پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

نقش اعتقاد به مهدويت

اعتقاد به مهدويت، به وجود مقدس مهدى موعود – ارواحنا له الفداه - اميد را در دل ها زنده مى‏كند. هيچ وقت انسانى كه معتقد به اين اصل است، نا اميد نمى‏شود؛ چرا؟ چون مى‏داند يك پايان روشن حتمى، وجود دارد. اميد موجب مى‏شود، انسان تلاش و حركت كند؛ پيش ببرد؛ مبارزه كند و زنده بماند. فرض كنيد ملتى در زير سلطه ي ظالمانه ي قدرت مسلطى، قرار دارد و هيچ اميدى هم ندارد. اين ملت مجبور است، تسليم بشود. اگر تسليم نشد، كارهاى كور و بى جهتى انجام مى‏دهد؛ اما اگر اين ملت و جماعت، اميدى در دلشان باشد و بدانند كه عاقبت‏خوبى حتما وجود دارد، اينها چه مى‏كنند؟ طبيعى است كه مبارزه خواهند كرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعى در راه مبارزه وجود داشته باشد، او را برطرف خواهند كرد. اين عقيده است كه شيعه راتا امروز، از آن همه پيچ وخم‏هاى عجيب وغريبى كه در سرراهش قرار داده بودند، عبورجداده است.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 1
   صفحه اصلی > پژوهشکده مهدویت > دانشنامه موعود

نگاهى دوباره به انتظار (1)

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home

 مجيد حيدرى نيك

گفتم كه روى ماهت از ما چرا نهان است؟          گفتا: تو خود حجابى، ورنه رخم عيان است

گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت؟             گفتا: نشان چه پرسى، آن كوى بى نشان است

راستى! انتظار چيست؟ چرا اين‏قدر به آن سفارش وپيرامونش گفت‏وگو شده است؟ تو پيام انتظار را نه تنها از لابلاى امواج بلند كلام مهربان رسول صلى الله عليه و آله و نسيم رساى سخنان بى‏همتاى على عليه السلام - كه پدران امت لقب گرفته‏اند (1) - مى‏شنوى، بلكه صداى هر يك از معصومين عليهم السلامضمير هشيار تو را با ضرورت و اهميت آن آشنا مى‏كند .

زمانىمى‏توانيم معناى انتظار و حقيقت آن را درك كنيم كه بدانيم و لمس كنيم امام زمان (عج) را براى چه مى‏خواهيم قبل از اين‏كه معرفت‏به مهدى موعود پيدا كنيم، يك پيش فرض لازم و ضرورى است و آن اين است كه او را براى چه مى‏خواهيم و اصلا چه ضرورتى به وجود او مى‏باشد . در واقع تا; نسبت‏به اين مساله تشنه نشويم، به حقايق آن دسترسى نخواهيم داشت . مادامى كه اين عطش انتظار و اين احساس نياز و به تعبير زيباى معصومين، عليهم السلام اضطرار و افتقار به حجت و امام عصر (عج) شكل نگيرد، به دنبال حضرتش نخواهيم رفت و د رانتظار ظهورش حركتى نخواهيم داشت كه:

آب كم جو، تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست

از اين رو مناسباست نگاهى دوباره به مقوله انتظار داشته باشيم . ما در اين بازخوانى مرورى خواهيمداشت‏بر عناوين زير:

1- حقيقت انتظار

2- ضرورت انتظار

3- ابعاد انتظار

4- ريشه‏هاى انتظار

5- آداب انتظار

6- آثار انتظار

7- پايان انتظار

1- حقيقت انتظار

اگر مفاهيم صحيحواقعى واژه‏ها درك شود، اشتباهات و سوء تفاهماتى كه در شناخت مذهب و اهداف آن براى عده‏اى پيش آمده يا مى‏آيد، مرتفع و اهداف واقعى مكتب، روشن مى‏شود . از جملهمفاهيمى كه برداشت‏هاى مختلفى از آن شده، انتظار ظهور و فرج مهدى موعود (عج) است . به همين خاطر شايسته است‏با كمى تامل و درنگ، در اين زمينه، كنكاشى داشته باشيم . انتظار از نظر ريشه‏ى لغوى، (2) به معناى درنگ در امور، نگهبانى، چشم به راه بودن ونوعى اميد داشتن به آينده، تعبير شده است . آن چه با مراجعه به كتب لغوى معلوم مى‏شود، اين است كه انتظار يك حالت روانى به همراه درنگ و تامل است . اما از اين معنا مى‏توان دو نوع برداشت كرد . يكى اين‏كه، اين حالت روانى و چشم به راهى، انسان را به عزلت و اعتزال و انزوا بكشاند و منتظر، دست روى دست‏بگذارد، وضعيت فعلى راتحمل كند و به اميد آينده‏ى مطلوب، فقط انتظار بكشد .

برداشت ديگر، اين است كه اين چشم به راهى و انتظار باعث‏حركت، پويايى و اقدام و عامل عمل و آمادگى وسيع‏تر گردد . اينك سؤال اين است كه كدام يك از اين دو معنا، مراد و مقصودبزرگان و رهبران دينى است؟ با مراجعه به متون روايى، مشاهده مى‏شود كه معصومين عليهم السلام خيلى روشن و صريح با ارايه‏ى تصويرى مناسب از انتظار، روى برداشت اول،خط بطلان كشيده و براى اين‏كه هرگز آن معنا به ذهن مخاطب خطور نكند، به قسمت مهم و اساسى مفهوم انتظار اشاره كرده‏اند كه انتظار، عمل است، آن هم افضل و بزرگ‏تريناعمال (3) يا عبادت است، آن هم محبوب‏ترين عبادت و عمل . (4) اساسا اين يك قاعده‏ى عقلى و منطقى است; آن كس كه وضعيت موجود را نمى‏پذيرد و تحمل نمى‏كند، در انتظار گشايش است: من انتظر امرا تهيا له .

بنابراين، بعضى كه انتظار را خاموشى و گوشه‏گيرى و اعتزال و مذهب احتراز (5) معرفى كرده‏اند و بدين وسيله، آن را مورد هجوم قرار داده‏اند، به خطا رفته‏اند; چون حقيقت انتظار را درك نكرده‏اند وتيرى در تاريكى انداخته‏اند . كما اين‏كه آن‏ها كه انتظار را مذهب اعتراض (6) معرفى كرده‏اند، آن هم اعتراضى كه از سقيفه و از زبان على عليه السلام آغاز شد، بهبى‏راهه رفته‏اند . در برابر اين نگاه، دو پرسش مطرح است . اول اين‏كه، دامنه‏ى ايناعتراض تا كجاست؟ تا رفاه، تا عدالت، تا عرفان، تا آزادى، تا شكوفايى و تكامل و يا . . . . دوم اين‏كه، پى‏آمد اين اعتراض، چيست؟ چه بارى بر دوش منتظر مى‏گذارد و اين نفى با چه اثباتى همراه مى‏شود؟ در مورد پرسش اول بايد بگوييم كه آرمان‏هاى دينى از تكامل و شكوفايى استعداد آدمى، بالاتراست; چون زمانى كه انسان به تكامل هم برسد، باز مساله اين است كه مى‏خواهد در چه جهتى مصرف شود؟ رشد يا خسر؟ اين دو مساله‏ىاساسى بعد از تكامل و شكوفايى است . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده‏اند:

الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه . (7)

مردم معدن هستند مثل معدن طلا و نقره .

استفاده از معادن، سه مرحله دارد: اول، كشف; دوم، استخراج; سوم، شكل دادن . تا اين‏جا مرحله‏ى كمال و شكوفايى است، اما اين آهن شكل گرفته كه مثلا به شكل اتومبيل درمى‏آيد، جهت مى‏خواهد . پس مرحله‏ىچهارم، جهت‏يابى اين معدن، اين انسان است . جهت‏به سوى كيست؟ به سوى پايين‏تر از خود و رضايت‏به زندگى حيوانى و همين حيات دنيوى؟ (8) اين تنزل است . انسان با كم‏ترين مقايسه درمى‏يابد كه از حيوانات بالاتر است . در نتيجه، هدفى برتر مى‏يابد; حركت‏به سوى بالاتر از خودمان . اين تحرك است، رشد است . بالاتر از من كيست؟ لابد آفريننده‏ى انسان كه حاكم و خالق هستى است . (9) و امامت، هدايت‏گر اين حركت و سير صعودى است كه بعد از مقام رسالت، به اين مهم مى‏پردازد و اكنون علم اين حركت رابايد در دستان پرمهر مهدى موعود عليه السلام جست‏وجو كرد .

در مورد پرسش دوم هم بايد گفت منتظر مهدى، آماده است و براى سلطان و تسلط مهدى عليه السلامزمينه‏سازى مى‏كند، چنان‏چه در حديث آمده است: و يوطئون للمهدى سلطانه . (10)

اهميت اين آمادگى و زمينه سازى را در پيام صادقانه‏ى امام صادق عليه السلام مى‏توان جست‏وجو كرد كه در آن، به حداقل آمادگى، اشاره شده است:

ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما فان الله اذا علم ذلك من نيته رجوت لان ينسى فى عمره حتى يدركه و يكون من اعوانه و انصاره . (11)

بايد هركدام از شما براى خروج قائم، آمادگى پيدا كند، اگر چه با تهيه كردن يك تير باشد; چون وقتى خداوند ببيند كسى به نيت‏يارى مهدى عليه السلام اسلحه تهيه كرده است، اميد است كه عمر او را دراز كند، تا ظهور او را درك كند و از ياوران مهدى عليه السلام باشد .

از طرفى مهم‏ترين لقب پيشواى منتظر، «قائم‏» است كه براى احترام هنگام شنيدن آن، قيام لازم است، ليكن حكمتاجتماعى اين احترام نيز ما را به معناى حقيقى انتظار رهنمون مى‏سازد و در واقع، انسان منتظر با اين حركت‏خود مى‏خواهد نشان دهد كه در حال آمادگى براى قيام ومبارزه و جهاد است . (12) بعضى به اشتباه فكر مى‏كنند كه همه‏ى كارها خود به خود وبدون زمينه سازى و آمادگى درست مى‏شود . در حالى‏كه هيچ‏گاه بناى عالم بر ايناستوار نبوده كه كارها خود به خود درست‏شود و بدون هيچ رنجى و جهادى، مشكلات بشريت‏حل شود . جملات حكيمانه‏ى امام باقر عليه السلام در اين مورد، جالب توجه است:

. . . قلت لابى جعفر عليه السلام: انهم يقولون: ان المهدى لو قام، لاستقامت له الامور عفوا و لا يهريق محجة دم، فقال: كلا، و الذى نفسى بيده، لواستقامت لاحد عفوا لاستقامت لرسول الله صلى الله عليه و آله حين ادميت رباعيته و شبح فى وجهه كلا و الذى نفسى بيده حتى نمسح نحن و انتم العرق و العلق . ثم مسح بجبهته . (13)

. . . به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم: مردم مى‏گويند چون مهدى قيام كند، كارها خود به خود درست مى‏شود و به اندازه‏ى يك حجامت، خون نمى‏ريزد . فرمود:

هرگز چنين نيست . به خداى جان آفرين سوگند! اگر قرار بود كار براى كسى، خود به خود درست‏شود، براى پيامبر صلى الله عليهو آله درست مى‏شد، هنگامى كه دندانش شكست و صورتش شكافت . هرگز چنين نيست كه كار خود به خود درست‏شود . به خداى جان آفرين سوگند! كار درست نخواهد شد تا اين‏كه ما وشما در عرق و خون غرق شويم‏» . آن‏گاه به پيشانى خود دست كشيد .

اينك با توجه به معناى لغوى و روايات پيرامون انتظار و اقوال و انظار در اين زمينه، مى‏توان گفت كه انتظار نه احتراز است و گوشه نشينى و نه اعتراض و نفى طاغوت‏ها . در واقع، اين‏ها حالت روحى و روانى محض هستند، بلكه انتظار، عمل و اقدام است . پويايى و حركت است . به همين خاطر در لسان روايات، انتظار بهترين و محبوب‏ترين عمل معرفى شده است . (14) حقيقت انتظار بسيار بالاتر از اين محدوده‏هاست . انتظار جنبه‏ى اثباتى دارد; يعنى آمادگى و اقدام . منتظر فرزند محبوب و دلدار عزيز، اقدام مى‏نمايد و در خود و در محيط اطراف، نشان و اثر مى‏گذارد . منتظر مهدىو قائم آل محمد عليه السلام چگونه مى‏تواند آماده نشود و زمينه سازى نكند . درحالى‏كه به شمشير زدن در ركاب پيامبر صلى الله عليه و آله بر فرق دشمن (15) تشبيهشده، اساسا انتظار خشك و خالى، به عبارت ديگر اميد ذهنى به آن‏كه در جامعه تحقق يابد و آثارش آشكار شود، هيچ‏گاه بهترين عمل نخواهد بود و اين معانى، حاكى از حضور در صحنه و فعاليت‏هاى علمى و كار و كوشش و زمينه سازى عينى است نه نيت‏بدون عمل و اميد ذهنى بدون آثار عملى . پس انتظار به معنى آينده نگرى، دگرگونى است و اين دگرگونى به زمينه سازى، احتياج دارد .

2- ضرورت انتظار

عقيده به ظهور مصلح و آمادگى براى يك انقلاب جهانى، آن‏قدر حياتى و لازم بوده است كه پيشوايان دينى انتظار را استراتژى مهم اين برهه‏ى تاريخى دانسته و حكمو دستور به آن در دوران غيبت داده‏اند . (16) اهميت و ضرورت دوره‏ى انتظار را مى‏توان از زواياى مختلف بررسى كرد:

الف - توجه به معنا و حقيقت انتظار، دريچه‏اى است‏براى رسيدن به اين مهم . همان‏طورى كه قبلا به طور كامل بحث‏شد، انتظار يك دوره‏ى آماده‏سازى و زمينه سازى است و هر انقلاب و حركتى كه ايندوره را پشت‏سر نگذاشته باشد ابتر و ناقص و بى‏ثمر خواهد بود . ما كسانى را مى‏بينيم كه به پا ايستاده‏اند و راه افتاده‏اند، ولى دوره انتظارى نداشته‏اند . گويا چيزى نمى‏خواسته‏اند و تنها بر اساس جو محيط و جريان حاكم به رفتن وادار شده بودند . اين‏ها بدون انتظار و بدون آماده باش در گام‏هاى اول گرفتار شده‏اند و بهخودخورى و فرار از خويشتن رسيده‏اند و آخر سر در زير فشار ابهام‏ها و اشكال‏ها، درمرحله فكر و اعتقاد، در مرحله‏ى ظرفيت و تحمل، در مرحله‏ى طرح ريزى و در مرحله‏ى عمل، از كمبود امكانات گرفته تا نيازهاى اقتصادى و نيازهاى تخصصى و علمى و حتى آمادگى بدنى و توانايى جسمى، در زيربار اين فشارها و ابهام‏ها، به انزوا و فرار از كار و جدايى از عمل روى آورده‏اند . طبيعى است آن‏ها كه عمل زده بودند، بعدها با نفرت، عرفان زده، فلسفه زده و علم زده و كلاس زده هم بشوند و به دنبال پناه‏گاهىبگردند . كه باز هم طبيعى است كه به پناهى نرسند و سرگردان بمانند .

اين خاصيت انتظار است كه تو را وادار مى‏كند تا كمبودها را حدس بزنى و براى تامينش بكوشى و اين خاصيت انتظار است كه تو را به آمادگى و حضورى مى‏رساند كه ما نعم‏ها را بشناسى و براى رفع‏شان، برنامه بريزى . آن‏جا كه آدممى‏بيند آدم‏هايى استخوان‏دار پس از سال‏ها تحصيل چگونه سر در گم هستند و نمى‏دانندچه كنند و خسته و رنجور و آزرده و سر در لاك شده‏اند با پرسش رو به رو مى‏شود علتانزوا و خستگى اين‏ها همان نداشتن دوره‏ى انتظار است . اين‏ها نديده آمده‏اند وطبيعى است كه با ديدن مشكلات، متحير و سرگردان شوند يا اين‏كه تجديد نظر دوباره داشته باشند و از اساس، كارشان را درست كنند و بنيادى پيش بيايند .

ب - از طرفى، ضرورت و اهميت دوره انتظار را مى‏توان از لابه‏لاى صفحات تاريخ نيز به دست آورد .

پس از رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام و سيدالشهدا عليه السلام تابه امروز، ريشه تمام حركت‏ها و نهضت‏هاى شيعى عليه باطل و استثمارگران، همين فلسفه‏ى اجتماعى انتظار و عقيده به ادامه‏ى مبارزه تا پيروزى حق بوده است . اين امر چنان مورد توجه بزرگان دين قرار گرفته تا آن‏جا كه يكى از معيارهاى پذيرش اعمال معرفى شده است . (17) از مهم‏ترين رازهاى نهفته‏ى بقاى تشيع همين روح انتظارى است كه كالبد هر شيعه را آكنده ساخته و پيوسته او را به تلاش و كوشش و جنبش وامى‏دارد و مانع از نوميدى و بى تابى و افسردگى و درماندگى او مى‏گردد . اين تاثير آن‏قدر ملموس و كارساز بودهكه اسلام پژوهان غربى (18) نيز از آن گفت‏وگو كرده‏اند .

«هانرىكربن‏» ; اسلام شناس شهير فرانسوى مى‏گويد:

. . . مفهوم غيبت، اصل و حقيقت غيبت هرگز در چارچوب درخواست‏هاى دنياى امروز در معرض تفكر عميق قرار نگرفته است . . . معناى اين امر به عقيده‏ى اين جانب، چشمه‏اى بى نهايت و ابدى از معانى و حقايق است . . . معنويت اسلام تنها با تشيع، امكان حيات و دوام و تقويتدارد و اين معنا در برابر هرگونه تحول و تغييرى كه جوامع اسلامى دستخوش آن باشند، استقامت‏خواهد كرد . امام زمان، مفهوم اعلائى است كه مكمل مفهوم غيبت است، ولىكاملا به شخصيت امام غايب، مرتبط است . اين‏جانب، مفهوم امام غايب را با روح غربى خودم به گونه‏اى نو و بكر، احساس و درك مى‏كنم و چنين به تفكر و دلم الهام مى‏شودكه رابطه‏ى حقيقى آن را با حيات معنوى بشر، وابسته مى‏دانم . (19)

«جيمز دار مستر» ; شرق شناس معروف فرانسوى در اين باره مى‏گويد:

در حله كه نزديك بغداد است همه روزه پس از نماز عصر، صد نفر سوار با شمشير برهنه مى‏رفتند و از حاكم شهر، اسبى با زين و برگ مى‏ستاندند و . . . فرياد مى‏زدند كه: تو را به خدا، اى صاحب الزمان! تو را به خدا بيرون بيا .

وى در جايى مى‏گويد:

قومى را كه با چنين احساسات پرورش يافته است، مى‏توان كشتار كرد، اما مطيع نمى‏توان ساخت . (20)

ج - در اهميت دوران انتظار همين بس كه دشمنان، آن‏را مانع تسلط خودبر مسلمانان برشمرده‏اند: «ميشل فوكو، كلر برير، در بحث مبارزه با تفكر مهدى باورى: ابتدا امام حسين عليه السلام و بعد امام زمان (عج) را مطرح مى‏كنند و دو نكته را عامل پايدارى شيعه معرفى مى‏كنند . نگاه سرخ و نگاه سبز در كنفرانس «تل آويو» هم افرادى مثل برنارد لوييس، مايكل ام جى . جنشر، برونبرگ و مارتين كرامر بر اين بحث‏خيلى تكيه مى‏كنند . آن‏ها در تحليل انقلاب اسلامى، به «نگاه سرخ‏» شيعيان، يعنى عاشورا و «نگاه سبز» شان يعنى انتظار مى‏رسند . جمله‏ى مشهورى دارند كه «اين‏ها به اسم امام حسين قيام مى‏كنند و به اسم امام زمان (عج)، قيام‏شان را حفظ مى‏كنند .» (21) دشمن به اهميت مديريت‏شيعه آن‏هم زمانى كه رهبر آن غايب و از نظرها پنهان است، پى برده‏اند و به همين منظور اقداماتى در اين رابطه انجام داده‏اند وسناريوهاى متعددى را جهت تضعيف و نابودى اين انديشه‏ى مقدس طراحى كرده و متناوبا به اجرا گذارده‏اند .

از آن جمله، دخالت مستقيم و حمايت از پروسه‏ى «شخصيت پردازى و مهدى تراشى‏» ، تخريب پايه‏ى فكرى «مهدى باورى‏» از طريق ژست‏هاىعلمى و به ظاهر شرق‏شناسى، پرورش و حمايت از سرسپرده‏هاى داخلى مانند احمد كسروى،شريعت‏سنگلجى، سلمان رشدى و اخيرا احمد الكاتب، انتشار تبليغات مسموم رسانه‏اى،امپراتورى اهريمنى رسانه‏هاى استكبارى و بمباران تبليغاتى توپ‏خانه‏هاى صوتى و تصويرى ژورناليستى نظام سلطه، يكى از قوى‏ترين ابزارهاى كودتاى فكرى و شست‏وشوى مغزى توده‏هاست .

در واپسين دهه‏هاى قرن بيستم، هجومى از اين نوع را عليه ايده‏ى «ظهور مهدى موعود» شاهد بوديم . در سال 1982 ميلادى، سريالى با نام «نوستر آداموس‏» به مدت سه ماه متوالى از شبكه‏ى تلويزيونى آمريكا پخش شد . اين فيلم سرگذشت‏ستاره شناس و پزشك فرانسوى به نام «ميشل نوستر آداموس‏» بود كه نزديك به 500 سال قبل مى‏زيسته است . اين سريال، پيشگويى‏هاى وى را درباره‏ى آينده‏ى جهانبه تصوير كشيده بود كه مهم‏ترين آن‏ها پيش‏گويى وى درباره‏ى ظهور نواده‏ى پيامبر اسلام در مكه مكرمه و متحد ساختن مسلمانان و پيروزى بر اروپاييان و ويران كردنشهرهاى بزرگ سرزمين جديد (آمريكا) بود . (22)

هدف از اين مانورتبليغاتى، به تصوير كشيدن چهره‏اى خشن، بى رحم، ويران‏گر و گرفتار جنون قدرت از مهدى موعود و تحريك و بسيج عواطف ملل غربى عليه اسلام و منجى موعود آن و در كوتاه مدت، بستر سازى روانى بود .

3- ابعاد انتظار

آن كس كه در انتظار است، آماده مى‏شود تا نقطه ضعف‏هاى خودش را پر كند و مانع‏ها را بشناسد ونقطه‏ى ضعف‏هايش را بيابد و در نقطه ضعف‏هاى دشمن خانه بگيرد و از آن سنگر بسازد . حال اين پرسش مطرح است كه آمادگى و زمينه سازى در كجا؟ و به چه صورتى؟ براى توضيحاين مطلب بايد گفت آمادگى و تهيا، قلمرو و ابعادى دارد كه انسان منتظر بايد در همه‏ى آن ابعاد، آماده و سرپا باشد:

الف - آمادگى فكرى

ب - آمادگى روحى

ج - طرح و برنامه ريزى

د - آمادگى در عمل

الف - آمادگى فكرى

سقف‏هاى سنگين و رسالت‏هاى بزرگ، پايه‏هاى محكم مى‏خواهند، پايه‏هايى كه در شعور و احساس قرار گرفته باشند . به همين خاطر رسول مكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

لكل شى دعامة و دعامة هذا الدين الفقه و الفقيه الواحد اشد على الشيطان من الف عابد . (23)

براى هر چيز، اساس و پايه‏اى وجود دارد . اساس و پايه‏ى اين دين [اسلام]، فهم عميق است و يك فقيه در برابرشيطان، از هزار مسلمان عبادت‏گزار [بدون شناخت] محكم‏تر و مؤثرتر است .

بنابراين، در دوره انتظار، بايد بنيان‏هاى فكرى عميقى پيدا كنيم تا در مقابل افكار و مكاتب مختلف از پا نيافتيم . اما چگونه؟ بعضى‏ها خيال مى‏كنند كهبراى انتخاب صحيح بايد تمام مكاتب را شناخت و آن‏گاه انتخاب كرد، ولى اين بررسىبراى انتخاب كافى نيست; زيرا اين درست است كه گفته‏اند بايد گفته‏ها را گوش داد وبهترين را انتخاب كرد (24) ولى ما مى‏دانيم بهترين كدام است . بهتر را بايد با اصلىسنجيد، اين اصل كدام است . على عليه السلام مى‏گويد: كفى بالمرء جهلا ان لايعرف قدره . (25) براى جهالت تو همين بس كه با تمامى اطلاعات و مطالعات عظيم، اصل ومعيار را نداشته باشى و اندازه‏ى خودت را نشناسى . آن‏چه يك منتظر بايد در زمينه‏ى فكرى به آن مسلح شده باشد، همين درك از خويش و شناخت قدر خويش است كه معيار انتخابمكتب‏ها خواهد بود و انسان را در برابر مكتب‏هاى گوناگون راهنمايى مى‏كند . و انتخاب بهترين را ممكن مى‏سازد . چون بهترين‏ها در رابطه با شعارى كه ارايه مى‏دهند، همراه مقايسه‏اى كه در ميان اين شعار و قدر وجود من برقرار مى‏شود، انتخاب مى‏گردد . با توجه به همين معيار است كه مى‏توانى كار گروه‏ها و مكتب‏هاى گوناگون را نقد بزنى . لازم نيست همه‏ى مكاتب را مطالعه كرد، بلكه همين قدر از مكاتب را بايد دانست كه اين‏ها انسان را در نهايت‏به كجا خواهند برد . مثلا وقتى شمامى‏خواهيد يك جفت كفش بخريد، تمام كفش‏هاى يك فروشگاه را آزمايش نمى‏كنيد . اندازه و شماره‏ى پا، شما را در انتخاب بهترين كمك مى‏كند . در رابطه با مكتب‏ها و گزينش آن‏ها نيز اين چنين است . وقتى من اندازه‏ى واقعى انسانى خودم را كشف كردم وشناختم، حالا در پى اين هستم كه مكاتب مختلف، چه لباسى را براى اين انسان مى‏سازند . آن‏وقت مى‏بينيم كه همه‏ى مكاتب، لباس‏هايى را براى اين انسان مى‏سازند، حتى انگشت پاى اين انسان بزرگ را نمى‏تواند بپوشاند، جز مكتب تشيع كه آرمان‏ها و اهدافش با اندازه‏ى وجودى و ارزش واقعى انسان، هماهنگ است . اين راه راه‏گشاى بن بست‏هاىحيرت‏زا است . اين شروع در ما جريانى ايجاد مى‏كند كه مى‏توانيم از مطالعات وتفكرات ديگران هم بهره برداريم و اين جريان فكرى است كه مى‏تواند در برابر فكرهاىگوناگون مقاوم باشد .

ب - آمادگى روحى

منتظر بايد در زمينه‏ى روحى نيز آمادگى بالايى داشته باشد تا در برابر حوادث و مصيبت‏ها از كوره در نرود و بتواند بار سنگين رسالت و آگاهى‏هاى عظيم را به دوش بگيرد . در واقع، ظرفيت وجودى مرا در كنار گرفتارى‏ها مقاوم مى‏سازد و همين است كه مى‏بينيم وقتى منتظر دعا مى‏كند، معرفت و شناخت را مى‏خواهد:

اللهم عرفنى نفسك . . . . .

خدايا! خودت را به من بشناسان .

و ثبات قدم را مى‏خواهد: ثبتنى على دينك . كم توقعى و صبر را مى‏خواهد: صبر نى على ذلك . (26) منتظر بايد از آن‏چنان روحيه‏اى برخودار شود كه همراه رنج‏ها و سختى‏ها، راحتى‏ها را داشته باشد; زيرا كه در زمان غيبت، مردم مورد سخت‏ترين امتحانات قرار مى‏گيرند و زير و رو مى‏شوند . چنان‏چه امام باقر عليه السلام در پاسخ يكى از ياران كه پرسيد: فرج شما چه وقت است؟ فرمودند:

هيهات، هيهات لا تكونفرجنا حتى تغربلوا ثم تغربلوا - يقولها ثلاثا - حتى يذهب الكدر و يبقى الصفور . (27)

هيهات فرج ما نرسد تا غربال شويد، باز هم غربال شويد و باز هم غربال شويد تا اين‏كه كدورت‏ها برود و صافى و صفا بماند .

ايجادروحيه، امر مهمى است كه در دوره‏ى انتظار بايد حاصل شود، ولى مهم‏تر از آن، راه‏هاى ايجاد اين روحيه است كه چگونه؟ و با چه روشى؟ اين روحيه در منتظر ايجاد شود . اينك به مواردى اشاره مى‏كنيم .

1 . درك قدر

آدمى كه اندازه‏ىخودش را شناخته، ديگر به خاطر كمترها توفان نمى‏گيرد و از جا نمى‏كند . ظرفيت و وسعت روحى ما در رابطه با آن‏چه كه بر ما اثر مى‏گذارد، مشخص مى‏شود، زيرا على عليهالسلام مى‏گويد:

قدر الرجل على قدر همته . (28)

اندازه‏ى آدم به اندازه‏ى همان چيزى است كه براى او اهميت دارد .

پس بايد به اين مرحله برسيم كه ارزش وجودى خودمان از چيزهايى كهبراى ما اهميت دارند، بالاتر است . پس همت‏هايمان بالاتر مى‏رود تا آن‏جا كه حركت مى‏كنيم و در اين حركت‏با مسايلى رو به رو كه برايش از قبل، آماده شده بوديم .

اين نكته‏ى رمز گر بدانى، دانى

هرچيز كه در جستن آنى، آنى

تا در طلب گوهر كانى، كانى

تا در هوس لقمه‏ى نانى، نانى

2 . رفعت ذكر

رفعت ذكر هم مى‏تواند عامل وسعت صدر باشد و قرآن چه زيبا به اين موضوع اشاره دارد: الم نشرح لك صدرك و وضعناعنك وزرك و رفعنا لك ذكرك . (29) آن‏جا كه ذكر و ياد تو را، نه اسم و نام تو را (توجه شود، نفرموده: و رفعنا لك اسمك) بالا برديم، در تو وسعتى آورديم و بارهاى سنگين و كمرشكن را از تو برداشتيم، تا آن‏جا كه تو همراه هر رنج، دو راحتى مى‏ديدى: فان مع العسر يسرا ان مع العسر يسرا . (30) تكرار نكره باعث تعدد است و يسر بدون الف و لام و نكره آمده است . پس همراه هر رنج، اين دو راحتى هست كه تو ورزيده شده‏اى و با رفعت‏يا دو ذكر به وسعت‏سينه، راه يافته‏اى .

3 . شهادت و ديدن تمام راه

كسى كه تمامى راه را ديده و مانع‏ها را شناخته است،اين وجود شهيد واقف منتظر است و از ديدن حوادث و گرفتارى‏ها نمى‏لرزد; زيرا از پيشآماده شده و به انتظار نشسته است . آن‏هايى مى‏لرزند كه با رؤياها و توقع‏هاى بىحساب، راه افتاده‏اند و خيال مى‏كنند تا به راه افتادى، تمام دشمن‏ها برايت نقل ونبات مى‏آورند .

4 . اطاعت و تقوا

كسى كه حدود را مى‏شناسد و تكليفش را مى‏داند و مى‏خواهد به اين تكليف عمل كند، اين وجود ديگر فشارى ندارد، بلكه در جايگاه امن نشسته است: ان المتقين فى مقام امين . (31) وجودى كه تكليفش راشناخته و وحى را مى‏فهمد، ديگر از آن‏چه پيش مى‏آيد، وحشت ندارد و حتى با آن‏چهمى‏شود، كارى ندارد . آن رسول عزيز صلى الله عليه و آله مى‏فرمود: ما كنت‏بدعا منالرسل; من از ميان رسولان بدعتى نيستم و تازه‏اى نياورده‏ام . و ما ادرى مايفعل بى و لا بكم; و حتى نمى‏دانم كه براى من و شما، چه پيش مى‏آيد: ان اتبع الا ما يوحى الى . (32) من فقط بر روى مرز و به دنبال وحى حركت مى‏كنم; زيرا همين اطاعت و تقواو عمل به وظيفه است كه امن مى‏آورد و از بن ست‏بيرون مى‏كشد: و من يتق الله يجعل لهمخرجا . (33)

5 . ارتباط و پيوند با خدا: رزق انسان در خواندن كتاب‏ها و مطالعات، منحصر نيست . دقت و مطالعه در آفاق و طبيعت و در انفس و وجودانسان هم مى‏تواند آيه‏ها و نشانه‏هايى را به دنبال بياورد و مايه‏هاى فكرى و روحىانسان را تقويت كند . از اين گذشته، آن‏ها كه روز را با خلق خدا به سر مى‏برند، بايد در شب به ياد خدا باشند و از قرب او رزق بگيرند، تا بتوانند بار برخوردهاىسنگين و درگيرى‏هاى مستمر روزشان را به دوش بگيرند . به همين دليل، رسول بايد پيش از قيامش در شب، قيام كند و قرآن را آرام آرام بخواند و با ترتيل در وجودش بنشاند; چون مى‏خواهد قول ثقيل و رسالت‏سنگينى را بر دوش بگيرد . (34) اين پيوند شب و ارتباط با خدا، با دعا، رائت‏يا قيام، تامين كننده‏ى رزق روزانه‏ى مؤمن منتظر است كه سوخت و ساز و درگيرى و برخوردهاى شكننده دارد .

ج - طرح و برنامه ريزى

منتظر بايد طرح و نقشه داشته باشد و با توجه به طرح و نقشه‏ى سازندگى، خود دنبال مصالح و لوازمى باشد كه قبلا طرح و برنامه‏ى آن‏را كشيده است . نكاتى كه در طرح و برنامه ريزى بايد مدنظر داشت، عبارتند از:

1 . هدف‏مندى

طرح بر اساس هدف و هدف بر اساس درك از قدر و ارزش، شكل مى‏گيرد . با در دست داشتن هدف، كليد طرح به دست مى‏آيد .

2 . ارزش‏مندى هدف

انسانى كه خودش را ميوه‏ى هستى مى‏بيند و آدمى كه در او همت‏هاى بلند شكل مى‏گيرد و مسؤوليت‏هاى بزرگ پذيرفته مى‏شود، نمى‏تواند فقر و جهل و فسق و شرك و كفررا تحمل كند . او در خود و در اجتماع، در پى اين ارزش‏هاى بالاتر مى‏گردد و براى اين ارزش‏هاى مقدس مجبور است كه طرحى بريزد .

3 . تجزيه‏ى هدف

بهترين كار براى رسيدن به هدف و برداشتن موانع، تجزيه و تقسيم كردنآن‏هاست; يعنى بايد نيازها، مسايل، مراحل و موانع را شناسايى كرد . هم‏چنين بايد به جاى نشستن و حسرت خوردن، حركت كرد تا راه رسيدن به هريك از مقدمات و مراحل را بشناسيم و براى درگيرى با مانع‏ها آماده شويم . هنگامى كه هدف‏هاى بزرگ تجزيه مى‏شوند، راحت و آسان خواهند شد و هدف‏هاى كوچك هنگامى كه خرد نشوند، ناممكن و محال جلوه مى‏كنند .

4 . ابتناء بر فقه و آگاهى

اكنون اين طرح و تقدير، انسان منتظر را از پراكنده كارى و دوباره كارى و خراب‏كارى، نگهدارى خواهد كرد; چون كارهاى پراكنده در طرح، جان گرفته و به سوى هدف هماهنگ گرديده و از فقه و آگاهى، بركت گرفته است . اين قرآن است كه به خوبى به عواملى اشاره مى‏كند كه باهمراهى آن‏ها، انسان منتظر در برابر دشمن - هرچند ده برابر باشد - نه تنها مقاوم، كه غالب و مسلط مى‏گردد . قرآن به ما مى‏آموزد كه همراه عناصرى بر دشمن غلبه خواهيد يافت . آن‏گاه توضيح مى‏دهم چرا؟

بانهم قوم لايفقهون; (35)

چون آن‏ها از فقه و بينشى برخوردار نيستند . پس عنصر فقه به همراه عناصر صبر، تجمع و ايمان مى‏تواند مؤمن منتظر را در برابر دشمن كه ده برابر اوست، به پيروزى رساند .

د - آمادگى در عمل

در مرحله‏ى عمل، به دو عامل ديگر نياز است . دو عملى كه در روش تربيتى انبيا در قرآن از آن سخن به ميان رفته است: لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان . (36) همه‏ى انبيا علاوه بر بينات، همراه با كتاب و ميزان بوده‏اند . در بينش دينى، افراد نه با عمل كه با بينش‏شان از يك عمل، به ارزش مى‏رسند . در بينش اسلامى، همه عهده‏دار وهمه مسؤول هستند:

كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعتيه . (37)

براى انجام چنين مهمى است كه به دو عامل ديگر نياز هست; كتاب وميزان . يعنى با كتاب، به ضابطه‏ها برسد و دستورها را بشناسد و هنگام تزاحم دو دستور، با ميزان‏ها و معيارها، از بن بست‏بيرون بيايد .

1 . كتاب

منظور از كتاب، همين قرآن، تورات و انجيل نيست و اين پيداست كه همه‏ى انبيا، صاحب كتاب‏هايى مثل تورات و انجيل و زبور و قرآن نبوده‏اند . اين كتاب همانضابطه‏ها و دستورهايى است كه مكتوب است و فرض است مثل: كتب عليكم الصيام . (38) و كتب عليكم القتال . (39) منتظر مؤمن كه خودش را در دنياى رابطه‏ها مى‏بيند و درميان نظام، عليتى و علمى مى‏شناسد، ديگر نمى‏تواند اين‏گونه اقدام كند، بلكه براى هر رابطه، به ضابطه و دستور نياز دارد; چون شما نه تنها از عبادالله و بلادالله، كهحتى از بيابان‏ها و چهارپايان هم بازخواست مى‏شويد و مسؤول هستيد . (40)

2 . ميزان

به اندازه‏ى تمامى پديده‏ها، تكليف و حكم هست . اين تكاليف خود با هم تعارضى ندارند، ولى مساله آن‏جا سبز مى‏شود كه اين‏ها در يكزمان به سراغ تو بيايند . اگر در يك زمان محدود با تمامى اين دستورها، روبه‏رو شوى،چه‏كار مى‏كنى؟ آيا همين‏گونه به يك كار مشغول مى‏شوى و بقيه را مى‏گذارى يا اين‏كه غصه و جوش كارهاى مانده را بر دلت‏بار مى‏كنى يا اين‏كه در هنگام تزاحم، دنبال معيار مى‏گردى و ميزان مى‏خواهى؟ اين ميزان‏ها عبارتند از:

1- 2- توجه به عامل، جهت و اثر عمل

براى فهم حكم و روح حكم، اين توجه لازم است . به همين خاطر، مؤمن منتظر در حكمى كه مى‏شنود و عملى كه مى‏خواهد بياورد، بايد به اين ميزان‏ها توجه كند كه چه عاملى او را وادار مى‏كند و چه جهتى او را مى‏خواند واين عمل سازنده‏تر است‏يا عمل ديگر .

2- 2- اهميت، صعوبت و مخالفت هوس

هنگامى كه به دو كار برخورد مى‏كنى، نگاه كن كه خدا كدام يك را بهتر مى‏پسندد و كدام‏يك اهميت‏بيش‏ترى دارد . اگر در نظر خدا برابر بودند، ببين كدام بر تو سخت‏تر است . آن‏چه سخت‏تر است، سازنده‏تر خواهد بود; زيرا: افضل الاعمال احمزها . (41) و آن‏جا كه در صعوبت و سختى با هم مساوى هستند، معيار مخالفت‏با هوس در مياناست . امام على عليه السلام در نهج‏البلاغه آن‏جا كه خصلت‏هاى برادرش را مى‏شمارد،مى‏گويد: و كان اذا بدهه امران ينظر ايهما اقرب الى الهوى فيخالفه . (42) آن‏جا كه دو كار ناگهانى و بالبداهة با او روبه‏رو مى‏شدند و او را مبهوت مى‏كردند، او مسلط بود . نگاه مى‏كرد كه كدام به هوا نزديك‏تر است، پس با آن مخالفت مى‏كرد و آن‏را كنار مى‏زد و اين ميزان هم حساب شده است; چون كارى كه بر تو فشار بيش‏ترى مى‏آورد، به تو قدرت بيش‏ترى خواهد داد و تو را به معراج بالاترى خواهد رساند .

3- 2- اصول عمليه (برائت، استصحاب، احتياط، تخيير)

مؤمنهيچ‏گاه بن‏بستى ندارد; چون اگر در مقام عمل دچار شك شود، مساله‏اى نيست كه اصولعمليه در اين‏گونه موارد راه‏گشاست و اين از بزرگ‏ترين نعمت‏هايى است كه در نظام اصول اسلامى به ما ارزانى شده و از آن غافليم چون جايگاه آن را نمى‏دانيم و فقط در احكام از آن استفاده مى‏كنيم . از كتاب و ميزان كه بگذريم در مرحله‏ى عمل بايد به آفات عمل نيز توجه شود; چون مؤمن منتظر، ممكن است در مرحله‏ى عمل با آفت‏هايى مواجه شود و تمام آن‏چه را كه به‏دست آورده هم‏چون شيطان يك‏جا از دست‏بدهد . منتظر در مرحله‏ى آمادگى عملى براى اين‏كه از آفات عمل مصون بماند، بايد به نكات زير نيز توجه داشته باشد:

1 . مبناى عملش جو و روح جمعى و چشم و هم چشمى نباشد، بلكه شهادت و ديدار آتش و بهشت كه باشد . مؤمن شغل من الجنة و النار امامه . (43) مى‏بيند هر كلمه‏ى او و هر حركت او يا به آتش و يا به بهشت راه دارد; با اينشناخت مشغول مى‏شود و از آفت توقع مزد و سپاس از ديگران رها مى‏شود و تا حد ايثار حركت مى‏كند و تازه خود را بدهكار هم مى‏داند .

2 . منتظر بايد عمل را جدا از حجم و مقدارش با توانايى خود بسنجد، نه با دارايى‏ها; زيرا: ليس للانسان الا ما سعى . (44) با شناخت‏خصلت‏هاى عمل يعنى سعى از زياد شمردن كارهاى خوب و كم ديدن كارهاى شر رهايى مى‏يابيم; زيرا خيرى كه زيادش مى‏بينى، عقيم مى‏ماند و شرى كه اندكش مى‏شمارى، مى‏زايد . بايد به عكس رفتار كرد تا خيرها زياد شوند و شرها عقيم بمانند . (45)

3 . منتظر بايد عملش در زمان و مكان مناسب انجام گيرد، چون درست است كه توابين خون‏هاى خود را در راه امام حسين عليه السلام دادند اما اگر اين خون‏ها در روز تاسوعا به حسين مى‏رسيد شايد عاشورايى پيش نمى‏آمد; زيرا: سارعوا الى مغفرة من ربكم . (46)

4 . منتظر بايد از افراط و تفريط برحذر ماند و از سنت جدا نشود; زيرا: لا نية الا باصابة السنة . (47)

5 . منتظر بايد جهت و هدف عملش را مشخص كند; زيرا: من ابدى صفحتهللحق هلك . (48) كسى كه رودرروى حق حركت كند، هلاك مى‏شود .

6 . و در نهايت منتظر بايد به ظاهر عمل مغرور نشود كه ارزش عمل متناسب با نيت‏هاست; زيرا: حاسبوها قبل ان تحاسبوا (49) گفته‏اند، نه حاسبوا اعمالكم; يعنى نيت‏هاى خود را محاسبه كنيد .

پى‏نوشت‏ها:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. قال رسول‏الله: عليه السلام «انا و على ابوا هذه الامة‏» . عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 85; تفسير برهان، ج 1، ص 369 .
2. التحقيق فى كلمات القرآن، حسن مصطفوى، ج 12، ص 166 .
3. افضل اعمال امتى انتظار الفرج من الله عزوجل‏» ، «انتظارالفرجمن اعظم العمل‏» . كمال الدين، ج 2، باب 55، ح 1; بحار الانوار، ج 52، ص 122 .
4. انتظار الفرج عبادة‏» ، «سئل عن على عليه السلام رجل اى الاعمال احب الى الله عزوجل، قال على عليه السلام: انتظار الفرج‏» . همان .
5. حلاج، على ميرفطروس .
6. انتظار مذهب اعتراض،دكتر على شريعتى .
7. نهج الفصاحة .
8. ارضيتم بالحيوة
الدنيا» . توبه، 38 . 9. چنان‏چه در نماز هم به همين جهت آموزش داده مى‏شود و در سجده مى‏خوانيم: «سبحان ربى الاعلى و بحمده‏» ; (پاكاست‏خداى من كه برتر است .)
10. ميزان الحكمه، ج 2، ص 568; كنز العمال، ح 38657 .
11. الغيبه، نعمانى; بحارالانوار، ج 52، ص 366 .
12. مرحوم طالقانى در مجله‏ى «مجموعه‏ى حكمت‏» ، شماره‏ى 1 و 2، سال سوم، در اين باره مى‏گويد: «اين دستور قيام، شايد براى احترام نباشد و الا براى خدا و رسول و اولياى مكرم ديگر هم بايد به احترام، قيام كرد، بلكه دستور آمادگى و فراهم كردن مقدمات نهضت جهانى و در صف ايستادن، براى پشتيبانى اين حقيقت است . . . .» .
13. الغيبة، نعمانى; بحارالانوار، ج 52، ص 358 .
14. اين‏كه در روايات، انتظار به عنوان عمل مطرح شده و در روايتى داريم: «نية المؤمن خير من عمله‏» ; نيت در مقابل عمل قرار گرفت روشن مى‏شود . در اين‏جا انتظار نيت‏بدون عمل و اميد ذهنى بدون آثار عملى، هرگز مراد نيست
15. كمن قارع مع رسول الله بسيفه‏» . بحارالانوار، ج 52، ص 126 .
16. ان القائم منا هو المهدى الذى يحب ان ينظر فى غيبته و يطاع فى ظهوره‏» . منتخب الاثر، ص 223 . (چون در لابه‏لاى مباحث گذشته وآينده، از رواياتى در مورد ارزش و فضيلت و اهميت انتظار بحث‏شده است، در اين جا ازپرداختن به اين مساله خوددارى شده است . ر . ك: بحارالانوار، ج 52، صص 122- 125، 140 و 223; غيبت نعمانى، ص 200; منتخب‏الاثر، صص 496- 498 و 234; اصول كافى، ج 2، ص176 .
17. عن الى عبدالله عليه السلام انه قال: الا اخبركم بمالا يقبل الله عزوجل من العباد عملا الا به؟ فقلت: بلى، فقال . . . و انتظار القائم عليه السلام. (امام صادق عليه السلام به راوى فرمود: آيا ملاك قبولى اعمال بندگان را به شما خبر دهم؟ راوى گفت: بله، امام فرمود: عبارتند از . . . و انتظار مهدى قائم آل محمد (عج)» الغيبة، نعمانى، ص 200 .
18. به دليل مفصل شدن مقاله از نقل نظريات دانشمندان مسلمان در اهميت و ضرورت اين دوران مى‏گذريم; زيراما را از هدف اصلى دور مى‏كند . به علاوه شنيدن حقايق از زبان ديگران، اثر گذارتر و در مجموعه روشن‏گر بسيارى از واقعيت‏هاى پنهان مى‏شود كه ما به‏خاطر تكرار و زيادشنيدن از كنار شان به سادگى گذشته‏ايم .
19. رسالت تشيع در دنياى امروز، سيد محمد حسين طباطبائى، مقدمه: هانرى كربن، صص 25- 35 .
20. مهدى از صدر اسلام تا قرن 13 هجرى، دارمستر، ترجمه محسن جهان‏سوز، صص 38، 39، 79 . «ماربين‏» ; محقق آلمانى مى‏گويد از جمله مسايل اجتماعى بسيار مهمى كه موجب اميدوارى و رستگارى شيعه باشد، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظارظهور است.. .(. . سياست اسلام، ماربين، فصل هفتم، فلسفه مذهب شيعه صص 49- 50 . «اى . ب . پتروشفسكى‏» ; تاريخ‏دان و ايران شناس علوم شوروى سابق، در اين زمينه مى‏نويسد: «چشم به راه مهدى بودن در عقايد مردمى كه نهضت‏هاى قرن سيزدهم را در ايران به پا داشتند، مقام بلندى داشته است، ولى در قرن چهاردهم و پانزدهم ميلادى; اين عقيده راسخ‏تر و مشهودتر گشت‏» . (نهضت‏سربداران خراسان، اى . ب . پتروشفسكى،ترجمه: كريم كشاورز . علاقه‏مندان به كتاب‏هاى «در انتظار ققنوس‏» ، ص 304 و «ظهور حضرت مهدى از ديدگاه اسلام‏» ، ص 239 مراجعه كنند .
21. به نقل از: مجله‏ى بازتاب انديشه، خرداد 80، ص 193 (مجله‏ى موعود، ش 25 و 26 .)
22. ر . ك: در انتظار ققنوس، ص 311 .
23. نهج الفصاحة، ح 90 .
24. فبشر عبادى الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه‏» . (زمر، 18 .)
25. نهج البلاغه، خطبه 16 .
26. مفاتيح الجنان، دعاى غيبت امام زمان (عج .)
27. اثباة الهداة، ج 7، ص 24 .
28. نهج البلاغه، كلمات قصار، ش 47 .
29. انشراح، 1 .
30. انشراح، 5و 6 .
31. دخان، 55 .
32. احقاف، 9 و 10 .
33. طلاق، 2 .
34. يا ايها المزمل قم الليل الا قليلا نصفه او انقص منى قليلا او زد عليه و رتل القرآن ترتيلا» . مزمل، 1- 5 .
35. انفال، 65 .
36. ارشادالقلوب، ص 184; تنبيه الخاطر، ج 1، ص 6 .
37. حديد، 25 .
38. بقره، 183 .
39. نساء، 77 .
40. اتقوا الله فى عباده و بلاده فانكم مسؤولون حتى عن البقاع و البهايم‏» . نهج البلاغه، خطبه 167 .
41. بحارالانوار، ج‏70، ص 191; مجمع البحرين، ج 4، ص 6 . 1 .
42. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 289 .
43. نهج البلاغه، خطبه 16، سطر7 .
44. نجم، 32 .
45. و استقلال الخير و ان كثر من قولى و فعلى و استكثار الشر و ان قل من قولى و فعلى‏» . مفاتيح الجنان، دعاى مكارم الاخلاق .
46. آل عمران، 133 .
47. تحف العقول، ص 43 .
48. نهج البلاغه، خطبه 16، سطر 6 .
49. نهج البلاغه، خطبه 90، سطر 8 .