما بگسلند و قطع نمايند، از مدار حق بيرون شده‏اند و در مدار باطل دچار تيه و سرگردانى گشته‏اند.

«فَلَو تَطاوَلَتِ الدُّهُورُ و تمادَتِ الاَعمارُ لَمْ اَزْدَدْ فيكَ اِلاّ يقينا و لك اِلاّ حُبّا و عَلَيكَ اِلاّ مُتَّكِلاً وَ مُعتَمِدا و لِظُهُورِكَ اِلاّ مُتَوَقِّعا وَ مُنتَظِرا وَ لِجهادى بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَرَقِّبا فاَبذُلُ نَفسى وَ مالى وَ وَلدى وَ اَهْلى و جَميعَ ما خَوَّلَى رَبّى بَيْنَ يَدَيْكَ وَالتَّصَرُّفَ بَيْنَ اَمْرِكَ وَ نَهْيِكَ».

«پس اگر روزگاران طولانى و عمرها بلند شود جز اين نيست كه يقينم درباره تو افزون مى‏شود و عشق و دوستى‏ام براى تو زياد مى‏شود، و توكل و اعتمادم به تو، افزايش مى‏يابد. و براى ظهور تو متوقع و آماده و پيوسته مسؤليت‏پذير خواهم بود و در اين آماده بودنم از انتظار و آمادگى و توانمندى‏هاى لازم برخوردارم، و براى جهاد در ركاب و پيشگاه تو چشم به راهم و ديدبانى و رصدهاى به هنگام و مناسب انجام مى‏دهم (ثانيه شمارى مى‏كنم). تا اين كه بخشش كنم جان و مال و فرزند و اهل و عيالم را و همه دارايى ام را كه پروردگار به من عطا كرده و در پيشگاه تو. و همه را در راه امر و نهى تو صرف مى‏كنم.
اگر چه دوران غيبت طولانى شد و عمرهاى بسيارى سپرى، ولى تاكنون جمال دل آراى تو را نديده‏ام و هر چه كه بيش‏تر مى‏گذرد، پوچى ادعاهاى ديگران را بهتر و بيش‏تر درمى‏يابم و مشاهده مى‏كنم كه ديگران در بساط خود چيزى ندارند و تمامى بَزَك‏ها و رنگ‏ها، رخسار زشت خويش را مى‏نمايند.
پس ما به باورى عميق و گسترده درباره تو دست مى‏يابيم كه واقعا «تنها راه» تو را مى‏زيبد؛ «لم ازدد فيك الا يقينا». و آستانه بلند يقين و باورم تنها جايگاه قدم‏هاى توست. ديوانه‏وار و مستانه سرگردان كوى عشق توام و شكوفه‏هاى محبت و دوستى تو را به نظاره مى‏نشينم؛         «ولك الاّ حبّا»
با يقين و حبّى كه نسبت به تو يافته‏ام نمى‏توانم به غير تو دل ببندم و اعتماد كنم. فقط راهبرد انتظار راه به جايى مى‏برد؛ «و عليك الاّ متكلا و معتمدا».
با بينش مهدوى و گرايش به آن و تكيه بر راهبرد انتظار براى ظهور خورشيد بايد گام برداشت.
براى آن كه خورشيد را از پس ابرها بيرون آوريم و در آغوش نگاه خود بركشيم، بايد به مقام توقّع و پيوسته آماده‏باش بودن راه يابيم و هميشه مسؤليت‏پذير باشيم؛ «متوقعّ».
و تا انتظار و آمادگى و توانمندى‏هاى لازم بار يابيم و در عرصه‏ها و ساحت‏هاى گوناگون فردى و اجتماعى از صلاحيت‏ها و آمادگى لازم برخوردار باشيم؛ ساحت‏هاى، عاطفى و رفتارى «منتظرا»
ابوبصير از امام صادق(ع) نقل مى‏كند:

مَنْ سَرَّ اَنْ يكون مِن اصحاب القائم فلينتظر و اليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات و قام القائم بعده كان له من الاجر مثل اجر من ادركه فجدّوا و انتظروا هنيئا لكم ايّتها العصابة المرحومة.(2)

كسى كه مى‏خواهد از ياران و اصحاب امام مهدى(ع) باشد، بايد انتظار بَرَد و ورع و پاك‏دامنى پيشه سازد و اخلاق خويش را نيكو كند. در اين حالت اگر بميرد و حضرت حجّت پس از مرگ او ظهور كند، پاداش كسى را دارد كه آن حضرت را درك مى‏كند. پس تلاش كنيد و در انتظار باشيد؛ گوارا باد بر شما اى گروهى كه مورد رحمت حق قرار گرفته‏ايد.
مهدى ياوران وقتى پس از مقام‏هاى «متوقع» و «منتظر» در مقام «مترقب» جاى مى‏گيرند، با «آماده باشى مستمر» و «توانمندى لازم» اقدام به «ديدبانى و رصدهاى» بهنگام مى‏كنند تا بتوانند جايگاه خود را تبيين كنند. هم هدف را رصد مى‏كنند و شرايط و نشانه‏هاى ظهور را زير نظر مى‏گيرند و هم در نسبت‏سنجى ميان وضعيت خود و شرايط موجود بهترين موضع‏گيرى را اتخاذ مى‏نمايند؛ «و لجهادى بين يديك مترقّبا»
مهدى ياوران پس از توجه به اين مقام و محورها، با بذل جان، مال، فرزندان و اهل و عيال و تمامى امكانات در پيشگاه امام زمان خود و صرف آن‏ها براى امر و نهى او، از هيچ چيزى دريع نخواهند كرد.
فرهنگ انتظار همه اين پيام‏هاى هماهنگ و همگرا را با هم و به گونه نظام‏مند دارد. با چنين بلوغ و بالندگى مى‏توان همه هستى خود را در طبق اخلاص نهاد و تقديم راهش كرد.

«مَولاىَ فَاِنْ اَدْرَكْتَ اَيّامَكَ الزّاهِرَةَ وَ اَعلامَكَ الباهِرَةَ، فَها اَنَا ذاعَبْدُكَ اْلمُتَصَرِّفُ بَيْنَ اَمْرِكَ وَ نَهْيِكَ، اَرْجُو بِهِ الشَّهادَةَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ الْفوْزَ لَدَيْكَ».

«مولاى من! اگر ايّام دولتِ درخشان و شكوفاى تو و پرچم‏هاى نمايان و نورانى تو را درك كردم، پس من آن بنده‏اى خواهم بود كه امر و نهى تو را گردن نهاده و به جاى آورده‏ام، كه بوسيله آن، آرزوى شهادت در پيشگاه تو و كاميابى در حضور تو را دارم».
اگر در آن روزهاى سبز و شكوفا كه پرچم‏هاى تو برافراشته مى‏شوند، تو را در آغوش ديدگانم دريابم، من آن بنده‏اى هستم كه در افق نگاه خود در پهناى باور خويش تنها امر و نهى تو را جاى مى‏دهم. و آرزوىِ سبز من با شهادت سرخ شكل مى‏گيرد و برآورده مى‏شود. اين سان است كه در باغ دستان تو شكوفه مى‏كند و سروآسا قد مى‏كشد و سرافراز مى‏گردد و رستگارى براى من به ثمر مى‏نشاند.
انبيا و اوصياء نيز با فرياد «آه آه شوقا الى رُوءيتهم»(3) شعله‏هاى شور خويش را و طوفان عشق و بى تابى را به امواج واژگان مى‏سپارند و رغبت و اشتياقشان را در پيشگاه امام زمان(ع) و اصحاب او به نمايش مى‏گذارند.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «لَوْ اَدركتُهُ لَخَدْمِتُهُ ايّام حياتى؛(4) اگر دوران ظهورش و حضورش را درك كنم، همانا تمام عمرم، در خدمتش خواهم بود».
ببينيد امام صادق چگونه در آروزى درك حضورش داد سخن مى‏دهد و آرزوى درك دوران او را در دل دارد، چرا چنين نباشد؟ همگان در صف خريداران يوسف زهرا سهم مى‏ستانند و خريدار اويند.
«آمادگى» و «مسؤليت‏پذيرى»، «ديدبانى و رصد كردن» را از همين دوران غيبت بايد تمرين كرد و پيوسته در آرزوى اطاعت محض و تقديم جان و توفيق شهادت در راهش بود.

مَولاىَ فَاِن اَدْرَكنى اْلمَوْتُ قَبْلَ ظُهُورِكَ فَاَنّى اَتَوَسَّلُ بِكَ وَ بِابائكَ الطّاهِرينَ الى اللّه تعالى وَ اَسئلُهُ اَنْ يُصَلِىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَن يَجْعَلَ لى كَرَّةً فى ظُهُورِكَ وَ رَجعَةً فى اَيّامِكَ لاَِبلُغَ مِنْ طاعتِكَ مُرادى وَ اَشفِىَ مِنْ اَعدائكَ فُوءادى».

«مولاى من اگر پيش از ظهورت مرگ من فرا رسد، در اين صورت من توسل مى‏جويم به تو و پدران پاك تو به درگاه خداى تعالى. و از او درخواست مى‏كنم كه بر محمد و آل محمد درود فرستد و اين كه در هنگام ظهور تو بازگشت و رجعتى را براى من قرار دهد. تا در ايام دولت تو با اطاعت و پيروى از تو به مقصودم برسم، و از شماتت دشمنانت قلبم را شفا دهم.»
در زيارت جامعه كبيره مى‏خوانيم: مُؤمِنٌ بِاِيابِكُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعتِكم «باور دارم كه شما پاكان هستى و خاندان نور بار ديگر پيش از قيامت به دنيا بازمى‏گرديد».
علماى برجسته شيعه فرموده‏اند در زمان ظهور حضرت مهدى(ع) امامان(ع) رجعت خواهند كرد. گروهى از مؤمنان خالص نيز به اين جهان رجعت مى‏كنند تا دين خدا را و امام زمان را يارى نمايند. هم چنين بعضى از سر كرده‏هاى ظلم و كفر نيز به دنيا باز مى‏گردند تا بازخواست شوند و تازيانه‏هاى عدالت را مشاهده نمايند.
البته مخالفان ما مسئله رجعت را برنمى‏تابند و آن را انكار مى‏كنند و به ما دشنام مى‏دهند. با اندكى دقت در بسيارى از آيات، غفلت يا تغافل آن دسته از بى‏خبران زدوده مى‏شود.
خداوند در قرآن، داستان رجعتِ عزير و اصحاب كهف و قومى از بنى‏اسرائيل را متذكّر شده است،(5)
نيز در شرح حال بعضى از نمايندگان قوم موسى(ع) چنين مى‏فرمايد:

ثُمّ بعثناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُم لَعَلَّكُمْ تَشْكُروُن.(6)

سپس شما را پس از مرگتان برانگيختيم شايد شكر نعمت او را به جا آوريد.

وقتى كه نمايندگان بنى‏اسرائيل سخن گفتن خداوند با حضرت موسى را دريافتند، گفتند: «اى موسى! ما به خداوند ايمان نمى‏آوريم مگر اين كه خدا را آشكارا مشاهده نماييم...»؛ «حَتّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً فَاَخَذَتْكُمُ الصّاعِقَه...»(7) در همين حال صاعقه‏اى فرود آمد و آن‏ها را هلاك كرد. حضرت موسى(ع) به خداوند عرض كرد: «پروردگارا من به بنى‏اسرائيل چه پاسخ بدهم و چگونه بدون اين‏ها به سوى آنان برگردم؟» از اين رو خداوند به خاطر حضرت موسى ايشان را زنده كرد و بار ديگر به دنيا بازگشت و رجعت نمودند.
امام صادق(ع) فرمود:
آن گاه كه زمين دهان باز كند، نخستين كسى كه به دنيا باز مى‏گردد امام حسين(ع) است. البته رجعت براى همه مردم نمى‏باشد، بلكه براى افراد مخصوص است؛ زيرا فقط اشخاصى كه مؤمن خالص يا مشرك كامل باشند بار ديگر به دنيا باز مى‏گردند.(8)
امام باقر(ع) فرمود «همانا حضرت رسول(ص) و حضرت على(ع) به دنيا باز خواهند گشت».(9)
از امام صادق(ع) نقل شده است:
هر كس چهل صبح دعاى عهد را بخواند، از ياوران حضرت قائم(ع) مى‏شود و اگر پيش از ظهور آن حضرت عمر خويش را سپرى كند، خداوند او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالى به هر كلمه هزار حسنه او را كرامت فرمايد و هزار گناه او را بپوشاند.(10)

«مَولاىَ وَقَفتُ فى زيارتك مَوقف الخاطئين النّادمين، الخائفينَ مِنْ عِقابِ رَبِّ العالَمينَ وَقَدِ اتَّلكْتُ عَلى شفاعَتِكَ و رجوت بمولاتك و شفاعتك محو ذنوبى و ستر عيوبى و مغفرة زللى فكن لِوَليِّكَ يا مولاى عند تحقيق اَمَلِهِ واسئَلِ اللّه غفران زَلَلِهِ فقد تَعَلَّقَ بِحَبْلك وتمسك بولايتك و تبَرَّءَ من اَعدائك تَبَرَّءَ مِنْ اَعدائِكَ».

«مولاى من، ايستاده‏ام براى زيارت تو؛ همانند ايستادن خطاكاران پشيمان و ترسان از كيفر پروردگار جهانيان، من تكيه زده‏ام بر شفاعت تو و اميد بسته‏ام به دوست و اطاعت تو و اين كه شفاعت تو گناهانم را نابود كند و عيب‏ها و زشتى‏هايم را بپوشاند و لغزش‏هايم را بيامرزد. پس تو اى مولاى من! دوستت را به آرزويش برسان و از خدا آمرزش خطاهايش را بخواه كه او به رشته ولايت و محبّت تو چنگ زده و از دشمنانت بيزارى جسته است.»
در زيارت جامعه كبيره مى‏خوانيم:

يا وَلَىَّ اللّهِ اِنَّ بَيْنى وَ بَيْنَ اللّهِ ذُنُوبا لا يأتى عليها رضاكم فَبِحَقِّ مَنِ ائتَمَنَكُمْ عَلى سِرِّهِ وَ استَرْعاكُم اَمْرَ خَلْقِهِ وَ قَرَنَ طاعَتَكُمْ بِطاعَتِهِ لمّا استَوهبتم ذُنوُبى وَ كُنْتُمْ شُفعائى.(11)

اى ولىّ خدا: من مرتكب گناهانى شده‏ام كه اين گناهان ميان من و خداوند فاصله انداخته و رابطه بندگى من با او را قطع كرده است و جز خشنودى و شفاعت شما از ما شيعيان، چيز ديگرى نمى‏تواند آن گناهان را از بين ببرد. پس شما را سوگند مى‏دهم به حقّ كسى كه شما را امانتدارِ راز خويش قرار داد. نيز سوگند مى‏دهم شما را به حقّ كسى كه امر مخلوقاتش را به شما واگذار كرد؛ يعنى شما را امام و راهنماى مردم قرار داد. سوگند مى‏دهم شما را به كسى كه اطاعت از شما را بر مردم واجب كرده و آن را در رديف اطاعت از خود ذكر كرده است. آن جا كه فرمود: اَطيعواللّه وَ اطيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الاَمرِ مِنكُمْ.؛(12) اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و صاحبان امر را.
در دعاى توسل مى‏خوانيم «اِنّا تَوَجَّهنا وَ استَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلنا بِكَ اِلَى اللّه؛ ما با تو جهت يابى مى‏كنيم و با همراهى تو به وسيله تو سوى او راهى مى‏شويم» و تمامى پستى‏ها و آلودِگى‏ها را به كناره مى‏افكنيم.

«اللهم صَلّ على محمد و الِهِ، و اَنجِز لِوَليِّكَ ما وَعَدتَهُ. اللّهمَّ اَظهِر كَلِمَتَهُ وَ اَعْلِ دَعوَتَهُ، وَ انْصُرْهُ عَلى عَدُوِّهِ وَ عَدُوِّكَ يا رَبَّ العالَمينَ».

«پروردگارا، دورد فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن و عملى گردان به آن چه كه وليّت را وعده دادى. خدايا آشكار نما سخن او را. دعوتش را برافراز و بر دشمنش و بر دشمن خودت او را يارى فرما، اى پروردگار جهانيان.»

در آيات قرآن از وعده‏هاى بسيارى نسبت به ظهور حضرت سخن به ميان آمده است:

«وَعَدَ اللّهُ الذينَ امَنُوا مِنكُمْ وَ عَمِلوُا الصّلِحتِ لَيَستَخْلِفَنَّهُم فى الارضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُم دينَهُمُ الَّذى ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُم مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْنا»(13)

خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورد و نيكوكار گردد، وعده فرموده كه با ظهور امام زمان به آن‏ها در زمين خلافت دهد؛ چنان كه امت‏هاى صالح پيامبران گذشته، جانشين پيشينيان خود شدند و علاوه بر خلافت، دين پسنديده آنان را بر همه اديان چيرگى و برترى عطا كند و به همه مؤمنان پس از خوف و ترس از دشمنان، ايمنى كامل دهد.

ابو بصير مى‏گويد: سألت اباعبداللّه(ع) عن قول اللّه تعالى فى كتابه: «هُوَ الّذى اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى وَ دين الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ المُشرِكُون»(14)
از امام صادق(ع) درباره اين آيه شريفه (و خداوندى است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد، تا او را بر تمام اديان پيروز گرداند؛ اگر چه مشركان آن را كراهت داشته باشند)، پرسيدم.
امام در جواب فرمود:
به خدا قسم هنوز موقع تأويل اين آيه نرسيده است. گفتم: «قربانت گردم! چه وقت موقع آن فرا مى‏رسد؟»
حضرت فرمود: هنگامى كه حضرت قائم(ع) قيام كند، موقع تأويل اين آيه فرا مى‏رسد، و چون حضرت قائم قيام كند هر كافر و مشركى، ظهور او را ناخوش دارد؛ زيرا اگر كافر يا مشرك در دل سنگى پنهان شود آن سنگ صدا مى‏زند: اى مُؤمن! كافر يا مشركى در دل من پنهان شده است بيا او را به قتل برسان! خداوند او را بيرون مى‏آورد و ياران حضرت قائم او را به قتل مى‏رسانند.(15)

«اللهم صَلِّ على محمدٍ و الِ محمّد، وَ اَظهِرْ كَلِمَتِكَ التّامَّةِ وَ مُغَيَّبَكَ فى اَرْضِكَ الخائِفَ اْلمُتَرَقِّبَ»

«خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست، كلمه تامه‏ات و آن پنهان شده در روى زمين‏ات را و آن ترسان و مراقب را ظاهر و آشكار فرما».

خدايا تو حجت بر حق و امام زمان را جلوه تام توحيد و از اركان توحيد، قرار دادى و معرفت خود را در آينه آن امام همام بر همه عالم و آدم به نمايش گذاردى. هم اكنون اين خورشيد تابنده در فراسوى ابرها پنهان شده و نگران حال مؤمنان است و از ترس نابخردان و ظالمان بدانديش، شرايط و احوال بشر را نظاره مى‏كند و در انتظار اذن ظهور است.
همچنان كه در توقيع شريف مى‏فرمايد:

انّا غير مهملين لمراعاتكم و لاناسين لذكركم و لولا ذلك لَنَزَبكم اللاواء وَاصْطَلَمَتْكُمُ الاَعداء.(16)

ما فارغ از شما نشده‏ايم و از رعايت و عنايت شما غافل نگشته‏ايم و اگر چنين مى‏بود دشمنان تاكنون شما را نابود و ريشه كن كرده بودند.
حضرت در شرايط موجود، مراقب شيعيان مى‏باشد و مراقب حال آنان است و با ارشاد و عنايت‏هاى ويژه هدايت‏شان مى‏كند و...

«اَللَّهُمَّ انْصُرْهُ نَصرا عَزيزا وَ افْتَحْ لَهُ فَتحا يَسيرا. اللّه وَ اَعِزَّ بِهِ الدّينَ بَعْدَ الخَموُلِ، اَطْلِع بِهِ الحَقَّ بَعْدَ الاُقُولِ، وَ اَجْلِ بِهِ الظُّلمَةَ وَاكشِف بِهِ الغُمَّةَ. اللهم وَ آمِنْ بِهِ البِلادَ وَاهْدِ بِهِ العِبادَ. اللهم امْلأْ بِهِ الاَرْضَ عَدْلاً وَ قِسطا، كَما مُلِئَت ظُلما وَ جَورا، اِنَّكَ سميع مُجيبٌ.»

«خدايا او را يارى كن، يارىِ با عزّت و پيروزى آسان برايش بگشاى. خدايا دين را به دست او پس از گمنامى نيرومند گردان، و حق را پس به دست او پس از غروب و افول آن پرفروغ ساز. به وسيله او ابرهاى تيره را زايل كن و اندوه را به وسيله او برطرف فرما. شهرها را به وسيله او امن و امان گردان و بندگان را به وسيله او هدايت فرما. بار خدايا زمين را به وسيله او پر از عدل و داد گردان؛ هم چنان كه از ظلم و بيدادگرى پُر گشته است؛ همانا تويى شنوا و اجابت كننده.

در زيارت حضرت صاحب الامر(17) مى‏خوانيم: «السلام على ربيع الانام و نضرة الايّام؛ سلام بر بهار مردم و روزهاى سبز و خرّم».
همه آسايش و راحتى‏ها تنها در گرو دولت كريمه آن عزيز سفر كرده شكل خواهد گرفت. از اين رو بايد با رشد و بلوغ اجتماعى، شناخت و انتظار دولت كريمه به يك جريان فكرى ـ اجتماعى تبديل شود و فرهنگ مهدويت را با سه شاخصه مورد نظر گسترش داد:
1. رغبت اجتماعى به دولت كريمه
2. شكايت اجتماعى از وضعيت نبودن نبى و غيبت ولى
3. استعانت اجتماعى
در توقيع شريفى حضرت به اسحاق بن يعقوب چنين فرمود: «و اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم؛(18) براى تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه فرج شما همان است.»
امام حسن عسكرى(ع) نيز مى‏فرمايد:

و اللّه ليغيبنّ غيبةً لا ينجوا فيها من الهلكة الاّ من ثَبَّتَهُ اللّهُ عزّ و جلّ على القول بامامته و وفقه فيها للدعاء بتعجيل فرجه(19)

به خدا سوگند [او] غيبتى خواهد داشت كه در آن تنها كسانى از هلاكت نجات مى‏يابند كه خداوند آن‏ها را بر قول به امامتش ثابت قدم داشته و در دعا براى تعجيل فرجش موفق كرده است.

اگر جامعه بشرى با رشد و بلوغ خود گام‏هاى رغبت و شكايت اجتماعى و استعانت اجتماعى را در نوردد، دست به دعا بردارد و از خالق هستى درخواست كند كه آن خورشيد از پَس ابرها بيرون آيد. با آمادگى و آماده‏باش بودن و مسؤليت پذيرى خود و ديدبانى و رصد وضعيت و آماده كردن شرائط ظهور؛ عطش و رغبت خود را نسبت به امام زمان نشان دهد و هميشه دغدغه فرهنگ مهدويت را مطلع و مطمع نظر خود بداند، با دعاى پيوسته خود به بلوغ بارع و بالنده مهدوى دست مى‏يابد. چنين انسانى زمينه‏هاى ظهور را فراهم مى‏سازد و هديه فرج را در دوران «غيبت» و «ظهور» درك و دريافت مى‏نمايد؛ زيرا درك و دريافت فرهنگ مهدويت و امامت آن عزيز سفر كرده و دعا براى فرجش، هم نعمت و گشايش دوران «غيبت» است و هم فرج و گشايش براى دوران «ظهور» و حضورش.

«السلام عليك يا وَلِىَّ اللّهِ، أئْذَن لِوَليِّكَ فِى الدُّخُولِ اِلى حَرَمِكَ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْكَ وَ عَلى ابائِكَ الطّاهرينَ، وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ».

سلام درود بر تو اى ولىّ خدا، اجازه فرما به دوستدارت تا به آستانه حرمت وارد شود، و در پايان دورد و سلام خداوند بر تو و بر پدران پاكيزه‏ات و بخشش و رحمت خدا و بركاتش بر شما باد».

سلام و درود خدا بر تنها راه و بر گل نرگس. اميد آن داريم كه ما را به آستانه لطف و عنايت خود راه دهد و از تمامى فتنه‏هاى آخر زمان رهايى‏مان بخشد.
او مى‏آيد،
آرى،
گل نرگس
با گل مريم مى‏آيد
و او «تنها راه» است.

پى نوشت ها :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. مفاتيح الجنان، دعاى در غيبت امام زمان(ع).
2. بحار، ج 52، ص 140، ح 50.
3. نهج البلاغه، ح 147، ص 497، كلام حضرت به كميل.
4. «لو ادركته لخدمته ايّام حياتى»، بحار الانوار، ج 56، ص 148، باب 6.
5. بقره / 243، 259.
6. بقره/ 56.
7. بقره/ 55.
8. بحار الانوار، ج 53، ب 29، رقم 1، ص 39.
9. همان.
10. مفاتيح الجنان.
11. زيارت جامعه كبيره، مفاتيح الجنان.
12. نساء/ 59.
13. نور/ 55.
14. توبه / 33.
15. بحار الانوار، ج 51، ص 60 ح 58.
16. احتجاج، ج 2، ص 596.
17. مفاتيح الجنان.
18. كتاب الغيبه، شيخ طوسى، ص 176.
19. كمال الدين، ج 2، ص 384.