پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

آخر الزمان

شكى نيست كه هر آغازى را انجام و هر شروعى را پايانى است، جز ذات بى پايان خداوندى كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نيز مانند تمام مخلوقات الهى چنين خواهدبود. روزگارى بر دنيا سپرى شده كه ديباچه‏ى زندگى دنيايى به شمار مى‏آيد و زمانى نيز خواهد گذشت كه پايان اين كتاب خواهد بود. برگه‏هاى پايان كتاب زندگى انسان در زمين «آخرالزمان‏» خوانده مى‏شود. اين اصطلاح كه در اغلب اديان بزرگ به چشم مى‏خورد، در اديان ابراهيمى و به‏ويژه در دين اسلام، بسيار مورد توجه قرار گرفته است. اين اصطلاح، معمولا به روزگار پايانى دنيا و رويدادهايى كه ممكن است در اين بخش از زندگى دنيايى به وقوع بپيوندد، گفته مى‏شود و در روايات فراوان مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله اتفاقات بسيار مهم اين دوران مى‏توان به قيام جهانى حضرت مهدى ( عليه السلام) اشاره كرد.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 3
کاربر: 0
در این صفحه: 1


آموزش عقايد صفحه 204 استاد محمد تقى مصباح يزدى

مقدمه

عقيده به عصمت انبياء(عليه السلام ) يكى از عقايد ما مسلمان ها است كه ضرورت آن در مقاله حاضر مورد بحث قرار گرفته است.
راز مصونيت انبياء در مقام دريافت وحى اين است كه اساسا ادراك وحى از قبيل ادراكات خطابردار نيست و كسى كه استعداد دريافت آنرا داشته باشد واجد يك حقيقت علمى مى‏شود كه حضورا آنرا مى‏يابد و ارتباط آنرا با وحى كننده خواه فرشته‏اى واسطه باشد يا نباشد مشاهده مى‏كند. و امكان ندارد كه گيرنده وحى، دچار ترديد شود كه آيا وحى را دريافت داشته يا نه؟
و يا چه كسى به او وحى كرده است؟ و يا مفاد و محتواى آن چيست؟ و اگر در پاره‏اى از داستان هاى ساختگى آمده است كه پيامبرى در پيامبرى خودش شك كرد يا مفاد وحى را درك نكرد يا وحى كننده را هم نشناخت كذب محض است و چنين اباطيلى شبيه آن است كه گفته شود كسى در وجود خودش يا در امور حضورى و وجدانيش شك كرده است!!
اما بيان راز عصمت انبياء عليهم السلام در انجام وظايف الهى - و از جمله ابلاغ پيام و رسالت پروردگار به - مردم نياز به مقدمه‏اى دارد، و آن اين است:
كارهاى اختيارى بشر به اين صورت، انجام مى‏گيرد كه ميلى در درون انسان نسبت به امر مطلوبى پديد مى‏آيد و در اثر عواملى مختلف برانگيخته مى‏شود و شخص به كمك علوم و ادراكات گوناگونى راه رسيدن به هدف مطلوب را تشخيص مى‏دهد و اقدام به كارى متناسب با آن مى‏كند. و در صورتى كه ميل هاى متعارض و كشش هاى متزاحمى وجود داشته باشد سعى مى‏كند بهترين و ارزنده‏ترين آنها را تشخيص دهد و آنرا برگزيند. ولى گاهى در اثر نارسايى دانش، در ارزيابى و تشخيص بهتر، اشتباه مى‏كند يا غفلت از امر برتر يا عادت و انس به امر پست‏تر، موجب سوء گزينش مى‏شود و مجالى براى انديشه صحيح و انتخاب اصلح، باقى نمى‏ماند.
پس هر قدر انسان، حقايق را بهتر بشناسد و نسبت به آنها آگاهى و توجه بيشتر و زنده‏تر و پايدارترى داشته باشد و نيز اراده نيرومندترى برمهار كردن تمايلات و هيجانات درونيش داشته باشد حسن انتخاب بيشترى خواهد داشت و از لغزش ها و كجروي ها بيشتر در امان خواهد بود.
و به همين جهت است كه افراد مستعد با برخوردارى از دانش و بينش لازم و بهره‏مندى از تربيت صحيح، مراتب مختلفى را از كمال و فضيلت بدست مى‏آورند تا آنجا كه به مرز عصمت، نزديك مى‏شوند و حتى خيال گناه و كار زشت را هم در سر نمى پرورانند چنانكه هيچ فرد عاقلى به فكر نوشيدن داروهاى سمى و كشنده يا خوردن مواد پليد و گنديده نمى‏افتند.
اكنون اگر فرض كنيم كه استعداد فردى براى شناختن حقايق در نهايت‏شدت باشد و نيز صفاى روح و دلش در حد اعلا باشد و به تعبير قرآن كريم همانند روغن زيتون خالص و زلال و آماده احتراق باشد كه گويى خودبخود و بدون نياز به تماس با آتشى در حال شعله‏ور شدن است. «يكاد زيتها يضي‏ء ولو لم تمسسه نار» و بخاطر همين استعداد قوى وصفاتى ذاتى، تحت تربيت الهى قرار گيرد و بوسيله روح القدس تاييد شود چنين فردى با سرعت غير قابل وصفى مدارج كمال را طى خواهد كرد و ره صد ساله را يك شبه خواهد پيمود و حتى در دوران طفوليت بلكه در شكم مادر هم بر ديگران برترى خواهد يافت. براى چنين فردى، بدى و زشتى همه گناهان همان قدر روشن است كه زيان نوشيدن زهر، و زشتى اشياء پليد و آلوده براى ديگران، و همانگونه كه اجتناب افراد عادى از چنين كارهايى جنبه جبرى ندارد اجتناب معصوم از گناهان هم به هيچ وجه منافاتى با اختيار وى نخواهد داشت.
آموزش عقايد صفحه 204 استاد محمد تقى مصباح يزدى