پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

خورشيد فروزان

امروز وجود مقدس حضرت حجت - ارواحنا فداه - در ميان انسان‏هاى روى زمين، منبع بركت، علم، درخشندگى، زيبايى و همه ي خيرات است. براى انسانى كه داراى معرفت‏باشد، موهبتى از اين برتر نيست كه احساس كند، ولى خدا، امام بر حق، عبد صالح، بنده ي برگزيده در ميان همه ي بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمين، با او و در كنار او است؛ او را مى‏بيند و با او مرتبط است. مهدى موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)، مظهر رحمت و قدرت حق و مظهر عدل الهى است و كسانى كه بتوانند با اين كانون شعاع رحمت و تفضلات الهى، ارتباط روحى و معنوى برقرار كنند، در تقرب به خداوند، توفيق بيشترى مى‏يابند؛ زيرا نفس توسل و توجه و ارتباط قلبى با آن حضرت، موجب عروج و رشد روحى و معنوى انسان مى‏شود.

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 3
کاربر: 0
در این صفحه: 2
   صفحه اصلی > پژوهشکده مهدویت > هنر و فرهنگ مهدويت > امپراطورى هاليوود

سينماى مورد بحث چه تصوير و تصورى از جهان و آينده به‏طور كلى ارائه مى‏دهد؟

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ home

اصولاً انواع آخرالزمان را ما در فيلمهاى هاليوودى شاهد هستيم. فرض بفرمائيد: آخرالزمان تكنولوژيك،12 آخرالزمان طبيعى،13 آخرالزمان متافيزيك14 يا فرا ماده آخرالزمان دينى،15 آخرالزمان از جنس ساينس فيكشن16 كه با نوع تكنولوژيك يك مقدار تفاوت دارد، آخرالزمان اسطوره‏اى17 و... اينها برخى از انواع آخرالزمان است كه شما در فيلمهاى هاليوودى مى‏توانيد ملاظحه كنيد. فرض بفرماييد در آخرالزمان دينى همان پيشگوييهاى دينى - كه عمدتاً توراتى است - به صورت مستقيم يا غير مستقيم به عنوان وقايع آخرالزمانى به بيننده عرضه مى‏شود. در آخرالزمان ساينس فيكشن يا حالا بگوئيم علمى - تخيلى، معمولاً جدالى بين انسان و همزادهاى فرازمينى او درمى‏گيرد.
طبعاً تنشها و چالشهايى در اين جدال نهايى يا فاينال كانفليكت18 وجود دارد كه بحث نهايى در اين خصوص را اگر مجالى بود مجدداً عرض خواهم كرد. پس اين تقابل انسان با همزادهاى فرازمينى او است كه چنين فرجامى را موجب مى‏شود و آخرالزمان ساينس فيكشن يا علمى تخيلى بروز مى‏كند. آخرالزمان تكنولوژيك حديث چالش ميان انسان و فرزند ناخلف او تكنولوژى است. تكنولوژى از جنس بشر نيست، از سنخ او هم نيست. بشر يك وقت فرزند خود را كه از جنس و از سنخ خود اوست مى‏بيند كه بر وى پيشى گرفته؛ لذت هم مى‏برد؛ چون فرزند تداوم منطقى و طبيعى و فطرى وجود ماست. اما تكنولوژى فاقد اين صفت است. بنابراين اگر روزى محصول بشر بر او سبقت بگيرد؛ فقط موجب وحشت، احساس پوچى و از خود بيگانگى او مى‏شود. انسان اگر از ماشين كم بياورد در واقع اينگونه تعبير نمى‏كند كه فرزندش بر او سبقت گرفته، بلكه حس مى‏كند مصنوعش بر او برترى يافته و محصول اين نوع نگاه فقط وحشت است. در آخرالزمان تكنولوژيك، ما مى‏بينيم كه مصنوعى صانع خود را نابود مى‏كند؛ يعنى آنچه كه بشر خود آفريده بر بشر غلبه مى‏كند و بشر را به فرجام خودش در اين دنيا مى‏برد. حالا گاهى وقتها اين مصنوع يك سوپر كامپيوتر فوق هوشمند است، گاهى وقتها يك سلاح اتمى غير قابل كنترل و در واقع هوشمند و گاهى اوقات نيز انواع ديگرى از تكنولوژى است. ولى هر چه هست وحشت و تنهايى انسان را در مقابله با اين مخلوق خود نشان مى‏دهد. همان كاراكتر معروف دكتر فرانكنشتاين،19 مصنوعى كه صانع خود را نابود مى‏كند، دقيقاً همين است. فرانكنشتاين هيولايى بود كه در آزمايشگاه توسط يك دكتر بيولوژيست توليد شد. (براساس رمان معروف خانم شلى20) در واقع ما همين قصه را مى‏بينيم و بعد فيلمهاى سينمايى متعددى براساس آن ساخته شد نهايتاً اين هيولاى آزمايشگاهى صانع خود را تعقيب كرده و مى‏كشد. اين نسبت بين صانع و مصنوع را ما با نام پديده فرانكنشتاين مى‏شناسيم و اين يك نوع آخرالزمان است. آخرالزمان اسطوره‏اى، آخرالزمانى است كه در آن موجوداتى، مفاهيمى از اعماق افسانه و از آن سوى تاريخ، از دنياى افسانه‏ها و اساطير ملل سر بر مى‏آورند و در شرايط كنونى خطرساز مى‏شوند و تقابل آنهاست كه وقايع آخرالزمانى را ايجاد مى‏كند. مثلاً تيتان‏ها21 و ژئانهايى22 كه از قعر دوزخ، تارتاروس23 و از دل زمين برمى‏خيزند و دنيا را بر مى‏آشوبند در اسطوره‏هاى يونان باستان يا در اساطير ساير ملل داريم كه اينها از آن سوى مرز اسطوره مى‏آيند و به شدت واقعى و امروزى و حقيقى مى‏شوند و شرايط آخرالزمانى را براى بشر ايجاد مى‏كنند. گاهى وقتها آخرالزمان از جنس آخرالزمان طبيعى است. در اين‏گونه، طبيعت به عنوان قربانى بشر، ديگر تجاوز و تعدى او را برنمى‏تابد و بر عليه انسان اعلام جنگ مى‏كند. زلزله‏هاى عجيب و غريب، آتشفشانها، برخورد شهاب سنگهاى عظيم به كره زمين و وقايع اين‏گونه پايان عمر دنيا را رقم مى‏زنند و يك آخرالزمان طبيعى يا فاجعه طبيعى پديد مى‏آورند. آخرالزمانها انواع ديگرى هم دارند. مثلاً گاهى وقتها خود انسان به دست خويش اين آخرالزمان را ايجاد مى‏كند. اينها رويكردهاى متعدد و الگوهاى آخرالزمانى متفاوتى هستند كه در واقع سينماى هاليوود اتخاذ كرده است. در نگره دينى - عمدتاً كه با رويكرد توراتى دنبال مى‏شود - ما مى‏بينيم كه شيطان در آغاز و هزاره يا در برخى تواريخ خاص از زندان دوزخى خود رها مى‏شود و كمر به قتل آدمى مى‏بندد و در راه سر برداشتن آنتى‏كرايست24 يا ضد مسيح (و در واقع دجال آخرالزمان به قرائت آنها) قدم مى‏گذارد. مى‏دانيد كه يهوديان هم به نوعى به مسيحا قائلند؛ گرچه آنها مسيحى را كه در سرزمين فلسطين ظهور كرد مسيح كذاب مى‏دانند و مسيح حقيقى را پيامبر ديگرى مى‏دانند كه در آخرالزمان مى‏آيد. به هر حال اين نوع نگاه در فيلمهاى هاليوود (با اين فرض كه دينى باشند) بيشترين فراوانى را دارند. يورش شيطان و عكس‏العمل سپاه حق و پيروان حق و نبرد نهايى كه در بين آنها در مى‏گيرد همان مفهوم فاينال كانفليكت است كه پيش از اين به آن اشاره كردم و چون در منطقه »هادّمجدّون« است حالا به »آرماگدون« معروف مى‏شود و در آن نبرد است كه تكليف حق و باطل مشخص مى‏شود و در خونبارترين جنگ تاريخ حق بر باطل پيروز مى‏شود و اينها انواع رويكرد به مقوله آخرالزمان است كه هاليوود تاكنون به تصوير كشيده است.