پژوهشکده مهدویت
كوتاه و خواندني

بقية الله

واژه‏ى «بقيه‏» به معناى بازمانده و پاينده و آن‏چه كه از چيزى باقى گذاشته شود، است. تركيب «بقية‏الله‏» در قرآن مجيد و روايات خاندان عصمت و طهارت ( عليهم السلام) آمده است. از آن‏جايى كه مهدى موعود (عليه السلام) آخرين پيشوا و بزرگ‏ترين رهبر انقلاب پس از قيام پيامبر اسلام ( صلى الله عليه و آله و سلم) است، يكى از روشن‏ترين مصاديق «بقية‏الله‏» مى‏باشد و از همه به اين لقب شايسته‏تر است. به خصوص كه تنها باقيمانده بعد از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) وامامان ( عليهم السلام) است. بنابراين يكى از القاب حضرت مهدى (عليه السلام) بقية‏الله است كه خود آن حضرت هنگام آغاز ظهور، خود را با اين لقب معرفى خواهد كرد. وتوصيه شده در عصر غيبت و ظهور، هنگام سلام به آن حضرت چنين گفته شود: «السلام عليك يا بقية‏الله فى ارضه

جستجو در سايت
آنلاین
مهمان: 2
کاربر: 0
در این صفحه: 2

رجعت همانند بسيارى از واژه‏ها علاوه بر معناى لغوى، در علوم مختلف در معانى گوناگونى به كار رفته، و با توجه به اين معانى است كه مى‏توانيم تصوير و شناخت صحيحى از معناى مورد بحث داشته باشيم. لغتنامه دهخدا معانى اصطلاحى مختلفى براى رجعت‏بر شمرده است، كه به اختصار آنها را نقل مى‏كنيم:

1-اصطلاح فقهى: بازگرديدن مرد به سوى زن مطلقه خود در مدت قانونى و شرعى .

2-اصطلاح نجومى: رجعت نزد منجمان و اهل هيات عبارتست از حركتى غير از حركت كوكب متحيره به سوى خلاف توالى بروج و آن را رجوع و عكس نيز مى‏نامند.

3-اصطلاح عرفانى: نزد اهل دعوت عبارتست از رجوع و كال و نكال و ملال صاحب اعمال به سبب صدور فعل زشت از افعال ، يا متكلم گفتارى سخيف از اقوال .

4- اصطلاح جامعه‏شناسى: برخى جامعه‏شناسان به هنگام بحث از قانونمندى جامعه و تاريخ ،معتقدند كه قوانين تطورات تاريخى در همه جوامع مشترك است و تاريخ سه مرحله ربانى و قهرمانى و انسانى را طى مى‏كند و هميشه اين ادوار تكرار مى‏شوند و آنان اين حركت تاريخ را «ادوار و اكوار» و «رجعت‏» گويند.

روشن است كه هيچكدام از معانى چهارگانه مذكور مورد بحث ما نيست و آنچه در اين تحقيق مورد توجه است اصطلاح كلامى است.

5 - اصطلاح كلامى: شيخ حر عاملى در بيان تعريف اصطلاحى رجعت مى‏فرمايد:

«بدان كه رجعت در اينجا [كلام] همان حيات و زندگى بعد از مرگ و قبل از قيامت است، و اين معنا از لفظ رجعت‏به ذهن سبقت مى‏جويد، و همين معناست كه مورد تصريح علما بوده كه از موارد به كارگيرى آن و نيز از احاديث استفاده مى‏شود».

اين تعريف بيانگر معناى كامل اصطلاحى رجعت نيست ، زيرا مجرد زنده شدن بعد از مرگ ، قبل از قيامت ، نمايانگر معناى اصطلاحى رجعت نيست ، زيرا (همانطور كه خواهد آمد) قرآن ماجراى عده‏اى را بيان مى‏كند كه پس از مرگ زنده شدند. مثل جريان زنده شدن عده‏اى از ياران حضرت موسى كه مى‏خواستند خدا را ببينندو ... روشن است كه رجعت در اصطلاح كلام شيعه چنين رجوعى نخواهد بود (زنده شدن عده‏اى از مؤمنان خالص و كافران فاجر در زمان ظهور امام عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) افزون بر اينكه معناى لغوى رجعت در اين تعريف لحاظ نشده است، چرا كه رجعت‏به معناى بازگشت‏به دنيا پس از مرگ است نه زنده شدن ، به هر حال اين تعريف گوياى معناى اصطلاحى رجعت نيست.

تعريف ديگر تعريف شيخ مفيد است. كه گوياى معناى واقعى رجعت‏بوده و داراى نواقص تعريف نخست نيست. ايشان در تبيين معناى اصطلاحى (كلامى) رجعت چنين مى‏نويسد:

«ان الله يرد قوما من الاموات الى الدنيا فى صورهم التى كانواعليها فيعز فريقا و يذل فريقا و المحقين من المبطلين و المظلومين منهم من الظالمين و ذلك عند قيام مهدى آل محمد عليهم السلام‏»

«خداوند گروهى از اموات را به همان صورتى كه در گذشته بودند، به دنيا بر مى‏گرداند، و گروهى را عزيز و گروهى ديگر را ذليل مى‏كند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه و نصرت داده ، و مظلومين را بر ظالمين و ستمگران غلبه مى‏دهد، اين واقعه هنگام ظهور ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) رخ خواهد داد».