پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

خورشيد فروزان

امروز وجود مقدس حضرت حجت - ارواحنا فداه - در ميان انسان‏هاى روى زمين، منبع بركت، علم، درخشندگى، زيبايى و همه ي خيرات است. براى انسانى كه داراى معرفت‏باشد، موهبتى از اين برتر نيست كه احساس كند، ولى خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده ي برگزيده در ميان همه ي بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمين، با او و در كنار او است؛ او را مى‏بيند و با او مرتبط است. مهدى موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)، مظهر رحمت و قدرت حق و مظهر عدل الهى است و كسانى كه بتوانند با اين كانون شعاع رحمت و تفضلات الهى، ارتباط روحى و معنوى برقرار كنند، در تقرب به خداوند، توفيق بيشترى مى‏يابند؛ زيرا نفس توسل و توجه و ارتباط قلبى با آن حضرت، موجب عروج و رشد روحى و معنوى انسان مى‏شود.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > پژوهشکده مهدویت > دانشنامه موعود

مهدى منتظر (عج) و سير تاريخى و نشانه‏هاى ظهور

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home

 نوشته: سامى بدرى

ترجمه: عبداللهامينى
ارتباط مهدى (عج) با پايان سير تاريخ

بيشتر فلاسفه‏ى پوزيتيويسم به ويژه ماركسيست‏ها در سده‏ى نوزدهم و بيستم، درباره‏ى سنت‏ها و مرحله‏هاى تاريخ به بحث پرداخته‏اند .

بهترين دست آوردى كه ماركسيسم، به انديشه‏ى بشرى تقديم كرد، اصل جبر تاريخى (1) و كوشش براى كشف سنت‏ها و مراحل تاريخ، نيز اهميت‏شناخت قوانين آن براى پيش‏بينى مسير حركت تاريخ و پى‏آمدهاى آن بود . ماركسيسم درباره‏ى شناخت‏سنت‏هاى تاريخ و نقش آن در ارتقاى بينش و آگاهى انسان و تاثير فعاليت‏هاىمثبت در رويكرد مرحله‏ى تاريخى كه انتظار آن مى‏رود، نيز كاوش مى‏كند .

اما ماركسيسم با انكار وجود خداى متعال و تحريف دين الهى در برخورد و تعامل با پيامبران، گرفتار لغزش شد، كه پى‏آمد آن، عدم موفقيت در كشف مراحل كلى حركت تاريخ و شناخت‏سنت‏هايى است كه مقطع كنونى و گذار را به مرحله‏ى آينده انتقالمى‏دهد و در پايان محتومى نگه مى‏دارد .

انديشه‏ى بشرى از راهافكار ماركسيستى، در سده‏ى 19 ميلادى، جبر تاريخى را درك كرد و به كشف مراحل و مقاطع جبرى تاريخ و قوانين كلى آن پرداخت، اما در كشف خود به راه اشتباهى رفت . (2) در مقابل، انديشه‏ى نبوى، از آغاز پيدايش در بيش از هزار سال پيش، تصور خود از حركت جامعه‏ى بشرى را براساس جبر تاريخى نهاد و انديشه‏اى روشن از سنت‏ها و مراحل تاريخرا تقديم كرد .

ميراث دينى يهوديان و مسيحيان و مسلمانان، نصوص مشتركى را درباره‏ى سنت‏هاى تاريخى به گزارش پيامبران، در بر دارد و پژوهشگرانمى‏توانند بگويند باور دينى به سنت‏هاى تاريخى، از مهم‏ترين اعتقادات اساسى مشتركميان اديان سه گانه‏ى اسلام، يهوديت و مسيحيت است .

مايلم تاكيد كنم متون دينى كه ميراث اديان سه گانه‏ى مذكور است، اطلاعات يكسانى توسط شخصيت‏هاىتاريخى ارايه مى‏دهد كه حركت و نهايت تاريخ براساس آن پايه‏ريزى مى‏شود .

بنابراين، در برابر ما فقط انديشه‏ى مشتركى درباره‏ى نهايت‏سيرتاريخ نيست، بلكه انديشه‏هاى هم‏خوان شخصيت‏هاى تاريخى است كه از متون دينى به دست مى‏آيد . به سبب وجود متونى كه از شخصيت‏هاى تاريخى سخن مى‏گويد، قرائت‏ها وتفسيرهاى گوناگونى يافته مى‏شود كه ما را در برابر مصداق‏هاى مختلفى از يك انديشه قرار مى‏دهد . البته راه گفت و گوى آرام علمى براى اديان سه گانه و گرايش‏ها ومذاهب، براى راه‏يابى و وصول به قرائتى يكسان از متون، باز است .

پس از اين مقدمه مى‏توان گفت:

به اعتقاد شيعه،وجود مهدى موعود، حجت‏بن الحسن العسكرى، فرزند حسين مظلوم و شهيد، با مراحل و سنت‏هاى سير تاريخ مرتبط است، چنان كه اين سخن را تمامى پيامبران توسط متون اساسى مانند قرآن و تورات و انجيل گفته‏اند .

سير اعتقادات شيعى، به گواهميراث معتبرش، مدعى است كه مهدى موعود (عج)، قهرمان پايان تاريخ است . متون شيعى، مهدى موعود (عج) را «محمد بن الحسن العسكرى، فرزند حسين مظلوم شهيد» مى‏داند . متون دينى مسيحى و يهودى نيز وى را مشخص كرده‏اند .

گواه انديشه‏ى ما،تاكيد قرآن است كه پايان درخشان تاريخ، به خواست‏خدا حتمى است و خداوند در قرآن و كتاب‏هايى كه بر پيامبران پيشين فرستاده، آن را بيان كرده است . قرآن تاكيد دارد كهخبر بعثت پيامبر مكى، در تورات و انجيل هست . اهل بيت عليهم السلام در سخنان خود تاكيد دارند كه كتاب‏هاى پيشين [تورات و انجيل] به محمد و اهل بيتش بشارت داده است . على و حسين و مهدى عليهم السلام در اين كتاب‏ها نام برده شده‏اند، چنان كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نام برده شده است .
اعتقاد مشترك اديان سه گانه‏ى آسمانى درباره‏ى پايان تاريخ

پيروان اديان سه گانه‏ى آسمانى (مسلمانان، مسيحيان و يهوديان) باور دارند آينده‏ى نهايى مسير زندگى خاكى، پيروزى ايمان بر كفر، حاكميت‏حق و علم و عدالت اجتماعى و عبادت خداى متعال، وراثت زمين به صالحان، پايان خرافات و گمراهى و ستم و تمامى گونه‏هاى انحراف است . نيز اتفاق نظردارند شخصى كه خداوند عهد و پيمانش رابه دست او تحقق مى‏بخشد، از فرزندان ابراهيم بوده‏است و شريعتى كه بدان حكومت مى‏كند، آيين موسى نيست، بلكه دين پيامبرى است كه خداوند در آخر زمان، وى را مبعوث مى‏كند و امى‏ها [اهالى مكه (ام القرى) ] منتظراويند . (3)

در قرآن كريم، سوره‏ى انبيا (21) آيه‏ى 105 آمده است:

و ما بعد از تورات، در زبور داوود نوشتيم [و در كتب انبياى پيشينوعده داديم ] كه بندگان نيكوكار من، ملك زمين را وارث و متصرف خواهند شد .

مزمور 37 كتاب مقدس خطاب به داوود چنين مى‏گويد:

كار اشرار تو را نگران نكند و بر گناه كاران حسرت مبر; زيرا مانندگياه، زود پژمرده مى‏شوند و مثل علف سبز، تند خشك مى‏گردند . بر پروردگار توكل كن و كار خير انجام بده . با خيال آسوده، در زمين سكناگزين و امانت‏دار باش . به پروردگار اميدوار باش تا آرزوى قلبى‏ات را برآورد . راهت را براى پروردگار خالص ساز و بر او توكل كن تا كارت را بر عهده گيرد و بى‏گناهى‏ات را مانند نور، آشكار كند ومثل خورشيد تابان، حقت را ظاهر سازد . در پيشگاه پروردگار، آرام گير و با شكيبايى، در انتظار [فرمان] وى باش و به آن‏كه به كمك نيرنگ، در تلاشش موفق مى‏شود، حسرت مبر . خود را از غضب نگه دار و خشم را ترك كن و براى انجام شر، متهور مباش; زيرا اشراردر مى‏مانند، اما منتظران [فرمان] پروردگار، وارثان خيرات زمين اند . به زودى ، شخص شرير نابود مى‏شود و اگر در پى وى باشى، او را نخواهى يافت . اما نيكوكاران، خيرات زمين را به ارث مى‏برند و به فيض صلح و سلامت مى‏رسند . . . خير كمى كه راستگو داراست، بهتر از ثروت بسيار اشرار است; زيرا دستان اشرار به زودى مى‏شكند، اماپروردگار نيكوكاران را پشتيبانى خواهد كرد . پروردگار به روزگار افراد باكمال ، آگاه است و تا ابد، ميراث‏شان پاينده خواهد بود . . . از شر دور باش و خوبى كن كه تا ابد آرام باشى; زيرا پروردگار عدالت را دوست دارد و از پارسايان حمايت و تا ابد آنان را حفظ مى‏كند . اما ذريه‏ى اشرار نابود مى‏شوند . درستكاران، خيرات زمين رابه ارث مى‏برند و تا ابد در آن مى‏مانند . دهان راستگو، هميشه سخن حكمت‏آميزمى‏گويد و به سخن حق، برترى مى‏يابد . آيين معبودش، در دلش ثابت است و گام‏هايش متزلزل نيست . شرير در كمين درستكار است و تلاش در كشتن وى دارد، اما پروردگارنمى‏گذارد او به چنگ شرير افتد و به وقت محاكمه، محكوم گردد . منتظر [فرمان ] پروردگار باش و هميشه در راهش رو، تا مقامت را رفيع كند و زمين را مالك شوى و شاهد نابودى اشرار باشى .

مى‏بينم شخص شرير [كه در دنيا به ظاهر] پرثمرو پرسايه مانند درختى سبز و ريشه‏دار در زمين اصلى خود است، پس از مدتى، ديدهنمى‏شود . به دنبال آن هستى، ولى اثرى از آن نمى‏يابى .

كمال را در نظر گير و مستقيم بنگر; كه پايان چنين انسانى، سلامت است . اما همگى عصيان‏گرانهلاك مى‏شوند و نهايت اشرار، فناست، ليكن رهايى و رستگارى نيكوكاران، از جانب خداستو او به هنگام تنگى، دژ و امان آنان است . به حق، پروردگار كمك‏شان مى‏كند و ازاشرار نجات‏شان مى‏دهد و رهايى مى‏بخشد; زيرا زير حمايت پروردگارند .

اختلاف نظر مسلمانان و مسيحيان و يهود در هويت رهبر موعود الهى و كتاب وى در هويت‏شخصى كه خداى متعال به دست وى، رخداد بزرگى را كهانتظار مى‏رود، به اجرا مى‏گذارد، اختلاف نظر است . مسلمانان و يهود و مسيحيان، نظرگوناگونى در امتى كه رهبر بزرگ الهى، از آن است و شريعت الهى كه بدان عمل مى‏كند،دارند .

همگى مسلمانان معتقدند وى از ذريه‏ى اسماعيل و از فرزندان محمد صلى الله عليه و آله خاتم انبيا و از نوادگان فاطمه، دخت پيامبر است و امت اين رهبر [موعود]، امت محمد است و آيينش، شريعت محمد مى‏باشد .

ابىداود و ابن ماجه و ابن حنبل و طبرانى و حاكم در مستدرك و ديگران از قولپيامبرروايت كرده‏اند:

اگر از دهر (دنيا) جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند مردى از اهل بيتم را برمى‏انگيزاند كه زمين را چنان كه پر از ستم شده‏است ،پر از عدل و داد خواهد كرد .

نيز فرمود:

مهدى از عترت من، از فرزندان فاطمه است .

اما يهود و مسيحيان معتقدند كه وىاز ذريه‏ى اسحاق، از فرزندان يعقوب و از نوادگان داود است . مسيحيان مى‏گويند: اينرهبر [موعود ] اسراييلى، مسيح عيسى بن مريم است كه به دست‏يهود كشته شد . خداىمتعال، وى را زنده كرد و از ميان مردگان برانگيزاند و به آسمانش برد و در آخر دنيا، وى را مى‏فرستد تا توسط وى، وعده‏اش را تحقق بخشد .

يهوديانمى‏گويند: وى [ رهبر موعود] هنوز زاده نشده است .

آيه‏ى 20 اصحاح [ سوره] 17 سفر تكوين [ پيدايش] به وعده‏ى خداى متعال به اسماعيل اشاره دارد:

«اى اسماعيل! سخنت را درباره‏ى وى [ رهبر موعود] شنيدم . منم آن‏كه مباركش مى‏گردانم و رشدش مى‏دهم و توانش را بسيار بسيار مى‏كنم و دوازده رهبرمى‏زايد و امت عظيمى قرارش مى‏دهم‏» .

«حنان ايل‏» ; مفسر يهودى در حاشيه بر اين آيه مى‏گويد:

از پيش‏گويى اين آيه، 2337 سال گذشت تا عرب (سلاله‏ى اسماعيل) [با ظهور اسلام در سال 624 م] امتى عظيم گردند . در اين مدت،اسماعيل مشتاقانه منتظر بود وعده‏ى الهى محقق شود و عرب بر عالم چيره گردند . ولىما كه ذريه‏ى اسحاق هستيم، تحقق وعده‏ى الهى كه به ما داده شده بود، به سبب گناهان‏مان، به تاخير افتاد، اما حتما وعده‏ى الهى، در آينده محقق خواهد شد . پسنبايد نوميد شويم . (4)

در سفر اشعيا 111 آمده است:

از تنه‏ى «يسى‏» شكوفه مى‏رويد و از ريشه‏اش، شاخه سبز مى‏شود . روح پروردگار، روح حكمت و هوشمندى، روح مشورت و توان، روح معرفت و ترس از پروردگار،بر «يسى‏» مستقر مى‏شود و شادى‏اش در تقواى پروردگار خواهد بود . به آن‏چه چشمانشمى‏بيند، قضاوت نخواهد كرد و به آن‏چه گوش‏هايش مى‏شنود، حكم نخواهد نمود . براى مسكينان، به عدل قضاوت مى‏كند و براى بينوايان زمين، به انصاف حكم مى‏نمايد . بادهان و زبانش، زمين را مجازات خواهد كرد و به نفسى كه از ميان لبانش بيرون مى‏شود، منافق را مى‏ميراند . او لباس نيكى مى‏پوشد و كمربند امانت‏دارى مى‏بندد . در نتيجه [و در پرتو حكومت عادلانه‏اش] گرگ با ميش خواهد زيست و پلنگ در كنار بره خواهد نشست و گوساله و شير درنده همدم خواهند شد و همه‏ى حيوانات با هم چرا خواهند كرد و بچه‏ى خردسالى، همگى را خواهد راند . گاو و خرس با هم به مرتع خواهند رفت و كره‏هاى‏شانكنار هم خواهند بود . شير درنده مثل گاو، علف خواهد خورد و كودك شيرخواره، درامنيت، كنار لانه‏ى مار، بازى خواهد كرد و بچه‏ى خردسال، دستش را داخل لانه‏ى افعىمى‏كند و بدو آسيبى نمى‏رسد . در هر كوه قدسى، آدميان اذيت نمى‏شوند و بدى نخواهندكرد; زيرا زمين، از معرفت پروردگار پر خواهد شد، چنان كه دريا از آب پر است . در آن روز، اصل و نسب «يسى‏» پرچم‏دار [هدايت ] امت‏خواهد بود و همگى مردم، (Gentiles) زير پرچم وى خواهند آمد و بدو نظر خواهند داشت و جايگاه «يسى‏» رفيع خواهد شد .

آيا رهبر موعود از فرزندان اسحاق يا اسماعيل است؟ تفصيل سخن دراختلاف مسلمانان و مسيحيان و يهود، با تحقيق در اين مساله ممكن است: پيامبرى كه امى‏ها [ مردم يا اهالى ام‏القرى (مكه) ] منتظر اويند، عيسى است‏يا محمد صلى اللهعليه و آله؟ وارث ابدى امامت ابراهيم كيست؟ آيا اسماعيل و ذريه‏ى برگزيده‏ى وىهستند يا اسحاق و فرزندان برگزيده‏ى او؟ و رهبر الهى كه بى‏آن‏كه گناهى كرده باشد، كشته مى‏شود و كشتن وى سبب هدايت‏بسيارى خواهد شد، كيست؟ چنان كه كشته شدن وى سبب حفظ و نشر دين مى‏شود و نسلى از ذريه‏ى او، روزگار درازى خواهند زيست و آينده‏ى روشن تاريخ بشريت، به دست آنان محقق خواهد شد .

علماى مسلمان و بسيارى از علماى يهودى و مسيحى، درباره‏ى «رهبر موعود از نسل كيست‏» و «پيامبر آخرالزمان كيست‏» بحث كرده و پيروى خود از پيامبر و اهل بيتش را اعلام نموده‏اند . (5)

درباره‏ى «كشته شدن رهبر موعود» ، مسيحيان پيرو «پولس‏» به تفسير متونى پرداخته‏اند كه ازمرد دردها و رنج‏ها سخن مى‏گويد و چنان كه قوچ ذبح مى‏شود، كشته خواهد شد . اينان معتقدند وى عيسى بن مريم است . اما تطبيق متون،متناسب با او نيست; زيرا عيسى، ذريه و نسلى نداشت كه روزگار دراز يا كوتاهى زندگىكنند .
اختلاف شيعه و سنى در رهبر موعود

شيعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسكرى است كه سال 256 هجرى متولد شد و والدش [امام] حسن عسكرى بر امامت وى تصريح كرده است . سپس به اذن خدا، او غيبت صغرى و كبرى مانندعيسى نمود . غيبت صغرى هنگامى بود كه خدا، وى را از نيرنگ حكومت عباسى نجات داد . وى از هنگام تولد، مخفى مى‏زيست و پدرش او را [از ديده‏ها ] پنهان مى‏كرد . پس از وفات پدرش در 261، شيعيان را توسط وكيلانش (نواب اربعه) راهنمايى مى‏كرد . نيابت اينان 69 سال (261- 329) به طول انجاميد .

غيبت كبرى، پس از وفات نايب چهارم (على بن محمد السمرى) آغاز شد . به هنگام وفات، وى به شيعه گفت: نايبى خاصى پس از او نخواهد بود تا خداى متعال، ولى‏اش را در آخر زمان ظاهر كند .

سنى‏ها معتقدند مهدى هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنيامى‏آيد .

تفصيل سخن در اختلاف شيعه و سنى درباره‏ى ولادت رهبر موعود و اين‏كه وى فرزند [امام ] حسن عسكرى است‏يا در آينده متولد مى‏شود، با تحقيق در اين مساله ممكن است . پيامبر جانشين و اوصيايى معصوم دارد و نقل سخن پيروان از امامان‏شان پذيرفته مى‏شود; زيرا مانند پيروان مذاهب ديگرند كه به نقل از رهبرانمذهبى خود، مسايل فقهى و تاريخى را روايت مى‏كنند .

تمامى شيعه از زمان قديم، اتفاق نظر دارند كه پيامبر از امامان نام برده، شمارشان را گفته و هر امام، امام بعدى را معرفى كرده‏است . [امام] حسن عسكرى خبر داده است فرزندى دارد كه وصى وى است و مهدى منتظر مى‏باشد .

گواه شيعه بر بيان امامت الهىاهل بيت توسط پيامبر، حديث ثقلين [كتاب الله و عترتى ] و حديث‏سفينه [مثل اهل بيتىكمثل سفينة نوح . . . ] است . دليل شيعه بر شمار امامان، حديث اثنى‏عشر [اثنى عشر نقيبا] است و گواه بر اين‏كه نخستين امامان الهى، على سپس حسن، بعد حسين‏اند، حديث غدير [من كنت مولاه فعلى مولاه] و حديث منزلت [انت منى بمنزلة هارون من موسى . . . ] و حديث كسا و حديث الحسن و الحسين سبط من الاسباط است كه همگى در احاديث معتبر سنى روايت‏شده‏اند .

گواه امامت نه فرزند [امام] حسين، احاديث وصيت در كتاب‏هاى معتبر شيعه است، مانند فرمايش امام باقر عليه السلام كه كلينى روايتكرده‏است:

يكون تسعة ائمة من ذرية الحسين بن على، تاسعهم قائمهم .

نه امام از فرزندان حسين بن على‏اند، كه نهمى قائم است .

امام صادق فرمود:

آيا مى‏پنداريد اوصياى ما هر كه را بخواهند وصى مى‏كنند؟ نه، والله! اين عهد و گفته‏اى به جا مانده از رسول اللهدرباره‏ى امامى پس از امامى ديگر است تا به وى [ مهدى موعود (عج) ] پايان پذيرد .

در خبرى ديگر است:

تا به صاحب الامر ختم شود . (6)

مشخصه‏ى سيره‏ى ائمه‏ى نه گانه، در اختيار داشتن كتاب‏هاى جامعه و جفر است كه امام على به نقل از پيامبر، در ديدارهاى خصوصى كه داشتند، نوشت و اخبار غيبى و كراماتى كه از امامان ديده شد كه جز از برگزيدگان مورد تاييد خداوند، ساخته نيست .

برادران اهل سنت كوشيده‏اند ادعاى نام بردن امامان و نخستين امام; على عليه السلام توسط پيامبر را رد كنند . اينان مى‏گويند: احاديث نبوى كه گواه ادعاى شيعه است، دلالت ندارد يا سند آن ضعيف است، اما علماى شيعى با سنى‏ها مناقشه كرده، اشتباه اهل سنت را بيان كرده‏اند .

برخى فرقه‏هاى شيعى به ويژه زيديه، امامت دوازده امام را نپذيرفته‏اند، اما علماى شيعى بدانانپاسخ داده‏اند .

برخى نويسندگان معاصرنيز مى‏گويند: مهدى متولدنشده است; زيرا فقط يك فرقه از دوازده فرقه‏ى پيرو حسن عسكرى، معتقد به ولادت مهدى‏اند . «نوبختى‏» در كتاب «فرق الشيعه‏» و اشعرى شيعى در «المقالات و الفرق‏» چنين گفته‏اند .

جواب اينان را به تفصيل در كتاب «حول امامة اهلالبيت و وجود المهدى‏» داده‏ام .

غيبت‏به معناى وا نهادن عمل بهاحكام اسلامى نيست

غيبت‏به معنى توقف عمل به احكام اسلام نيست . چگونهمى‏تواند چنين باشد، در حالى كه وجود اوصياى پيامبر، براى حفظ اسلام است تا راهى صحيح براى كسانى باشد كه مى‏خواهند به دين عمل كنند . امامان اين وظيفه را بهبهترين صورت انجام داده‏اند، بدين سان كه گروهى امين را براى فراگير علوم تربيتكرده‏اند .

پذيرش حكومت‏بر جامعه‏ى اسلامى توسط امامان، جزئى از فعاليت‏هاى اينان بود، اما شرط اساسى براى پذيرش حكومت ، كه وجود ياورانى شايسته و پيرو امامان است، فراهم نشد . چنان كه امير مؤمنان فرمود:

اماوالذى فلق الحبة و براالنسمة، لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصرلالقيت‏حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكاس اولها .

سوگند به آن‏كهدانه را شكافت و بشر را آفريد! اگر بيعت كنندگان نبودند و ياران، حجت‏بر من تمام نمى‏نمودند، رشته‏ى كار را از دست مى‏گذاشتم و پايانش را چون آغازش مى‏انگاشتم .

غيبت امام، راه چاره‏اى الهى در برابر مكر عباسى‏ها بود كه خواستند امام را بكشند، اما خداى متعال مى‏خواست او را حفظ و براى روز موعود ذخيره كند . بارزترين حكمت غيبت و سر آشكارش در مورد امت ويژه (شيعه‏ى اهل بيت) دادن فرصتى به ميراث داران ائمه بود كه مسؤوليت فكرى و علمى و سياسى خود را بر اساس فهمبشر غير معصوم، از قرآن اجرا كنند و ميراث فكرى را كه تجربه‏ى معصومانه‏ى پيامبر و امامان برجا گذاشته بود، انجام دهند . انديشه‏ى بازگشت معصوم غايب در آخر زمان و ظهور دوباره‏ى وى در صحنه‏ى اجتماعى و سياسى، براى ارزيابى تجارب گذشته‏ى غيرمعصومانه‏ى بشر است . نيز كشف ميزان تاثير و صدق تعبير و درستى تجربه‏هاى بشر و تحقق وعده‏ى الهى [در برقرارى عدالت كامل و حكومت صالحان] است . (7)

مفهوم انتظار فرج، مربوط به مهدى محمد بن حسن عسكرى است كه راندهشده و مخفيانه زيست و هنوز وجود شريفش در اين حال است . خدايا! در فرج ولى‏ات; حجت‏بن الحسن، تعجيل فرما! و ارتباط فرج به امت از آن روست كه مهدى موعود (عج)،رهبر معصوم آنان است كه براى انجام وظيفه‏ى خاص الهى آماده شده است . تقدير خداستكه پايان سرنوشت زمين، چنين باشد و حضرت عيسى عليه السلام او را كمك كند . بنابراين، حكمت وجود اين اعتقاد در شيعه روشن مى‏شود، گرچه سنيان به مهدى موعود (عج) و غايب كه رانده شده و نگران [وضع امت ] است، ايمان ندارند .
نشانه‏هاى ظهور

احاديثى كه از نشانه‏هاى ظهور مهدى سخنمى‏گويد، چه در كتب شيعه و چه سنى، غالبا درباره‏ى دو موضوع بحث مى‏كند:

نخست: حوادث مستقل و جداگانه‏اى كه رخ خواهد داد .

دوم: وضع اجتماعى و سياسى و تكنولوژى (فن‏آورى) كه جهان، پيش ازظهور دارد . به عبارت ديگر، وضع دنياى سياست و اجتماع و فن‏آورى پيش از ظهور را براى ما ترسيم مى‏كند .

در مورد رويكرد دوم، هر كه درباره‏ى نشانه‏هاى ظهور پژوهش كند، درمى‏يابد كه جهان كنونى، از هر وقت ديگرى، به زمان ظهور نزديك‏تر است .

از جنبه‏ى تكنولوژى، احاديث از جهانى سخن مى‏گويدكه در آن هواپيماهايى است كه مسافران را از كشورى به كشور ديگر مى‏برند و ايستگاه‏هاى راديويى به تعداد مردم دنيا وجود دارد كه مى‏تواند خبر را در آن واحد، براى تمامى دنيا پخش كند و تلفن‏هاى تصويرى هست و هر كه در مشرق است، صداى برادرش رادر مغرب مى‏شنود و چهره‏ى او را مى‏بيند و رايانه‏هاى دستى وجود دارد كه داراىبرنامه‏هاى گوناگون است و دارنده‏اش را از همراه داشتن هزاران كتاب، بى‏نياز مى‏كند .

از جنبه‏ى اجتماعى، احاديث از وضع اجتماعى سخن مى‏گويد كه زنان، لباس مدى پوشيده يا برهنه‏اند كه گوياى كشف حجاب يا آرايش‏هاى جاهلانه است و انواع منكرات به ظهور مى‏رسد كه پيش از پيدايش، آدمى تصورش را نمى‏كرد .

از جنبه‏ى سياسى، سخن از كشف معبد هيكل‏سليمان مى‏گويد كه لازمه‏ىبر پايى دولت اسراييل در دل جهان عرب و اسلام است . نيز وجود جنبش‏هاى اسلامى در جوامع مسلمان كه تلاش دارد حكومت اسلامى بر پا كند، اما بسيارى از افراد مجاهدزندانى مى‏شوند . هم‏چنين از تاسيس دولتى در مشرق سخن مى‏گويد كه زمينه ساز دولت